.
                        
نمایه


وب سایت پایگاه مقاومت بسیج

شهید
دکتر چمران


شهرستان لاهیجان




آدرس: انتهای خیابان کاشف شرقی - جنب مسجد حضرت ابوالفضل(ع)


Email: Info@chamran-lahijan.ir


توجه:
برای دسترسی موضوعی و همچنین آرشیو مطالب به
" بخش خبری "

 از منوی اصلی مراجعه نمایید.





برای بازدید از سایت ترجیحا از مرورگرهای Google Chrome یا Mozilla Firefox استفاده نمایید.



منوی اصلی
لینکهای سریع
دیگر بخشها
بخش کاربری
مطالب سایت
بخش خبری
امکانات سایت
عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
صوت


www.chamran-lahijan.ir

آمارگیر
   
   
 
کلیپ بیداری اسلامی-قسمت اول:بحرین
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
پنجشنبه، 22 ارديبهشت ماه ، 1390

زلزله کلیپ دات کام 

کاری دیگر از کلیپ موبایل زلزله

مجموعه کلیپ های بیداری اسلامی

قسمت اول: بحرین

مــــیـــکـــس بـســـــــیار زیــــبــــا !

حتــــــــــما دانلود کنید ...

از هر طریق که می توانید این کلیپ رو منتشر کنید ...

دانلود با فرمت mp4 با حجم 19MB


پنجشنبه، 22 ارديبهشت ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
4 نکته کلیدی از امام خامنه ای
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
پنجشنبه، 22 ارديبهشت ماه ، 1390

1. باید به مسئله‌ى فرهنگ نگاه مدبرانه داشت.


2. عزیزان من! شرط اصلى فعالیت درست شما در این جبهه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى جنگ نرم، یکى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش نگاه خوشبینانه و امیدوارانه است. نگاهتان خوشبینانه باشد. ببینید، من در مورد بعضى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تان به جاى پدربزرگ شما هستم. من نگاهم به آینده، خوشبینانه است؛ نه از روى توهم، بلکه از روى بصیرت. شما جوانید - مرکز خوشبینى - مواظب باشید نگاهتان به آینده، نگاه بدبینانه نباشد؛ نگاه امیدوارانه باشد، نه نگاه نومیدانه. اگر نگاه نومیدانه شد، نگاه بدبینانه شد، نگاه «چه فایده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى دارد» شد، به دنبالش بى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عملى، به دنبالش بى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تحرکى، به دنبالش انزواء است؛ مطلقاً دیگر حرکتى وجود نخواهد داشت؛ همانى است که دشمن میخواهد.
3. مطلب بعدى این است که ما اگر نقاط افتراق پیشرفت با منطق اسلامى را با توسعه‏ى غربى میشماریم، نباید از نقاط اشتراک غفلت کنیم؛ یک نقاط اشتراکى هم وجود دارد که اینها در توسعه‏ى کشورهاى توسعه یافته‏ى غربى کاملاً وجود داشته؛ روح خطرپذیرى - که انصافاً جزو خلقیات و خصال خوب اروپائى‏هاست - روح ابتکار، اقدام و انضباط، چیزهاى بسیار لازمى است؛ در هر جامعه‏اى که اینها نباشد، پیشرفت حاصل نخواهد شد. اینها هم لازم است. ما اگر باید اینها را یاد بگیریم، یاد هم میگیریم؛ اگر هم در منابع خودمان باشد، باید آنها را فرا بگیریم و عمل کنیم.
4. یک انحراف دیگر هم این است که انسان در زندگى شخصى خود، مواهب حیات و نیازهاى مادى را دست کم بگیرد و مورد بى‏اعتنائى قرار بدهد؛ این هم در اسلام گفته نشده، خواسته نشده؛ بلکه عکسش خواسته شده: «لیس منّا من ترک اخرته لدنیاه و لا من ترک دنیاه لاخرته». اگر آخرت را به خاطر دنیا ترک کردید در این امتحان مردودید؛ اگر دنیا را هم به خاطر آخرت ترک کردید در این امتحان مردوید. این خیلى مهم است. امیرالمؤمنین به کسى برخورد کرد که زن و زندگى و خانه و همه چیز را کنار گذاشته بود و به عبادت پرداخته بود؛ فرمود: «یا عدّى نفسه»، اى دشمن کوچک خویشتن! با خودت دارى دشمنى میکنى؛ خدا این را از تو نخواسته. «قل من حرّم زینة اللَّه الّتى أخرج لعباده و الطّیّبات من الرّزق».(1) این هم این مطلب است. بنابراین تعادل دنیا و آخرت و نگاه به دنیا و آخرت - هم در برنامه‏ریزى، هم در عمل شخصى و هم در اداره‏ى کشور - لازم است. این هم یک شاخص عمده‏ى پیشرفت است.

پنجشنبه، 22 ارديبهشت ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
پنجشنبه، 22 ارديبهشت ماه ، 1390

جریان معکوس و مخالف سلطه‌ی جهانی با نهضت بیداری اسلامی تحقق پیدا کرده است. این روند بر خلاف هنجارهای جهانی، بر محوریت اسلام به عنوان منبع سلامت و سعادت زندگی، مسیر متفاوتی با سلطه‌ی استعماری را دنبال می‌کند.

منطق "قدرت سلطه‌آمیز" بر تکثیر ایده‌ها، ارزش‌ها و کالا‌ها و در یک شعاع عمیق مبتنی بر توسعه‌ی خودآگاه و ناخودآگاه نظام معرفتی و نظام زندگی در قلمرو سیاست، فرهنگ و اقتصاد با مرکزیت بخشیدن به سلطه‌ی قدرت مرکزی است. آمریکا مرکزی1، استثناء‌گرایی آمریکایی2  و ایدئولوژِی پیشینی آن یعنی اروپامحوری3، مرجعیت اصلی این نوع سلطه بر جهان محسوب می‌شود. نظام سلطه در استعمار کهنه با حضور نظامی و تسخیر سرزمینی وارد کشورهای جهان می‌شد، اما در دوران استعمار نو، دین و فرهنگ و همه‌ی ارزش‌ها را نشانه می‌رود. امروزه نظام سلطه با دوفضایی شدن جهان، هم در جهان واقعی و هم در جهان مجازی، توسعه‌ی سلطه‌آمیز فرهنگ لائیک را با نگاه «یا با ما هستید، یا بر ما»4  دنبال می‌کند.

انقلاب اسلامی ایران یا جریان معکوس سلطه‌ی جهانی

انقلاب اسلامی ایران که با مرجعیت دین و دینداری و با هدف اقامه‌ی عدل و عدالت اسلامی شکل گرفت، آغاز نهضت بیداری محسوب می‌شد و می‌توان از آن به "جهانی شدن معکوس" و "جریان معکوس سلطه‌ی جهانی" یاد کرد. امام خمینی، آن بزرگ‌عارف زمان که روحی بلند و از جنس پیامبران داشت، خود را منها کرد و خدا را در محور همه‌ی معرفت‌ها، ایده‌ها و حرکت‌ها و خواسته‌ها قرار داد. او وصل شد به قدرت لایزال الهی و در پرتو آن موفق شد در دوره‌ی اوج سکولاریزم و در مرکزی‌ترین لنگرگاه غرب، یعنی ایران، انقلابی را با محوریت اسلام و تنها با توان ملت بزرگ ایران به ثمر برساند.

انقلاب اسلامی ایران بر خلاف هنجارهای شکل‌گرفته‌ی متکی بر اندیشه‌ی اروپامحوری و آمریکامرکزی، به دنبال مرکزیت بخشیدن به "الله" و "قانون الهی" و تبلور بخشیدن به "لااله‌الاالله" بود. ایران زیباترین جلوه‌ی این هدف را در شعار "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" به نمایش گذاشت.

دنیای سلطه‌آمیز غرب که مردم غرب از جمله قربانیان آن به حساب می‌آیند، علاوه بر سلطه‌سازی بر زندگی مردم جهان، فرهنگ منهای خدا و سیاست منهای عدالت جهانی و اقتصاد منهای حق زندگی برای همه‌ی مردم جهان را دنبال می‌کرد. در خوش‌بینانه‌ترین وجه ارزشی، نظام ارزشی سلطه‌آمیز آمریکایی و اروپایی، زندگی مادی همراه با حقوق اجتماعی مبتنی بر اومانیزم لائیک را دنبال می‌کند که در آن حق زندگی برای شهروندان غربی با نگاه مادی‌گرایانه تأمین می‌شود. نظم اجتماعی و نظام رفاه اجتماعی در برخی کشورهای اروپایی دیده می‌شود. این نظم و قانون در جلوه‌های ظاهری رعایت می‌شود، ولی این حق وقتی به مردم مظلوم جهان مثل مردم آفریقا، افغانستان، عراق، پاکستان و دیگر نقاط عقب‌نگه‌داشته‌ی جهان می‌رسد، تبدیل به ابزار سیاست و منفعت می‌گردد.

در این نگاه تنها قدرت است که امتیاز تولید می‌کند5 و دولت قدرتمند حکم پادشاهی را پیدا می‌کند که منطق زندگی برای او بر مبنای "همه چیز برای آسایش پادشاه" و "همه چیز برای آسایش آمریکا و اروپا" تعریف می‌شود. این نگاه خودخواهانه منشأ ظلم‌ها و کشتار جمعی6 بسیاری در دو سده‌ی اخیر شده و نمونه‌های آن در آفریقا، فیلیپین، هند، هیروشیما و ناکازاکی، حلبچه و بسیاری دیگر از نقاط جهان ثبت است. این نگاه زمینه‌ی ظلم‌های زیادی را برای دیکتاتورهای غرب‌زده‌ فراهم کرده است؛ دیکتاتورها و مستبدانی امثال رضا شاه و محمدرضا پهلوی و در شکل اخیر آن زین‌العابدین بن‌علی، علی عبدالله صالح و حسنی مبارک که مردم ایران، تونس، یمن و مصر را از کمترین حقوق ارزشی اسلام و حداقل‌های زندگی محروم کردند و جهانی از فقر را به قول رهبر عزیز انقلاب اسلامی ایران در مصر و تونس بر جای گذاشتند.

دین؛ فرایند معکوس جهانی‌شدن و توسعه‌ی فرهنگ مخالف با بی‌عدالتی
فرایند معکوس جهانی‌شدن و جریان معکوس سلطه‌ی جهانی در مهم‌ترین وجه خود، مرجعیت بخشیدن به دین را برای مسیردهی به همه‌ی ابعاد زندگی رقم می‌زند. از همین منظر است که انقلاب اسلامی ایران و نهضت بیداری اسلامی که امروزه می‌رود تا همه‌ی جهان اسلام را در بر بگیرد، یک "نهضت مسیرساز" برای جهان امروز و آینده محسوب می‌شود.


بقیه مقاله در ادامه مطلب ...


پنجشنبه، 22 ارديبهشت ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
سید مرتضي شهید و ما
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
پنجشنبه، 22 ارديبهشت ماه ، 1390

test

مريم اميني
ـ همسر شهید آقا سید مرتضی آوینی

واي بر ما اگر با اين شتاب به چنبره عقل هاي عادت زده خويش گرفتار آييم و بار ديگر به بهانه آشنايي با او، از خود بگوييم و به بهانه بيان رنج او، درد خود را بازگوييم.

در ره دوست سفر بايد كرد
از خويشتن خويش گذر بايد كرد
هر معرفتي كه بوي هستي تو داد
ديوي است به ره، از آن حذر بايد كرد

پنج شنبه شب، شب قبل از شهادت سيد مرتضي آويني، اين شعر را از ميان اشعار عارفانه حضرت امام (ره) همراه دوستي مي خوانديم. بحثي در گرفت بر سر اين كه آيا در مصراع اول بر «دوست» تأكيد شده و يا بر «سفر». بالاخره با استناد به وزن و قافيه، دوستمان قبول كرد كه در اين شعر تأكيد بر «سفر» است.

اين چنين ما در پيچ و خم قافيه گم شديم و او رفت.

تفاوت ميان ما و او، تفاوت ميان ماندن و رفتن است. او در ميان ما و در سفر بود، اما ما در سفريم و اسير توهم جاودانگي.

جمعه شب تا صبح، در بي قراري و بيداري گذشت.

ساعت 6 و نيم صبح شنبه خبر دادند كه او در فكه زخمي شده است؛ كه پايش قطع شده و در بيمارستان است. دلم گواهي ديگري داد. با اين همه براي چند لحظه سخن عقل را باور كردم؛ هنوز مي تواند بينديشد و قلم بزند. هنوز مي تواند با صدايش كه در چند ماه آخر گرفته بود، روايت بخواند، پس مهم نيست. انديشيدم؛ چرا هرچه معالجه كرد، گرفتگي صدايش برطرف نشد. با اين كه دكتر قول داده بود كه حنجره اي را كه در خدمت اسلام است خيلي زود مداوا خواهد كرد، دلم گواهي ديگري داد. تنها آن زمان كه خبر شهادتش را شنيدم، دريافتم كه حضرت امام (ره) چگونه اين خبر را داده بودند و من نفهميده بودم و اين چه حكايتي است كه حضرت امام منادي سفر او به كوي دوست بودند؟

عادات، بندهايي هستند كه ما را زمين گير كرده اند و حتي آن گاه كه نشانه هايي اين چنين بر ما نازل مي شود، باز در پرده ايم و غافل.

بر پله ها نشستم و چشم به ديوارها و عكس ها دوختم كه چگونه اشيا مي مانند و تصويري از جاودانگي در خود دارند. شنيدم كه «شهدا شاهد بر باطن و حقيقت عالمند و هم آنانند كه به ديگران حيات مي بخشند.» و باور كردم كه او هست.

ظهر كه بچه ها را از مدرسه به خانه آوردم، گفتم: پدر هست، هميشه هست، فقط ما توانايي ديدنش را نداريم و اين مي تواند كه زياد مهم نباشد.

همين معنا بود.

اين اواخر خنده هاي هميشگيش را بر لب نداشت. در سال هاي بعد از انقلاب، جز پس از رحلت حضرت امام (ره)، هرگز او را اين چنين در پيله تنهايي و اندوه نديده بودم. مگر ياوري نداشت؟

چگونه باور كنم؟ اين روزگار كه روزگار شهادت نيست.

بسيار گفتند و شنيديم كه او لياقت شهادت داشت. شهادت حقش بود. باب شهادت به روي شايستگان باز است و... راست است. او همواره در پي جاودانگي بود. او از مرگ نمي هراسيد و با مرگ نزديك بود، تا آن جا كه به آن خو گرفته بود. او باور داشت كه اين تن، نه جاي پروراندن كرم است؛ پيله اي است كه تا پروانه دل آن را بشكافد و آن همه بر گرد شمع ولايت طواف كند تا خود شمع صفت شود و در مذبح عشق، كربلا، نداي «هل من ناصر ينصرني» را، نداي حق طلبي تمام اعصار را لبيك گويد.

راست است. او كربلا را در كه يافت و از همان جا نيز به ياران امام حسين (ع) پيوست.

اما تعبير اين دنياييش را نشنيديم و به خود نينديشيديم كه چرا استحقاق زيستن با او را نداشتيم؟ ما به حسب گمگشتگي در عادات عالم ظاهر، او را كه اهل عادت نبود نشناختيم. خوديت هاي ما حجاب هايي بودند كه «بي خودي» او را از چشمانمان پنهان مي كردند. ما شعف خود را در آينه وجود او به تماشا نشستيم و زبان به ملامت او گشوديم.

عافيت طلبان، توهمات خويش را متظاهر در وجود او ديدند و عقل ظاهربين، رعب خود را در برابر غرب، غرب زدگي او قلمداد كرد و رسوبات غرب زدگي را در وجود كسي تشخيص داد كه نه فقط در روزگار جنگ فرزند جبهه بود، كه در اين روزگار هم كه از ارزش هاي جنگ جز خاطره اي گنگ نمانده، «روايت فتح» مي ساخت.

اين گونه بسياري از ما هنگامي كه براي لحظاتي چند حقيقت وجود او را پس از شهادتش به چشم دل ديديم، خود را جز باري گران بر دوش او نيافتيم، و به حق نيز چنين بود.

