.
                        
نمایه


وب سایت پایگاه مقاومت بسیج

شهید
دکتر چمران


شهرستان لاهیجان




آدرس: انتهای خیابان کاشف شرقی - جنب مسجد حضرت ابوالفضل(ع)


Email: Info@chamran-lahijan.ir


توجه:
برای دسترسی موضوعی و همچنین آرشیو مطالب به
" بخش خبری "

 از منوی اصلی مراجعه نمایید.





برای بازدید از سایت ترجیحا از مرورگرهای Google Chrome یا Mozilla Firefox استفاده نمایید.



منوی اصلی
لینکهای سریع
دیگر بخشها
بخش کاربری
مطالب سایت
بخش خبری
امکانات سایت
عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
صوت


www.chamran-lahijan.ir

آمارگیر
   
   
 
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
پنجشنبه، 28 ارديبهشت ماه ، 1391

 نسبت استاد شاگردی آیت الله العظمی بهجت و آیت الله مصباح یزدی شاید تا چندی پیش و در ایام حیات عارف بزرگ زمانه، چندان آشکار و پیدا نبود، چه از آن جهت که حضور آیت الله بهجت مانع از بیان این ارتباط می‌شد و چه از آن جهت که سمت و سوی آشکار فعالیت علامه مصباح در حوزه اندیشه و سیاست به چشم می‌آمد و ابعاد اخلاقی در پشت این روشنگری‌های نظری و سیاسی پنهان.

پس از رحلت بهجت زمان، هر آنکس که سر و سری با او داشت، خاطراتی گفتنی را به زبان و قلم آورده و در تبیین جایگاه والای او به جامعه عرضه کرد هرچند که بسیاری از خاطرات مگو هم در سینه دوستان و دوستدارانش باقی ماند.

شاید یکی از خواندنی‌ترین خاطرات از مرحوم آیت الله بهجت، خاطرات علامه مصباح یزدی از این استاد بزرگ اخلاق است. خواندن این خاطرات سوای محتوای پر مغز آن، از سر و سرّ استاد و شاگرد حکایت دارد. 

رجانیوز  بخش‌هایی از خاطرات علامه مصباح یزدی پیرامون مرحوم بهجت را که هفته نامه نه دی منتشر کرده است. به مناسبت فرارسیدن سالگرد ارتحال عارف بزرگ دوران معاصر مرحوم آیت الله بهجت منتشر می‌کند:
 
درس خارج پشت حجره در بسته
 
خدمت ایشان رسیدیم و درخواست کردیم که درس فقهی شروع بفرمایند و ما استفاده کنیم، ایشان هم بزرگواری فرمودند و قبول کردند و در یکی از حجرات مدرسه فیضیه این درس را ما شروع کردیم و بعد از درس مرحوم آیت الله بروجردی(رض)که ایشان مقیّد بودند همیشه درس ایشان شرکت کنند بعد از درس تشریف می بردند مدرسه فیضیه و ما هم چند نفری بودیم آنجا در خدمتشان کتاب طهارت را شروع کردیم. گاهی اتفاق می افتاد که صاحب حجره نبود حالا مسافرتی رفته بود یا بیماریی چیزی داشت ،ایشان در یکی از صفّه های حجره همان جا کنار مدرسه می نشستند و ما هم روی زمین دور ایشان می نشستیم و درس خارج فقه به این صورت برگزار می شد.
 
 داستان هایی که سرّش را بعداً فهمیدیم
 
ما پیش از درس مقیّد بودیم زودتر برویم پیش از وقت درس بلکه از ارشادات معنوی ایشان به یک نحوی استفاده کنیم، ایشان هم تشریف می آوردند پیش از وقت درس، گاهی یکی دو نفر بودیم که پیش از درس و به طور متفرّق مطالبی همان طور که عرض کردم گاهی حدیثی می خواندند گاهی داستانی نقل می کردند از اساتید و بزرگان دیگران، ابتدا ما فکر می کردیم انتخاب این حدیث یا داستان اتفاقی است.
 
بعدها با دوستان صحبت کردیم گفتیم که بیان این حدیث ها و یا داستان ها مثل اینکه جهت دار است، آن دوست ما گفت که اتفاقاً من حس می کنم که ایشان وقتی یک مطلبی را نقل می کنند مثل اینکه من را مخاطب قرار می دهند، به جهتی مربوط به من دارند می گویند منتها به زبان یک حدیث یا داستان، فرض کنید من اگر یک لغزشی کردم و کس دیگری هم نمی داند حالا در خانه مربوط به خانواده ام و یا مربوط به دیگری ایشان یک داستانی نقل می کردند یا حدیثی می گفتند که تنبیهی بر آن جهت و اشاره ای داشت مثلاً یک چنین اشتباهی کردید شما کار بدی کردید مثلاً و راهنمایی بود که چه کار کنید. این زیاد اتفاق می افتاد که وقتی داستان نقل می کردند یک نگاه خاصی هم به طرف می کردند، بعدها دیگر کم کم ما باور کردیم که اینها جهت دار است همین جوری و به طوراتفاقی چیزی نقل نمی کنند. از جمله گاهی مطالبی را می فرمودند که ناظر به جهات اجتماعی و سیاسی و اینها بود و آن وقت ها هم مصادف شده بود با اوایل جریان نهضت روحانیت و حمله کماندوهای شاه به مدرسه فیضیه و گاهی مطالبی می فرمودند ارتباط پیدا می کرد با این مسائل.
 
 تأکید آیت الله بهجت بر بُعد فرهنگی نهضت
 
روز به روز وقتی جریانات مبارزات داغ تر می شد و مزاحمتی که برای روحانیون و منبری ها و زندان و تبعید و اینها پیش می آمد به این مناسبت ها ایشان هم اشاراتی می فرمودند یا اشاره ای که مثلاً چه باید کرد، گاهی حرفهای خیلی ساده ایشان می توانست فتح بابی باشد برای یک نوع فعالیت و بعضی از دوستانی که در درس ایشان شرکت می کردند بخاطر همین تأکیدات ایشان رفتند سراغ فعالیت های اجتماعی و سیاسی، بخصوص در بخش کارهای تبلیغاتی و فرهنگی، یعنی مبارزاتی که از آن زمان شروع شد به رهبری حضرت امام(س) و سایر مراجع یک بعدش ضعیف بود و آن بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش بود و اتفاقاً ایشان روی این بعد از مبارزات تکیه می کردند، ما را سوق می دادند به اینکه این جهتش را جبران کنید تقویت کنید و همین باعث شد که ما در این فعالیت ها در حدّ توان و بضاعت خودمان شرکت کنیم و بخصوص به بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش اهمیت بدهیم. اینکه من عرض کردم محرّک من در شروع این فعالیت ها همین جهت بود که ایشان تأکید می کردند برای تقویت بعد فرهنگی و تبلیغاتی مبارزه، ما هم روی حسن ظنّی که به فرمایشات ایشان داشتیم این را یک وظیفه مؤکدی برای خودمان می دانستیم و در حدّی که ازعهده ما برمی آمد دنبال می کردیم.
 
 
امام می فرمود با اصرار از ایشان بخواهید
 
مرحوم آیه الله مشکینی(رض) که رئیس مجلس خبرگان بودند نقل می فرمودند که ما خدمت حضرت امام(س) شاید هم گفتند بارها برای مسائل اخلاقی و اینها مطرح کردیم و گفتیم به کی مراجعه کنیم در این گونه مسائل و ایشان می فرمودند به آقای بهجت مراجعه کنید، عرض می کردیم ایشان نمی پذیرند اباء دارند از اینکه مثلاً به این عنوان شناخته بشوند و مطرح بشوند و اینها، امام(س) می فرمودند که باز می فرمودند به ایشان مراجعه کنید اصرار کنید. مرحوم امام(س) کس دیگری را به این عنوان معرفی نکردند. بنده هم از مرحوم آقا مصطفی(ره)شنیدم که می گفتند که حضرت امام(س) نظر خاصی به آقای بهجت دارند و گاهی برای بعضی حاجات و مشکلاتشان به ایشان ارجاع می دادند، حالا نمی دانم ذکر این مطلب چه اندازه بجاست: جناب آقای مسعودی که تولیت آستانه حضرت معصومه(س) را داشتند ایشان بخاطر اینکه اهل خمین بودند و به منزل امام(س)، زیاد رفت و آمد داشتند نقل می کردند که بارها اتفاق افتاد مشکلی برای امام(س) پیش آمد یا بیماری سختی مثلاً بستگانشان داشتند، ایشان مرا می فرستادند پیش آقای بهجت که برو ببین آقای بهجت چه می گویند و مکرّر اتفاق افتاد که ایشان می فرمودند بروید قربانی کنید گاهی یکی گاهی دو تا گوسفند قربانی کنید و من بلافاصله به دستور آقای بهجت و با پیشنهاد حضرت امام(س) می آمدم پیش فلان قصابی و گوسفند می گرفتم.
 
 آنچه نمی دانیم عمل کنیم
 
بنده خیال می کنم چیزی که در زندگی ایشان کاملاً بیّن بود و هر کس اندکی با ایشان معاشرت پیدا می کرد یا از فرمایشات ایشان استفاده می کرد متوجه می شد این بود که ایشان تمام سخنانشان و رفتارشان روی یک محور متمرکز بود وآن اینکه تقرب به خدای متعال یا کمال حقیقی برای انسان جز در سایه اطاعت خدا و عمل به دستورات شریعت حاصل نمی شود. تکیه کلام ایشان انجام واجبات و ترک محرمات بود. هرکه از ایشان می پرسید چه باید بکنیم چه دستور اخلاقی شما توصیه می کنید محورش همین بود انجام واجبات ترک محرمات، تکیه کلام ایشان در تمام مدتی که ما خدمت ایشان می رسیدیم و گاهی صحبت از مسائل اخلاقی و معنوی می شد، مسلّمات شریعت بود، این مطلب را بارها تکیه می کردند که اگر ما آنچه از شریعت می دانیم عمل کنیم خدا آنچه لازم باشد به ما خواهد فهماند، لزومی ندارد که بگردیم دنبال یک چیزهایی که خیلی مجهول هست و یک اسراری هست کسانی می دانند و هیچ کس نمی داند! می فرمودند هرچه در شریعت بیشتر روی آن تأکید شده، آیات قرآن و روایات، بیشتر به آن تأکید کرده دلیل آن است که آن راه ،راه تقرب به خداو مهمتر و مؤثرتر است.
 
 
مبارزه آیت الله بهجت با عرفان های التقاطی
 
مرحوم آقای بهجت برای خودشان کأنّه یک رسالتی قائل بودند که در مقابل خرافات و دکان داری هایی که در این زمینه وجود دارد و کسانی به نام عرفان و مسائل اخلاقی و قطبی و مرشدی و این حرفها دکان داری می کنند و مردم را سرگرم می کنند برای خودشان یک رسالتی قائل بودند که با اینها مبارزه بکنند منتها مبارزه مثبت، یعنی به جای اینکه بگویند فلان کس دارد خطا می کند یا فلان فرقه چنین و چنانند ایشان این جهت را بیان می کردند که راه صحیح، پیروی از اهل بیت و عمل به دستورات شریعت است راه دیگری نیست.
 
بطور کلی سایر فرقه ها و راه ها و بدعت ها و همه اینها را نفی می کردند به صورت مبارزه مثبت یعنی با تثبیت اینکه راه فقط پیروی از اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین هست، سایر چیزها را نفی می کردند و شاید این روز را می دیدند ، آن وقت ها البته فرقه تصوف و اینها بود ولی این عرفانهای کاذب به این وسعت نبود اینها تازه رواج پیدا کرده هرگوشه ای یک کسی یک مغازه ای باز کرده و شاید به خاطر همین ها بود که ایشان این مسأله را خیلی روی آن تأکید می کردند که تنها عمل به دستورات شرع، انجام واجبات و ترک محرمات است که انسان را می تواند به سعادت برساند و از ویژگی های ایشان این بود که همیشه در فعالیت ها جنبه مثبت را تقویت می کردند یعنی به جای اینکه یکی یکی با این مکاتب انحرافی و خرافی مبارزه بکنند و اسم ببرند آن مکتب غلط است و فلان است، در مقابلش آن جهت مثبت را ارائه می دادند که اینها صحیح است و ما باید این جوری رفتار بکنیم.
 



پنجشنبه، 28 ارديبهشت ماه ، 1391 نظرات
ادامه مطلب
 
واکاوی ریشه هاى فتنه در خطبه حماسی فاطمی
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
جمعه، 18 فروردين ماه ، 1391


فاجعه سقیفه و در پى آن، غصب ظالمانه فدك سنگ بناى تمام ظلم ها و ستمگرى ها در طول تاریخ اسلام گردید; اما آیا فاجعه اى چنان هایل، تنها محصول سیاست بازى و غوغاسالارى پیشوایان سقیفه بود؟! 
چرا از دلاورمردان صحنه شجاعت و شهامت جز سایه اى از ننگ و ضلالت خبرى نبود؟! آن بیعت كنندگان بى شمار با على مرتضى علیه السلام در روز غدیر خم به كدامین لانه خزیده بودند؟!

آن آگاهان از بى كرانْ فضایلِ فاطمه زهرا علیهاالسلام چگونه رضایت دادند تا در حق او جسارت شود و قطعى ترین حق او غصب گردد؟!

چگونه مى شود كه پیشاپیش چشم دلاوران و غیرتمندان مهاجر و انصار روشن ترین و قطعى ترین حقوق به تاراج رود و نواى حتى یك اعتراض از جمع آنان برنخیزد؟!

چگونه مى شود ملكى را كه پیامبر به دخترش بخشیده و به اعلان همگان رسانده است، پیش چشمان تمام مسلمانان غارت نمایند و جز نواى سكوتى مرگبار از آنان به گوش نرسد؟!

ریشه هاى این فاجعه عظیم چه بود؟!

 

سربرآورى نفاق ها و كینه هاى خفته

خطبه حماسى فاطمه علیهاالسلام پس از حمد و ثناى الهى، اشاره به حكمت برخى از دستورات خدایى، گذرى بر تاریخ ذلت بار جاهلى و نگاهى به سیر عزت یابى عرب از رهگذر رسالت نبوى و رشادت هاى على علیه السلام، با تحلیل ریشه هاى فتنه سقیفه دنبال مى شود:

 «آن هنگام كه خداى تعالى همسایگى پیامبران را براى رسول خویش برگزید دورویى ها آشكار و كالاى دین كهنه و بى خریدار گشت. خشم فروخورده گمراهان زبانه كشید و كمترین گمنامان به سالارى رسید.

پیشواى اهل باطل آواز درداد و یكه تاز میدان شما گردید. شیطان از كمین گاه خویش سر برآورد و شما را به خود دعوت كرد و دید كه چه زود اجابتش نمودید و در دام فریبش خزیدید. چون شما را به حق كشى فراخواند، لبیك شما را دریافت و چون شما را در مقابل حق به خشم و غضب در آورد، شما را غضبناك یافت». (1)

چه كسى جز زهرا علیها السلام مى توانست فریاد برآورد كه هر چند بهانه ها و شعارهایتان مردم فریب و زیبا; اما حقیقت كارتان زشت و نازیباست؟! هر چند خود را خاموش كنندگان فتنه مى خوانید; اما فتنه افروزان حقیقى شمایید. هر چند خود را قرآن گرا مى دانید; اما در عمل، به دامن شیطان گریزانید. شعارهایتان جملگى دروغ و نیرنگ و كارهایتان برافروزاننده فتنه و ننگ

حضرت زهرا علیها السلام ریشه اى ترین عامل شعله ورى فتنه را نفاق هاى در نهان خفته معرفى مى كند.