و واي بر ما اگر با اين شتاب به چنبره عقل هاي عادت زده خويش گرفتار آييم و بار ديگر به بهانه آشنايي با او، از خود بگوييم و به بهانه بيان رنج او، درد خود را بازگوييم.

اگر با شهادت او خود را مي شناختيم و به قضاوت خود مي نشستيم، چگونه مي توانستيم مدعي شناخت رنج او باشيم؟ او كجا و دامن دوست كجا؟

سينه تنگ من و بار غم او، هيهات!
مرد اين بار گران نيست دل سنگينم

آن چه كه دل او را به درد مي آورد، شناخت رنج انسان بود؛ انساني كه با دور شدن از مبدأ وحي، خود را تنها و سرگردان در اين كره خاكي يافته است؛ انساني كه عهد ازلي خود را به فراموشي سپرده و مقام خليفةاللهي خويش را از ياد برده است و آن همه از جوهر اصلي خود دور شده كه به مقام حيوانيت در اين ديار فاني بسنده كرده و آرزويش جاودانه زيستن در اين مقام است.

او اما حتي براي لحظه اي از معناي انا لله و انا اليه راجعون غافل نبود. مبدأ و مقصد را مي شناخت و خود را در نسبت با اين شناخت معني مي كرد. درد او غفلت ما بود. لحظه اي بر او نمي گذشت مگر آن كه خود را حاضر در پيشگاه حق و حق را ناظر بر خويش بيابد.

به ظاهر همچون ما زندگي مي كرد، همچون ما نماز مي خواند، همچون ما كار مي كرد و مي آشاميد و هر يك از ما كه در رفتنش اشك ريختيم، در ماندش او را چون خود پنداشتيم؛ چرا كه چشم ظاهربين جز ظاهر اعمال را نمي بيند.

حال اگر با رفتن او مي گوييم كه از جنس ما نبود، آيا تنها بازگو كردن سخناني كه از او شنيده ايم براي بيان آن چه كه چهره گشاده او را در چند ماه قبل از شهادتش در غم و اندوه فرو برده بود، كافي است؟ آيا به صرف آن كه اين سخن، سخن اوست، در هر كجا و به هر شكل مي تواند مطرح شود، و در اين صورت آيا تنها به حفظ سخن اكتفا نكرده ايم و در حفظ معني به خطا نرفته ايم؟ چگونه است كه به يكباره خود را در جايگاه او يافته و داعيه بيان حرف هاي ناگفته اش را در دل پرورانده ايم؟ آيا ما را نيز از آن عقل تشخيص كه به پاس مجاهدت هاي بسيار به او بخشيده بودند، بهره اي هست؟ اگر چنين است و خود را از سنخ او يافته ايم، كه اهليت بازگو كردن آن چه را كه در دل داشت نيز يافته ايم، واگرنه، اين بيان درد او نيست، بيان درد «خود» است و اين گونه تفاوتي نيست ميان ما و آن ها كه لب به ملامتشان مي گشاييم.

ديگراني كه حتي در ظاهر نيز به افكار او وفادار نمانده اند، چگونه است كه مدعيان ادامه راه او هستند؟ اگر او شرايط را آماده مي ديد كه خود بهتر از هر كس ديگر مي توانست دردش را بيان كند. هم به قدر كفايت، بضاعت فكري داشت، هم سيد اهل قلم بود و هم مصلحت انديش بود. اما نه به معناي متعارف كلمه كه او قائل به «خود» نبود تا به مصلحت «خود» بينديشد؛ صلاح او صلاح دين بود و تنها جايي لب به اعتراض مي گشود كه دين را در خطر مي ديد. آيا درد ما نيز درد دين است؟

او در همين روزگار كه پيروي از نفسانيات، عرف جوامع بشري شده است، بر صراط مستقيم ماند و اين ممكن نبود مگر با اعتصام به حبل الله. بقاي بر اين راه همان همه كه سهل به نظر مي رسد، سخت است. آيا ما نيز با چنگ زدن به ريسمان ولايت، خود را و جايگاه خود را در اين زمانه شناخته ايم؟
پنجشنبه، 22 ارديبهشت ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
بازگشت شهیدبرونسی؛نظرکرده حضرت زهرا(س)
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
دوشنبه، 5 ارديبهشت ماه ، 1390



















 


به نقل از رجانیوز: نمی‌شود کتاب‌خوان حرفه‌ای بود و نام پرفروش‌ترین کتاب دفاع مقدس یعنی «خاک‌های نرم کوشک» را نشنید؛ کتابی که روایتگر خاطراتی از شهید عبدالحسین برونسی است. البته شهید برونسی نامی آشنا برای همه مردم ایران به ویژه خراسانی هاست؛ اوستا عبدالحسین روزگاری با هدف کسب روزی حلال و عدم همکاری با طرح موسوم به انقلاب سفید محمدرضا شاه، دیار خود را‌‌ رها کرد و به مشهد رفت. او سال‌های زیادی را در مشهد زندگی کرد و با فعالیت‌های گسترده انقلابی خود نقش بسیار موثری در افزایش آگاهی مردم این شهر با آرمان‌های انقلاب و امام (ره) داشت. 

شهید برونسی پس از پیروزی انقلاب هم به عنوان نیروی داوطلب به جبهه رفت و با اینکه به عنوان یک کارگر ساده شناخته می‌شد که تحصیلات آکادمیک هم نداشت اما به دلیل صاف بودن ضمیر، به کراماتی دست یافت که همرزمانش را به غبطه واداشته بود. در کتاب خاک‌های نرم کوشک که روایتگر خاطراتی از این شهید است، به برخی عادات و خصوصیات شهید برونسی که سبب شد تا به این مقام دست پیدا کند، اشاره شده است؛ خصوصیاتی که باعث شد تا یک کارگر ساده و بی‌سواد ساختمان، علاوه بر اینکه به درجاتی مانند فرماندهی تیپ هجده جوادالائمه (سلام الله علیه) برسد، شخصا مورد لطف و مدد الهی از جانب بر‌ترین بانوی عالم قرار بگیرد. 
 
توسل ویژه شهید برونسی به حضرت زهرا (س) 
 
سعید عاکف، نویسنده کتاب خاک‌های نرم کوشک در یکی از فصل‌های این کتاب، روایتی را از شهید برونسی نقل کرده که روایتگر ضمیر پاک این شهید بزرگوار و ارتباط عاطفی او نسبت به خاندان اهل بیت (ع) است: 
 
«هنوز عملیات درست و حسابی شروع نشده بود که که کار گره خورد. گردان ما زمینگیر شد و حال و هوای بچه هاُ حال وهوای دیگری. تا حالا این طور وضعی برام سابقه نداشت. نمی‌دانم چه‌شان شده بود که حرف شنوی نداشتند. همان بچه‌هایی که می‌گفتی برو توی آتش، با جان و دل می‌رفتند! به چهره بعضی‌ها دقیق نگاه می‌کردم. جور خاصی شده بودند؛ نه می‌شد بگویی ضعف دارند؛ نه می‌شد بگویی ترسیدند. هیچ حدسی نمی‌شد بزنی. 
 
هرچه براشان صحبت کردم، فایده‌ای نداشت. اصلا انگار چسبیده بودند به زمین و نمی‌خواستند جدا شوند. هر کار کردم راضیشان کنم راه بیفتند، نشد. اگر ما توی گود نمی‌رفتیم، احتمال شکست محور‌های دیگر هم زیاد بود، آن هم با کلی شهید. پاک در مانده شدم. نا‌امیدی در تمام وجودم ریشه دوانده بود. با خودم گفتم چه کار کنم؟ سرم را بلند کردم روبه آسمان و توی دلم نالیدم که: خدایا خودت کمک کن. از بچه‌ها فاصله گرفتم؟ اسم حضرت صدیقه طاهره (س) را از ته دل صدا زدم و متوسل شدم به وجود شریفش. زمزمه کردم: خانم خودتون کمک کنین. منو راهنمایی کنین تا بتونم این بچه‌ها رو حرکت بدم. وضع ما رو خودتون بهتر می‌دونین. 
 
چند لحظه‌ای راز و نیاز کردم و آمدم پیش نیرو‌ها. یقین داشتم حضرت تنهام نمی‌گذارند. اصلا منتظر عنایت بودم توی آن تاریکی شب و توی آن بیچارگی محض، یکدفعه فکری به ذهنم الهام شد. رو کردم به بچه‌ها. محکم و قاطع گفتم: دیگه به شما احتیاجی ندارم! هیچ کدومتون رو نمی‌خوام. فقط یک آرپی جی زن از بین شما بلند شه با من بیاد . دیگه هیچی نمی‌خوام. زل زدم به‌شان. لحضه شماری می‌کردم یکی بلند شود. یکی بلند شد. یکی از بچه‌های آرپی جی زن. بلند گفت: من می‌ام. پشت بندش یکی دیگر ایستاد. تا به خودم آمدم  همه یگردان بلند شده بودند. سریع راه افتادم، بقیه هم پشت سرم. 
پیروزیمان توی آن عملیات، چشم همه را خیره کرد. اگر با‌‌ همان وضع قبل می‌خواستیم برویم، کارمان این جور گل نمی‌کرد. عنایت‌ام ابی‌ها (س) باز هم به دادمان رسید بود.»
 
تشییع جنازه نمادینی که واقعی شد
 
اما ماجرای کرامات این شهید بزرگوار به دوران دفاع مقدس ختم نشده و امروز رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس از کشف پیکر شهید برونسی در شرق دجله بعد از گذشت ۲۷ سال خبر داد. سردار سید محمد باقرزاده امروز در نشست خبری در مشهد اظهار داشت که پیکر شهید برونسی طی عملیات ویژه‌ای در شرق دجله به همراه ۱۲ شهید دیگر پیدا، و به میهن منتقل شد و در روز شهادت حضرت زهرا (س) همزمان با دهه دوم در مشهد تدفین می‌شود. از این شهید پلاک هویت، بخشی از صفحات قرآن به همراه جانماز و مهر، سربند لبیک یا خمینی (ره) و لباس بادگیر خاکی منقوش به آرم سپاه پیدا شده است. باقرزاده خاطرنشان کرد: این شهید سر در بدن ندارد اما بر آرمان‌های خود استوار است. 
 
اعلام این خبر و بیان این مطلب که همزمان با ایام فاطمیه مراسم تشییع پیکر این شهید برگزار می‌شود، از آنجایی قابل تامل است و یکی دیگر از کرامات شهید برونسی را به نمایش می‌گذارد که پیش از این هم مراسم تدفین و تشییع نمادین وی در مشهد و در هفته دوم اردیبهشت ماه هر سال برگزار می‌شد؛ مراسمی که امسال به تشییع واقعی پیکر مطهر این شهید تبدیل خواهد شد. از سوی دیگر، ارادت ویژه و خاص شهید برونسی به حضرت فاطمه زهرا (س) که میان رزمندگان جبهه زبانزد بود، سبب شده تا برگزاری مراسم تشییع وی همزمان با ایام شهادت دختر رسول‌الله برگزار شود. 
 
روایت رهبر معظم انقلاب درباره شهید برونسی
 
مقام معظم رهبری یکی از افرادی هستند که به دلیل سابقه زندگی در شهر مشهد، آشنایی خوبی با شهید برونسی داشتند و از صفای ضمیر او باخبر بودند. ایشان بار‌ها در سخنرانی‌های مختلف خود از این شهید نام برده‌اند و جوانان را به مطالعه کتابی که درباره زندگی ایشان است، توصیه کرده‌اند. 
 
ایشان چند سال پیش در دیدار خانواده شهید برونسی، ضمن اشاره مجدد به خصوصیات وی، شهید برونسی را از عجایب و استثناهای انقلاب اسلامی خواندند که باید به عنوان الگویی برای جوانان معرفی شود. رهبر معظم انقلاب در آن دیدار تاکید کردند: «خدا ان‌شاءاللَّه شهید عزیزمان را - مرحوم شهید برونسى را، یا همان‌طور که عرض کردیم اوستا عبدالحسین برونسى را - رحمت کند. این خیلى براى جامعه‌ى ما و کشور ما و تاریخ ما اهمیت دارد که یک شخص خوانده شده‌ى به عنوان «اوستا عبدالحسین» - نه دکتر عبدالحسین است، نه به معناى علمى استاد عبدالحسین است؛ بلکه اوستا عبدالحسین است، اهل بنائى و اهل کارِ دستى و اهل شاگردىِ فلان مغازه؛ یعنى اوستا عبدالحسین بنا - از لحاظ معرفت و آشنائى با حقایق به جائى می‌رسد که قبل از پیروزى انقلاب در ظریف‌ترین کارهاى انقلابىِ جوان‌هایى که در مسائل انقلابى کار می‌کردند شرکت می‌کند - البته من از نزدیک در جریان آن کار‌ها نبودم و در آن زمان یادم نمى‌آید که با این شهید ارتباطى داشته باشم؛ لاکن اطلاع دارم، می‌دانم، شنیدم و توى کتاب هم خواندم - بعد از انقلاب هم وارد میدان جنگ می‌شود... این شهید عزیز وارد می‌شود؛ نه معلومات دانشگاهى دارد، نه عنوان و تی‌تر رسمى و دانشگاهى دارد، اما آنچنان در کار مدیریت جنگ پیشرفت می‌کند که به مقامات عالى می‌رسد و شخصیت برجسته‌اى می‌شود؛ شخصیت جامع‌الاطرافى که مثلاً فرمانده‌ى تیپ می‌شود، بعد هم به شهادت می‌رسد. ایشان اگر چنانچه به شهادت نمی‌رسید، مقامات خیلى بالا‌تر - از لحاظ رتبه‌هاى ظاهرى - را هم طى می‌کرد. 
 
این‌ها جزو عجایب انقلاب ماست. جزو چیزهاى استثنائى انقلاب ماست که دیگر نظیر ندارد؛ نمی‌شود هیچ جاى دیگر را با این مقایسه کرد. همان‌طور که آقاى استاندار خراسان نقل کردند، من از افرادى شنیدم که ایشان در آن وقت، براى مجموعه‌هاى دانشجوئى و دانشگاهى که از مشهد می‌رفتند آنجا، صحبت می‌کرد و همه را مجذوب خودش می‌کرد. خود من هم نظیر این را باز دیده بودم. مرحوم شهید رستمى - که او هم از شهداى خراسان است؛ یک فرد روستائى و به ظاهر عامى - توى جمعى که فرماندهان درجه‌ى یک نشسته بودند و رئیس جمهور وقتِ آن روز هم نشسته بود، آمد صحبت کرد و گزارش میدان جنگ داد، جورى که همه‌ى این فرماندهان رسمى‌اى که نشسته بودند مبهوت شدند! 
 
استعداد انقلاب براى پرورش شخصیت‌هاى برجسته و افراد، تا این حد است؛ این‌ها را نباید دست کم گرفت؛ این‌ها اهمیت انقلاب و عظمت انقلاب و عمق انقلاب را نشان می‌دهد. ما‌ها به ظواهر نگاه می‌کنیم؛ این اعماق را باید دید. وقتى انسان این اعماق را مى‌بیند، آن وقت افق در مقابل چشمش اصلاً یک چیز دیگرى می‌شود و این حوادث گوناگونى که پیش مى‌آید - این مخالفت‌ها، این دشمنی‌ها، این ناخن زدن‌ها و پنجه کشیدن‌ها - دیگر به چشم انسان نمى‌آید؛ این‌ها در مقابل آن حرکت عظیمى که دارد انجام می‌گیرد، چیزهاى کوچکى است. به نظر من شهید برونسى و امثال او را باید نماد یک چنین حقیقتى به حساب آورد؛ حقیقت پرورش انسان‌هاى بزرگ با معیارهاى الهى و اسلامى، نه با معیارهاى ظاهرى و معمولى. به هر حال هر چه از این بزرگوار و از این بزرگوار‌ها تجلیل بکنید، زیاد نیست و بجاست. ان‌شاءاللَّه امیدواریم که خداوند کمک کند.»
 
کشف پیکری سردار نظرکرده‎ای که کارگری پیشه‎اش بود در آستانه هفته کارگر هم خود حسن تصادف و نشانه‎ای است بر پاکی و پاکبازی این قشر زحمت کش.

خبر مرتبط
 
دوشنبه، 5 ارديبهشت ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
حضرت زهرا(س)، تجسم رضايت و سخط الهي
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
پنجشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1390


مقام صديقه كبري فاطمه زهرا(س) مقام بسيار بزرگي است، ايشان بر گردن مسلمانان حق بزرگي دارند، ولي متأسفانه آنگونه كه مستحق است اين حق را ادا نكرده‌ايم، از آن مي‌ترسم كه محكمه‌اي در دنيا كه قاضي آن حضرت صاحب الزمان، ارواحنا له الفداء، و يا در آخرت كه قاضي آن خداوند تبارك و تعالي باشد تشكيل شود و ما را مورد سؤال قرار دهند كه آيا براي اداي حقتان نسبت به حضرت فاطمه زهرا(س) كاري انجام داده‌ايد؟ حتي به مقدار اعتراف يك فقيه سني؟ مي‌ترسم كه آن زمان جوابي نداشته باشيم.

بايد آنچه را كه صحيح بخاري دربارة حقوق حضرت فاطمه(س) آورده است را ببينيم و لو غير عامدانه؟ متعصب‌ترين و نقادترين فقهاي اهل سنّت، بخاري را صحيح و معتبر مي‌دانند، در اين كتاب از ابي وليد از ابن عيينه، از عمرو بن دينار، از ابن ابي مليكه از موربن مخرمه روايت شده است كه رسول الله(ص) فرمود:
فاطمة بضعة منّي، من اغضبها فقد أغضبني

فاطمه(س) پارة تن من است، هر آنكس او را غضبناك كند مرا خشمگين كرده است.

مي‌خواهيم در مورد اين حديث بحث و بررسي كنيم، حديثي كه يك فقيه سني آن‌را روايت مي‌كند و در ميان فقهاي اهل سنّت، سند اين حديث صحيح و از درجة بالايي برخوردار است، چرا كه بخاري ـ كسي كه در صحت احاديث بسيار محتاط است ـ آن را از امام جعفر صادق(ع) نقل كرده است و از طرفي ذهبي ـ كه از نقادترين افراد نسبت به احاديث است ـ اين حديث را صحيح و معتبر دانسته و آن را به گونه‌اي ديگر روايت مي‌كند:

إنّ الرّب يرضي لرضا فاطمة و يغضب لغضب فاطمة.(مستدرك الحاكم، جلد 3، ص 154)
همان خداوند با خوشنودي فاطمه خشنود و با ناراحتي فاطمه ناراحت مي‌شود.

پس در نزد آنها اين حديث از لحاظ سند در حد قطعي الصدور از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است. ما حديث بخاري را مفّسر و مؤيدي برحديث ذهبي مي‌دانيم. حال مي‌گوييم اين حديث بر چه چيزي دلالت مي‌كند؟ خشنودي و غضب در انواع مردم از كجا ناشي مي‌شود؟ حيات نباتات به دو عامل بستگي دارد؛ عامل اول قوت جذب و عامل دوم قوت دفع است، اين دو قوت در حيات حيوان به صورت دو قوة خشنودي و خشم ظاهر مي‌شود، كه هر دو ناشي از طبع و غريزه‌اند، امّا در حيات انساني چه؟ معناي حيات انساني آن است كه هريك از ما به درجة انسانيتي برسد كه ركن و پشتيبان وجودش، عقلش باشد، «دعامة الإنسان عقله» (علل الشرايع، جلد 1، ص 103.)اينجاست كه عقل منشأ تمام خشنودي‌ها و خشم‌ها در وجود انسان مي‌گردد، امّا قبل از آن، منشأ آن دو طبع و غريزه بود.

آيا من به مرحلة انسانيتي كه منشأ خشنودي و خشمش، عقل است رسيده‌ام؟ مي‌گويم: هرگز، اصلاً، هر عاقلي در اولين درجات تعقلش بايد بداند كه به درجة انسان عاقل نرسيده است، اين اعتراف خيلي مهم است.

آيا ما تاكنون نفهميده‌ايم كه محك انسانيت‌مان و ميزان آن چيست و به چه مقدار است؟ خوشحالي و خشم ما به خاطر حاجات بدني ما است، هركدام از ما در وجود خود بنگرد، هنگامي كه شخصي كه به او اطمينان و اعتقاد دارد او را ترك كند، آيا ناراحت مي‌شود يا نه؟ اين ناراحتي خود يك گناه است، به درجة انسانيت نرسيده است، هيچ‌كدام از ما به درجة انسانيت نرسيده است مگر اينكه منشأ خشم و خشنودي او عقلاني باشد نه غريزي.
پس هرگاه در زندگي‌مان، منشأ خشنودي و خشم‌مان را، حتي براي يك بار از عقل ديديم، آن موقع است كه براي يك بار انسان شده‌ايم، امّا اگر خشنودي و غضبمان ناشي از بطن و فرج بود مطمئناً از حيوانات خواهيم بود ولي در شكل انسان.

امّا انسان عقلاني كسي است كه براي هميشه با خشنودي عقل، خشنود مي‌شود و با خشم عقل، خشمگين مي‌گردد. پس اگر كسي را در روي كرة زمين پيدا كرديد كه به اين درجه از شخصيت رسيده بود مرا خبر كنيد تا پيش او بروم و نه تنها دستش را ببوسم، بلكه گرد وغبار گام‌هايش را نيز ببوسم.

بالاتر از اين مرتبه مقامي است كه ممكن است انسان به آنجا برسد، و آن زماني است كه ارادة انسان، در ارادة خداوند تبارك و تعالي فاني گردد، ديگر او اراده‌اي ندارد و ارادة او عين ارادة خداست. و اين همان درجه‌اي است كه تمام كارهايش «يرضي لرضا الله و يغضب لغضب ربّه» مي‌شود. يعني اگر فرزندش را كشتند، خشم او به خاطرخشم پروردگار است نه خشم نفسش و اگر فرزندش را زنده كردند به‌خاطر رضاي خداوند خشنود مي‌گردد، نه رضاي نفسش، تصور اين درجه بسيار مشكل است چه رسد به تحقق اين امر!

اين همان مقام عصمت خاتم‌الانبياء(ص) است. عصمت آن مخلوقي كه نظيرش در ميان تمام مخلوقات وجود ندارد، كسي كه حب و بغضش در حب و بغض خداوند فاني شده است. چيزي را دوست نمي‌دارد مگر اينكه خداوند آن را دوست بدارد و از چيزي خشمگين نمي‌شود مگر اينكه خداوند را از آن چيز خشمگين ببيند.

و اين همان بشري است كه به مقام «و ماينطق عن الهوي إن هو إلاّ وحي يوحي» (از روي هوا و هوس حرفي را نمي‌زند و هرچه كه مي‌فرمايد چيزي جز وحي خداوندي كه به او نازل شده نيست. سورة نجم (53) ، آية 3 و 4.)
رسيده است. و اين همان درجه‌اي است كه از آن به عصمت خاتميه تعبير مي‌شود، عصمتي كه غير از عصمت ابراهيميه است، عصمت ابراهيميه نيز با عصمت يونسيه متفاوت است.

عصمت حضرت يونس(ع) هم عصمت است اما:

وذا النّون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه فنادي في الظّلمات أن لا إله إلا أنت سبحانك إنّي كنت من الظّالمين.(سورة انبياء (21)، آية 87.)

و ياد آر حال يونس را هنگامي‌كه از ميان قوم خود غضبناك بيرون رفت و چنين پنداشت كه ما هرگز او را در مضيقه و سختي نمي‌‌افكنيم آنگاه در آن ظلمت‌ها فرياد كرد كه الهي، خدايي به جز ذات يكتاي تو نيست تو از شرك و شريك پاك و منزهي و من از ستمكارانم.

او پيامبر خدا و معصوم است . اما خودش را محتاج مي‌بيند كه به مقامي بالاتر برسد «سبحانك إنّي كنت من الظّالمين». كه آن حضرت، قبل از آنكه وارد شكم ماهي شود به آن مقام نرسيده بود.


اما تسليم مطلق نسبت به حب و بغض، خشنودي و غضب خداوند، مقامي خاص است كه اين مقام مخصوص برترين مخلوقات و خاتم پيامبران و آقاي رسولان است، اين مقامي است كه مي‌توان گفت: اوست كه از خشنودي خدا خشنود و از غضب خدا خشمگين مي‌شود، و از طرفي ديگر خداوند تبارك و تعالي نيز از خشنودي او خشنود و از غضب او خشمگين مي‌شود.

آيا بخاري و ذهبي فهميده‌اند كه چه چيزي را روايت كرده‌اند:

إنّ الرّب يرضي لرضا فاطمة و يغضب لغضب فاطمة.

و آيا فهميده‌اند كه اگر پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «همانا فاطمه(س) با خشنودي خدا خشنود و با غضب خدا غضبناك مي‌شود».

اين كلام دال بر اين مطلب است كه منشأ خشنودي و خشم حضرت فاطمه(س) نفس ايشان نيست بلكه منشأ آن خداوند تبارك و تعالي است. معناي اين همان درجه عصمت كبري است كه رسول الله(ص) دارد. بالاتر از آن، كلام پيامبر اكرم(ص) است كه مي‌فرمايند:

إنّ الرّب يرضي لرضا فاطمه و يغضب لغضب فاطمة.

همانا خداوند از خشنودي فاطمه(س) خشنود و از غضب او غضبناك مي‌شود.

اين به چه معناست كه به درجه‌اي برسد كه «لام» خشنودي از طرف فاطمه(س) باشد (يعني خداوند از خشنودي فاطمه(س) خشنود شود و اين مقام بالاتر است از اينكه فاطمه(س) از خشنودي خدا خشنود گردد.)
اينجاست كه معناي اين سؤال فهميده مي‌شود كه فاطمه(س) را چه كسي مي‌شناسد، اين فاطمه(س) چه كسي است؟ و در جواب مي‌گوييم: امام جعفر صادق(ع) كسي است كه مي‌داند فاطمه كيست، ايشان مي‌فرمايند:
إنّما سمّيت فاطمة فاطمة لإنّ النّاس فطموا عن معرفتها.(تفسير فرات، ص 581.)

همانا فاطمه، فاطمه ناميده شد، چرا كه مردم از شناخت ايشان ناتوانند.

پس با دليل ثابت كرديم كه از معرفت و درك مقام حضرت فاطمه(س) عاجز هستيم، ما از معرفت آن درجة بالايي كه خداوند متعال رضايش را در رضايت او و غضبش را در غضب او گذارده است عاجز هستيم، عاجز هستيم از معرفت اين مخلوق رباني و حوراي انساني، او كيست؟...

اميرمؤمنان حضرت علي(ع) در شب دفن پيكر مبارك حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند:

أمّا حزني فسرمد و أمّا ليلي فمسهّد.( امالي المفيد، ص 281)

حزن و اندوهم هميشگي شد و خواب بر من حرام گشت.

بهتر است بدانيم كسي كه اين جمله را بيان مي‌‌كند دنيا و آخرت را شناخته و هر دو آن‌ها را زير پايش گذاشته است! چرا كه اوست كه فاطمه(س) را مي‌شناسد. ملاحظه كنيد هنگامي كه برجنازة حضرت نماز مي‌خواند چه مي‌فرمايد. آنچه براي او در كنار پيكر همسرش اتفاق افتاد، هيچ كجا رخ نداده است، نمي‌توانيم بيشتر از اين بگوييم. از مصباح الأنوار در بحارالانوار حديثي از ابي عبدالله الحسين(ع) نقل شده است. كه حضرت فرمودند:

إنّ أميرالمؤمنين(ع) غسل فاطمة(س) ثلاثاً و خمساً، و جعل في الغسلة الخامسة الآخرة شيئاً من الكافور، و أشعرها مئزراً سابغا دون الكفن، و كان هو الذي يلي ذلك منها، و هو يقول: أللّهمّ إنّها أمتك، و بنت رسولك، وصفيّك و خيرتك من خلقك، أللهّمّ لقنها حجتّها، و أعظم برهانها، و أعل درجتها، و اجمع بينها و بين أبيها محمد(ص). فلمّا جنّ الليل غسّلها عليّ، ووضعها علي السرير، و قال للحسن: أدع لي أباذر فدعاه، فحملا إلي المصلّي، فصلّي عليها ثم صلّي ركعتين، و رفع يديه إلي السماء فنادي: هذه بنت نبيك فاطمة ، أخرجتها من الظّلمات إلي النور، فأضاءت الارض ميلا في ميل!(مقتل حسين خوارزمي، ج1، ص 86 ؛ بحارالأنوار، جلد 43، ص 214)

اميرالمؤمنين(ع)، فاطمه(س) را سه بار و پنج بار غسل دادند، در آخر غسل پنجم مقداري از كافور استفاده كردند و مئزري بر بدن آن حضرت پوشاندند و سپس فرمودند: خدايا، فاطمه از آنف تو و دختر رسول توست، صفي و برگزيدة خلق توست، حجتش را به او نشان ده و مقام او را عالي گردان و بين او و پدرش جمع كن... و آن هنگام كه شب شد، علي(ع) او را غسل داد و بر تختي خوابانيد و رو به حسن كرد و گفت: اباذر را بياور، و او آمد. حضرت فاطمه(س) را به سوي محراب حمل كرد و دوباره دو ركعت نماز به جا آورد، سپس دستانش را به سوي آسمان بلند كرد و فرمود: اين دختر پيامبرت فاطمه است، او را از ظلمات خارج و به سوي نور هدايت فرما. در آن هنگام منطقه‌اي از زمين نوراني شد.

جمله آخر حضرت به چه معناست؟ ملاحظه بفرماييد، اين جمله مجمل بيان شد، ممكن نيست جز براي غيرخدا اين جمله گفته شود، مي‌فرمايد: خداوندا! فاطمه(س) را از اين دنياي تاريكي‌ها گرفتي و به سوي نور، نور آسمان‌ها و زمين فرستادي.

ملاحظه بفرماييد كه خداوند متعال دعاي اميرالمؤمنين را اجابت فرمود. مثل اينكه خداوند به حضرت فرمود: بله، همان‌گونه كه روح او را از نور پروردگارش خلق كردم او را به سوي نور فرستادم. و هنوز سخنان حضرت امير(ع) تمام نشده بود كه خداوند او را تصديق نمود و نقطة نوري از بدن طاهر حضرت فاطمه(س) قسمتي از زمين را نوراني كرد.

اين چه معنايي مي‌دهد؟ به اين معناست كه «إنّالله و إنّا إليه راجعون» براي همه است، ولي فاطمه(س) به نور خدا پيوست، نوري كه از آن خلق شده بود.

اين مقام فاطمه است... روحش به نور خداوندي پيوست و اينگونه آن جهان از بدن طاهري كه از عالم ظلماني به عالم روحاني شتافت استقبال نمود.

اين فاطمه است كه به آن مقام رسيد. كه «إنّ الربّ ليغضب لغضب فاطمة و يرضي لرضاها.» بهتر است كه در اينجا به مناسبت اشاره‌اي كنيم به آنچه كه بخاري در روايت صحيحه‌اي از عايشه آورده است كه او گفت:
فاطمه(س) دختر رسول الله غضبناك شد و [يكي از صحابه] روي برگرداند، بعد از آن طولي نكشيد كه درگذشت.(صحيح بخاري، ج 4، ص 41.)

و از ديگري روايت كرده است كه:

حضرت فاطمه(س) به علي(ع) وصيت كرده بود كه او را مخفيانه دفن كند و آنها را از محل دفن او آگاه نسازد.

از اين اعترافات مي‌شود به نتيجه‌اي رسيد كه دو مقدمه دارد. مقدمة اول همان است كه اهل سنت مي‌گويند كه إنّ الله ليغضب لغضبها و همچنين مي‌گويند كه فاطمه(س) از آن صحابه غضبناك شد و از او روي برگرداند و در حالي كه از او غضبناك بود درگذشت پس غضب خدا بر او حلال گشت و مقدمة دوم اين است كه خداوند مي‌فرمايد:

و من يحلل عليه غضبي فقد هوي.(سورة طه (20)، آية 81.)

و هركس مستوجب خشم من گرديد همانا خوار و هلاك خواهد شد.

نوشتاری از حضرت آیت الله وحید خراسانی



پايگاه استاد حسين انصاريان

منبع: ماهنامه موعود شماره 54
پنجشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
پرسشی پیرامون حدیث غدیر
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
چهارشنبه، 24 فروردين ماه ، 1390

«بسم الله الرحمن الرحيم»

روزي يكي از دوستان سنی به ديدنم آمده بود.