 قساوتمندان به ظاهر مسلمان شده، عقب ماندگان به ظاهر رشدیافته، گمراهان به ظاهر هدایت شده، آتش تعصب ها و كینه هاى قومى ـ قبیله اى را در نهاد خویشتن فرو ننشانده اند، به تهذیب و تزكیت نفوس خویش نپرداخته اند، سطح معرفت هاى خود را ترقى نداده اند ولیكن داعیه دین و ایمان را پوششى براى ظلمت و قساوت درونى شان قرار داده، همواره مترصد فرصتى گشته اند تا از پشت بر اسلام خنجز بزنند.

 چه كسى باور مى كرد كه پیشتازان جنگ و جهاد، سوداگران جان و انفاق كنندگان مال، در نهان دلهایشان دورویى بپرورانند؟! چه كسى باور مى كرد كه پیشتازان بیعت با امام على علیه السلام در روز غدیر از او كینه ها و نفرت ها به دل داشته باشند؟! در آن زمان چه كسى جرأت مى كرد داعیه داران جانبازى در راه خدا را منافق خطاب نماید؟! چه كسى شهامت آن را داشت كه فداسازان جان و مال در راه خدا را فریب خوردگان شیطان بخواند؟! چه كسى مى توانست پرده هاى دروغین دین و ایمان را فرو افكند و باطن ظلمت و ضلالت را برملا نماید؟!

چه كسى مى توانست جز زهراى اطهر؟! چه كسى جز زهرا علیهاالسلام مى توانست فریاد برآورد كه هر چند بهانه ها و شعارهایتان مردم فریب و زیبا; اما حقیقت كارتان زشت و نازیباست؟! هر چند خود را خاموش كنندگان فتنه مى خوانید; اما فتنه افروزان حقیقى شمایید. هر چند خود را قرآن گرا مى دانید; اما در عمل، به دامن شیطان گریزانید.  شعارهایتان جملگى دروغ و نیرنگ و كارهایتان برافروزاننده فتنه و ننگ:

«هنوز از عهد و قرار چیزى نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته بود; زخم دل ما التیام نگرفته و پیامبر هنوز دفن نگردیده بود كه آنچه نبایست كردید و آنچه ازآنتان نبود، بردید و بدعتى بزرگ پدید آوردید. بهانه آوردیدكه از فتنه مى ترسیم; اما بدانید كه خود را به قعر آتش فتنه افكندید; چرا كه آتش دوزخ، كافران را از هر سو فرا مى گیرد.

شما كجا و فتنه خواباندن كجا؟! دروغ مى گویید و راهى جز راه حق مى پویید! وگرنه این كتاب خداست در میان شما! نشانه هایش به كم و كاست هویدا و امر و نهى آن روشن و آشكاراست! شما به چنین كتابى پشت نموده اید. واى بر شما! آیا مى خواهید از آن رو گردانید یا به غیر آنچه در آن است، حكم نمایید؟! كسى كه جز تسلیم محض در مقابل خداوند، آیینى پذیرد، روى رضاى پروردگار نبیند و در آخرت با زیانكاران نشیند ».(2)

 

سطحى نگرى ها و بى غیرتى هاى غافلانه

همه مصیبت ها و انحطاط ها در اسلام از سهل گیرى، سطحى نگرى، ساده لوحى و خوش باورى مردمان در همان اجتماع مسجد پیامبر شروع شد.  فاطمه علیهاالسلام با خطبه حماسى و آتشین خویش، انصار و یاوران پیامبر را به قیام و خیزش علیه پیشوایان نفاق و ضلالت فرا مى خواند; در حالى كه آنان در سایه امن بى غیرتى و سهل انگارى، در سكوتى مرگبار خفته بودند: 

امان از راحت طلبى! و امان از سهل انگارى! كه به فرموده حضرت زهرا علیها السلام تمام فسادها، انحراف ها و فتنه ها از آن سرچشمه گرفته است. امان از بى مسؤولیتى كه نتیجه تن پرورى و سطحى نگرى است. امان از بى غیرتى كه انسان را در مقابل غصب آشكاراترین حقوق نیز به ننگ سكوت و عافیت طلبى فرا مى خواند

«واى بر شما! اى پسران قیلَه! (3) از شما چه دور است كه پیش چشمانتان میراث پدرم را ظالمانه ببرند و حرمتم را ننگرند و شما همچون بیهوشان فریاد نصرت طلبى مرا نشنیده گذارید!! دادخواهى من به شما مى رسد، در حالى كه اجتماعتان منسجم است، ساز و برگ فراوان دارید و اثاث و خانه هاى آبادان; اما فریاد مرا نشنیده مى گیرید و به یارى ام نمى شتابید... ، به خدا سوگند شما را مى بینم كه به تن آسایى و راحت طلبى خو كرده اید. آن را كه سزاوار منصب رهبرى امور است، از جایگاهش دور نموده اید. از دین برگشته اید و از جهاد در راه خدا خسته گشته اید. آگاه باشید كه اگر تمام اهل زمین نیز كافر گردند خداوند از همه آنها بى نیاز است». (4)

اما هزاران دریغ كه از هُرم گدازنده كلام فاطمه، فولاد سخت هیچ دلى تأثیر نپذیرفت و از زلزله عرش لرزان سخنِ او، سنگ قبر هیچ دلى نلرزید و از جا كنده نشد. هم از جا تكانشان نمى داد؟!

مگر بى غیرتى، بى مسؤولیتى و آسایش جویى با انسان چه مى كند كه مى تواند پاره تن رسول خدا را در چنگال كفتاران، گرفتار بیند و به قیام برنخیزد؟!

امان از راحت طلبى! و امان از سهل انگارى! كه به فرموده حضرت زهرا علیهاالسلام تمام فسادها، انحراف ها و فتنه ها از آن سرچشمه گرفته است. امان از بى مسؤولیتى كه نتیجه تن پرورى و سطحى نگرى است. امان از بى غیرتى كه انسان را در مقابل غصب آشكاراترین حقوق نیز به ننگ سكوت و عافیت طلبى فرا مى خواند; حتى اگر این حق، حق امامت براى على مرتضى علیه السلام و یا حق مالكیت فدك براى فاطمه زهرا علیها السلام باشد. این همه از آن نشأت مى گرفت كه شناخت و آگاهى كافى وجود نداشت. غرض ورزان و مریض دلان، عرصه تركتازى یافته بودند و توده مردم هم كه غرض و مرضى نداشتند، ساده لوحى و ظاهربینى چشم عقلشان را كور ساخته بود و ساده انگارى و سطحى نگرى، به خواب خوش بى غیرتى و غفلت فروشان برده بود.

كجا یك تن تواند غصب كردن حق مولا را                 سكوت خلق و همراهى دشمن كشت زهرا را

صحیفه تاریخ این چنین در پیش روى ما گشوده شده و كلمات آگاهى بخش فاطمه علیها السلام این چنین در گوش جان ها طنین انداز گشته است. و این ثمره، به بهاى اندكْ محقق نشده است. بهاى این روشنگرى ها، درهم شكسته شدن سینه و پهلوى زهراى اطهر علیها السلام، سیلى خوردن و نیلى شدن آن چهره مطهر و 25 سال مظلومیت و سكوت كشنده حیدر علیه السلام است. فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِى الْأَبْصَرِ(حشر/2) پس پند و عبرت بگیرید اى صاحبان اندیشه!

 

پی نوشت:

1) فَلَمَّا اخْتارَاللّهُ لِنَبیِّهِ دارَ اَنْبِیائِهِ وَ مَأْوى اَصْفِیائِهِ ظَهَرَ فیكُمْ حَسیكَةُ النِّفاقِ وَ سَمَلَ جَلْبابُ الدِّینِ وَ نَطَقَ كاظِمُ الْغاوِینَ وَ نَبَغَ خامِلُ الْاَقَلِّینَ وَ هَدَرَ فَنِیقُ الْمُبْطِلِینَ فَخَطَرَ فى عَرَصاتِكُمْ وَ اَطْلَعَ الشَّیْطانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغرِزِه هاتِفاً بِكُمْ فَاَلْفاكُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِبینَ وَ لِلِغِرَّةِ فیهِ مُلاحِظِینَ، ثُمَّ اسْتَنْهَضَكُمْ فَوَجَدَكُمْ خِفافاً وَاَحْمَشَكُمْ فَأَلْفاكُمْ غِضاباً؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 16، ص 233؛ دلائل الامامة، ص 39.

2) فَوسَمْتُمْ غَیْرَ اِبِلِكُمْ وَ أَوْرَدْتُمْ غَیْرَ مَشْرَبِكُمْ. هذا! وَ الْعَهْدُ قَریبٌ وَ الْكَلْمُ رَجیبٌ والْجَرْحُ لَمّا یَنْدَمِلْ وَ الرَّسوُلُ لَمّا یُقْبَرْ إِعْتِذاراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الفِتْنَةِ «اَلَا فِى الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْكَافِریِنَ(توبه/ 49) فَهَیْهاتَ مِنْكُمْ؟ وَ كَیْفَ بِكُمْ؟ وَ اَنّى تُؤْفَكُونَ؟ وَ كِتابُ اللّهِ بَیْنَ اَظْهُرِكُمْ، اُموُرُهُ ظاهِرَةٌ وَ اَحْكامُهُ زاهِدَةٌ وَ اَعْلامُهُ باهِرَةٌ وَ زَواجِرُهُ لائِحَةٌ وَ اَوامِرُهُ واضِحَةٌ، وَ قَدْ خَلَّفْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِكُمْ، اَرَغْبَةً عَنْهُ تُریدُونَ اَمْ بِغَیرِهِ تَحْكُمُون؟ بِئْسَ لِلظّالِمینَ بَدَلا «وَ مَن یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسلَامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الْآَخِرَةِ مِنَ الْخَاسِریِنَ.» (آل عمران/85)؛ الاحتجاج، ص 108؛ دلائل الإِمامة، ص 39.

3) منظور از «پسران قیله»، انصار مى باشند كه از دو قبیله اوس و خزرج بودند و نَسبِ مشتركشان، به زنى به نام «قیله»، در چندین نسل قبل، منتهى مى شد.

4) اَیهاً بَنى قَیْلَةَ! أَ اُهْضَمُ تُراثَ أَبى؟ وَ اَنتُمْ بِمَرأىً مِنّى وَ مَسْمَع تَلْبَسُكُم الدَّعْوَةُ... ، أَلا وَ قَدْ أَرى اَنْ قَدْ أَخْلَدْتُمْ اِلَى الْخَفْضِ وَ أَبَْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ اَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ القَبْض. وَرَكَنتُمْ اِلىَ الدَّعَةِ فَعُجْتُمْ عَنِ الدّینِ وَ مَجَجْتُمُ الّذى وَعَیْتُمْ وَدَسَعْتُمُ الَّذى سَوَّغْتُمْ. «فَاِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الاَرْضِ جَمیعاً فَاِنَّ اللَّه لَغَنِىٌ حَمِیدٌ» (ابراهیم/6)

بلاغات النساء، ص 30؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 16، صص 213- 236؛ مناقب، ج 2، ص 206، بحارالانوار، ج 43، ص 158؛ كشف الغمّة، ج 1، ص 491؛ الاحتجاج، ص 102؛ دلائل الامامة، ص 37.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: استاد مصباح یزدی، کتاب «جامی از زلال کوثر»، صص 168-188.

جمعه، 18 فروردين ماه ، 1391 نظرات
ادامه مطلب
 
بانویی همراز جبرئیل
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
جمعه، 18 فروردين ماه ، 1391

«من راجع به حضرت صدیقه علیها‏السلام خودم را قاصر می‏دانم ذكری بكنم فقط اكتفا می‏كنم به یك روایت كه در كافی شریف است و با سند معتبر نقل شده است؛ و آن روایت این است كه حضرت صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «فاطمه علیها‏السلام بعد از پدرش هفتاد و پنج روز زنده بودند، در این دنیا بودند و حزن و شدّت بر ایشان غلبه داشت؛ و جبرئیل امین می‏آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می‏كرد و مسایلی از آینده نقل می‏كرد.»(1)

ظاهر روایت این است كه در این هفتاد و پنج روز مراوده‏ای بوده است؛ یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است... البته آن وحی به معنای آوردن احكام، تمام شد به رفتن رسول اكرم....

در هر صورت، من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی كه برای حضرت زهرا ذكر كرده‏اند: ـ با این كه آنها هم فضایل بزرگی است ـ این فضیلت را من بالاتر از همه می‏دانم كه برای غیر انبیا: آن هم نه همه انبیا، برای طبقه بالای انبیا و بعضی اولیایی كه در رتبه آنهاست، برای كسی دیگر حاصل نشده». (امام خمینی، 11/12/64) (2)

امام خمینی (ره) این جرعه نوش كوثر ولایت، با نقل روایتی معتبر از اصول كافی به عظمت معنوی فاطمه علیها‏السلام ـ كه همان محدّثه بودن است ـ اشاره می‏كند و آن را مهمترین فضیلت بانوی نمونه اسلام می‏شمارد. فضیلتی كه جز برای طبقه اول انبیاء برای دیگری حاصل نشده است. گفتگو با جبرئیل به مدّت هفتاد و پنج روز و سخن گفتن با فرشتگان كه به خاطر مكرمت و عظمت فاطمی به حضورش می‏شتافتند. امام صادق علیه ‏السلام در پاسخ فردی كه می‏پرسد: محدّث چیست؟ می‏فرماید: «یأتیه ملك فینكت فی قلبه كیت و كیت» .(محدّث كسی است كه فرشته به سویش می‏آید و به قلب او لطایف و نكات آسمانی را یادآور می‏شود. (3)

همچنین امام باقر علیه ‏السلام می‏فرماید: محدّث كسی است كه فرشته را نمی‏بیند؛ اما سخن او را در بیداری می‏شنود.(4)

وجود فردی كه محدَّث و گوش فرادهنده به حدیث فرشتگان باشد، مورد اتفاق تمامی دانشمندان شیعه و سنّی است و از اختصاصات شیعه شمرده نمی‏شود. مرحوم علاّمه امینی در بحث «المحدّث فی الاسلام» نصوص فراوانی از اهل سنّت ذكر می‏كند كه وجود محدّث را پذیرفته‏اند و بر افرادی تطبیق كرده‏اند.(5)

 

محدّثه یا پیامبر؟

درباره حضرت صدّیقه در روایات، دو جهت گفتگو مطرح شده است: یكی گفتگو با فرشتگان و دیگری حضور جبرئیل نزد آن حضرت.

حضرت امام صادق علیه ‏السلام می‏فرماید: «فاطمةُ بنت رسول اللّه‏ صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله كانت محدّثة و لم تكن نبیّة»، فاطمه دختر رسول خدا، محدّثه بود نه پیامبر.

وجود فردی كه محدَّث و گوش فرادهنده به حدیث فرشتگان باشد، مورد اتفاق تمامی دانشمندان شیعه و سنّی است و از اختصاصات شیعه شمرده نمی‏شود. مرحوم علاّمه امینی در بحث «المحدّث فی الاسلام» نصوص فراوانی از اهل سنّت ذكر می‏كند كه وجود محدّث را پذیرفته‏اند و بر افرادی تطبیق كرده‏اند

سپس در ادامه توضیح می‏دهد كه فاطمه علیها‏السلام را از این جهت محدّثه نامیده ‏اند كه فرشتگان از آسمان بر او نازل می‏شدند و همان گونه كه با مریم دختر عمران گفتگو داشتند، با او چنین سخن می‏گفتند:

«یا فاطمه، خدای متعال تو را پاك گردانید و از میان تمام زنان عالم برگزید.»