گفتگوی مفصلي درباره حقانيت اهل بيت (علیهم السلام) داشتم از جمله به خطبۀ حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در غدير خم استناد كردم.

ايشان می‌گفت: مولا در اين حديث به معنای دوست آمده است. نهايتاً هر چه دليل آوردم قبول نكرد. خداحافظي كرد و به سمت بلوچستان حركت كرد.

يك ساعت از رفتنش گذشته بود كه به او زنگ زدم و گفتم: كار خيلي مهمی با شما دارم بايد برگردي!!!
گفت: من باید بروم؛ وقت ندارم برگردم؛ خانواده‌ام منتظرم هستند چه كارم داری؟ در تلفن بگو!

گفتم: كار مهمي دارم؛ تلفنی نمی‌توانم بگويم بايد خودت اينجا باشي. خيلي اصرار كردم و به زور برگشت. وقتي به من رسيد،

گفت: چه كار مهمي داري كه من را از اين همه راه برگرداندی؟

گفتم: می‌خواستم بهت بگم: دوستت دارم.

گفت: همين!!!

گفتم: بله. همين را خواستم به شما بگويم.

دوستم ناراحت شد و گفت: خانواده‌ام منتظرم بودند و بايد می‌رفتم. اين همه راه من را برگرداندی كه بگويی دوستت دارم!؟؟ اذیت می‌کنی؟

گفتم: سوال من همین‌جا است چطور وقتي شما با عجله به سمت خانوادۀ منتظرتان می‌روید، و شما را از راهتان که می‌روید بر می‌گردانم تا به شما بگویم دوستت دارم؛ ناراحت می‌شوی و در عقل من شک می‌کنی!!

ولی وقتی پیامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) دهها هزار نفر را که با عجله به سمت خانوادۀ خود که آمادۀ استقبال از آنها بودند، می‌رفتند، سه روز در زیر آفتاب سوزان، معطل کردند كه فقط بگویند: هر کس من را دوست دارد علی (عليه‌السلام) را دوست بدارد؟
این کار پیامبر (صلي الله عليه و آله) عاقلانه بود؟! آیا این اقدام پیامبر (صلي الله عليه و آله) ناراحتی مسلمانان را در پی نمی‌داشت؟؟ آیا آنها در عقل چنین پیامبری شک نمی‌کردند؟

با اين كاری كه كردم دوستم با تمام وجود احساس کرد که چه حرف خنده‌داری زده است و اقرار کرد که پیامبر در جریان غدیر خم‌، نکتۀ مهمتری می‌خواست بیان کند و الا برای بیان دوستی علی(عليه‌السلام) نیازی نبود مسلمانان را از راهشان برگردانند .

منبع: به نقل از وبلاگ سؤالاتی که مرا شیعه کرد

السلام علیک یا علی بن ابی طالب

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

چهارشنبه، 24 فروردين ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
دانلود پوسترهای سال جهاد اقتصادی
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
يكشنبه، 14 فروردين ماه ، 1390



ادامه تصاویر در شرح مطلب...
يكشنبه، 14 فروردين ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
چهارشنبه، 3 فروردين ماه ، 1390
بازخوانی پیش بینی های تاریخی خمینی کبیر؛

آخرین وعده صادق روح الله چه زمانی محقق می شود؟

"قرن خمینی" آغاز شده است و این تعبیر نه یک شعار سیاسی، بلکه حقیقتی است که 32 سال از آن می گذرد و اگرچه فوکویاما "پایان تاریخ" را با استیلای همه جانبه لیبرال دموکراسی بر سراسر جهان پیش بینی کرده بود، لکن "آغاز تاریخ" جدید بشریت را باید به نظاره نشست و تحولات این روزهای جهان عرب بهانه ای است برای بازخوانی وعده های صادق حضرت روح الله (ره) که گذر زمان، بیش از پیش مصدق آنها بوده است و اراده تاریخ نیز به سرعت در این جهت در حال حرکت است.

اولین و یکی از مهم ترین وعده های صادق خمینی کبیر (ره) مربوط می شود به زمانی که ایشان "قبل" از فرار شاه از ایران، کار رژیم پهلوی را تمام شده دانستند و از مردم خواستند تا برای تمام کردن کار مقاومت کنند. این مهم در حالی اتفاق می افتاد که معظم له پیش از این برهه نیز بارها به شاه هشدار داده بودند که اگر راه پدر خود را ادامه دهد با سرنوشتی مشابه دچار خواهد شد. از طرف دیگر در آخرین روزهای قیام ملت ایران علیه رژیم پهلوی هم چنان برخی از جریانات داعیه دار مخالفت با نظام سلطنتی، از ایجاد سلطنت مشروطه سخن می گفتند و حتی از شاپور بختیار به عنوان گزینه پیشنهادی خود به امام (ره) نام می بردند. پیشنهادی که البته با مخالفت قاطع امام مواجه شد و در همین ایام بود که ایشان از پاریس و در پیامی خطاب به مردم ایران در 12 دی ماه 1357 تاکید کردند: "این چند روز آخر عمر این جنایتکار از خطرناکترین لحظات تاریخ کشور ما است. ملت مظلوم و شریف ایران باید در مقابل باقیمانده جنایات شاه پایدارى کند تا به خواست خداوند تعالى پیروزى نهایى را به دست آورد." 1

دومین وعده صادق امام (ره) باز می گردد به پیش بینی های ایشان پیرامون ریزش برخی خواص. آنان که با تکیه بر سابقه مبارزه با رژیم شاه خود را انقلابی های تمام عیار می دانستند و با استناد به این موضوع، بسیاری از خطاهای خویش در افکار عمومی را توجیه می کردند. اما این اتفاق نیز از ابتدا مورد توجه حضرت امام بود بگونه ای که ایشان در روز تنفیذ حکم ریاست جمهوری ابوالحسن بنی صدر سخنان خود را با حدیث «حب‌الدنیا رأس کل خطیئه» آغاز کردند و فرمودند: "هر مقامى که براى بشر حاصل مى شود، چه مقامهاى معنوى و چه مقامهاى مادى روزى گرفته خواهد شد و آن روز هم نامعلوم است ... مقام رفتنى است و انسان در حضور خداى تبارک و تعالى ماندنى است. من از آقاى بنىصدر مى خواهم که مابين قبل از رياست جمهور و بعد از رياست جمهور در اخلاق روحىشان تفاوتى نباشد. تفاوت بودن دليل بر ضعف نفس است." 2 و شاید معنای این سخنان امام، زمانی کاملا آشکار شد که به فاصله یک سال و اندی پس از این ماجرا و فرار بنی صدر از کشور، فرمودند: " اگر شما آن نصیحتی را که آن روز من با حال مریض در بیمارستان (روز تنفیذ) به شما کردم گوش کرده بودید امروز این طور نبود و من نمی خواستم باشد ، آن روز من به یکی از حرف ها که اساس همه گرفتاری های بشر است تنبه دادم که حب الدنیا رأس کل خطیئة تمام خطاهایی که از ماها صادر می شود روی این حب نفس و جاه و مال و منال است. اگر این کلمه را گوش کرده بودید و هواهای نفسانی را زیر پا گذاشته بودید این طور نمی شد " 3 و در نهایت نیز قسم تاریخی ایشان در نامه عزل آقای منتظری در تاریخ 6 فروردین ماه 68 که تاکید کردند: "و الله قسم، من راي به رياست جمهوري بني‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم." 4
لکن پیش بینی های امام پیرامون سقوط برخی خواص همچنان ادامه داشت، تا جایی که ایشان ضمن تاکیدات چندباره پیرامون عدم صلاحیت لیبرال ها و افراد وابسته به این مشی فکری از جمله نهضت آزادی، صراحتا درباره آقای منتظری نیز پیش بینی های مهمی انجام دادند. مواردی که شاید مرور آنها تنها پس از گذشت 2 دهه از آن زمان معنای حقیقی خود را پیدا می کند.
به موازات نفوذ باند مهدی هاشمی در بیت آیت ا... منتظری که این موضوع بارها از سوی امام به ایشان مورد تذکر قرار گرفته بود، روند جدایی قائم مقام رهبری از رهبری سرعت بیشتری گرفت تا اینکه نهایتا امام خمینی (ره) در تاریخ 6 فروردین 68 در نامه تاریخی خود خطاب به ایشان، ضمن عزل او از این منصب و تاکید بر اینکه
"و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد"، تصریح کردند: "اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود مي‌دانيد -كه مسلماً منافقين صلاح نمي‌دانند- شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شويد كه آخرتتان را خراب‌تر مي‌كند ... از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنید." 5
عباراتی که بعدها و در سایه انتشار خاطرات آیت ا... منتظری معنا یافت و متاسفانه محتوای خاطرات ایشان مورد نقدهای جدی یاران امام (ره) قرار گرفت و تکذیب بسیاری از قسمت های آن با ادله و شواهد متعدد تاریخی نشان داد که ایشان مشغول نوشتن چیزهایی شده است که جز خراب کردن آخرتش، سود دیگری نداشته است. هم چنین ادامه مواضع همسو با دشمنان انقلاب و منافقین توسط مرحوم منتظری پس از وفات حضرت امام نیز از مواردی است که مصداقی بر پیش بینی امام مبنی بر ساده لوحی و احاطه ایشان توسط منافقین بود.

سومین پیش بینی تاریخی حضرت روح الله پس از فتح خرمشهر در سوم خرداد ماه 1361 صورت گرفت. آن زمان که در پیام تبریک خویش خطاب به ملت ایران، تعریضی هم به صدام جنایتکار و دیگر هم پیمانانش در منطقه زد و اعلام کرد: "به شما اطمينان مي دهم كه اگر از اطاعت بي چون و چراي امريكا و بستگان آن دست برداريد و با ما به حكم اسلام و قرآن كريم رفتار كنيد، از ما جز خير و پشتيباني نخواهيد ديد ... و شما عاقبت اين جنايتكار (صدام) و هم قطارجنايتكارش شاه مخلوع را به عيان ديده ايد. قدرتهاي بزرگ بيش از آنچه از شما استفاده نمايند از شما طرفداري نمي كنند و شماها را براي منافع خويش به هلاكت مي كشند" 6 و این پیش بینی ها زمانی رنگ واقعیت به خود گرفت که 24 سال بعد، دیکتاتور عراق که روزگاری در پناه کامل آمریکا در منطقه، قدرت نمایی می کرد، پس از اشغال خاک این کشور توسط نیروهای امریکایی به هلاکت رسید و این مهر تایید بود بر سخنان تاریخی حضرت روح الله که "قدرتهاي بزرگ بيش از آنچه از شما استفاده نمايند از شما طرفداري نمي كنند و شماها را براي منافع خويش به هلاكت مي كشند."

چهارمین پیش بینی تاریخی خمینی کبیر، تاکید بر زوال و سقوط کمونیزم و جستجو کردن آن در موزه های تاریخ است. اولین روز سال 1989 میلادی در حالی آغاز شد که یک اتفاق تاریخی موجب تمییز این روز در تاریخ معاصر جهان گشت و آن هم انتشار نامه تاریخی حضرت روح الله خطاب به میخاییل گورباچف آخرین رییس جمهور اتحاد جماهیر شوروی بود. نامه ای که در آن تصریح شده بود: "در سياست اسلاف خود داير بر «خدازدايي» و «دين‌زدايي» از جامعه، كه تحقيقاً بزرگترين و بالاترين ضربه را بر پيكر مردم كشور شوروي وارد كرده است، تجديدنظر نماييد و و بدانيد كه برخورد واقعي با قضاياي جهان جز از اين طريق ميسر نيست. البته ممكن است از شيوه‌هاي ناصحيح و عملكرد غلط قدرتمندان پيشين كمونيسم در زمينه اقتصاد، باغ سبز دنياي غرب رخ بنمايد، ولي حقيقت جاي ديگري است. شما اگر بخواهيد در اين مقطع تنها گره‌هاي كور اقتصادي سوسياليسم و كمونيسم را با پناه بردن به كانون سرمايه‌داري غرب حل كنيد، نه تنها دردي از جامعه خويش را دوا نكرده‌ايد، كه ديگران بايد بيايند و اشتباهات شما را جبران كنند ... بايد به حقيقت رو آورد. مشكل اصلي كشور شما مسئله مالكيت و اقتصاد و آزادي نيست. مشكل شما عدم اعتقاد واقعي به خداست. همان مشكلي كه غرب را هم به ابتذال و بن‌بست كشيده و يا خواهند كشيد. مشكل اصلي شما مبارزه طولاني و بيهوده با خدا و مبدأ هستي و آفرينش است. جناب آقاي گورباچف! براي همه روشن است كه از اين پس كمونيسم را بايد در موزه‌هاي تاريخ سياسي جهان جستجو كرد؛ چرا كه ماركسيسم جوابگوي هيچ نيازي از نيازهاي واقعي انسان نيست؛ چرا كه مكتبي است مادي، و با ماديت نمي‌توان بشريت را از بحران عدم اعتقاد به معنويت، كه اساسي‌ترين درد جامعه بشري در غرب و شرق است، به در آورد ... رهبر چين اولين ضربه را به كمونيسم زد؛ و شما دومين و علي‌الظاهر آخرين ضربه را بر پيكر آن نواختيد. امروز ديگر چيزي به نام كمونيسم در جهان نداريم." 7
این عبارات در حالی از سوی خمینی کبیر به گورباچف نوشته می شد که وی با انجام اصلاحات گسترده در این کشور قصد داشت کمونیسم را جانی دوباره ببخشد و در حالی که بسیاری از متفکران و صاحب نظران غرب و شرق نیز بر آن بودند که دوران جدیدی از عمر کمونیسم آغاز خواهد شد، حضرت امام (ره) از ضربه نهایی گورباچف به این مکتب فکری سخن گفت و این چنین بود که به فاصله کمتر از 3 سال پس از انتشار این نامه، اتحاد جماهیر شوروی رسما فروپاشید و کمونیسم به موزه های تاریخ رفت. و اوج این ماجرا آنجایی است که 10 سال پس از ارتحال حضرت امام (ره) گورباچف در خرداد 1378 و در گفتگو با واحد مرکزی خبر در مسکو اعلام کرد: "مخاطب پيام آيت‌ ا... خميني از نظر من، همه اعصار در طول تاريخ بود. زماني كه من اين پيام را دريافت كردم احساس كردم كه شخصي كه اين پيام را نوشته بود متفكر و دلسوز براي سرنوشت جهان است. من از مطالعه اين پيام استنباط كردم كه او كسي است كه براي جهان نگران است و مايل است من انقلاب اسلامي را بيشتر بشناسم و درك كنم" گورباچف سپس با تشريح نابساماني هاي اقتصادي و سياسي روسيه، تصريح كرد: "اگر ما پيشگويي هاي آيت‌الله خميني را در آن پيام جدي مي‌گرفتيم امروز قطعاً شاهد چنين وضعيتي نبوديم." 8

پنجمین مقطع، زمانی اتفاق افتاد که سلمان رشدی در سال 67 با انتشار فحش نامه ای علیه اسلام و خاتم الانبیاء صلی ا... علیه و آله وسلم، مسلمانان جهان را به شدت منقلب ساخت و بلافاصله امام خمینی (ره) حکم ارتداد و مهدورالدم بودن وی را صادر کرد. اما تنها چند روز پس از این واقعه بود که در سوم اسفند 67 معظم له در پیام مشهور به منشور روحانیت تاکید کرد: "خيلى جالب و شگفت‏انگيز است كه اين به ظاهر متمدنين و متفكرين وقتى يك نويسنده مزدور با نيش قلم زهرآگين خود احساسات بيش از يك ميليارد انسان و مسلمان را جريحه‏دار مى‏كند عده‏اى در رابطه با آن شهيد مى‏شوند برايشان مهم نيست و اين فاجعه عين دموكراسى و تمدن است اما وقتى بحث اجراى حكم و عدالت به ميان مى‏آيد، نوحه رأفت و انساندوستى سر مى‏دهند. ما كينه دنياى غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همين نكته‏ها به دست مى‏آوريم. قضيه آنان قضيه دفاع از يك فرد نيست، قضيه حمايت از جريان ضد اسلامى و ضد ارزشى است كه بنگاههاى صهيونيستى و انگليس و امريكا به راه انداخته‏اند و با حماقت و عجله خود را رو به روى همه جهان اسلام قرار داده‏اند. البته‏ بايد ببينيم كه بعض دولتها و حكومتهاى اسلامى چگونه با اين فاجعه بزرگ برخورد مى‏كنند. اينكه ديگر مسئله عرب و عجم و فارس و ايران نيست بلكه اهانت به مقدسات مسلمانان از صدر اسلام تا كنون و از امروز تا هميشه تاريخ است و نتيجه نفوذ بيگانگان در فرهنگ مكتب اسلام است كه اگر غفلت كنيم اين اول ماجراست و استعمار از اين مارهاى خطرناك و قلم به دستان اجير شده در آستين فراوان دارد. ضرورتى نيست كه در چنين شرايطى ما به دنبال ايجاد روابط و مناسبات گسترده باشيم، چرا كه دشمنان ممكن است تصور كنند كه ما به وجود آنان چنان وابسته و علاقه‏مند شديم كه از كنار اهانت به معتقدات و مقدسات دينى خود ساكت و آرام مى‏گذريم. آنان كه هنوز بر اين باورند و تحليل مى‏كنند كه بايد در سياست و اصول و ديپلماسى خود تجديد نظر نماييم و ما خامى كرده‏ايم و اشتباهات گذشته را نبايد تكرار كنيم و معتقدند كه شعارهاى تند يا جنگ سبب بدبينى غرب و شرق نسبت به ما و نهايتاً انزواى كشور شده است و اگر ما واقعگرايانه عمل كنيم، آنان با ما برخورد متقابل انسانى مى‏كنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمين مى‏گذارند. اين يك نمونه است كه خدا مى‏خواست پس از انتشار كتاب كفرآميز «آيات شيطانى» در اين زمان اتفاق بيفتد و دنياى تفرعن و استكبار و بربريت چهره واقعى خود را در دشمنى ديرينه‏اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده‏انديشى به درآييم و همه چيز را به حساب اشتباه و سوء مديريت و بى‏تجربگى نگذاريم و با تمام وجود درك كنيم كه مسأله اشتباه ما نيست، بلكه تعمد جهانخواران به نابودى اسلام و مسلمين است ... روحانيون و مردم عزيز حزب اللَّه و خانواده‏هاى محترم شهدا حواسشان را جمع كنند كه با اين تحليلها و افكار نادرست خون عزيزانشان پايمال نشود. ترس من اين است كه تحليلگران امروز، ده سال ديگر بر كرسى قضاوت بنشينند و بگويند كه بايد ديد فتواى اسلامى و حكم اعدام سلمان رشدى مطابق اصول و قوانين ديپلماسى بوده است يا خير؟ و نتيجه‏گيرى كنند كه چون بيان حكم خدا آثار و تبعاتى داشته است و بازار مشترك و كشورهاى غربى عليه ما موضع گرفته‏اند، پس بايد خامى نكنيم و از كنار اهانت كنندگان به مقام مقدس پيامبر و اسلام و مكتب بگذريم. خلاصه كلام اينكه ما بايد بدون توجه به غرب حيله‏گر و شرق متجاوز و فارغ از ديپلماسى حاكم بر جهان در صدد تحقق فقه عملى اسلام برآييم." 8

روح الله (ره) در همین چند خط بسیاری از حوادث هنوز حادث نشده سالهای آینده را گفت و رفت. گفت که اگر با پدیده سلمان رشدی برخورد جدی صورت نگیرد و غفلت كنيم "اين اول ماجراست و استعمار از اين مارهاى خطرناك و قلم به دستان اجير شده در آستين فراوان دارد." و متاسفانه در سایه همین غفلت ها بود که سال ها بعد پدیده هایی همچون کاریکاتورهای موهن روزنامه های دانمارکی و سوئدی، تولید فیلم هایی با محوریت اسلام ستیزی در هلند، قرآن سوزی در آمریکا و ... به راه افتاد و شاید اگر حکم سلمان رشدی تا کنون اجرا می شد، تاریخ هیچ کدام از این حوادث تلخ را دیگر به خود نمی دید.

هم چنین دیگر پیش بینی تاریخی خمینی کبیر مبنی بر اینکه "ترس من اين است كه تحليلگران امروز، ده سال ديگر بر كرسى قضاوت بنشينند و بگويند كه بايد ديد فتواى اسلامى و حكم اعدام سلمان رشدى مطابق اصول و قوانين ديپلماسى بوده است يا خير؟ و نتيجه‏گيرى كنند كه چون بيان حكم خدا آثار و تبعاتى داشته است و بازار مشترك و كشورهاى غربى عليه ما موضع گرفته‏اند" نیز خیلی زود خود را نشان داد. آن زمان که برخی مسئولان ارشد و پرنفوذ دولت سازندگی با تعابیری شبیه به جملات امام (ره)، از لزوم تنش زدایی در عرصه سیاست خارجی و عدم تطابق احکام الهی با موازین دیپلماسی! سخن گفتند و در این میان اصالت را به قوانین موضوعه بشری در برابر احکام الهی دادند.

اما ششمین وعده صادق حضرت روح الله، این روزها در جهان عرب بیش از همیشه خود را نشان می دهد. تغییر موازنه قدرت در لبنان، ادامه مقاومت قهرمانانه فلسطینیان در برابر رژیم غاصب صهیونیستی و از همه مهم تر انقلاب تونس و مصر و دیگر تحرکات منطقه ای در اردن، یمن، عربستان و ... حاکی از آن است که جملات تاریخی خمینی کبیر در این رابطه محقق شده است و سیاست "صدور انقلاب اسلامی" این روزها در اوج خود به سر می برد و در همین رابطه بود که حضرت امام (ره) در پیام تاریخی منشور روحانیت، اعلام کردند: "ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‏ايم، ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‏ايم، ما در جنگ، پرده از چهره تزوير جهانخواران كنار زديم ... ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستيم، ما در جنگ ريشه‏هاى انقلاب پر بار اسلامى‏مان را محكم كرديم ... ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان داديم كه عليه تمامى قدرتها و ابرقدرتها ساليان سال مى‏توان مبارزه كرد، جنگ ما كمك به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد كه تمامى سردمداران نظامهاى فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت كنند ... جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نيست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد. چه كوته‏نظرند آنهايى كه خيال مى‏كنند چون ما در جبهه به آرمان نهايى نرسيده‏ايم، پس شهادت و رشادت و ايثار و از خودگذشتگى و صلابت بيفايده است! در حالى كه صداى اسلامخواهى آفريقا از جنگ هشت ساله ماست، علاقه به اسلام‏شناسى مردم در امريكا و اروپا و آسيا و آفريقا يعنى در كل جهان از جنگ هشت ساله ماست." 9 و به طور متعدد در قسمتهایی از قطعنامه تاریخی 598 که در آخرین روزهای تیر 1367 انتشار یافت، می فرمایند: "من با اطمينان مي گويم اسلام ابرقدرت ها را به خاك مذلت مي نشاند؛ اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد. انشاءاللّه روزی همه مسلمانان و دردمندان علیه ظالمین جهان فریاد زنند و اثبات كنند كه ابرقدرتها و نوكران و جیره خوارانشان از منفورترین موجودات جهان هستند ... البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین الملل اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم .حال اگر نوكران امریكا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفكر تشكیل امپراتوری بزرگ می گذارند، از آن باكی نداریم و استقبال می كنیم. ما درصدد خشكانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و كمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایی را كه بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود كنیم، و نظام اسلام رسول اللّه- صلی اللّه علیه و آله و سلم - را در جهان استكبار ترویج نماییم. و دیر یا زود ملتهای دربند شاهد آن خواهند بود ... مسلمانان جهان و محرومین سراسر گیتی از این برزخ بی انتهایی كه انقلاب اسلامی ما برای همه جهانخواران آفریده است احساس غرور و آزادی كنند ... ملت عزیز و دلاور ایران مطمئن باشند كه حادثه مكه منشا تحولات بزرگی در جهان اسلام و زمینه مناسبی برای ریشه كن شدن نظامهای فاسد كشورهای اسلامی و طرد روحانی نماها خواهد بود ... جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمی شناسد و ما باید در جنگ اعتقادیمان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم ... ما بر سر شهر و مملكت با كسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفیع كرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم ... من به صراحت اعلام می كنم كه جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذاری می كند و دلیلی هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوی جاه طلبی و فزونطلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد." 10

و از همه مهم تر پیش بینی ایشان پیرامون حسنی مبارک، دیکتاتور مصر: "من امیدوارم که ملت هاى دیگر هم توجه بکنند و اقتدا بکنند به این ملت ایران. ملت مصر اعتنا نکند به این حکومت جائرى که اعلام مى‏کند که ما هرکس اسم از اسلام ببرد سرکوب مى‏کنیم. بدانند که اسلام در مصر در خطر است و واجب است بر زن و مرد مصرى که قیام کنند و این حکومت فاسد را، که از اول اعلام جنگ با اسلام داده است، سرکوب کنند." 11 و یا: "این رئیس جمهور تحمیلی ثانی [حسنی مبارک‏] که خیال دارد در مصر مثل آن [انور سادات‏] حکومت کند، دربست خودش را در اختیار آمریکا گذاشته است؛ قبل از اینکه به ریاست برسد اعلام همبستگی خودش را با اسرائیل و آمریکا کرده است. ندیده است که همان طوری که سلف طالحش به واسطه خشم ملت به جهنم واصل شد، همین عمل را با او هم خواهند کرد. ملت مصر باید این مطلب را بداند که اگر قیام کند بر خلاف این توطئه ها همان طوری که ایران قیام کرد- آنجا هم پیروز خواهد شد. ملت مصر از حکومت نظامی نترسد و به او اعتنا نکند و همان طور که ایران حکومت نظامی را شکست و به خیابان ها ریخت، آن ها هم بشکنند و به خیابان ها بریزند و این تفاله های آمریکا را بیرون بریزند." 12

اما اگرچه همچنان بسیاری از پیش بینی های خمینی کبیر همچون آزادی بیت المقدس، محو اسراییل از صحنه روزگار، نابودی آل سعود و ... در صف تاریخ هنوز حادث نشده، باقی مانده تا به وقوع بپیوندد لکن آخرین وعده صادق حضرت روح الله چه زمانی محقق خواهد شد؟ "پيروزي ما را خدا تضمين کرده است. ما موفق مي شويم، در اينجا حکومت اسلامي تشکيل مي دهيم و پرچم را به صاحب پرچم مي سپاريم." اینها عباراتی است که حجت الاسلام ری شهری به نقل از دکتر بشارتی در کتاب خاطرات خود نقل کرده است. محمد بشارتی در تعریف این خاطره خطاب به آقای ری شهری می گوید: «در تابستان سال 1358 هنگامي که مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشي داشتيم که آقاي کاظم شريعتمداري در مشهد گفته است من بالاخره عليه امام [خميني] اعلام جنگ مي کنم. خدمت امام رسيدم و ضمن ارائه گزارشي، خبر مذکور را هم گفتم. ايشان سرش پايين بود و گوش مي داد، اين جمله را که گفتم، سر بلند کرد و فرمود اين ها چه مي گويند؟ پيروزي ما را خدا تضمين کرده است. ما موفق مي شويم، در اينجا حکومت اسلامي تشکيل مي دهيم و پرچم را به صاحب پرچم مي سپاريم. پرسيدم: خودتان؟ امام سکوت کردند و جواب ندادند...» 13

خبر آمدنت میرود باغ به باغ / میرود شهر به شهر / مردمان یمن اردن و تونس و مصر/ همه عالم به تمنای تو برخاسته اند/ شور وحالی برپاست / وعده ات نزدیک است ...

پي نوشتها:

1. صحیفه امام، ج‏5، ص: 330 تا 333
2. 15 بهمن 1358، بیمارستان قلب تهران
3. صحیفه نور ، ج 15 ، ص 34
4. صحیفه نور، جلد 21- صفحه 330
5. همان
6. صحیفه نور، جلد شانزدهم - صفحه 257
7. صحيفه امام، ج 21، ص 220
8. روزنامه جمهوري اسلامي، 11/3/1378
8 . پیام منشور روحانیت، 3 اسفند 1367
9 . همان
10. پیام قطعنامه 598. 29 تیر 1367
11 . صحیفه امام جلد ‏15، صفحه 318
12. صحیفه امام، جلد ‏15، صفحه 285
13 . جلد اول کتاب خاطرات حجت الاسلام ری شهری، صفحه 242

+ و + و +

منبع:http://amirihosain.blogfa.com/post-253.aspx
چهارشنبه، 3 فروردين ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
بازخوانی مواضع امام (ره) پیرامون آل سعود
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
چهارشنبه، 3 فروردين ماه ، 1390

* انشاءاللّه ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امريكا و آل سعودبرطرف خواهيم ساخت ... و با برپايى جشن پيروزى حق بر جنود كفر و نفاق و آزادى كعبه از دستنااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهيم شد.

* آنچه زائران عزيز بايد بدانند اينكه امريكا و آل سعود حادثه مكه را يكمبارزه فرقه اى و نزاع قدرت ميان شيعه و سنى ترسيم نموده و ايران ورهبران آن را به عنوان كسانى كه هوس رسيدن به يك امپراتورى بزرگ را در سرمى پرورانند معرفى مى كنند تا بسيارى از كسانى كه از مسير حوادث سياسىجهان اسلام و نقشه هاى شوم جهانخواران بيخبرند تصور كنند كه فرياد برائتما از مشركين و مبارزه ما براى كسب آزادى ملتها در مسير كسب قدرت سياسی مانو گسترش قلمرو جغرافياى حكومت اسلامى است. البته براى ما و همه انديشمندان و محققانى كه از نيات پليد تشكيلات آلسعود باخبرند جاى تعجب نيست كه به ايران و حكومتى كه از بدو پيروزى تا بهحال فرياد وحدت مسلمين را سر داده است و در همه حوادث جهان اسلام خود راشريك غم و شادى مسلمانان مى داند تهمت افتراق و جدايى مسلمانان را بزنند.

* انشاءاللّه روزى همه مسلمانان و دردمندان عليه ظالمين جهان فريادزنند و اثبات كنند كه ابرقدرتها و نوكران و جيره خوارانشان از منفورترينموجودات جهان هستند.


* كارنامه سياه و ننگين حاكمان بى درد كشورهاى اسلامى حكايت از افزودن درد و مصيبت بر پيكر نيمه جان اسلام و مسلمين دارد.

مگر مسلمانان جهان فاجعه قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه هاىمسلمين را در طول حيات ننگين آل سعود و نيز جنايت قتلعام زائران خانه خدارا فراموش مى كنند؟ مگر مسلمانان نمى بينند كه امروز مراكز وهابيت در جهانبه كانونهاى فتنه و جاسوسى مبدل شده اند، كه از يك طرف اسلام اشرافيت،اسلام ابوسفيان، اسلام ملاهاى كثيف دربارى، اسلام مقدس نماهاى بيشعور حوزههاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نكبت، اسلام پول و زور، اسلام فريب وسازش و اسارت، اسلام حاكميت سرمايه و سرمايه داران بر مظلومين و پابرهنهها، و در يك كلمه اسلام امريكايى را ترويج مى كنند، و از طرف ديگر، سر برآستان سرور خويش، امريكاى جهانخوار، مى گذارند. مسلمانان نمى دانند اين درد را به كجا ببرند كه آل سعود و خادم الحرمين بهاسرائيل اطمينان مى دهد كه ما اسلحه خودمان را عليه شما به كار نمى بريم.

* انشاءاللّه ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج، اين منبربزرگى كه بر بلنداىبام انسانيت بايد صداى مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواى توحيد راطنين اندازد، صداى سازش با امريكا و شوروى و كفر و شرك نواخته شود و ازخدا مى خواهيم كه اين قدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها ازكعبه مسلمين، كه از كليساهاى جهان نيز ناقوس مرگ امريكا و شوروى را به صدادرآوريم.