شبی حضرت صدّیقه علیها‏السلام به فرشتگان فرمود: آیا آن زن كه از جمیع زنان عالم برتر است، مریم دختر عمران نیست؟

جواب دادند: نه، مریم فقط سیّده زنان عالم در زمان خویش بود؛ ولی خدای تعالی تو را بزرگ بانوان جهان در تمام زمانها از اوّلین و آخرین قرار داده است.(6)

اما باید توجه داشت که روایتی كه امام خمینی (ره) از آن یاد كرده، به شأن و منزلت نبوّت ارتباط ندارد؛ زیرا در قرآن كریم از حضرت مریم و سخن گفتن جبرئیل با او یاد می‏كند. با اینكه آن حضرت، پیامبر نبود.

فرشته
بررسی دو نظریه

آمدن جبرئیل نزد حضرت صدّیقه از عظمت و تعالی روحی و اوج معنوی آن بزرگوار حكایت می‏كند؛ زیرا درباره كیفیّت ایجاد رابطه جبرئیل و فرشتگان با انسان دو نظریّه است.

 

نظریه عروج معنوی

نظریه‏ای كه فلاسفه بر آن تأكید دارند، این است كه می‏گویند: انسان تا در طبیعت و مادهّ است، در حجاب است و نمی‏تواند به ملأ اعلی دست یابد. همین كه خود را از معاصی و لذّات و تعلّقات نفسانی آزاد ساخت، نور معرفت و ایمان به خدا و ملكوت اعلی در قلبش تجلّی می‏كند. این نور در بالاترین مرتبه خویش همان جوهر قدسی است كه در اصطلاح فلاسفه عقل فعّال و در زبان شریعت نبوی روح قدسی نامیده می‏شود. با ظهور این نور، آنچه در آسمانها و زمینهاست برایش روشن می‏گردد. و حقایق اشیا را می‏بیند، همان گونه كه نور مادّی را در صورتی كه حجاب نباشد، مشاهده می‏كند. در این زمینه به آیاتی نیز استشهاد شده است؛ برای نمونه خداوند می‏فرماید:

«بل ران علی قلوبهم ماكانوا یكسبون» ؛ گناهانی كه انجام دادند بر دلهای آنان غلبه كرده است.( مطفّفین/14)

پس از آنكه فرد از این حجابها دور شد، باطن او معراج معنوی خویش را آغاز می‏كند؛ سرّ ملكوت بر او آشكار شده، آیات بزرگ خداوند را مشاهده می‏كند. چنانكه خداوند می‏فرماید: «لقد رأی من آیات ربّه الكبری» ( نجم/18)

كه روح ولیّ یا پیامبر سبب نزول فرشتگان نیست، بلكه خداوند فرشته را مأمور می‏كند در پیشگاه ولیّ خدا قرار بگیرد و مسایل را بازگوید. ظواهر ادّله نیز بر درستی این نظر گواهی می‏دهد. بر اساس این نظریه، تا ظرفیت معنوی و تناسب روحی كامل بین ولیّ الهی و فرشته نباشد، این نزول ممكن نخواهد شد

سپس همین روح قدسی در روح بشری و دنیایی‏اش تأثیر می‏نهد. و حقایقی كه شهود كرده، در حواس ظاهری مانند بینایی و شنوایی متمثّل و آشكار می‏سازد. بدین ترتیب، شخص حقایق ملكوتی را، كه در آن عالم حقیقی خارجی و مشخص است، به صورت محسوس مشاهده می‏كند.

بر اساس این نظریّه، تكامل و عروج معنوی و روحی انسان سبب ارتباط با حقایق ملكوت می‏شود.

 

نظریه تناسب روحی

نظریّه دوم این است كه روح ولیّ یا پیامبر سبب نزول فرشتگان نیست، بلكه خداوند فرشته را مأمور می‏كند در پیشگاه ولیّ خدا قرار بگیرد و مسایل را بازگوید. ظواهر ادّله نیز بر درستی این نظر گواهی می‏دهد. بر اساس این نظریه، تا ظرفیت معنوی و تناسب روحی كامل بین ولیّ الهی و فرشته نباشد، این نزول ممكن نخواهد شد. قرآن كریم در این زمینه می‏فرماید:

«اللّه‏ اعلم حیث یجعل رسالته»(انعام/124)؛ خداوند آگاه‏تر است كه پیامبری و رسالت خویش را در كدامین جایگاه قرار دهد.

در شأن نزول این آیه می‏خوانیم كه: ولید ابن مغیره می‏گفت: چون ثروتمند هستم و سنّ بیشتری دارم، باید بر من وحی نازل شود.

خداوند متعال می‏فرماید: شایستگی‏ها را خداوند می‏داند. برای این در آیه دیگر صبر و یقین را عامل وصول به مقام امامت معرفی می‏نماید و می‏فرماید:

«و جعلنامنهم ائمّةً یهدون بامرنا لمّا صبروا و كانوا بآیاتنایوقنون»

از آنان پیشوایانی قرار دادیم كه به فرمان ما هدایت می‏كنند؛ و این بدان سبب است كه آنان صبر پیشه كردند و به آیات ما یقین داشتند.(16)

امام خمینی قدس‏سره در این زمینه می‏فرماید: مسأله آمدن جبرئیل برای كسی یك مسأله ساده نیست. خیال نشود كه جبرئیل برای هر كسی می‏آید و امكان دارد بیاید. این یك تناسب لازم است بین روح آن كسی كه جبرئیل می‏خواهد بیاید و مقام جبرئیل كه روح اعظم است. چه ما قایل بشویم به این كه قضیّه تنزیل، تنزّل جبرئیل، به واسطه روح اعظم خود این ولیّ است یا پیغمبر است، او تنزیل می‏دهد او را و وارد می‏كند تا مرتبه پایین یا بگوییم كه خیر، حقّ تعالی او را مأمور می‏كند كه برو و این مسایل را بگو. چه آن قسم بگوییم كه بعض اهل نظر می‏گویند. و چه این قسم بگوییم كه بعض اهل ظاهر می‏گویند تا تناسب ما بین روح این كسی كه جبرئیل می‏آید پیش او و بین جبرئیل كه روح اعظم است نباشد امكان ندارد این معنا... . این فضیلت را من بالاتر از همه می‏دانم كه برای غیر انبیا علیهم ‏السلام آن هم نه همه انبیا برای طبقه بالای انبیا علیهم‏السلام و بعض از اولیایی كه در رتبه آنها هست، برای كسی دیگر حاصل نشده.(8)

امید آنكه پرتوی از فیض كوثر قرآن صدیقه طاهره، دل و جانمان را روشن سازد و با شناخت هرچه بیشتر آن بانو، گلواژه‏های تقوا و ایمان را در اجتماع خویش متجلّی سازیم.

 

پی نوشت:

1) «انّ فاطمة مكثت بعد رسول اللّه‏ خمسةً و سبعین یوماً و قدكان دخلها حزنٌ شدید علی ابیها و كان جبریلُ یأتیها فَیُحْسِنُ عزاها علی أبیها و یُطیّب نفسها و یُخبرها عن ابیها و مَكانِهِ و یُخبرها بما یكون بعدها فی ذُرّیّتها و كان علیٌّ یَكْتُبُ ذالك فهذا مُصحفُ فاطمة»؛ اصول كافی، ج 1، ص 241، (ترجمه: فاطمه بعد از رحلت پیامبر اكرم صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله بیش از هفتاد و پنج روز زنده نماند. داغ پدر اندوهی سخت بر قلبش وارد ساخته بود؛ به این جهت جبرئیل پی در پی به حضورش می‏آمد و او را در عزای پدر تسلیت می‏گفت. خاطر غمین زهرا را تسلّی می‏بخشید و از مقام و منزلت پدرش و حوادثی كه بعد از رحلت او بر فرزندانش وارد می‏گردید، خبر می‏داد. امیرمؤمنان علیه‏السلام آنچه جبرئیل می‏گفت به رشته تحریر در می‏آورد. مجموع این سخنان «مصحف فاطمه» را شكل می‏دهد)

2) جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص 42 و 43.

3) بحارالانوار، ج 22، ص 327.

4) اصول كافی، ج 1، ص 176.

5) الغدیر، ج 5، ص 42.

6) جایگاه ‏زن‏دراندیشه ‏امام خمینی، ص 42 ؛ بحارالانوار، ج 43، ص 78 و 79.

7) امام خمینی در این زمینه می‏نویسد: در قرآن كریم آیاتی هست كه دلالت می‏كند بر آنكه اشخاصی كه پیغمبر نبودند، ملائكه؛ بلكه جبرئیل را دیدند و با او سخن گفتند. ما نمونه‏ای از آن را اینجا یاد می‏كنیم: «و اذ قالتِ الملائكة یا مریمُ انّ اللّه‏ اصطفیكِ و طهّركِ وَاصطفیكِ علی نساء العالمین»(آل عمران/ 42)

یعنی چون ملائكه گفتند به مریم كه خدا تو را برگزیده و پاكیزه كرده و فضیلت داد بر زنهای جهان، پس از آن خدای تعالی حكایت مریم را نقل می‏كند از «آیه 44» بسیاری از حالات عیسی مسیح و معجزات او را ملائكه برای مریم نقل می‏كنند و از غیب به او اخبار می‏دهند؛ و در سوره مریم (آیه 17) می‏گوید: «فارسلناالیها روحنافتمثّل لها بشراً سویّاً»؛ و قضیّه مراوده ملائكه و جبرئیل با مریم در بسیاری از آیات قرآن مذكور است و خبرهایی كه از غیب به او دادند، خداوند نقل می‏كند.

8) جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص 42 و 43.


منبع: ماهنامه كوثر، شماره 30.

جمعه، 18 فروردين ماه ، 1391 نظرات
ادامه مطلب
 
عکس سفره هفت سین درجبهه-سال63
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
يكشنبه، 28 اسفند ماه ، 1390

 هفت سین در جبهه - قافله شهدا
بچه ها تحویل سال
یادش بخیر شلمچه
چیده بودیم تو سفره
سربند
و یک سرنیزه
بچه ها خیلی گشتن

تو جبهه سیب نداشتیم
بجای سیب تو سفره
کمپوتشو گذاشتیم
تو اون سفره گذاشتیم
یه کاسه سکه و سنگ
سمبه
به جای سنجد
یه سفره ی رنگارنگ
اما یه سین کم اومد
همه تو فکری رفتیم
مصمم و با خنده
همه یکصدا گقتیم
به جای هفتمین سین
تو سفره "سر" میذاریم
سر کمه، هر چی داریم
پای رهبر میذاریم


پی نوشت:
- برای دیدن عکس در سایز اصلی، عکس رو تو سیستمتون سیو کنین.
- به بهونه آخر سال و یاد کردن پیر بسیجی ها، حاجی بخشی؛ اینم به عنوان عیدی پیش از سال:
کلیپ مستندی از حاجی بخشی بالای پیکر پسر شهیدش - خیلی زیباست حتما نگاه کنین. (با کیفیت بالا حدود 58 مگ) - (با کیفیت پایین حدود 14 مگ)
- و حرف آخرمون تو این سال این باشه: سال نود هم گذشت اما....

یابن الحسن(عج)
سالی گذشت و زمین گشت در مدار تو

اما نداشت خاتمه ای انتظار تو
امسال هم همه ی هفته ها گذشت
یک جمعه اش نبود زمان قرار تو
با این شکوفه ها دل من خوش نمی شود

آید پس از کدام زمستان، بهار تو؟

قلب مرا ز خانه تکانی معاف کن

بگذار بماند به رویش غبار تو
این روزها همه به سفر فکر می کنند
من قصد کرده ام بمانم کنار تو
امسال که من به درد ظهورت نخورده ام
سال جدید کاش بیایم به کار تو


به امید رسیدن بهار واقعی....

بهار ظهور....

التماس دعاااا برای فرج آقا(عج)



يكشنبه، 28 اسفند ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
سال نو و گذر عمر...
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
جمعه، 26 اسفند ماه ، 1390
«بسم الله الرحمن الرحيم»

آقای من...
مهدی جان...

روزهایم همچنان از پی هم به سرعت در حال ‌گذرند...
انگار همین دیروز بود که
محول الحال خواندیم و از خدا خواستیم تا کمک‌مان کند، برای با شما بودن...
انگار همین دیروز بود که بر سر سفره‌ای از هفت سین، نشستیم، یا
مقلب القلوب
خواندیم و از خدا خواستیم تا دلهایمان را دگرگون کند و به سمت شما سوق دهد...

آقاجان...

اما هر سال بهانه‌ای و باز هم گذر زمان...
روزهای جوانی به سرعت باد می‌گذرد...
روزهای زندگی...
فرصت‌ها...

پس کی می‌خواهیم قدر نعمت جوانی‌مان را بدانیم؟
پس کی میخواهیم شروع به تلاش کنیم؟
پس کی می‌خواهیم با شما بودن را تمرین کنیم؟
پس کی می‌خواهیم از خودخواهی دست برداریم؟

همش امروز و فردا می‌کنیم!

هر روز میخواهیم از فردا شروع کنیم!

اما این فردا چرا نمی‌خواهد بیاید نمی‌دانم؟

گل نرگسم؛

خسته شدم بس که هر سال شرمنده شدم و عذر شرمندگی آوردم...

چیزی نمانده تا زیر کوله‌بار سنگینم خفه شوم...

گل نرگسم.....

شما برای ما دعا کنید...

 یا مهدی...

از همه بهتر آن است كه سرعت سير عمر را بداند و آمادۀ رفتن شود.
(نصایح، موعظه‌های پیامبر اسلام، ص5)

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

منبع:   http://narjes.blogfa.com

جمعه، 26 اسفند ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
امام آمد
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
پنجشنبه، 13 بهمن ماه ، 1390

دهه فجر انقلاب اسلامی مبارک باد



وبلاگ "اسکالپل" در آخرین مطلب خود نوشته است:

توی وبلاگش نوشته خاک بر سرش که حالا که بعد از مدتها دویدن و حرص و جوش مال دنیا را خوردن به آرزوی چندین ساله خود یعنی خریدن خانه رسیده است الان خالی از هرگونه احساس مثبت است و شده است یک آدم بی‌ذوق و شوق. بعد، برای اینکه این را خوب به خواننده خود تفهیم کند خود را با امام خمینی (ره) مقایسه کرده و نوشته است مثل «آن شخصی» که وقتی بعد از سالها به شهرش برگشت، گفت که هیچ احساسی ندارد از این بازگشت!

کل آرشیو را که بگردی، تنها جمله‌ سیاسی این وبلاگ همین است و بقیه، یادداشتهای روزمرگی نویسنده است. نویسنده، همین جمله را هم از سر روزمره‌زدگی نوشته، اما ما دوستانی داریم که وقتی به ما یادآوری می‌کنند که امام (ره) در هواپیما در پاسخ سؤال آن خبرنگار گفته است «هیچی»، مرادشان این است که ما را شیرفهم کنند که حرف امام (ره) چقدر غرور وطن‌پرستی آنان را خدشه‌دار کرده است. چقدر در مورد امام (ره) کم می‌دانند! گفته شده که وقتی خبر سقوط خرمشهر را به امام (ره) دادند امام (ره) بین نماز مغرب و عشاء بود. وقتی شنید، گفت: «جنگ است دیگر!» لذا امام (ره) ما همان امامی است که نه تنها از بازگشت به وطن «هیچ» احساسی نداشت، از سقوط خرمشهر هم «هیچ» احساسی به او دست نداد. و اگر بخواهی او را بهتر بشناسی لازم است بدانی که او فرزند حسین (ع) است که وقتی سر به تیغ بلا سپرده بود «هیچ» احساسی نداشت و پیرو ابراهیم (ع) است که وقتی داشتند او را به آتش می‎‌انداختند «هیچ» احساسی نداشت.