* مسلمانان جهان و محرومين سراسر گيتى از اين برزخ بى انتهايى كهانقلاب اسلامى ما براى همه جهانخواران آفريده است احساس غرور و آزادىكنند، و آواى آزادى و آزادگى را در حيات و سرنوشت خويش سر دهند و برزخمهاى خود مرهم گذارند، كه دوران بن بست و نا اميدى و تنفس در منطقه كفربه سر آمده است، و گلستان ملتها رخ نموده است ... همه بايد از مرداب و باتلاق و سكوت و سكونى كه كارگزاران سياست امريكا وشوروى بر آن تخم مرگ و اسارت پاشيده اند به درآييم و به سوى دريايى كهزمزم از آن جوشيده است روانه شويم، و پرده كعبه و حرم خدا را كه به دستنامحرمان نجس امريكا و امريكازاده ها آلوده شده است با اشك چشم خويش شستشودهيم.

* هم اكنون اگر امريكا يك كشور اسلامى را به بهانه حفظ منافع خويش با خاكيكسان كند، چه كسى جلوى او را خواهد گرفت؟ پس راهى جز مبارزه نمانده است،و بايد چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا امريكا را شكست، و الزاما يكى از دوراه را انتخاب نمود: يا شهادت يا پيروزى كه در مكتب ما هر دوى آنها پيروزى است.

* ملت عزيز و دلاور ايران مطمئن باشند كه حادثه مكه منشا تحولات بزرگى درجهان اسلام و زمينه مناسبى براى ريشه كن شدن نظامهاى فاسد كشورهاى اسلامىو طرد روحانی نماها خواهد بود.

*امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى است و مسلماناندر يك تشكيلات بزرگ اسلامى رونق و زرق و برق كاخهاى سفيد و سرخ را از بينخواهند برد.

بخشهایی از پیام قطعنامه 598


منبع: www.amirihosain.blogfa.com
چهارشنبه، 3 فروردين ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
نگاهى عميق به عيد نوروز
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
يكشنبه، 29 اسفند ماه ، 1389


  عيد نوروز از جمله اعياد بسيار كهن است كه حرفهاى ضد و نقيض زيادى درباره آن گفته شده است: عده اى آن را عيد آتش پرستان دانسته(2) و عده اى بر اين باورند كه نوروز يكى از اعياد اسلامى است. هركدام از اين دو گروه براى خود ادله اى دارند كه در جاى خود از آن بحث خواهيم نمود. اين مطلب و چند عامل ديگر ما را بر آن داشت كه در اين موضوع مطالعاتى داشته باشيم:

عامل اول: وجود اين عيد به عنوان يكى از بزرگترين و با شكوه ترين اعياد در بين مردم كشور ما و برخى از كشورهاى همسايه.

عامل دوم: وجود احاديث كثيره در اين خصوص كه بى شك مى توان ادعاى تواتر آنها را نمود. بخصوص ما به احاديثى بر خورديم كه علل پيدايش اين عيد را بيان مى كنند.

سوم: ما هيچ كتاب فقهى را نيافتيم مگر اين كه در مورد اعمال نوروز از قبيل استحباب غسل, روزه, نماز در اين روز سخن گفته است.

اينها مطالبى نيست كه بتوان به آسانى از آنها گذشت, لااقل هر انسان خردمندى را وامى دارد كه ببيند اين عيد, كه آوازه آن, همه جا را فرا گرفته و يكى از اعياد رسمى كشور اسلامى مان است, از جنبه اسلامى و تاريخى پاى آن به كجا بند است؟

آيا عيدى است كه روز تاج گذارى و به قدرت رسيدن جمشيد, پادشاه ايران باستان را تداعى مى كند؟

يا عيدى است كه از اولين روز آفرينش و روزى كه از همه انسانها در روز الست به يگانگى خداوند متعال و نبوت پيامبر اسلام(ص) و ولايت امامان معصوم(عليهم السلام) عهد و پيمان گرفته شد, تداعى مى كند؟

چهارم: عامل ديگرى كه ما را به اين كار واداشت, و حتى دل خوشى ما هم همين بود, مى ديديم كه اين روز به على و اولاد آن حضرت (عليهم السلام) منتسب است به نحوى كه نوروز را نام مبارك على(ع) و اين روز را روز اهل بيت و شيعيان آنها مى نامند.

بخصوص در سالى تنفس كرديم كه بنا به فرموده مقام معظم رهبرى, هم در آغاز و هم در پايان خود, مزين به عيد مبارك غدير است, خيلى مناسب است كه ما اين سال را به اين مناسبت سال امام اميرالمومنين على بن ابى طالب(ع) بدانيم و بناميم و خودمان را به آن بزرگوار نزديك كنيم(3). اين مطلب ما را مصمم به تحقيق در اين مهم كرد كه شايد قدمى هرچند كوچك براى نزديكى به زواياى وجودى آن حضرت باشد. ان شإ الله.

به يارى خداوند متعال در اين نوشتار طى مباحثى مختلف از قبيل بحث روائى, فقهى, اصولى, تاريخى و رجالى پيرامون نوروز بحث مى نماييم.

گزيده اى از روايات در شإن و عظمت نوروز:

1 - به على(ع) هديه نوروزى عطا شد, فرمود: اين (هديه) چيست؟

گفتند: يا اميرالمومنين(هديه) روز نوروز است پس على(ع) فرمود: ((هر روز را براى ما نوروز بسازيد))(4).

2 - محمد بن سيرين مى گويد:به على (رضى الله عنه) هديه نوروزى عطا شد, فرمود: ((هر روز را روز پيروزى قرار دهيد)).

ابو اسامه مى گويد: (على) اكراه داشت از اين كه بگويد: (هر روزى) نوروز است))(5).

3 - اسماعيل بن حماد بن ابى حنيفه گفت: من اسماعيل پسر حماد پسر ابى حنيفه پسر نعمان پسر مرزبان از فرزندان آزاده فارس هستم. خدا اصلا ما را بنده قرار نداده است, جدم در سال هشتاد متولد شد, و او را پيش على بن ابى طالب(رضى الله عنه) بردند در حالى كه او كوچك بود, پس على براى جدم دعا كرد كه خداوند به او و به ذريه اش بركت بدهد و ما اميدواريم از جانب خدا كه اين دعا در حق ما به خاطر على مستجاب شده باشد.

اسماعيل بن حماد گفت: نعمان بن مرزبان, آن همان كسى است كه فالوذج را در روز نوروز به على هديه داد, پس على(ع) فرمود: هر روزى نوروز ماست))(6).

4 - نيز از او(على(ع)) نقل شده است كه به آن حضرت پالوده هديه دادند, فرمود:

به چه مناسبت است؟ گفتند: به مناسبت روز نوروز, فرمود: اگر قدر بدانيد پس هر روزى نوروز است))(7).

روايات ديگرى هم در اين خصوص داريم كه نشان مى دهد در آن زمان بسيارى از مردم به خدمت على(ع) هديه نوروزى مى برده اند و آن حضرت قبول مى فرمودند.

هديه ها غالبا عبارت بودند از شكر, پالوده, سمنو و گاه لباسهاى گرانبهاى زرباف كه در ظرفهايى از نقره مى گذاشتند و به خدمت آن حضرت مى بردند.

5 - معلى بن خنيس از امام صادق(ع) نقل مى كند كه فرمود:

همانا نوروز, همان روزى است كه پيامبر(ص) براى على(ع) در غدير خم از مردم عهد گرفت پس مردم اقرار كردند به ولايت پس خوشا به حال كسى كه به عهد خود ثابت قدم ماند و واى به حال كسى كه آن را شكست.

و آن همان روزى است كه رسول خدا(ص) على(ع) را به سوى وادى جن روانه كرد پس از آنها عهد و پيمان گرفت.

و آن همان روزى است كه على(ع) در آن روز بر اهل نهروان غالب شد و ذوالثديه را كشت.

و آن همان روزى است كه قائم ما اهل بيت و صاحب امر ظاهر خواهد شد و خداوند او را به دجال غلبه مى دهد, پس آن حضرت دجال را بر كناسه كوفه به دار مى كشد. و هيچ نوروزى نيست مگر آن كه ما در آن انتظار فرج را داريم, براى اين كه نوروز از ايام ماست, ايرانيان آن را حفظ كرده اند, و شما(عرب ها) آن را ضايع كرده ايد.

پس پيامبرى از پيامبران بنى اسرائيل از خداوند خواست كه زنده كند قومى را كه از ترس مرگ از خانه هايشان بيرون رفتند و آنها هزاران نفر بودند و خداوند همه آنها را بميراند.

پس خداوند به آن پيامبر وحى كرد كه در گورهاى آنها آب بريزيد, پس ريختن آب به آنها در همين روز بود پس زنده شدند و حال اين كه سى هزار نفر بودند پس آب ريختن در روز نوروز سنت قديمى گرديد, اما هيچ كس علت آن را نمى داند مگر راسخان در علم و آن اولين روز از سال ايرانيان است(8).

اين حديث و حديث بعدى كه معلى از امام صادق(ع) نقل كرده است, در چند كتاب روائى و فقهى آمده است كه در آنها اختلافاتى ديده مى شود ما در ميان اين چند كتاب به كتاب ((المهذب البارع)) اعتماد كرديم و حديث را از آنجا نقل كرديم به چند علت كه بعد در بحث سندى احاديث بيان مى شود و مرحوم مجلسى در بحار اين دو حديث را به يك سند متصلا نقل كرده است.

معلى گفت: امام(ع) اين حديث را به من املإ كرد و من از املإ امام نوشتم.

6 - و همچنين روايت شده از معلى گفت: وارد شدم بر ابى عبدالله(ع) در بامداد روز نوروز پس (حضرت) فرمودند:

اى معلى آيا اين روز را مى شناسى؟

گفتم: نه. و لكى روزيست كه ايرانيان از آن تجليل مى كنند و در آن به همديگر تبريك گفته و دعاى خير مى كنند.

فرمود: اين چنين نيست قسم به خانه كهن(كعبه) كه در دل (شهر) مكه است نيست اين روز مگر براى يك امر قديمى كه آن را براى تو تفسير مى كنم. تا اين كه از آن مطلع شو.

پس گفتم: اگر اين علمى را كه نزد شما را فرا گيرم براى من دوست داشتنى تر است از اين كه تا ابد زندگى كنم, و خداوند دشمنان شما را نابود كند.

فرمود: اى معلى روز نوروز همان روزيست كه خداوند در آن از بندگانش عهد گرفت كه او را عبادت كنند و هيچ چيزى را شريك او ندانند و اين كه به رسولان و انبيإ و اوليايش ايمان بياورند و آن اولين روزيست كه خورشيد در آن طلوع كرده, و بادهاى باردار كننده در آن وزيده است و گلها و شكوفه هاى زمين آفريده شده است. و آن روزيست كه كشتى نوح(ع) به كوه جودى قرار گرفته. و آن روزى است كه در آن قومى كه از ترس مرگ از خانه هاى خود خارج شدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را ميراند و سپس آنها را در اين روز زنده كرد. و آن روزيست كه جبرئيل بر پيامبر(ص) نازل گرديد.

و آن همان روزيست كه ابراهيم(ع) بتهاى قوم خود را شكست. و آن همان روزيست كه رسول خدا(ص) اميرالمومنين على(ع) را بر دوش خود سوار كرد تا بتهاى قريش را از بالاى خانه خدا به پائين انداخت و آنها را خرد كرد(9).

7 - معلى بن خنيس از آقا امام صادق(ع) درباره نوروز روايت كرد فرمود:

هر وقت نوروز شد, پس غسل كن, و پاكيزه ترين لباسهايت را بپوش و خوش بو كن خود را با بهترين عطرهايت.

و آن روز را روزه بدار.

پس زمانى كه نافله هاى (نمازهاى ظهر و عصر) و خود نمازهاى ظهر و عصر را خوانديد پس بعد از اينها چهار ركعت نماز بخوان (به اين نحو:) در اول هر چهار ركعت سوره فاتحه الكتاب بخوان و ده بار سوره ((انا إنزلناه فى ليله القدر)) و در ركعت دوم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه ((قل يا ايها الكافرون)) و در ركعت سوم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه ((قل هو الله إحد)) و در ركعت چهارم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه سوره ((ناس و خلق)) را بخوان.

و بعد از خواندن اين چهار ركعت (كه به رو ركعت بايد خوانده شود) سحده شكر كن و در سجده دعا كنه(برا يخودت) كه گناه پنجاه سال تو آمرزيده شود(10).

8 - روايت شده از نبى اكرم(ص) كه فرمود: براى على(ع) هفده اسم است.

پس ابن عباس گفت: يا رسول الله به ما خبر بده كه آن اسمإ چه هستند؟

پس پيامبر(ص) فرمود: اسم او نزد عرب ((على)) و نزد مادرش ((حيدره)) و در تورات ((اليا)) و در انجيل ((بريا)) و در زبور ((قريا)) و نزد روم ((بظرسيا)) و نزد فرس ((نيروز)) و نزد عجم ((شميا)) و نزد ديلم ((فريقيا)) و نزد كرور ((شيعيا)) و نزد زنج ((حيم)) و نزد حبشه ((تبير)) و نزد ترك ((حميرا)) و نزد ارمن ((كركر)) و نزد مومنين ((سحاب)) و نزد كافرين ((مرگ سرخ)) و نزد مسلمين ((وعد)) و نزد منافقين ((وعيد)) و نزد من ((طاهر مطهر)) است و اوست جنب خدا و نقس خدا و دست راست خداى عزوجل. بعد پيامبر(ص) به اين دو آيه شريفه استشهاد كرد قول خداوند:

((خداوند شما را از نفس خود بيم مى دهد)) و قول خداوند: ((بل دستان او بازند, هر جور كه بخواهد , انفاق مى كند))(11).

شرح و توضيح مراد احاديث

در واقع ائمه اطهار(عليهم السلام) نوروز را به روزى كه خداوند در آن معبود و مسجود شده و دين و امر خداوند در آن ظاهر و غالب شده, تفسير كرده اند.

 

منبع: تبیان

 

 

سال نو و عید نوروز این عید باستانی را بر تمامی هموطنانمان علی الخصوص رزمندگان و بسیجیان و جانبازان بزرگوار تبریک عرض می نماییم.

 

میعادگاه ما مزار شهدای شهرستان لاهیجان  -  لحظه تحویل سال

يكشنبه، 29 اسفند ماه ، 1389 نظرات
ادامه مطلب
 
مى‌خواهم دل ولایت را راضى كنم
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
دوشنبه، 23 اسفند ماه ، 1389
همزمان با آغاز اردوهای بازدید از مناطق عملیاتی دفاع مقدس (راهیان نور)، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در ویژه‌نامه‌ای با عنوان «پلاك»، به مرور رهنمودهای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره روایتگری سیره‌ی شهدا، خاطرات و روایت معظم‌له از پنج فرمانده سال‌های دفاع مقدس، بخشی از وصیت‌نامه‌ی این شهدا و خاطره‌ی كوتاهی از زبان شهید یا هم‌رزمان آن‌ها می‌پردازد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif هرچه داریم از بركت امام است*
آ
شنایی من با شهید خرازی از سال 58 است؛ یعنی درست بعد از پیروزی انقلاب و شروع كار كمیته‌های دفاع شهری در رابطه با انتظامات شهر و دستگیری افراد ضد انقلاب بود و این آشنایی همچنان دوام یافت و در اكثر عملیات رزمندگان اسلام با ایشان ارتباط نزدیك داشتم.

در رابطه با خصوصیات شهید خرازی به گوشه‌ای از روحیات سیاسی و اجتماعی او اشاره می‌كنم: بارها با ایشان درباره مسئولین شهر و استان اصفهان صحبت كردم چون او اهل اصفهان بود و اصولاً لشگر امام حسین(ع) از اصفهان است. او می‌گفت كاری به خط و خط‌بازی‌ها نداشته باشید، ببینید امام چه می‌گوید، مسیر امام كدام است. اگر قبول دارید امام ولی فقیه هستند كه مسلماً هستند، پس ما باید با او باشیم؛ هرچه گفت بپذیریم، هركه را انتخاب كرد قبول كنیم. اگر نماینده‌ای را برای منطقه‌ای برگزید، مطیع نماینده او باشیم. اگر كسی مسئولیتی دارد از بركت خون شهدا دارد از وجود نازنین امام دارد. ما درباره سیاست باید به او اقتدا كنیم.


او به راستی دارای تقوای سیاسی بود با وجودی كه فرمانده سپاه و لشگر بود و امكانات فراوان در دست او بود، اما درست مثل یك بسیجی ساده زندگی می‌كرد. بارها می‌گفت: من یك پاسدار هستم. باید طوری زندگی كنم كه اگر فردا این پست و مقام را از من گرفتند، وضع زندگی‌ام با دیروز كه صاحب مقام و عنوان بودم تفاوت نكند.

* خاطره‌ای از سردار حاج‌هاشمی، برگرفته از كتاب «سیمای سرداران شهید اسلام»



http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif
شهید خرازی به روایت رهبر انقلاب
آن روز كه جوانان ما چه در قالب بسیج، چه در قالب سپاه یا دیگر نیروهاى مسلح، وارد میدان شدند و فداكارانه جنگیدند، براى اكثرشان اهمیت مسأله معلوم بود؛ مى‌فهمیدند از چه و مقابل چه كسى دفاع مى‌كنند. آنهایى كه كنار نشستند و تماشا كردند، این‌جاى قضیه را كم داشتند و اهمیت موضوع برایشان معلوم نبود. مسأله، فقط شكستن مرز و تصرف قسمتى از خاك نبود. اولا مسأله‌ى عزت و شرف و شخصیت و هویت آبروى یك ملت مطرح بود؛ ملتى كه حرف نویى به میان آورده است و همه‌ى مستكبران جهان دست به دست هم داده‌اند تا آن حرف نو را در دهان او خفه كنند و نگذارند بیرون بیاید. ثانیا مسأله‌ى اسلام در میان بود. اگر ما در جنگ تحمیلى شكست خورده بودیم و دشمن ما به هدفهاى خود رسیده بود، اسلام در هیچ نقطه‌ى دنیا از خجالت نمى‌توانست سر بلند كند و طرفداران اسلام، دیگر آن جان و نفس و روحیه را نداشتند تا بتوانند با داعیه‌ى اسلام، مطالبه‌اى را در فضاى دنیا مطرح كنند. ایرانى كه پرچم اسلام را بر دوش گرفته بود و دنبال یك مسلمان والا، یك عالم دین و یك زاهد پارساى تارك دنیا - كه همه، این خصوصیات را در امام بزرگوار ما قبول داشتند - راه افتاده بود؛ اگر در آن قضیه، شكست مى‌خورد - جوانان ما، جبهه‌ى ما و ایران ما شكست مى‌خوردند - امروز صدها هزار نفر در كشورهاى دوردست اسلامى در خیابانها راه نمى‌افتادند تا صریح و علنى و على‌رغم حكومتهاى خودشان، به نفع یك كشور مسلمان - مستضعفان افغانستان - فریاد بزنند.




این جرأت، این اعتماد به نفس اسلامى، این‌كه ملت مسلمانى براى خود این حق را داشته باشد كه در قضایاى ملتهاى مسلمان و قضایاى اسلام فریاد بزند، در زیر سایه‌ى هیبت و عظمت و شكوه سربرافراشته‌ى ایران اسلامى پدید آمد. این گردن برافراشته را جوانان ما به وجود آوردند؛ مى‌فهمیدند چه كار مى‌كنند؛ لذا سختیها براى آنها هموار بود. شهید خرازى به رفقایش گفته بود: «من اهمیت نمى‌دهم درباره‌ى ما چه مى‌گویند؛ من مى‌خواهم دل ولایت را راضى كنم.» او مى‌دانست كه آن دل آگاه و بصیر، فقط به ایران، به جماران، به تهران و به مجموعه‌ى یك ملت نمى‌اندیشد؛ به دنیاى اسلام مى‌اندیشد و در وراى دنیاى اسلام، به بشریت.
بیانات در دیدار خانواده‌هاى شهدا و جانبازان استان اصفهان 1380/8/9

 
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif قسمتی از وصیت‌نامه سردار شهید:
شخصی هستم معتقد به انقلاب اسلامی ایران و رهبری و ولایت حضرت امام خمینی روحی‌له‌الفداه، در عصر غیبت امام زمان(عج). از مردم می‌خواهم كه پشتیبان ولایت فقیه باشند. راه شهدای ما راه حق است، اول می‌خواهم كه آن‌ها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا كنند و از خدا می‌خواهم كه ادامه‌دهنده راه آن‌ها باشیم. آن‌هایی كه با بودنشان و زندگیشان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما می آموختند.



منبع: www.khamenei.ir
دوشنبه، 23 اسفند ماه ، 1389 نظرات
ادامه مطلب
 
نماز جمعه‌ی تهران به امامت ولی امر مسلمین
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
جمعه، 15 بهمن ماه ، 1389
حضرت آيت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظيم مردم مومن و انقلابی تهران در نماز جمعه تهران، دهه فجر و 22 بهمن امسال را دارای شور و حال متفاوتی خواندند و با تشريح تغييرات عميق و اساسی ناشی از پيروزی انقلاب تاكيد كردند: اين تغييرات عميق به بركت ايستادگی ملت در تمام سی و دو سال اخير ادامه يافته و مردم ايران اكنون پس از سالها مجاهدت، انعكاس فرياد مظلومانه ولی قدرتمندانه خود را در حوادث اخير شمال افريقا و به ويژه در بيداری اسلامی مردم  مصر و تونس مشاهده می كنند.
رهبر انقلاب اسلامی در خطبه اول نماز كه با حضور بسيار گسترده مردم تهران در دانشگاه تهران و خيابانهای اطراف برگزار شد با تحليل شرايط قبل از پيروزی انقلاب اسلامی ايران و تأثير پيروزی انقلاب اسلامی در معادلات سياسی جهان، خاطرنشان كردند : زورگويان و مستكبران جهان برای حفظ و گسترش منافع خود در منطقه بسيار مهم و استراتژيك خاورميانه، نقشه دقيقی را طراحی كرده بودند كه سالها نيز با موفقيت آنرا اجرا كردند اما پيروزی انقلاب اسلامی تمامی معادلات آنها را بهم ريخت.
حضرت آيت الله خامنه ای در تشريح مختصات نقشه دنيای استكبار برای منطقه خاورميانه تا قبل از پيروزی انقلاب اسلامی افزودند: وجود كشورهای ضعيف و دشمن يكديگر، داراي  حكامی دست نشانده و مطيع غرب، از لحاظ اقتصادی مصرف كننده، از لحاظ علمی عقب مانده، در عرصه فرهنگی مقلد غرب، از نظر نظامی ضعيف - از لحاظ اخلاقی، فاسد و منحط و از لحاظ مذهبی كاملاً سطحی و درحد فردی يا تشريفاتی، مختصاتی بود كه استكبار برای كشورهای منطقه خاورميانه تعريف كرده بود.
ايشان انفجار عظيم انقلاب اسلامی و ظهور امام خمينی را به عنوان عالمی برجسته، حكيم، فقيه، مجاهد، شجاع، خطرپذير و دارای نفوذ كلمه، برهم زننده استراتژی غرب در منطقه بسيار مهم خاورميانه دانستند و تاكيد كردند: تربيت و ظهور و حضور اين مرد بزرگ، حقيقتا كار خدا بود.
رهبر انقلاب بيداری - آمادگی وحمايت بيدريغ ملت ايران از امام را زمينه ساز پيروزی انقلاب خواندند و افزودند: در پيروزی و تداوم انقلاب اسلامی، امام و ملت همچون كوه استوار ايستادند و جبهه دشمنان هر كاری كرد نتوانست اين انقلاب بزرگ اسلامی را دچار شكست يا انحراف كند.
ايشان با يادآوری اقدامات و طرحهای دشمنان برای شكست انقلاب، به ايجاد درگيريهای خيابانی، جنگهای قومی- كودتا - تحميل جنگ هشت ساله - تحريم اقتصادی و جنگ روانی بيوقفه در تمامی 32 سال اخير اشاره كردند و افزودند: دشمن در تمامی اين اقدامات سه هدف عمده را دنبال كرده است.
رهبر انقلاب اسلامی سقوط انقلاب و براندازی نظام جمهوری اسلامی را مهمترين هدف جبهه دشمنان در 32 سال اخير خواندند و افزودند: هدف دوم امريكا در صورت ناكامی در براندازی نظام، استحاله انقلاب بود يعنی صورت و ظاهر انقلاب باقی بماند اما باطن و روح آن از بين برود.
ايشان فتنه سال 88 را آخرين نمايشنامه دشمنان برای استحاله انقلاب خواندند و خاطر نشان كردند: درآن فتنه، طراح و نقشه كش و مدير در بيرون از مرزها بوده و هست و عده ای بخاطر حب به نفس و حب به مقام اسير توطئه آنها شدند و دانسته يا ندانسته با آنها همكاری كردند.
رهبر انقلاب در تشريح هدف سوم جبهه سلطه افزودند: آنها تصميم گرفته بودند اگر با وجود همه تلاشهای آنها، نظام اسلامی باقی ماند عناصر ضعيف النفس را كه ميتوان در آنها نفوذ كرد طرفهای اصلی خود در مسائل كشور قرار دهند و نظامی بوجود آورند كه ضعيف و مطيع باشد و در مقابل آمريكا نايستد.
 ايشان مردم بيدار ايران، برخورداری كشور از نخبگان خوب و مسئولان خوب را باعث ناكامی دشمنان در همه اهداف خود خواندند و افزودند: انقلاب به علت عمق و ماهيت خود تغييراتی بسيار اساسی در كشور بوجود آورده است و امام و ملت پايه ها را بگونه ای محكم گذاشته اند كه اين حركت عظيم ادامه يافته و خواهد يافت.
حضرت آيت الله خامنه ای در تبيين تغييرات عميق و اساسی كه در ايران پس از پيروزی انقلاب اتفاق افتاده، به اسلام ستيزی عميق رژيم پهلوی اشاره كردند و افزدند: انقلاب، اين سياست را 180 درجه تغيير و اسلام را محور اداره كشور و مديريت جامعه قرار داد.
تغيير وابستگی شديد حكومت پهلوی به امريكا و انگليس و تبديل ايران به نمود كامل استقلال سياسی در جهان، دومين موردی بود كه حضرت آيت الله خامنه ای در تبيين پيامدهای ناشی از پيروزی انقلاب اسلامی به آن اشاره كردند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: اين استقلال و عزت سياسی بيشترين جذابيت را برای ملتها دارد و بخش مهمی از احساس احترام ملتها نسبت به انقلاب اسلامی به همين مسئله مهم برمی گردد.
حضرت آيت الله خامنه ای با اشاره به سلطنتی بودن حكومت و نقش نداشتن مردم در حكومت پهلوي  افزودند: بعد از انقلاب، مبنای حكومت، مردم سالاری دينی شد و برخلاف دوران قبل از انقلاب كه حكومت وراثتی بود، خواست مردم درحكومت تعيين كننده شد.
ايشان با يادآوری حاكميت ديكتاتوری امنيتی قبل از پيروزی انقلاب اسلامی، خاطر نشان كردند: انقلاب اسلامی فضای نقد، اصلاح و تذكر و حتی فضای مخالفت و اعتراض را برای مردم باز كرد و اين روند در 32 سال گذشته همواره ادامه داشته است.