اگر فکر کرده‌اید که من می‌توانم مبانی نظری آن «هیچی» را که امام (ره) در پاسخ آن خبرنگار فرموده توضیح بدهم، سخت در اشتباهید! اما شکی در این گفته عرفا ندارم که همه عالمیان را همین گمراه کرده که دوستان خدا را با خودشان مقایسه کرده‌اند؛ «کار پاکان را قیاس از خود مگیر/ گرچه ماند در نوشتن شیر، شیر/ جمله عالم زین سبب گمراه شد/ کم کسی ز ابدال حق آگاه شد» اما اگر خواستیم و خواستید بدانید امام (ره) از کدامین جرگه است کافیست بدانیم و بدانید در حالیکه وقتی رنگ ماشین من و تو خراش بر میدارد، دل من و تو هم خراش بر میدارد، دل این جرگه از فزع روز قیامت هم تکان نمی‌خورد؛ «لا یحزنهم الفزع الاکبر». و اگر خواستیم و خواستید بفهمید که «لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم» یعنی چه، اول لازم است بدانیم و بدانید که والله امام (ره) از بازگشت به وطن «هیچ» احساسی نداشت! او حتی وقتی داشت می‌رفت هم «هیچ» احساسی نداشت و نوشت که با «قلبی مطمئن» میرود و قلب مطمئن همان است که صاحبش را امر به «فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» می‌کنند و این بهشت کمی فرق دارد با بهشتی که گلابی‌های بزرگ دارد!

آن «هیچی» مبنای نظری «همه چیز» انقلاب اسلامی است. اگر امام (ره) می‌گفت آمریکا «هیچ» غلطی نمی‌تواند بکند این از همان «هیچی» آب می‌خورد، اگر برای حاج همت «هیچ» فرقی نداشت که بکشد یا کشته شود، این باز از همان «هیچی» آب می‌خورد و تربت پاک شهیدان ما که تا روز قیامت دارالشفای آزادگان جهان و مزار دلسوختگان و عاشقان و عارفان است و نه هیچ تربت دیگری، این باز از همانجا آب می‌خورد و اگر در «هیچ» کجای جهان بی‌نام خمینی (ره) این انقلاب را نمی‌شناسند، این به همان «هیچی» بر می‌گردد و اگر «هیچ» شیطانی حریف ولی فقیه نیست این باز به آن «هیچی» بر می‌گردد. راستی روزی چند بار می‌گوئی «لا اله الا الله»؟!

اصلا وقتی زمین مال «صالحین» است، چرا باید امام (ره) برای آمدن از فرانسه به ایران احساسی داشته باشد؟! من و تو نمی‌فهمیم، چون «صالح» نیستیم و الا ایران که هیچ، همه زمین مال او بود.

 

پنجشنبه، 13 بهمن ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
ما درشرایط بدر و خیبرهستیم
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
پنجشنبه، 6 بهمن ماه ، 1390


چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟

رهبر انقلاب در دیدار با مردم قم شرایط امروز كشورمان را این‌چنین توصیف كردند: «یك روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید كه با شِعب ابى‌طالب و محاصره‌ى اقتصادى مسلمآنها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاه‌هاى بدمحاسبه‌گر خیال می‌كنند ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم.»1 اما شرایط بدر و خیبر با شرایط شعب ابی‌طالب چه تفاوت‌هایی دارد؟ حجت‌الاسلام‌والمسلمین مهدی طائب، كارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام به بیان این تفاوت‌ها پرداخته است.

 محاصره‌ی شعب ابی‌طالب یكی از نقاط حساس و سرنوشت‌ساز تاریخ اسلام است. لطفاً درباره‌ی چرایی وقوع این محاصره و اثرات آن توضیح دهید.
 خدای متعال در قرآن به مسلمانانی كه در مواجهه با فضای عملیات روانی دشمن قرار داشتند -دشمنی كه می‌كوشید مؤمنین را مأیوس كند و آنها را به این باور برساند كه راهی جز تسلیم ندارند و مقاومت یا اقدامات تقابلی یا تهاجمی‌شان بی‌اثر است- می‌فرماید «و اذكُرُوا»؛ به‌یاد آورید كه «إذ أنتُم قلیلٌ» شما كم بودید و اصلاً قدرتی نداشتید و «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ»2، مشركان شما را مثل دانه از زمین برمی‌داشتند، زیر پا لگدمال می‌كردند و اگر بادی می‌آمد، مانند همان دانه‌ی بی‌ارزش، در هوا این طرف و آن طرف می‌شدید. به یاد بیاورید كه خداوند متعال شما را زیاد كرد تا این‌كه به نیرویی تبدیل شده‌اید كه دیگر دشمن روی شما حساب می‌كند. پس معلوم می‌شود، مؤمنینی كه كنار رسول‌الله صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله بودند، دوران ضعف بسیار مأیوس‌كننده‌ای را سپری كردند كه اگر خدای متعال در معادله‌ی آن دوران نبود، از بین رفتن آنها حتمی بود.

 اوج آن «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاس» هنگامی بوده است كه پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله‌ در مكه بودند و همان تعداد اندك مؤمنین به ایشان، در اثر اِعمال محدودیت‌ها و تعرضا‌ت مشركین، به حبشه مهاجرت كرده بودند. آنهایی هم كه در مكه مانده بودند، یا امكان مهاجرت نداشتند یا به دلایلی مانند عدم تضعیف هسته‌ی دینی حاضر در مكه، صلاح نبود كه مهاجرت كنند. در مكه به دلیل حضور بنی‌هاشم، مشركین اجازه نمی‌یافتند به شخص پیامبر تعرضی كنند، چون ابوطالب كه ظاهراً به اسلام نگرویده بود، به عنوان رئیس قبیله‌ی قریش و طایفه‌ی بنی‌هاشم، با آداب و سنن و تعصب‌های قومی از پیامبر صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله محافظت می‌كرد. البته به غیر از این، مشركین می‌توانستند سایر محدودیت‌ها را علیه مسلمانان اعمال كنند.

 مشركین در این مقطع یك محاصره‌ی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همه‌جانبه را علیه مؤمنین طراحی و اجرا كردند. آنها طبق این برنامه‌ی تحریم، تمام ارتباطات مسلمین را قطع كردند. مسلمانان كه حتی از سرپناهی در مقابل گرمای تابستان محروم شده‌بودند، تقریباً سه سال از دارایی‌های خودشان خوردند و امكان فعالیت اقتصادی نداشتند، به گونه‌ای كه در اواخر دوران شِعب ابی‌طالب، حتی برای بچه‌هایشان هم غذایی یافت نمی‌شد. مؤمنین در آن سه سال بسیار تكیده و فرسوده شدند؛ تا حدی كه اگر محاصره شكسته نمی‌شد، تنها یك قدم تا مرگ فاصله داشتند.






 
 البته موضوع این‌ تحریم، تهدید جانی و حذف فیزیكی مسلمانان نبود؛ تنها اعمال فشار اقتصادی شدید و گرسنگی مطرح بود. وضعیت به جایی رسید كه دیگر هیچ كاری از دست پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله برنمی‌آمد. در این وضعیت طبیعتاً جذب مردم به اسلام هم كم شد. یعنی اینهایی كه پیرامون هستند، وقتی می‌دیدند ورود به اسلام هزینه‌ی خیلی بالایی دارد، خیلی اشتیاق نشان نمی‌دادند. البته بعضی‌ها هم ممكن بود بگویند كه دیگر رها كنیم و برویم. پس برای یك مكتب، تهدیدی بالاتر از این متصور نیست كه ریزشش بالا برود و رویشش كم شود؛ این یعنی از بین رفتن. بنابراین «یتَخَطَّفَكُم» را به حد اعلا رسانده بودند كه خداوند متعال خودش وارد میدان ‌شد و آن موریانه را مأمور خوردن و از بین بردن نامه كرد.

  چرا مشركین حاضر شدند تنها به دلیل از بین رفتن نامه، محاصره‌ی شعب را پایان دهند؟
 در آن زمان آیه‌ای نازل شد و خداوند فرمود «وَ لَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ» در درگیری با اینها سست نشوید، زیرا «إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ» اگر شما در درگیری با آنها درد می‌كشید، آنها هم مثل شما درد می‌كشند و البته یك تفاوتی با هم دارید «تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یرْجُونَ»3 شما امیدی به خدا دارید كه آنها ندارند.

 در آن وضعیت سخت، یكی از منابع مالی ارزشمند برای مسلمانان، همان تجارت حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها و اموالش بود. مشركین برای تكمیل محاصره‌شان تمام معاملات تجاری حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها را قطع كردند تا هیچ كس به مسلمین جنس نفروشد. در نتیجه مسلمانان مجبور بودند كه اجناس را به چهار برابر و پنج برابر قیمت بخرند. ضمن این‌كه مشركین برای جلوگیری از دادو ستد اجناس كاروآنهای تجاری با مسلمانان داخل شعب، مجبور بودند اجناس را گران‌تر بخرند. وقتی اجناس را گران می‌خریدند، دیگر در مكه كسی خریدار این اجناس گران نبود. در نتیجه طی این سه سال، تراز مالی بسیار بالایی از مكه خارج شد.

 بنابراین مشركین احساس كردند ادامه‌ی این سیاست، مكه را هم دچار فقر می‌كند و تجار مكه هم از بین می‌روند. یعنی همان‌طور كه مسلمین در شعب زیان می‌دیدند، تجار مكه هم زیان شدیدی را تحمل می‌كردند، منتها آنهایی كه داخل شعب بودند، می‌گفتند ما خدا را داریم، اما آنهایی كه بیرون بودند، هیچ اعتمادی به خدا نداشتند. لذا شعب و بیرون شعب مانند دو كُشتی‌گیر در حال مسابقه، نفس‌هایشان رو به اتمام بود و كسی برنده بود كه یك قدم بیشتر مقاومت می‌كرد. بنابراین وقتی موریانه آن كاغذ را خورد، یك‌باره راهی برای مشركین هم پیدا شد كه خودشان را نجات دهند.

رهبر انقلاب:
 ما در شرایط بدر و خیبر هستیم


 اگر بخواهیم به جنگ بدر بپردازیم، این جنگ یك بهانه‌ی اقتصادی داشت و آن هم مسدود كردن راه كاروان تجاری ابوسفیان بود. برخی شبهه می‌كنند كه پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله راه تمامی كاروآنهای مكه را می‌بستند. نظر شما در این باره چیست؟

 نه، این یك اشتباه تاریخی است كه برخی گمان كرده‌اند پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله راه تجاری مردم مكه را بستند. خیر، چنین نبوده است. به این دلیل كه وقتی حضرت از جنگ احد برمی‌گشتند، خداوند متعال به ایشان فرمان داد كه برو و ابوسفیان را تعقیب كن و فقط هم با كسانی برو كه دیروز در جنگ فرار نكردند. همه‌ی آنهایی كه مانده بودند، به‌ غیر از زخمی‌ها حدود هفتاد نفر بودند. حضرت كه از مدینه حركت كردند، در راه با كاروان تجاری «نائب بن مسعود اشجعی» ملاقات كردند كه از شام راهی مكه بود. نایب بن مسعود مشرك بود، اما پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را دوست داشت. به ایشان عرض كرد «من از این وضعیتی كه برای شما پیش آمده، خوشحال نیستم، آیا كمكی از دست من برمی‌آید؟» پیامبر فرمودند «در این مسیر اگر دیدی كه ابوسفیان با لشگرش به سوی ما می‌آید كاری كن كه برگردد و نیاید.» سؤال این است كه  نایب بن مسعود عازم كجا بود؟ مكه. چه داشت؟ آذوقه. اگر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم راه تجاری اهل مكه‌ را بسته بود، پس این كاروان چطور از مكه به شام رفت و آمد كرده بود؟

 دلیل دوم نقض ادعای فوق این است ‌كه وقتی نعیم به ابوسفیان گفت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم با یك سپاه فراوان به تعقیب تو آمده است، ابوسفیان برای این‌كه ایشان را از ادامه‌ی حركت بازدارد، به یك كاروان تجاری دیگر كه از مكه راهی شام بود و بار آذوقه داشت گفت «شما وقتی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را دیدید، بگویید كه ابوسفیان با یك لشكر به سمت شما می‌آید.» به آنها گفت وقتی برگشتید مكه، من بار گندم به شما می‌دهم. پس اگر پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله راه تمام كاروان‌های مكه را می‌بسته بود، این كاروان چگونه می‌خواسته عبور كند؟ بنابراین ایشان راه كاروانی را ‌بست كه اموال مشركین تجهیزكننده‌ی جنگ علیه مسلمانان در آن بود.

 اما تفاوت این بستن راه چه بود؟ مشركین در شعب ابی‌طالب، حضرت و مسلمانان را محاصره كردند، اما این محاصره برای خودشان هم ضرر مالی داشت. در حالی كه پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله راه كاروان تجهیزی مشركین را بست، اما اولاً ضرر مالی برای مسلمانان نداشت، چون این كاروانی نبود كه بخواهد با مدینه معامله‌ی تجاری داشته باشد. ثانیاً خود كاروان برای مدینه سود بود. ثالثاً زمین‌گیر كردن دشمن باعث ارتقای توان عملیاتی مسلمانان بود.

 در شُرُف وقوع عملیات بدر، برخی مسلمان‌ها در برابری دو نیروی متقابل تردید داشتند. یعنی برخی از آنها گمان می‌كردند كه ما بنا بود برویم و كاروان را مصادره كنیم، اما به جای كاروان با رؤسا و مالكین كاروان روبه‌رو هستیم. قوت نظامی آنها هم به گونه‌ای است كه ما توان مقابله نداریم؛ پس ما باید برای تجدید قوا عقب‌نشینی كنیم. این عده چرا به چنین جمع‌بندی رسیدند؟ زیرا ظاهر توانمند مشركان را می‌دیدند و این‌ ظاهربینی، نتیجه‌‌ی غفلت از همراهی خدا بود. اما پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند اگر شما ایستادگی كنید، با این‌كه عدد شما با آنها برابر نیست، ولی از نظر عملیاتی هم موفق می‌شوید. یعنی اگر آنها سه برابر شما نیرو و تجهیزات دارند، شما هم مؤید به نصرت خداوند هستید. «وَ مَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ»4 اصلاً پیروزی دست خداوند است.
یكی از ویژگی‌های دو نبرد بدر و خیبر این بود كه معادله‌ی میان مسلمین و مشركین را معكوس كرد. تا قبل از عملیات بدر و خیبر، معادله به نفع مشركین و دشمنان بود و آنها از حربه‌های «ضربه زدن»، «مصادره‌ی اموال» و «تنگنای اقتصادی» استفاده می‌كردند، اما بدر و خیبر معادله را برعكس كرد و این حربه‌ها را از دست آنها بیرون آورد.

 موقعیت مسلمانان در جنگ خیبر چگونه بود و چه تفاوتی با موقعیت آنان در جنگ بدر داشت؟
 در غزوه‌ی خیبر، آن جبهه‌ی یهودی كه طراح اصلی و مغز متفكر مشركین بود، خود را علنی كرد و همه‌ی دار و ندارش را در منطقه‌ی خیبر جمع كرد تا با پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله مقابله كند. در این هنگام مؤمنین كه تا پیش از این نفسشان به شماره افتاده بود و به هیچ عنوان در مدینه و حومه با یهودیان درگیر نمی‌شدند، در موقعیتی قرار گرفتند كه توانستند استحكامات یهودیان را دویست كیلومتر دورتر از مدینه محاصره كنند و این یعنی تفاوت موقعیت؛ یك روزی درون شهرشان محاصره می‌شدند، اما حالا دشمن را در منطقه‌ی خودش محاصره كرده بودند.

 وقتی دشمنان در خیبر شكست خوردند، دو ضربه‌ی اساسی به آنها وارد آمد؛ اول این‌كه متفكرهایشان مثل «علی بن أخطب» ضربه خوردند. دوم این‌كه ثروت عظیمی در اختیار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم قرار گرفت، به گونه‌ای كه پس از آن، اوضاع مادی مدینه كاملاً تغییر كرد؛ اصحاب صُفّه دارای خانه و امكانات شدند، سپاه پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله دارای زره و اسب و امكانات شدند و مدینه از آن فقر پیشین درآمد.

 پس یكی از ویژگی‌های دو نبرد بدر و خیبر این بود كه معادله‌ی میان مسلمین و مشركین را معكوس كرد. تا قبل از عملیات بدر و خیبر، معادله به نفع مشركین و دشمنان بود و آنها از حربه‌های «ضربه زدن»، «مصادره‌ی اموال» و «تنگنای اقتصادی» استفاده می‌كردند، اما بدر و خیبر معادله را برعكس كرد و این حربه‌ها را از دست آنها بیرون آورد.
  
 امروزه چگونه می‌توان موقعیت جمهوری اسلامی ایران را با وضعیت پس از غزوات خیبر و بدر مقایسه كرد؟
 درست است كه دشمنان ما طی سی سال گذشته تحریم‌هایی را علیه ما اعمال كرده‌اند، اما امروز ما به موقعیتی مانند شرایط پس از خیبر رسیده‌ایم. یعنی موقعیت ما در برابر دشمن معكوس شده است. ما دیگر در درون خودمان از نظر امكانات نیازمند آمریكایی‌ها نیستیم و اگرچه در مقاطعی اذیت می‌شویم، اما چرخ‌ ما نسبت به 30 سال قبل به بهترین وجه می‌چرخد. هم‌اكنون ما اگر سختی داریم، نسبت به ایده‌آل‌ها سختی داریم و نه نسبت به دوران ستم‌شاهی. آن موقع نه پزشك داشتیم، نه مهندس داشتیم، نه جاده داشتیم؛ «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاس» بودیم، اما داستان امروز ما داستان پس از خیبر است.

 در اثر مقاومت ایران در برابر سی سال اعمال فشارهای دشمنان، چشمان مردم منطقه باز شده است. اكنون دیگر مسلمانان منطقه بیدار شده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند كه آمریكا نمی‌تواند كاری بكند. بنابراین هم‌اكنون جهان اسلام در موقعیت پس از خیبر است. مثلاً گاز اسرائیل از مصر تأمین می‌شد و وقتی حركت بیداری اسلامی در مصر به پیروزی رسید، مردم مصر ‌گفتند ما می‌خواهیم با اسرائیل قطع رابطه كنیم. گاز مصر كه از تنگه‌ی هرمز عبور نمی‌كند كه ما جلویش را بگیریم! اما چون در مصر بیداری اسلامی رخ داده، انگار تنگه‌ی هرمز آن‌جا هم بسته شده است. مردم مصر مصمم می‌گویند كه ما دیگر به اسرائیل گاز نمی‌دهیم. بنابراین اگر در زمان رسول‌الله صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله خیبر شكسته شد، حالا هم این خیبر بزرگ در حال شكستن است. ما در زمان فروریختن خیبر صهیونیسم جهانی هستیم و طنین رسای این پیروزی ما و شكست آنان در همه‌ی جهان پیچیده است.
  
پی‌نوشت‌ها:
 1. بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مردم قم، 90/10/19
 2. سوره‌ی مباركه‌ی انفال، آیه‌ی 36؛ «وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ یتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآواكُمْ وَ أَیدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّیباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ و به یاد آورید زمانی را كه گروهی اندك و ضعیف‌ شده در زمین بودید و می‌ترسیدید كه مردم شما را بربایند و خدا با نصرت خود شما را یاری و تأیید نمود و ازپاكیزه‌ها شما را روزی داد تا شاید شكر بگزارید.
 3. سوره‌ی مباركه‌ی نساء، آیه‌ی 104؛ «وَ لَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یرْجُونَ وَ كَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَكِیمًا»؛ و در تعقیب كفار سستى نكنید، چون اگر شما رنج مى‌برید، آنان نیز مانند شما رنج مى‌برند؛ با این تفاوت كه شما از خدا امید پاداش دارید و آنان ندارند و همانا خداوند دانا و حكیم است.
 4. سوره‌ی مباركه‌ی آل‌عمران، آیه‌ی 126؛ «وَ مَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِیزِ الْحَكِیمِ»؛ و خدا آن را جز مژده‌اى براى شما قرار نداد تا دل‌هاى شما به آن آرامش یابد، و یارى جز از جانب خداوند تواناى حكیم نیست.





پنجشنبه، 6 بهمن ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
ريشه‌شناسي حماسه 9 دي
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
جمعه، 9 دي ماه ، 1390
تعابير و ريشه‌شناسي حماسه 9 دي از نگاه رهبر معظم انقلاب؛
قوي‌ترين و آخرين ضربه ملت/ روزي كه خدا حجت را تمام كرد

 









 



دو سال پيش حماسه بزرگ 9 دي در چنين روزي در شرايطي رقم خورد كه به تعبير رهبر معظم انقلاب، يادآور روزهاي اول انقلاب و صدر اسلام بود. خودجوش بودن اين حماسه بزرگ، يك‌پارچگي ملت و ايمان قلبي و ديني آن‌ها به انقلاب، تمام شدن حجت بر همه از مسئولين گرفته تا فتنه‌گران و دشمنان خارجي، زمان شناسي و لحظه‌شناسي برخي از ويژگي‌هاي اين حماسه بود.

رجانيوز، در سالروز اين قيام، بخش‌هايي از بيانات رهبر معظم انقلاب در اين زمينه را بازنشر مي‌دهد، چراكه شايد هيچ‌كس به اندازه ايشان در بصيرت‌دهي به جامعه و ايجاد زمينه براي اين حماسه نقش نداشت و بر همين اساس، بيش از همه نيز بر ابعاد و آثار آن اشراف داشتند.

بيانات در ديدار اعضای ستاد بزرگداشت حماسه 9 دی 21/9/90

«نهم دی 88، حادثه كوچكی نیست بلكه آن حركت عظیم و ماندگار مردمی، شبیه حركت بزرگ ملت در روزهای اول انقلاب است و باید تلاش شود در سالگرد این حماسه، حرف اصلی ملت ایران، یعنی حركت در سایه دین و تحقق وعده‌های الهی تبیین شود.»

«در هر نقطه‌ی از جهان چنانچه مردم با هدف و شعار مشخص و ایمان و عمل متناسب، به عرصه بیایند، هیچ عاملی قادر به مقاومت نیست و این یك نسخه كلی برای تمام ملت‌هاست، كه امام خمینی(ره) به آن عمل كرد و ملت ایران هم با اعتماد به امام راحل عظیم‌الشان، آن را بصورت عملی اثبات كرد.»

«آن معجزه‌گری كه همه مردم را بسیج كرده، به صحنه می‌آورد و با وجود همه سختی‌ها آنان را در صحنه نگه می‌دارد، ایمان قلبی و دینی است چرا كه بر اساس ایمان دینی، شما در هر شرایطی پیروز خواهید بود و شكست معنایی ندارد.»

«در این روز، مردم براساس وظیفه دینی خود به میدان آمدند تا نشان دهند بر خلاف تبلیغات فتنه‌گران، مردم ایران ضمن پایبندی به نظام جمهوری اسلامی از عزم و اراده دینی استوار برخوردارند.»

 

 

 

 

جمعه، 9 دي ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
مناسبت های: پوستر بصیرت-9دی
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
سه شنبه، 6 دي ماه ، 1390
پوستر 9دی - بصیرت - مقام معظم رهبری - کیفیت بالا


سه شنبه، 6 دي ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
سردار شهید حسن تهرانی مقدم
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
شنبه، 28 آبان ماه ، 1390
همرزم شهید حسن طهرانی مقدم با بیان خاطراتی از در دوران دفاع مقدس گفت: وقتی در عملیات خیبر با مشکلات فراوانی مواجه شدیم شهید حسن مقدم با اقدامی مبتکرانه موشک هواپیما را بر روی خودرو تویتا نصب کرد.



به گزارش ندای انقلاب اسماعیل کوثری در گفتگو با مهر، با بیان خاطراتی از شهید بزرگوارحسن طهرانی مقدم در ایام دفاع مقدس و نحوه آشناییا ب وی اظهار داشت: آشنایی بنده با شهید طهرانی مقدم مربوط به سال ۶۲ و عملیات خیبر می شود.


وی افزود: سال ۶۲ هردوی ما جوان بودیم و پرتلاش؛ درآن مقطع زمانی بچه های رزمنده سعی می کردند تا ابتکارات و خلاقیت های خود را در مقابل دشمن به کار بگیرند و شهید بزرگوار طهرانی مقدم نیز از جمله رزمندگان خوش فکر و مبتکر بود که در بخش فنی اداوات جنگی به خصوص توپخانه سپاه به کمک شهید شفیع زاده کاری کرد که باعث شگفتگی خیلی ها شد.

راه اندازی اولین توپخانه سپاه با غنیمت های جنگی

این همرزم شهید با ذکر خاطره ای از دوران دفاع مقدس این شهید بزرگوار اظهار داشت: شهیدان حسن طهرانی مقدم و شفیع زاده در دوران دفاع مقدس با غنیمت گرفتن قبضه های توپ ارتش بعث عراق در عملیت های مختلف مانند ثامن الا ائمه، طریق القدس ، بیت المقدس و فتح المبین، توپخانه سپاه را راه اندازی کردند.

وی در ادامه خاطر نشان کرد: راه اندازی توپخانه ثمرات زیادی برای سپاه داشت. چراکه در ایام دفاع مقدس هیچ کشوری حاضر به فروش تسلیحات نظامی به جمهوری اسلامی نبود، و همین توپخانه باعث شد تا نیروهای زیادی جذب ان شده ودر مسائل فنی و موشکی متخصص شوند.

فرمانده سابق لشکر ۲۷ محمد رسول الله شهید حسن مقدم را انسانی با روح بلند خواند و اظهار داشت: او دائما به فکر اینده و پیشرفت در کار خود بود. همین امر باعث شد تا وی در تلاش برای رسیدن به تکنولوژ های روز برای ساخت موشک های جدید باشد تا دشمنان نتوانند به راحتی کشورمان را تهدید کرده و زورگویی کنند.

کوثری همچنین افزود: پشتکار، پیشرفت و انگیزه بالای شهید طهرانی مقدم سبب شد تا بتواند با همکاری سایر رزمندگان سپاهی و بسیجی در سال های ۶۵ و ۶۶ برای اولین بار موشک های بومی را در داخل کشورمان طراحی کرده و بسازند.

این همرزم شهید در ادامه تصریح کرد: سعی و تلاشاین شهید بزرگوار و همکارانش موجب شد تا جمهوری اسلامی ایران به موشک هایی با برد بالای دو هزار کیلومتر با تکنولوژی بومی دست پیدا کند.

کوثری همچنین ضمن بیان این ویژگی مهم شهید مقدم که با کمترین امکانات موجود بزرگ ترین ابداعات و خلاقیت ها را از خود نشان می داد گفت: در زمان عملیات خیبر که با مشکلاتی در طلائیه مواجه بودیم، شهید طهرانی مقدم گفت من مشکل را حل می کنم و بعد با نصب موشک هواپیما بر روی تویتا یک عمل مبتکرانه انجام داد که حیرت همگان را برانگیخت.

تشییع شهید تهرانی مقدم

این فرمانده دوران دفاع مقدس با اشاره به نبوغ شهید طهرانی مقدم در موضوع طراحی وساخت موشک گفت: اینکه گفته می شود ایشان پدر موشکی ایران است است غلو نبوده و صحیح است.

کوثری شهید طهرانی مقدم را در ابعاد مختلف علمی ، اخلاقی، معنوی و ولایت پذیری ممتاز خواند و افزود: این شهید عزیز هیچ گاه به دنبال مطرح کردن نام و سابقه خود نبود و تمام تلاش خود را برای تحقق فرامین رهبری به کار می برد؛ لذا رهبری معظم انقلاب نیز علاقه شدیدی نسبت به ایشان داشت و شاهد بودیم که در مراسم تشییع این شهید نیز حضور پیدا کردند.

وی همچنین در خصوص پشتکار شهید مقدم در به نتیجه رساندن پروژه هایش گفت: انگیزه الهی و بسیار بالای شهید طهرانی مقدم باعث می شد تا هرگاه پروژه ای را در زمینه موشکی شروع می کرد تا به نتیجه نهایی رسیدن آن دست از کار وتلاش نکشد.

همرزم شهید طهرانی همچنین در خصوص اخلاق این شهید بزرگوار اظهار داشت: شهید طهرانی مقدم اخلاق بسیار خوبی داشت و همیشه خندان و با روحیه بود و این روحیه شاداب ایشان نشات گرفته از انگیزه بالای وی بود. شهید مقدم همچنین با زیر دستانش بسیار متواضعانه برخورد می کرد و ارتباط وی با فرزندانش بیشتر از آن که رابطه پدر و فرزندی باشد رابطه دوستانه بود.

شهید طهرانی مقدم علاقه زیادی به ورزش فوتبال داشت

کوثری با اشاره به اینکه شهید طهرانی مقدم با این همه مشغله کاری ورزش را فراموش نمی کرد افزود: ایشان علاقه زیادی به ورزش فوتبال داشت و مکرر دوستان و همکاران را تشویق به ورزش می کرد.

فرمانده سابق لشکر ۲۷ محمد رسول الله شهید طهرانی مقدم را مرد تئوری و عمل خواند و گفت: هرگاه ایشان کاری را شروع می کرد و به نتیجه نمی رسید خودش وارد میدان عمل می شد و در صحنه آزمایش نیز حضور پیدا می کرد، حتی در مواردی هم که بنده را برای مشاهده آزمایش ها دعوت می کردند می دیدم که این شهید چگونه با همکارانش با انگیزه خیلی بالا آزمایش های خود را انجام می دهند.

وی با بیان اینکه شهید طهرانی مقدم عاشق شهادت بود افزود: بعد از شهادت شهید کاظمی ایشان برای شهادت روز شماری می کرد و سرانجام نیز به آرزوی دیرینه خود دست یافت.

این همرزم شهید طهرانی مقدم، با اشاره به اینکه آخرین دیدارش با این شهید در ستاد کل نیروهای مسلح بود افزود: شهید طهرانی مقدم هرگاه رزمندگان دفاع مقدس را می دید با شوخی های به جا و لطیفه گویی هم به آنها روحیه می داد و هم خودش طراوت و شادابی خاصی پیدا می کرد .