حضرت آيت الله خامنه ای خودباوری علمی و اعتماد به نفس ملی را از ديگر دستاوردهای انقلاب اسلامی برشمردند و تأكيد كردند: پيش از پيروزی انقلاب، كشور از لحاظ علم و فناوری كاملاً متكی به غرب بود اما اكنون كشور ضمن پيشرفتهای خيره كننده علمی و فناوری - دارای دانشمندان جوان برجسته و بزرگی در رشته های مختلف است كه در سطح جهان كم نظيرند .
ايشان تأثيرگذاری ايران در مسائل منطقه و جهان را از ديگر پيامدهای پيروزی انقلاب اسلامی دانستند و خاطر نشان كردند: اكنون عزت و عظمت ملت ايران و تأثيرگذاری آن در مسائل جهانی و منطقه ای، دشمنان را مبهوت كرده و آنها دائماً از نفوذ ايران می گويند.
رهبر انقلاب اسلامی، خروج از تقليد محض در عرصه فرهنگی و طراحی موضوع تهاجم فرهنگی از جانب دشمنان را از ديگر تأثيرات ناشی از انقلاب اسلامی بيان كردند و افزودند: كشور با چنين ويژگيها و مبانی می تواند پايه گذار تمدن جديدی در جهان باشد.
ايشان يا يادآوری سخنان يك مقام غربی درباره توانايی الگو شدن «قانون اساسی مردمی و پيشرفته جمهوری اسلامی» و نيز جذابيت كارنامه موفقيتهای علمی سياسی، اقتصادی و نظامی جمهوری اسلامی برای ملتهای جهان افزودند: با وجود كارشكنی های دشمنان ملت، اين اتفاق هم اكنون روی داده است و ملت ايران در ابعاد مختلف به الگوی ملتها تبديل شده است.
ايشان برخی اشتباهات غرب را در الگو شدن ملت ايران و جمهوری اسلامی موثر دانستند و افزودند: پافشاری آنها بر تضييع حقوق  هسته ای ملت ايران باعث پايداری بيشتر ملت و مسئولان نظام شد و همه جهانيان فهميدند ايران در مسئله هسته ای به پيشرفتهای غيرقابل انتظاری دست يافته و هيچ فشاری نمی تواند ملت ايران را وادار به عقب نشينی كند.
ايشان تلاش غرب برای تحريم فروش بنزين به ايران را از ديگر مسائلی دانستند كه باعث شد مسئولان كشور، جدی تر به فكر خودكفايی در توليد بنزين بيفتند.
رهبر انقلاب اسلامی در همين زمينه افزودند: براساس گزارش مسئولان، كشور از 22 بهمن امسال به طور كامل از واردات بنزين بی نياز می شود و حتی قادر است بنزين صادر كند.
رهبر انقلاب اسلامی اشتباهات  غرب در بحث تحريم نظامی و ايجاد جريان موازی و افراطی اسلامی در همسايگی ايران را از ديگر مسائلی دانستند كه در نهايت باعث تقويت ايران شد.
حضرت آيت الله خامنه ای افزودند: در فتنه 88 نيز آنها به قدری جنجال و هياهو كردند كه ملت به صحنه آمد و حماسه عظيم 9 دی را آفريد.
ايشان در ادامه خطبه اول خاطرنشان كردند: يك انقلاب اگر بخواهد بر ديگران تأثير بگذارد بايد خصوصيات ويژه ای داشته باشد كه مهمترين آنها استقامت و ايستادگی است.
رهبر انقلاب اسلامی، درتبيين استقامت ملت و نظام اسلامی بر سرمبانی و ويژگيهای انقلاب افزودند: از همان آغاز انقلاب، امام و ملت بر اسلامی بودن آن تأكيد كردند اما عده ای در جهان هياهو كردند كه اسلامی بودن با دمكراسی نمی سازد كه البته امام و مردم بی توجه به اين جنجالها ايستادند وفرياد زدند انقلاب ما اسلامی است و اسلامی خواهد ماند .
ايشان با اشاره به استمرار فضای اسلامی جامعه خاطر نشان كردند: اگر فضای اسلامی در جامعه امروز از دوران انقلاب بيشتر نباشد حداقل مانند آن دوران است بگونه ای كه جوانان خوب امروز، در اين زمينه حتی از برخی افراد دوران انقلاب جلوتر هستند .
ايشان به تلاش ناكام برخی ها در 32 سال اخير برای دور كردن جامعه از فضای اسلامی اشاره كردند و تأكيد كردند: ملت و مسئولان پای اسلام ايستاده اند و می ايستند.
رهبر انقلاب اسلامی، ايستادگی بر سر مردم سالاری را از ديگر نمونه های استمرار مبانی و ويژگيهای انقلاب خواندند و افزودند: امام از اولين روز پيروزی تأكيد می كردند مردم بايد نظر دهند و اين ويژگی تا امروز در همه مسائل و انتخابات استمرار يافته است.
ايشان به برگزاری بيش از 30 انتخابات در 32 سال اخير اشاره كردند و افزودند: حتی در دوران جنگ و زير بمباران ها و موشكباران های دشمن – انتخابات يك روز هم به تأخير نيفتاد و اين معنای حقيقی ايستادگی بر سر مردم سالاری است.
حضرت آيت الله خامنه ای به روی كار آمدن گرايشهای مختلف سياسی درچند انتخابات اخير رياست جمهوری اشاره كردند و در تشريح عمق تأثيرگذاری رأی ملت افزودند: از انتخاب مجلس خبرگان كه رهبری را عزل و نصب می كند تا رياست جمهوری، مجلس، شوراها و ديگر مسائل، همه چيز به رأی مردم در انتخابات متكی است.
ايستادگی بر سر آرمان عدالت اجتماعی از ديگر نكاتی بود كه رهبر انقلاب به آن پرداختند. ايشان استقرار عدالت اجتماعی را مهم تر و سخت تر از هر كار ديگری دانستند و خاطر نشان كردند: آنچه در كشور وجود دارد با عدالتی كه اسلام از ما خواسته فاصله زيادی دارد اما مهم اين است كه حركت به سمت عدالت اجتماعی همچنان ادامه داشته و قوی تر نيز شده است.
حضرت آيت الله خامنه ای، توزيع مناسب امكانات زندگی و فرصتها در سراسر كشور، سفرهای استانی مسئولان، سهام عدالت، مسكن روستايی و هدفمند كردن يارانه ها را از نمونه های مختلف تلاش نظام برای استقرار عدالت اجتماعی برشمردند و خاطرنشان كردند: اگر كار مهم و اساسی هدفمند كردن یارانه ها با همت مسئولان و مردم به خوبی و درستی انجام شود روند استقرار عدالت اجتماعی شتاب بيشتری می گيرد.
رهبر انقلاب اسلامی همچنين افزودند: زندگی ما و ديگر مسئولان بايد مانند ضعيف ترين اقشار جامعه باشد كه نيست اما زندگی مسئولان غالباً مانند طبقه متوسط است كه اين هم خيلی با ارزش است.
حضرت آيت الله خامنه ای، ظلم ستيزی و تسليم نشدن در مقابل زورگويان جهانی را از ديگر ويژگيهايی دانستند كه انقلاب اسلامی در ايران بوجود آورده و در 32 سال اخير به همت مردم و مسئولان ادامه يافته است.
ايشان تلاش برخی در اوايل انقلاب و سه دهه اخير را برای تضعيف آرمان ظلم ستيزی مورد اشاره قرار دادند و افزودند: آنها می خواستند ابتدا روابط با آمريكا را با فراموش شدن شعارهای انقلاب عادی كنند سپس به تدريج كشور را تابع سياستهای آمريكا سازند.
رهبر انقلاب اسلامی ثبات و استقامت 32 ساله ملت و جمهوری اسلامی را موجب عظمت ايران در چشم ملتها خواندند و افزودند: اين كار پر زحمت، بركت و رحمت الهی را به دنبال آورده و نتايج بزرگ آن به تدريج آشكارشده و ملت ايران را هم اكنون به الگويی جذاب برای ديگر ملتها تبديل كرده  است.
ايشان در جمع بندی خطبه اول نماز تأكيد كردند: مسائل و واقعيات ياد شده نشان می دهد كه دهه فجر امسال مهم، حساس و پر شورتر است و ان شاءالله راهپيمايی 22 بهمن ملت، بر همه افتخارات 32 سال اخير خواهد افزود.
حضرت آيت الله خامنه ای در خطبه دوم نماز جمعه، حوادث اخير شمال آفريقا بويژه تحولات  تونس و مصر را بسيار مهم و زلزله ای واقعی خواندند و افزودند: اگر ملت مصر به كمك خداوند متعال بتواند حركت خود را به پيش ببرد، برای آمريكا و رژيم صهيونيستی شكست غير قابل جبرانی در منطقه، رقم خواهد خورد.
ايشان با اشاره به نگرانی فزاينده رژيم صهيونيستی از تحولات مصر، خاطرنشان كردند: صهيونيست ها بهتر از همه می دانند كه اگر مصر از هم پيمانی آنها خارج شود، چه اتفاق عظيمی در منطقه رخ خواهد داد كه نتيجه آن تحقق پيش بينی های امام بزرگوار خواهد بود . رهبر انقلاب اسلامی در تحليل علت تحولات اخير در تونس و مصر به تحليل های انحرافی غربيها اشاره كردند وافزودند: در تحليل های جهانی تلاش بر اين است كه عامل اصلی قيام مردم در تونس و مصر فقط مسائل اقتصادی معرفی شود در حاليكه عامل اصلی احساس تحقيری است كه به دليل عملكرد حاكمان تونس و مصر در ميان مردم بوجود آمده است .
حضرت آيت الله خامنه ای با اشاره به عملكرد بن علی در طول حاكميت خود در تونس  خاطر نشان كردند: بن علی فردی كاملاً وابسته به آمريكا بود و حتی برخی گزارشها نشان می دهد كه وی وابسته به سازمان جاسوسی آمريكا بوده است.
ايشان افزودند: برای يك ملت بسيار سخت است كه حاكم آنها نوكر رسمی دستگاههای آمريكايی باشد و همين واقعيت يكی از دلايل قيام مردم تونس است .
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سياستهای ضد دين بن علی در تونس از جمله ممنوعيت انجام دادن شعائر دينی و حجاب در اماكن عمومی، تاكيد كردند: يكی از انگيزه های اصلی مردم تونس در قيام خود، انگيزه های اسلام خواهی است كه تحليل گران غربی تلاش دارند اين موضوع را كتمان كنند.
حضرت آيت الله خامنه ای افزودند: اكنون در تونس يك تغيير سطحی بوجود آمده است و مردم تونس بايد با هوشياری، مصالح خود را تشخيص دهند و فريب دشمن را نخورند.
ايشان در ادامه خطبه دوم نماز با اشاره به تحولات فوق العاده مهم مصر- به سابقه تاريخی، فرهنگی، سياسی و دينی اين كشور اشاره كردند و افزودند: مصر اولين كشور اسلامی بود كه با فرهنگ غربی در قرن هجدهم آشنا شد و اولين كشور اسلامی هم بود كه در مقابل اين فرهنگ ايستاد .
حضرت آيت الله خامنه ای از مصر بعنوان پايگاهی برای حضور اسلام خواهان و انديشمندان اسلامی در طول تاريخ ياد و خاطرنشان كردند: سرزمين مصر يادآور اسلام خواه شجاع و بزرگ، سيد جمال الدين اسد آبادی و شاگردان او از جمله محمد عبده است.
ايشان در تشريح جايگاه فكری و سياسی مصر به حركتهای استقلال خواهانه و آزاديخواهانه در مصر و در جنگ ارتش مصر با ارتش رژيم صهيونيستی، اشاره كردند و افزودند: كشور مصر با چنين جايگاه و سابقه رفيع تاريخی، سی سال در دست فردی بود كه نه فقط آزاديخواه و ضدصهيونيست نبود بلكه دشمن آزاديخواهی و همكار و نوكر صهيونيستها بود.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: در دوران حكومت نامبارك - وضعيت مصر آنچنان شد كه از جايگاه كشوری الهام بخش برای دنيای عرب و اسلام، به كشوری همكار صهيونيستها و دشمن فلسطينی ها تنزل يافت  .
حضرت آيت الله خامنه ای در همين خصوص به عملكرد حسنی مبارك در جنگ 22 روزه رژيم صهيونيستی بر ضد مردم غزه و محاصره این مردم مظلوم اشاره كردند و افزودند: اين عملكرد - مردم مصر را به ستوه آورد زيرا نظام مصر به يك رژيم طرفدار اسرائيل و دنباله رو محض آمريكا تبديل شده بود و مردم كاملاً احساس تحقير می كردند .
ايشان با اشاره به سابقه اسلام خواهی مردم مصر، يكی از عوامل اصلی نهضت مردم مصر را انگيزه های دينی برشمردند و تأكيد كردند: مردم مصر حركتهای خود را از نمازهای جمعه و مساجد شروع می كنند و شعارهای دينی به ويژه شعار الله اكبر سر می دهند و قويترين جريان مبارز در مصر نيز، جريان اسلامی است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: غربيها بشدت نگران آشكار شدن انگيزه اسلام خواهی قيام مردم مصر در ميان ملتهای منطقه هستند بنابراين تلاش می كنند علت حركت مردم را فقط عامل اقتصادی نشان دهند .
حضرت آيت الله خامنه ای در همين زمينه تأكيد كردند: همين عامل اقتصادی كه بی تأثير هم نيست نتيجه وابستگی و نوكری مبارك به آمريكا است كه باعث شده  اقتصاد مصر شكوفا نشود و وضع بجايی برسد كه صد ها هزار نفر از مردم قاهره به دليل فقر، در قبرستانها زندگی كنند.
ايشان افزودند: امريكاييها به نوكری همچون مبارك، حتی پاداش اقتصادی هم ندادند و امروز هم به او پاداش نخواهند داد و هر ساعتی كه حاكم مصر فرار كند قطعاً اولين دروازه ای كه به روی او بسته خواهد شد دروازه امريكا خواهد بود همانطور كه به روی بن علی و محمد رضا پهلوی بسته شد.
رهبر انقلاب اسلامی تأكيد كردند: اين قضايا درس عبرتی است برای كسانی كه دلشان برای دوستی با آمريكا می تپد. اين افراد بايد ببينند كه امريكاييها به نوكران خود چگونه پشت می كنند.
حضرت آيت الله خامنه ای با اشاره به دستپاچگی آمريكا و رژيم صهيونيستی در قبال قيام مردم مصر افزودند: آنها اكنون بدنبال راه خروج از اين شرايط هستند و فريبكاری را آغاز كرده اند كه البته موفقيت يا عدم موفقيت سناريوهای آمريكا و غرب به عملكرد و تصميم مردم مصر بستگی دارد.
ايشان درپايان خطبه ها سخنانی را به زبان عربی خطاب به مردم منطقه بيان كردند.
رهبر انقلاب اسلامی در اين سخنان اوضاع كنونی مصر را جنگ اراده ها ميان مردم مصر و دشمنان آنان خواندند و افزودند: در اين جنگ، هر طرف كه اراده قويتری داشته باشد پيروز خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی در تبيين اقدامات امريكا و رژيم صهيونيستی برای غلبه برتحولات كنونی مصر و به شكست كشيدن قيام مردم اين كشور خاطرنشان كردند: آنها در تلاش هستند تا مردم را از محقق شدن اهدافشان مأيوس كنند اما مردم مصر بايد با تكيه بر خداوند، لحظه ای در وعده الهی مبنی بر ياری آنان، ترديد نكنند.
حضرت آيت الله خامنه ای سلاح مهم مردم مصر در مقابله دشمنان را اتحاد و انسجام خواندند و تأكيد كردند: مردم مصر بايد مراقب نيرنگ ها و خدعه های دشمنان برای ايجاد تفرقه باشند، و با تكيه بر جوانان غيور خود و توكل بر خداوند - ثابت قدم و استوار به قيام خود ادامه دهند.
ايشان مردم مصر را به هوشياری در قبال توصيه ها و سناريوهای سياسی امريكا و غرب فراخواندند و خاطرنشان كردند: امريكايی ها  كه تا چند روز پيش حامی مبارك بودند اكنون كه از او مأيوس شده اند در تلاشند تا خود را هم نوا با مردم مصر نشان دهند تا بتوانند فرد مورد نظر خود را بر سركار بياورند.
رهبر انقلاب اسلامی نقش علمای دينی مصر بويژه علمای الازهر را در شرايط كنونی بسيار حساس خواندند و تأكيد كردند: علمای دينی مصر بايد نقش تاريخی خود را در قيام مردم ايفا كنند.
ايشان همچنين با اشاره به سابقه ارتش مصر در دو جنگ با ارتش رژيم صهيونيستی افزودند: ارتش مصر، نقش تاريخی خود را در تحولات جاری ايفا كند و با مردم همراه شود.
 


جمعه، 15 بهمن ماه ، 1389 نظرات
ادامه مطلب
 
پاسخ به شبهات پیرامون ولایت فقیه
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
پنجشنبه، 14 بهمن ماه ، 1389

پاسخ به شبهات پیرامون ولایت فقیه به صورت pdf در آمده.شما می توانید با دانلود از مطالب آن استفاده کنید.امیدواریم مورد استفاده قرار گیرد.

 

منبع: پایگاه مقاومت شهید عرشی
پنجشنبه، 14 بهمن ماه ، 1389 نظرات
ادامه مطلب
 
برنامه های پایگاه در دهه فجر 1389
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
يكشنبه، 10 بهمن ماه ، 1389

برنامه های پايگاه شهيد چمران لاهيجان در دهه فجر انقلاب اسلامی در

 سال 1389 ( سال همت مضاعف و کار مضاعف ) به شرح زير می باشد :



تاریخ

روز

ساعت

عنوان

11/11/89

دوشنبه

بعد از نماز مغرب و عشاء

نشست یاد یاران و اعلام برنامه های

دهه فجر انقلاب اسلامی

13/11/89

چهارشنبه

بعد از نماز مغرب و عشاء

قرائت زیارت عاشورا و ذکر مصیبت رحلت حضرت رسول(ص) و امام حسن مجتبی(ع)

15/11/89

جمعه

11:30 صبح

شرکت اعضا در نماز جمعه

18/11/89

دوشنبه

بعد از نماز مغرب و عشاء

دیدار با خانواده شهیدان ،جانبازان و ایثارگران

20/11/89

چهارشنبه

بعد از نماز مغرب و عشاء

نشست سیاسی

21/11/89

پنج شنبه

3 عصر

غباروبی و عطرافشانی  مزار شهدای لاهیجان

22/11/89

جمعه

9:30 صبح

شرکت در راهپیمایی و نماز جمعه

يكشنبه، 10 بهمن ماه ، 1389 نظرات
ادامه مطلب
 
 
آمار کاربران
نظرسنجی
نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 27
نظرات : 4
لینکدونی سایت

شبکه خبری مهندس نیوز

رو به سوی خدا

ماهنامه فرهنگی خاکریز

پایگاه اینترنتی دانشجویان بسیجی

پایگاه مقاومت شهید عرشی

نورمبین پایگاه ختم متون اسلامی

عمار

جمعیت پیروان روح الله

وبلاگ فرهنگی دینی هیئت ثارالله رشت

لبیک یا خامنه ای

هیئت محبان اباعبدالله الحسین لاهیجان

هیئت حضرت رقیه (سلام الله علیها) لاهیجان

پایگاه اینترنتی حجت الاسلام رنجبر

پایگاه 10شهدا’ قم

پایگاه مقاومت بسیج شهید نعمت زاده

* ديار رنج *

کانون بسیج جوانان شهرستان لاهیجان

رعد.ا

خضيب

قطب عالم

علمدار صبح

قضاوت با شما ای دوست

انتظار نور.....گیلان

تا آخر هستیم

دريچه اي به سوي ملكوت

فطرس

@@@سکوت دل@@@

پايگاه اطلاع رساني امام المهدي (ع)

يا ابا صالح المهدي(ع)

مسندخورشید

سپيدار سبز

پایگاه امدادی نجاتگر

حمايت از غزه Gaza.ir

طلبه تخريب چي

دل نوشته هاي قاصدك

دفاع مقدس(8سال دفاع)

كانون وبلاگ نويسان مذهبي

درد شكفتن(يادآوري عظمت من و تو)

دل نوشته هاي دو دختر شهيد

نمایشگاه بین المللی کاریکاتور هولوکاست

http://narjes.blogfa.com/

صفحات انتظار در فراق گل نرگس

سايت اطلاع رساني آيت الله بهجت

مركز جهاني اطلاع رساني آل البيت(ع)

majestymilitary

وب سایت بسيجيان

ميدون مين

پژوهشكده تحقيقات اسلامي طوبي

طب نظامي دكتر رحمت سخني

پايگاه اطلاع رساني امام خميني

کانون فرهنگی رهپویان وصال

شهید دکتر مصطفی چمران

پایگاه اطلاع رسانی دارالقرآن

مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی

مرکز نشر اعتقادات

پایگاه اطلاع رسانی دفاع مقدس ساجد

پایگاه اطلاع رسانی دفاع مقدس سبک بالان

اشعار دفاع مقدس

دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

پایگاه اطلاع رسانی تبیان












Design:IMAN64(محمود نامور)