کوثری در پایان با بیان اینکه شهید طهرانی مقدم اخلاق فوق العاده ای در برخورد با دیگران و همچنین تاکید ویژه ای بر انجام فرایض دینی داشت افزود: ایشان در بعد علمی و تخصص خود در بحث موشکی یک نخبه و نابغه فوق العاده بود.
شنبه، 28 آبان ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
جنبش وال استریت آغاز سقوط سرمایه داری
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
شنبه، 21 آبان ماه ، 1390

جنبش وال استریت چگونه شکل گرفت؟ آیا سقوط وال استریت کلید خورده است؟ آینده جنبش ۹۹ درصد چه خواهد شد؟ گزارش های ویژه مشرق را برای رازگشایی از این سوالات دنبال کنید....

 

*جنبش 99 درصد و آغاز سقوط

آغاز این جنبش با فراخوانی بود که یک گروه کانادایی با عنوان "تسخیر صلح آمیز وال‌استریت" به راه انداخت و به یکباره فراگیر شد.
گروه مذکور، "اد باسترز" (Ad Busters) نام دارد. این بنیاد بیش از هرچیز به خاطر مجله "ضدمصرف‌گرا"ی خود که همان اسم بنیاد را نیز یدک می‌کشد، معروف بود. دلیل آن هم رایگان بودن تبلیغ در این مجله می‌باشد.

این مجله، تصمیم فوق را بدین دلیل اتخاذ کرد تا اعتراضی کرده باشد به دخالت روزافزون شرکت‌ها در سیاست، تحت تاثیر قرار گرفتن دموکراسی و نتیجتا تجمع ثروت و قدرت تنها در دست یک درصد از مردم.

این مجله اعلام کرد: "ما تنها با یک درخواست ساده جنبشی برای ساختن یک آمریکای جدید به راه انداختیم؛ یعنی تشکیل کمیته‌ای از سوی رئیس‌جمهور برای جداسازی سیاست از پول."



 

 
مجله اد باسترز
 
تنها با یک درخواست ساده، جنبشی برای ساختن یک آمریکای جدید به راه انداخت

 


*خصوصی بودن مالکیت پارک "زاکتی" عامل شکل‌گیری تحصن


باید اذعان داشت که شانس با جنبش کاملا یار بود چراکه پارک "زاکتی" یک ملک خصوصی شده و در نتیجه پلیس نمی‌تواند کسی را مجبور به خروج از آن کند مگر با اذن صاحب ملک. البته گفتنی است معترضان، هم‌اینک از نام قدیم پارک استفاده می‌کنند، یعنی "لیبرتی پلازا".



*خواسته‌های عمومی معترضان


هرچند هیچ لیست مدونی از خواسته‌های این جنبش وجود ندارد اما به هر حال می‌توان چند نمونه از خواسته‌های عمومی را ذکر کرد:


1- بالابردن مالیات ثروتمندان

2- حمایت از اتحادیه‌گرایی در تجارت
3- حمایت از بیمه درمان و اجتماعی
4- اعمال نظارت و حسابرسی بر بانک مرکزی و یا حذف آن
5- از بین بردن صنایع نظامی و خاتمه دادن به تمام جنگ‌ها
6- پائین آمدن هزینه‌های درمانی
و ...

 

 


*ناتوانی دولتمردان در موج‌سواری بر روی امواج این جنبش


نکته‌‌ای که باید بدان تاکید کرد آنست که این جنبش خواسته‌هایی بسیار جدی مطرح می‌سازد و انحراف آن از سوی مقامات آمریکایی و یا رسانه‌ها بسیار دشوار خواهد بود. به عنوان نمونه باید به اظهارات مشاور پیشین کاخ سفید، وان جونز اشاره کرد. او از اکتبر امسال با عنوان " اکتبر تهاجمی" نام برد تا به "بازسازی رویای آمریکایی" بپردازد. اما اعضای گروه هکرهای "گمنام" به وی از طریق اینترنت اعلام کردند: "خفه شو".


در این بین برخی مقامات آمریکایی خواستند با موج‌سواری بر روی امواج این جنبش، خود را نیز عضو آن "99درصد" معرفی کنند. اما اظهارات‌شان به قدری با تاخیر و با استدلال‌های ضعیف مطرح شد که کسی نمی‌تواند باور کند این سیاستمداران، اهمیتی برای سرنوشت آن 99 درصد قائل باشند. برای مثال اوباما می‌گوید که این سرخوردگی مردم که از افسردگی بزرگ 1929 تاکنون بی‌سابقه بوده را درک می‌کند اما باید گفت اساسا این خود اوباما بود که با کمک مالی به بانک‌ها و موسسات مالی ورشکسته موافقت نمود؛ خود این مساله که مردم در حال از دست دادن خانه‌های خود هستند و ثروتمندان در حال دریافت کمک از دولت اوباما، یکی از بزرگترین موارد اعتراض تظاهرکنندگان می‌باشد. بایدن نیز به یکباره به یاد طبقه متوسطی می‌افتد که در حال محو شدن است. حال سوالی که می‌بایست از وی پرسید اینست که مگر شما دومین فرد پرقدرت کابینه دولت آمریکا نیستید؟ اگر به چنین چیزی واقف بودید چرا به اوباما در طول این دو سال هشدارهای لازم را ندادید؟


البته در این بین افرادی همچون راس فین‌گلد نیز هستند که از فرصت استفاده کرده و به تی‌پارتی جمهوری‌خواهان می‌تازد. وی اظهار داشت جنبش اخیر اعضای گروه تی‌پارتی را "واقعا می‌فرستد بروند چای بخورند." همانطور که در این اظهارات نیز معلوم است این مقام آمریکایی نیز همچنان در پی منافع حزبی خود است و به آنچه مردم در پی آنند نه می‌پردازد و نه دغدغه‌ای درباره این موضوع دارد.

در این میان باید به نانسی پلوسی نیز اشاره کرد که خود را عضو این جنبش دانسته و اظهار می‌دارد که مردم از کنگره آزرده هستند. حال باید به این تناقض پاسخ داد که این خانم که خود ریاست همان کنگره را در اختیار دارد چرا تاکنون لب به شکایت از آن مجمع نگشوده و بالعکس برای ریاست آن نیز تلاش (بخوانید لابی) کرده است؟

در این بین برخی با لحن بسیار بی ادبانه، منویات درونی خود را آشکار کرده اند.
راش لیمبو تحلیل گر سیاسی وابسته به محافظه کاران در خصوص معترضین وال استریتی گفت: "این معترضین که در واقع شمارشان نیز اندک است، تابحال به هیچ دردی نخورده‌اند. آنها انگل جامعه‌اند؛ انگل‌های واقعی. بیشترشان آدم‌هایی هستند بی‌حوصله‌ای که از کمک‌های دولتی استفاده می‌کنند و عقده "برای خود کسی شدن" را در دل دارند؛ افراد بی‌خودی که فقط می‌خواهند جلب توجه کنند."

 

 

راش لیمبو: معترضین انگل جامعه‌اند؛ انگل‌های واقعی.


باید به سخنان کاندیدای ریاست جمهوری حزب جمهوری‌خواه، ران پل نیز توجه نمود. وی با کمال گستاخی در حال یاد دادن راه و رسم اعتراض به مردم زخم‌خورده است. وی می‌گوید در صورتی این تظاهرات قابل‌پذیرش خواهد بود که به صورت صلح‌‌آمیز برگزار شود. حال آنکه اساس این تظاهرات تاکنون صلح‌آمیز بوده و بهتر بود به جای آنکه به صدور دستورالعمل اجرایی برای تظاهرکنندگان بپردازد، به دلایل به وجود آمدن چنین حرکتی می‌پرداخت.
البته در میان این افراد، هستند سیاستمدارانی که بی پرواتر سخن گفته و اساس جنبش را زیر سوال می‌برند. از این جمله باید به هرمان کین، نامزد ریاست جمهوری از حزب جمهوری‌خواه اشاره کرد. وی طی اظهاراتی از وال‌استریت کاملا حمایت کرده و معترضان را "ضدکاپیتالیست" خوانده است. او در جایی دیگر گفته است: "اگر کاری ندارید و ثروتمند نیستید، بانک‌ها را سرزنش نکنید، بلکه خود را مورد عتاب قرار دهید."
از این جمله سیاستمداران نیز کم نیستند. میت رامنی، دیگر نامزد جمهوریخواهان برای ریاست جمهوری 2012 نیز اعتراضات را "خطرناک" خوانده و از آن به عنوان "جنگ طبقاتی" نام برده است. 


 

 

 

 

 
میت رامنی:
 
اعتراضات خطرناک است و به جنگ طبقاتی منجر می شود.
 
هرمان کین:
اگر ثروتمند نیستید، بانک‌ها را سرزنش نکنید، بلکه خودتان را سرزنش کنید.


مایکل بلومبرگ، شهردار نیویورک نیز از همین جمله افراد است. او اعتراضات اخیر را "غیرسازنده" و بی حاصل خوانده است و معترضان را سرزنش می‌کند. او می‌گوید معترضان چرا افرادی که در شهر کار می‌کنند (ثروتمندان وال‌استریت) را مسوول بیکاری خود می‌دانند؟ حال آنکه شاید به ظاهر آن افراد تنها ثروتمندانی ساده باشند که به فکر سود خود هستند، اما همین افرالد برای کسب سودهای بیشتر وارد سیاست شده و خط مشی‌های کشور را بر اساس منویات خود تنظیم می‌کنند؛ منویاتی که در آن بیکاری آن 99 درصد حتی مطرح هم نمی‌شود.


 

 
مایکل بلومبرگ، شهردار یهودی نیویورک، اعتراضات را بی حاصل خواند.


باید گفت علی‌رغم اظهارات گاها عجیب مقامات سیاسی آمریکا، توده‌های آمریکایی همچنان در حال پیوستن به این جنبش هستند. از جمله اتحادیه کارگران حمل و نقل آمریکا، اتحادیه بین‌المللی کارمندان خدماتی متروی نیویورک و بسیاری دیگر. جا دارد از جمله این حمایت‌ها به نمونه‌ای جالب اشاره شود. روز 3 اکتبر، رانندگان اتوبوس اتحادیه کارگران حمل و نقل، پلیس نیویورک را تحت پیگرد قرار دادند که چرا برای انتقال بازداشت شدگان ماجرای پل بروکلین از اتوبوس‌های‌ آنها استفاده شده است؟


آنچه از تحلیل‌ها و رصدهای پیاپی وضعیت این روزهای امریكا قابل برداشت است، تلاش و رقابت سه گروه عمده در امریكا برای مصادره احتمالی جنبش جنبش وال استریت است.

الف- دولت اوباما و طرفدارانش (با توجه به نزدیكی انتخابات ریاست جمهوری و ناموفق دانستن اوباما در اكثر نظرسنجی‌ها) و همچنین سازمان جاسوسی سیا و ان.اس.ای (با توجه به سابقه طولانی سازمان‌های جاسوسی امریكایی در سركوب، منحرف كردن و حتی ایجاد جنبش‌های اعتراضی مصنوعی)

ب- گروه‌‎های چپ و سوسیالیستی و یا گروه‌های آنارشیستی مانند "جامعه باز روكوس"

ج- گروه‌های دست راستی جمهوری خواه و یا هواداران "رون پال" كاندیدای جمهوریخواه برای انتخابات بعدی ریاست جمهوری


*عمیق بودن نارضایتی تظاهرکنندگان


مجله نیویورکر طی یک نظرسنجی از معترضین حاضر در صحنه به نتایج جالبی دست یافت: در حدود 40 درصد آنان معتقد بودند سیستم کاپیتالیستی دیگر دوام نخواهد آورد و در سوال دیگری که پرسیده شد آیا در انتخابات میان‌دوره‌‌ای سال 2010 شرکت کردید یا نه ، 60 درصد پاسخگویان گفتند که نه شرکت نکرده بودیم.  

باید گفت می‌توان از همه طیف‌ها در میان راه‌پیمایان مشاهده نمود؛ محافظه‌کار، لیبرال، مستقل، سوسیالیست، آنارشیست و حتی طرفداران محیط زیست. برخی جنبش "تسخیر وال‌استریت" را نسخه چپ اما واقعی جنبش "تی‌پارتی" می‌دانند.

 

 
 
برخی جنبش "تسخیر وال‌استریت" را نسخه چپ اما واقعی جنبش "تی‌پارتی" می‌دانند.

 


*میکروفون انسانی


از نکات بسیار جالبی که در این تظاهرات اتفاق می‌افتد "بلندگوی انسانی" است. بر اساس قوانین شهری در نیویورک برای استفاده از آمپلی‌فایر در اماکن عمومی می‌بایست مجوز بگیرید. اما "تسخیر وال‌استریت" دارای مجوز نمی‌باشد و به همین دلیل تظاهرکنندگان امکان استفاده از دستگاه‌های صوتی الکتریکی را در سخنرانی‌های خود ندارند. به همین دلیل و برای رساندن صدای خود به همه حاضران در آنجا، سخنران پس از ایراد چند جمله سکوت کرده و منتظر می‌ماند افرادی که در ردیف جلو نشسته‌اند شنیده‌‌های خود را به افراد پشت‌سری و آنها هم به پشت‌سری خود منتقل کنند؛ و بدین ترتیب همه حاضران از آنچه که گفته می‌شود می‌توانند آگاهی یابند. نام این کار "میکروفون انسانی" است. البته به عقیده خود تظاهرکنندگان این محدودیت ارتباطی نتیجه‌ای عکس داشته و منجر به نزدیکتر شدن معترضان به یکدیگر گردیده است. تظاهرکنندگان حتی یک مرکز رسانه‌ای خیابانی نیز دارند که در آن کامپیوتر، لپ‌تاپ، دوربین و مودم اینترنت بی‌سیم به همراه ژنراتور گازوئیلی برای تامین برق موجود است.


از اقدامات دیگر حاضران نیز که بیش از پیش بی‌نیازی‌شان به دیگران را نشان می‌دهد آب دادن به گل و بوته پارک بوسیله روش "آبپاشی خاکستری" است. در این روش آنها یک سیستم تصفیه آب بنا کرده‌اند که هر آبی که کثیف و بدرد نخور باشد را از طریق آن دستگاه تصفیه نموده و به خورد گل و بوته می‌دهند.


 

 
بلندگوی انسانی


*روزشمار جنبش وال‌استریت  


لازم به ذکر است در طول چند هفته‌ای که از آغاز جنبش وال‌استریت سپری می‌شود، به گفته ریموند کلی از پلیس نیویورک، تا 7 اکتبر این جنبش هزینه‌ای بالغ بر 1.9 میلیون دلار دربرداشته است. جنبشی که در هفته اول خود و در روز 17 سپتامبر 17 هزار تظاهرکننده را به خود دید که 100 الی 200 نفرشان شب را به تبعیت از تحصن میدان التحریر قاهره در وال‌استریت به صبح رساندند. در روز 19 سپتامبر، هفت نفر دستگیر شدند.


در هفته دوم و در روز 24 سپتامبر راه‌پیمایی‌ها ادامه یافت و برای اولین بار از اسپری فلفل استفاده شد. در این روز حداقل 80 تن از معترضان دستگیر شدند. همچنین پلیس نیز برای ایزوله و منزوی کردن معترضان شروع به استفاده از تاکتیک "قرنطینه" (kettling) نمود. در این تاکتیک پلیس معترضان را وادار به کوچک شدن و محدود شدن در مکان‌هایی می‌کند که مثلا تنها یک راه خروج (آن هم راهی که پلیس درنظر گفته) از آنجا وجود دارد و یا معترضان در آن محدوده کوچک و به دور از دیگر ان آنقدر نگاه می‌دارد که معترضان خسته شده و به دلیل مشکلای همچون گرسنگی و نیاز به سرویس بهداشتی دست از راه‌پیمایی بردارند.

نبا بر گزارش ها،  در روز بیست‌چهارم سپتامبر به صورت سه زن به طور مستقیم اسپری فلفل فشانده شد. در فیلمی که در اینترنت از این حادثه پخش شده مشخص می‌شود که پلیس پس از انجام کتلینگ تنی چند ار معترضان زن، بدون هیچ دلیلی و به یکباره بر صورت آنها اسپری می‌افشاند.

 
در فیلمی دیگر از کاربرد فلفل توسط پلیس عکاسی را می‌بینیم که با آنکه پوشش "خبرنگاری" بر تن دارد، بازهم نمی‌تواند از حمله فلفلی پلیس جان سالم به‌در برد.
در روز 25 سپتامبر گروه هکر‌های موسوم به "گمنام" پلیس نیویورک را به خاطر این حوادث تهدید به هک کردن سایتش نمود. از ترس این اقدام هکرها، دایره امور داخلی پلیس نیویورک و اداره وکلای منطقه منهتن شروع به انجام تحقیقاتی در خصوص کاربرد فلفل از سوی ماموران خود نمودند.
اما در هفته سوم و روز اول اکتبر سال 2011 بود که بیشترین تعداد بازداشتی‌ها رقم خورد. در این روز بیش از 700 نفر از تظاهرکنندگانی که به سمت پل بروکلین حرکت کرده بودند تا تنها، بنر خود را از آن پل آویزان کنند، توسط پلیس دستگیر شدند.
در روز 5 اکتبر با پیوستن اعضای اتحادیه‌های کارگری و دیگر اتحادیه‌ها، دانشجویان و آنهایی که شغلی نداشتند، جنبش به یکباره در تظاهرات خود عدد 15 هزار نفر را تجربه کرد. در این روز هم 28 نفر بازداشت شدند.
در هفته چهارم و در روز 9 اکتبر به تقلید از جنبش وال‌استریت، فراخوانی در 25 کشور برای برگزاری تظاهرات عمومی در تاریخ 15 اکتبر داده شد. فعال‌ترین صفحاتی که در فیسبوک برای فراخوان فوق تشکیل شدند، در اسپانیا و ایتالیا بود. بیشترین میزان مشارکت مجازی در این زمبنه در این صفحه ها رخ می دهد: حدود 42 هزار نفر به طور مستقیم و 20 هزار نفر غیرمستقیم.
 
در روزهای اخیر بر تعداد دستگیری‌ها و در عین حال گرویدن گروه‌ها به این جنبش افزایش یافته است. در همين راستا، گروهي از مسلمانان آمريکا در محل تجمع معترضان جنبش تسخير وال استريت در منهتن، ضمن برپايي نماز جماعت، حمايت رسمي خود از اين جنبش و آرمان هاي عدالتخواهانه آن اعلام کردند.
اين مسلمانان که از اعضاي دفتر محلي شوراي روابط اسلامي آمريکا در نيويورک و شوراي مديريت اسلامي محلي بودند، ضمن حضور در ميان معترضان به نظام سرمايه داري و زياده طلبي مؤسسات مالي فاسد در آمريکا، حمايت خود را از عدالت اجتماعي و آرمان هاي عدالتخواهانه اعلام کردند.

ناگفته نماند که حدود 30 معترض نیز طی دو روز گذشته دستگیر شده‌اند. پلیس نیز در یک تلاش ناموفق سعی کرد حتی برخی خبرنگاران را نیز بازداشت کند. در میان بازداشت‌شدگان، اساتید دانشگاه نیز دیده می‌شوند. "کرنل وست"، استاد دانشگاه و فعال سیاسی آمریکایی، روز گذشته در حالی که به همراه اعضای جنبش "تسخیر وال استریت" مشغول تظاهرات در مقابل یک حوزه محلی پلیس در نیویورک بود، بار دیگر دستگیر شد.

با این اوصاف به نظر می‌رسد اخبار مربوط به وال‌استریت هر روز به روز شده و تا آینده نزدیک از صدر رسانه‌ها پائین نخواهد آمد.

 

 

اد پرلماتر نماینده دموکرات کنگره البته از معدود افرادی است که در کنار معترضین حاضر شده است و تنها به اعلام حمایت بسنده ننموده است. وی شنبه شب در دنور و در جریان تظاهرات جنبش اعتراضی وال استریت به معترضان پیوست. وی گفت علیرغم اینکه می‌داند با پیوستن به معترضان موقعیت شغلی اش به عنوان نماینده کنگره به خطر می‌افتد، به مخالفان پیوسته است.

پرلماتر ضمن اینکه از معترضان می‌خواست تا به صورت مسالمت‌آمیز به تظاهرات خود ادامه دهند، همراه با آنان به راه‌پیمایی پرداخت. معترضان با تاکید بر مسالمت آمیز بودن ماهیت جنبش وال‌استریت از عملکرد حزب دموکرات انتقاد کردند، و از اینکه در طی شش هفته گذشته تنها یکی از نمایندگان کنگره در بین آنها حاضر شده، اظهار نارضایتی نمودند.

همزمان با دیگر نقاط جهان که به این جنبش پیوسته‌اند باید به جنبش تصرف شهر دونيدين در نيوزيلند نیز اشاره کرد. این جنبش نیز به عنوان حمايت از جنبش تسخير وال استريت، اخیرا با صدور اعلاميه‌اي از هواداران خود درخواست كرد با ايجاد حلقه اي در اطراف ميدان اوكتاگون اين شهر از اين جنبش حمايت كنند نمايندگان شوراي شهر ديندوين نيز اعلام كرده‌اند در صورتي كه تجمع‌كنندگان تا ساعت 8 امشب به تجمعات خود پايان ندهند با جريمه نقدي تا 1000 دلار و يا حبس تا 6 ماه مواجه خواهند شد




*ژیژک و جنبش تسخیر وال‌استریت

 
از چهره‌های برجسته‌ای که در جمع تظاهرکنندگان "تسخیر وال‌استریت" سخن گفت، اسلاوی ژیژک، فیلسوف و جامعه‌شناس فرهنگی معروف می‌باشد. گفته‌های او شاید بتواند به‌طور کامل اما موجز کلیت داستانی را که با آن مواجهیم جمع‌بندی کرده و پیش چشم ما نهد. وی در روز 9 اکتبر با حضور در میان معترضان ضمن حمایت از جنبش اخیر، از سیستم کاپیتالیستی و شرکت‌های بزرگ انتقاد کرده و اظهار داشت:

"آنها ما را خیال‌پرداز می نامند. اما
خیال پردازانِ واقعی کسانی هستند که فکر می‌کنند این سیستم می‌تواند برای مدت نامعلوم به همین شکل ادامه پیدا کند. ما خیال پرداز نیستیم. ما داریم آن ها را از خواب خوش‌شان که دارد به یک کابوس تبدیل می‌شود بیدار می‌کنیم. ما چیزی را نابود نمی‌کنیم. ما تنها شاهد هستیم که چه طور سیستم، خودش را نابود می‌کند. تصویر آشنای کارتون‌های‌مان را به یاد بیاوریم. یک گربه (در کارتون تام و جری) به سر پرتگاه می‌رسد اما بی‌حواس به مسیرش ادامه می‌دهد. بی‌خیالِ این که زیرش خالی شده است. تنها وقتی پایین را نگاه می‌کند و می‌بیند چیزی زیرش نیست، می‌اُفتد. این دقیقا همان کاری است که ما داریم این جا انجام می‌دهیم. ما داریم به سرمایه‌دارانِ وال‌استریتی می‌گوییم آهای! زیر پای‌تان را نگاه کنید!
 
در آوریل 2011 دولت چین دستور داد که فیلم‌ها و داستان‌هایی که واقعیت‌های جایگزین یا خیال‌پردازی‌هایی مثل ماشین زمان را نمایش می‌دادند ممنوع شود. این یک نشانه خوب برای چین است. این یعنی مردمانِ چین هنوز به جایگزین‌ها فکر می‌کنند و دولت چین مجبور می‌شود که آن را ممنوع کند. ما این جا با ممنوعیت سر و کار نداریم. چرا که سیستم مستقر حتی توانایی ما را برای خیال پردازی سرکوب کرده است. به فیلم‌هایی که هر روز می‌بینیم نگاه کنیم. همه‌چیز در آن ممکن است. می‌توان تصور کرد که یک شهاب سنگ به زمین می‌خورد و زندگی پایان می‌یابد و غیره. اما انگار نمی‌توان پایان سرمایه‌داری را حتی در خیال متصور شد.

بگذارید یک داستان از دوران کمونیسم برای‌تان بگویم. مردی از آلمان شرقی به سیبری فرستاده شد تا آن جا کار کند. این مرد می‌دانست که نامه‌هایش را سانسورچی‌‌ها می‌خوانند. به همین خاطر قراری با دوستانش گذاشت. گفت که اگر نامه‌ای که از من می گیرید به جوهر آبی نوشته شده باشد یعنی آن چه که من در نامه نوشته‌ام درست است. اگر با جوهر قرمز نوشته باشم نادرست. بعد از یک ماه، دوستانش اولین نامه را از طرف وی دریافت کردند. همه متن با جوهر آبی نوشته شده بود. در نامه آمده بود: "همه چیز این جا عالی است. مغازه‌ها پر از غذاهای خوشمزه است. سینماها فیلم‌های خوب غربی پخش می‌کند. آپارتمان‌ها بزرگ و مجلل است. اما تنها چیزی که این جا نمی‌توان خرید، جوهر قرمز است."




 
مشکل اصلی فساد و زیاده‌خواهی نیست.
 

مشکل اصلی
، سیستم است.
 

سیستمی که ما را تا مرز تسلیم می راند.
همه چیز در جهان ممکن است

 اما انگار نمی‌توان پایان سرمایه‌داری

 را حتی در خیال هم متصور شد.

این شیوه زندگی ماست. ما از همه آزادی‌هایی که می خواهیم برخورداریم. اما آن چه نداریم جوهر قرمز است. یعنی زبانی نداریم که که با آن بتوانیم عدمِ آزادی‌مان را بیان کنیم. آن شکلی که ما یاد گرفته‌ایم درباره آزادی صحبت کنیم جنگ برای آزادی را مقابل تروریسم قرار می‌دهد. این، معنای واقعی آزادی را تحریف می‌کند. و شما اشغال‌کنندگان وال‌استریت دارید آن کار بزرگ را انجام می‌دهید: شما دارید جوهر قرمز را به ما می‌دهید.

یک خطر وجود دارد. ما نباید شیفته خودمان بشویم. ما این جا روزهای خوشی را کنار هم می‌گذرانیم. اما یادمان نرود! کارناوال‌‌های شادی زودگذرند. آن چه که مهم است اتفاقی است که روز بعد می‌افتد. زمانی که ما به زندگی عادی برمی‌گردیم. آیا آن زمان تغییری رخ داده است؟ من نمی‌خواهم که شما این روزها را به یاد بیاورید و بگویید آه! ما جوان بودیم! چه روزهای زیبایی بود! یادمان باشد که پیام اصلی ما این است: ما حق داریم به جایگزین‌ها فکر کنیم.
ما در بهترین دنیایِ ممکن زندگی نمی‌کنیم. اما یک راه طولانی در پیش است. پرسش‌های به راستی دشواری پیش روی ماست. ما می‌دانیم چه نمی‌خواهیم. اما آیا می دانیم چه می‌خواهیم؟ چه نظام اجتماعی می‌تواند جایگزین سرمایه‌داری شود؟ رهبران جدید چه خصوصیت‌هایی باید داشته باشند؟ یادمان نرود: مشکل اصلی فساد و زیاده‌خواهی نیست. مشکل اصلی سیستم است. سیستمی که ما را تا مرز تسلیم هل می‌دهد. تنها از دشمنان حذر نکنیم. حواس‌مان به دوستان نارفیقی که می‌خواهند جان حرکت ما را بگیرند نیز باشد.

ما کمونیست نیستیم. اگر کمونیسم آن نظامی است که در سال 1990 سقوط کرد یادمان باشد که آن کمونیست ها امروز بی‌رحم ترین سرمایه‌داران هستند. ما امروز در چین یک نظام سرمایه‌داری داریم که حتی پویاتر از سرمایه‌داری امریکایی است. اما آن جا دموکراسی نیست. این یعنی وقتی دارید سرمایه‌داری را نقد می‌کنید از تهدید کسانی که می‌گویند شما مخالف دموکراسی هستید نترسید. پیوند بین سرمایه‌داری و دموکراسی پایان یافته است.

تغییر، ممکن است. ما این روزها چه چیزهایی را ممکن می‌دانیم؟ به رسانه‌ها گوش کنیم. از یک طرف در حوزه تکنولوژی و سکسوالیته همه چیز ممکن است. شما می توانید به ماه سفر کنید. می‌توانید با بیوژنتیک زندگی ابدی داشته باشید. می‌توانید با حیوانات سکس داشته باشید و امثالهم. اما به حوزه اقتصاد و اجتماع نگاه کنیم. می‌گویند که هر تغییری غیرممکن است. ما می‌خواهیم مالیات بر ثروتمندان اندکی افزایش پیدا کند؛ می گویند محال است، رقابت از دست می رود. ما می‌خواهیم پول بیشتری صرف سلامت شود؛ می گویند امکان ندارد، یک دولت توتالیتر سر کار می آید. چه طور می‌شود به ما وعده زندگی ابدی می‌دهند اما نمی توانند اندکی بیشتر صرف سلامت کنند؟ یک جای کار می‌لنگد. بیایید اولویت‌های‌مان را همین جا تعیین کنیم. ما استاندارهای بالاتری برای زندگی نمی خواهیم. ما استاندارهای بهتری برای زندگی می خواهیم.

ما باید صبر داشته باشیم. تنها چیزی که من از آن می ترسم این است که یک روز به خانه‌های‌مان برویم، سالی یک بار یکدیگر را ملاقات کنیم، چیزی بنوشیم و نوستالژیک‌وار این روزها را به یاد آوریم. بیایید به یکدیگر قول بدهیم که این اتفاق نمی‌افتد. ما می‌دانیم که مردم اغلب نسبت به چیزی اشتیاق دارند اما واقعا آن را نمی خواهند. بیایید نترسیم و چیزی را که به آن اشتیاق داریم واقعا بخواهیم. متشکرم.



*مایکل مور: هرگز مايوس نمي‌شويم


 

مایکل مور، فیلم‌ساز مطرح امریکایی نیز که به این جنبش پیوسته، در جمع معترضان به نظام سرمایه‌داری در کالیفرنیا گفت: واكنش پليس در قبال مردم وحشتناك است.


 

مايكل مور در جمع بيش از هزار معترض در اوکلند اظهار داشت: حوادثي را طي يك هفته اخير در"اوكلند" شاهد بوديم پليس بايد به عنوان "نقطه عطف" اقدامات خود در كارنامه كاري ثبت كند!

مایکل مور با اشاره به وضعیتي یكي از سربازان آمريكايي كه در درگيري‌ با پلیس دچار شكستگي جمجمه شده و توانایی تكلم را از دست داده، گفت: هرگز مايوس نمي‌شويم و هر روز شمار بيشتري از كهنه سربازان به جنبش ضدسرمايه‌داري ملحق مي‌شوند.




 
شکسته شدن جمجمه معترض آمریکایی توسط پلیس
 

درحال حاضر با رشد سريع جنبش "وال استريت را تسخير كنيد" و آگاهي مردم آمريكا نسبت به سيستم فاسد اقتصادي آمريكا، "مايكل مور" اعلام كرده، مستند جديد خود را حول موضوع اقتصاد آمريكا و جنبش وال استريت را روي پرده مي برد. زماني كه وی مستند "كاپيتاليسم: يك داستان عاشقانه" را ساخت، اعلام كرد تا زماني كه مردم آمريكا نسبت به سيستم اقتصادي اين كشور واكنش نشان ندهند، مستند ديگري نخواهد ساخت.

«مایکل مور»، قیام وال استریت را فریاد نسل جوان بر سر بی‌عدالتی موجود در جامعه آمریکا می‌داند که به زودی سراسر آمریکا را در بر خواهد گرفت.




*مقایسه پوشش خبری دو رویداد "تی‌پارتی" و "تسخیر وال‌استریت"


نکته جالب دیگر در مورد تظاهرات وال‌استریت، پوشش خبری درباره آن و مقایسه آن با [به اصطلاح] "جنبش تی‌پارتی" است که جمهوری‌خواهان ترتیب دهنده‌اش بوده‌اند. نمودارها نشان می‌دهند که پوشش رسانه‌ای این دو جنبش به‌هیچ‌وجه یکسان نبوده است. با آنکه تی‌پارتی از همان ابتدا پوشش وسیعی از سوی رسانه‌های آمریکا یافت، اما جنبش تسخیر وال‌استریت در ابتدا اصلا از آن پوشش بهره‌مند نبود.


در نمودار زیر نحوه پوشش این دو واقعه را به لحاظ زمانی می‌توان دید:

 
 

مقایسه پوشش خبری دو رویداد "تی‌پارتی" و "تسخیر وال‌استریت"


 
در نمودار دیگری نیز می‌توان حوادثی را که رسانه‌های آمریکا را ناچار به انعکاس جنبش وال‌استریت کرد، مشاهده می‌کنیم.
 
 

 
همانطور که نمودار بالا نشان می دهد سه رویداد: 1) کاربرد اسپری فلفل برای نخستین بار، 2) بازداشت گسترده و 700 نفری پل بروکلین و 3) برخوردهای شدید پلیس با معترضین در روزهای آتی، همان حوادثی هستند که رسانه را واراد به انعکاس این جنبش نمودند.


سخن آخر

اینکه حرکت اخیر تا چه حد اصیل بوده و برآمده از مردم عادی و دردکشیده آمریکاست، بر ما پوشیده است چراکه گاه نشانه‌های متناقضی بعضا از این جنبش به چشم می‌خورد؛ از جمله این نشانه‌های مشکوک باید به حمایت معنوی و در عین حال مادی بنیاد معروف سوروس از این جنبش اشاره کرد. البته یقینا دردهایی در بطن جامعه وجود داشته که منجر به ایجاد چنین جنبش عظیمی در سطح آمریکا و جهان گردیده است. جنبشی که روز به روز در حال عمیق‌تر و گسترده‌تر شدن بوده و ملت‌های بیشتری را جذب خود می‌کند.
 به هر حال باید منتظر بود و دید که این جنبش تاچه حد اصیل است! به عبارت بهتر تا به کی اصیل باقی خواهد ماند؟  


 

*آيا اقتصاد اسلامي راه‌حل جنبش وال استريت است؟

يكي از بحث‌هاي مطرح در شبكه‌هاي اجتماعي، پاسخ به اين سوال است كه در صورتي كه بپذيريم نظام سرمايه‌داري باعث بروز بحران شديد اقتصادي در آمريكا و ديگر كشورهاي جهان شده است، جايگزين مناسب براي نظام سرمايه‌داري چيست؟

براساس اين گزارش، جواب‌هاي زيادي از سوي نخبگان منتقد نظام سرمايه‌داري به اين سوال داده شده است اما در ميان سكوت نخبگان ايراني، جواب يك پژوهشگر مسلمان به اين سوال قابل توجه است.

اين پژوهشگر مسلمان در مقاله‌اي با عنوان «تنها نظام اقتصادی کامل»، با برشماري نقایص و نقاط ضعف نظام سرمایه‌داری که مبتنی بر بهره بیشتر است، به تبليغ نظام اقتصادی اسلامي كه مخالف ربا و بهره است، پرداخته است.

وي با بيان اين‌كه نوع تكامل‌يافته نظام اقتصادي اسلام در حال حاضر در مالزي اجرا شده است، معترضان آمريكايي را دعوت كرده كه با بررسي وضعيت فعلي كشور مالزي، خواهان استقرار نظام اقتصادي اسلام به جاي نظام سرمايه‌داري در آمريكا شوند.

در بخشي از اين مقاله كه حاوي ارجاعات نويسنده به آيات قرآن است، وي با اشاره به آیاتي از دومين سوره قرآن، به دشمني شديد اسلام با ربا اشاره كرده و آن را باعث وقوع بحران جهاني دانسته است.

نویسنده در ادامه با ارجاع به آيات ديگر قرآن، به بیان دلایل استحکام و پایداری نظام اقتصادی اسلام و سستی نظام اقصادی سرمایه‌داری پرداخته است.


*چه خواهد شد؟


جنبش اشغال وال استریت، صرف‌نظر از هیاهوهای تبلیغاتی و خبری که در اطراف خود دارد، یک نوع اعتراض مدنی به مشکلات رو به گسترش در معیشت مردم آمریکاست.

قدر مسلم این جنبش تنها یک ابراز خشم نیست و برخی اعضای آن تلاش می‌کنند تا برای بهبود وضعیت زندگی مردم آمریکا دست‌آوردی داشته باشند. تظاهرات خیابانی و جنبش‌های اعتراضی در آمریکا سابقه‌دار است و در گذشته نیز مردم آمریکا در اعتراض به استمرار جنگ ویتنام و یا نابرابری‌های اجتماعی و تبعیض نژادی، دست به اعتراضات بسیار گسترده‌ای زده بودند که در زمان خود دستاوردهای قابل توجهی در پی داشت. در حال حاضر نیز نحوه عملکرد دولتمردان آمریکایی با این جنبش، تا حد زیادی آینده جنبش و اثرات را آن در جامعه مشخص می‌سازد.

البته نکات مشکوکی هم وجو دارد که باید با دقت بررسی شود. مثلا برخی گروه‌های خاص كه در اعتراض‌ها وارد شده‌اند، توسط موسسه تایدز حمایت مالی می‌شوند. او می‌گوید شواهد محكمی وجود دارد كه موسسه تایدز حدود هفت میلیون دلار از جرج سوروس دریافت كرده است. وی همچنین عنوان كرده كه مجله ادباسترز كه تبلیغ "روز خشم امریكایی" را چاپ و از مردم برای شركت در آن دعوت كرد، توسط موسسه تایدز حمایت مالی می‌شود كه در یك قلم، كمك مالی حدود 330 هزار دلار از تایدز دریافت كرده است.

این در حالی است كه موسسه تایدز طبق یك تبصره مخصوص دولتی در سازمان مالیات امریكا، از ارائه حساب‌های مالی خود معاف شده است. بنابراین به احتمال قریب به یقین، میزان كمك‌های با واسطه سوروس به گروه‌های اجیرشده توسط دولت برای رخنه در صفوف معترضین امریكایی، بیش از مبالغ مطرح شده به صورت رسمی است.

البته این تنها جرج سوروس نیست كه موضوع تلاش وی برای مصادره اعتراضات اخیر به نفع دولت امریكا افشا شده است بلكه ردپای پاتریك گسپارد مشاور امور سیاسی اوباما نیز در این میان به چشم می‌خورد. مجله حزب امریكایی های طرفدار خانواده های زحمتكش كه گسپ

شنبه، 21 آبان ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
13 آبان 1389-لاهیجان
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
شنبه، 14 آبان ماه ، 1390
 
جمعي از دانش آموزان لاهيجان كه در راهپيمايي يوم الله 13 آبان ماه شركت كرده بودند، اظهار داشتند: آگاهانه و قاطعانه و در سايه تبعيت از منويات رهبر معظم انقلاب از آرمان هاي والاي انقلاب اسلامي پاسداري مي كنيم.

به گزارش روز جمعه ايرنا، راهپيمايي يوم‌الله 13 آبان باشكوه تر از سال هاي گذشته در لاهيجان برگزار شد.

اقشار مختلف مردم و مسوولان لاهيجان به ويژه دانش‌آموزان و دانشجويان همگام با سراسر كشور در 13 آبان‌ با برگزاري راهپيمايي باشكوه، روز ملي مبارزه با استكبار جهاني را گرامي داشتند.

مردم لاهيجان در اين روز ملي با در دست داشتن پلاكادرهايي با مضمون شعارهاي مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل در اين راهپيمايي شركت كردند و با فريادهايي كه از وجودشان بر مي‌خواست، انزجار خود را از آمريكا و كشورهاي استكباري اعلام و همراهي و همگامي خويش را با آرمان‌هاي انقلاب اسلامي فرياد زدند.

راهپيمايان با سر دادن شعارهايي از جمله 'سيزدهم آبان‌ماه يوم‌الله يوم‌الله'، 'مرگ بر آمريكا'، 'مرگ بر اسرائيل'، 'اي رهبر آزاده آماده‌ايم آماده' برضرورت عدم عقب نشيني در مقابل تهديدات دشمنان و زورگويي‌هاي غرب تاكيد كردند.

در حاشيه برگزاري راهپيمايي 13 آبان يكي از دانش آموزان لاهيجاني در گفتگو با خبرنگار ايرنا بيان داشت: براي نهادينه شدن ارزش‌هاي انقلاب بين نسل‌هاي سوم بايد دانش‌آموزان هر ساله در اين مراسم حضور داشته باشند و تكرار شدن اين روز موجب زنده شدن ارزش‌ها و آرمان‌هاي كساني مي‌شود كه براي پاسداري از انقلاب مجاهدت نمودند .

حسين كاظمي افزود : شايد تصور شود كه نوجوانان و جوانان با ارزش‌هاي انقلاب بيگانه‌اند ‌اما وقتي از آنها سئوال شود جواب‌هاي قاطع براي حضور خود در حماسه‌هاي انقلاب دارند.

يكي ديگر از دانش‌آموزان دبيرستاني لاهيجان نيز در باره حضورش در راهپيمايي 13 آبان به خبرنگار ايرنا گفت: آمده‌ام تا دين خود را به شهدا ادا كنم و نگذارم اهداف آنها كمرنگ شود .

حميدرضا جمال اميدي با اشاره به اينكه ما دانش آموزان به آرمان‌ها و اهداف انقلاب اعتقاد كامل داريم، بيان داشت: ما پشتيبان ولايت فقيه هستيم و با پايبندي به آرمان هاي انقلاب به آنها عمل مي‌ كنيم .

سينا حميدي ديگر دانش آموز لاهيجاني نيز گفت: راهپيمايي 13 آبان امسال به دليل خيزش‌هاي اسلامي در منطقه و جنبش وال استريت در كشورهاي اروپايي و آمريكا از اهميت خاصي برخوردار است.

وي تصريح كرد : ملت ايران مي‌داند كه عزت و شرفش، ايستادگي در مقابل استكبار است و ما پيرو سيدالشهداء هستيم كه فرياد 'هيهات من الذله ' سر مي داد.

وي ادامه داد: به حول و قوه الهي روزي مي‌رسد كه سران استكبار بويژه آمريكا ، همانند ديكتاتورهاي منطقه سرنگون شوند.

به گزارش ايرنا در پايان راهپيمايي نيز قطعنامه روز 13 آبان قرائت شد و شركت كنندگان پس از آن در مراسم عبادي سياسي نماز جمعه لاهيجان حضور يافتند
     
         

شنبه، 14 آبان ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
پاورپوینت|خطرات پیشِ ‌روی بیداری اسلامی
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
سه شنبه، 12 مهر ماه ، 1390
پاورپوینت | خطرات پیشِ ‌روی بیداری اسلامی 8/7/1390




دریافت نسخه پاورپوینت  | خطرات پیشِ ‌روی بیداری اسلامی
 [ حجم فایل : 2424 کیلوبایت ]




سه شنبه، 12 مهر ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
نمودار درختی|فرمان8ماده‌ای مبارزه بافساد
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
سه شنبه، 12 مهر ماه ، 1390
نمودار درختی | فرمان 8 ماده‌ای مبارزه با فساد 11/7/1390



دریافت نسخه PDF - نمودار درختی | فرمان 8 ماده‌ای مبارزه با فساد [ حجم فایل : 80 کیلوبایت ]
دریافت نسخه تصویر - نمودار درختی | فرمان 8 ماده‌ای مبارزه با فساد [ حجم فایل : 561 کیلوبایت ]

 

 

 


سه شنبه، 12 مهر ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
سخنرانی امام خامنه ای در جبهه-جدید
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
سه شنبه، 5 مهر ماه ، 1390
به مناسبت هفته دفاع مقدس کلیپی از سخنرانی امام خامنه ای در جبهه برای دانلود آماده شده است که آن را می توانید از لینک های زیر دانلود کنید.

http://www.mobarezclip.ir/clip/6.90/aftab%20-%20Copy.jpg

۸ مگابایت
دانلود کلیپ تصویری مستقیم


۳۴ مگابایت/با کیفیت
دانلود کلیپ تصویری مستقیم



شادی روح امام و شهدا صلوات

منبع:مبارز کلیپ
سه شنبه، 5 مهر ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
 
 
 
آمار کاربران
نظرسنجی
نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 32
نظرات : 7
لینکدونی سایت

شبکه خبری مهندس نیوز

رو به سوی خدا

ماهنامه فرهنگی خاکریز

پایگاه اینترنتی دانشجویان بسیجی

پایگاه مقاومت شهید عرشی

نورمبین پایگاه ختم متون اسلامی

عمار

جمعیت پیروان روح الله

وبلاگ فرهنگی دینی هیئت ثارالله رشت

لبیک یا خامنه ای

هیئت محبان اباعبدالله الحسین لاهیجان

هیئت حضرت رقیه (سلام الله علیها) لاهیجان

پایگاه اینترنتی حجت الاسلام رنجبر

پایگاه 10شهدا’ قم

پایگاه مقاومت بسیج شهید نعمت زاده

* ديار رنج *

کانون بسیج جوانان شهرستان لاهیجان

رعد.ا

خضيب

قطب عالم

علمدار صبح

قضاوت با شما ای دوست

انتظار نور.....گیلان

تا آخر هستیم

دريچه اي به سوي ملكوت

فطرس

@@@سکوت دل@@@

پايگاه اطلاع رساني امام المهدي (ع)

يا ابا صالح المهدي(ع)

مسندخورشید

سپيدار سبز

پایگاه امدادی نجاتگر

حمايت از غزه Gaza.ir

طلبه تخريب چي

دل نوشته هاي قاصدك

دفاع مقدس(8سال دفاع)

كانون وبلاگ نويسان مذهبي

درد شكفتن(يادآوري عظمت من و تو)

دل نوشته هاي دو دختر شهيد

نمایشگاه بین المللی کاریکاتور هولوکاست

http://narjes.blogfa.com/

صفحات انتظار در فراق گل نرگس

سايت اطلاع رساني آيت الله بهجت

مركز جهاني اطلاع رساني آل البيت(ع)

majestymilitary

وب سایت بسيجيان

ميدون مين

پژوهشكده تحقيقات اسلامي طوبي

طب نظامي دكتر رحمت سخني

پايگاه اطلاع رساني امام خميني

کانون فرهنگی رهپویان وصال

شهید دکتر مصطفی چمران

پایگاه اطلاع رسانی دارالقرآن

مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی

مرکز نشر اعتقادات

پایگاه اطلاع رسانی دفاع مقدس ساجد

پایگاه اطلاع رسانی دفاع مقدس سبک بالان

اشعار دفاع مقدس

دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

پایگاه اطلاع رسانی تبیان












Design:IMAN64(محمود نامور)