<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" >

<channel>
<title>پايگاه مقاومت بسيج شهيد چمران ناحيه لاهيجان</title>
<link>http://www.chamran-lahijan.ir</link>
<description>پايگاه مقاومت بسيج شهيد چمران ناحيه لاهيجان</description>
<dc:language>en-us</dc:language>
<dc:creator>webmaster@phpnuke.ir</dc:creator>
<dc:date>1-3-1391</dc:date>

<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>1-3-1391</sy:updateBase>

<item>
<title>خاطرات خواندنی علامه مصباح یزدی ازآیت الله </title>
<link>http://www.chamran-lahijan.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=134</link>
<description><![CDATA[<div class="Image"> 				 				<font size="2" color="#000000"><img align="left" hspace="5" border alt src="http://www.rajanews.com/%5CFiles_Upload/57759.jpg"></font> 			</div>
<p style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;نسبت  استاد شاگردی آیت الله العظمی بهجت و آیت الله مصباح یزدی شاید تا چندی  پیش و در ایام حیات عارف بزرگ زمانه، چندان آشکار و پیدا نبود، چه از آن  جهت که حضور آیت الله بهجت مانع از بیان این ارتباط می&zwnj;شد و چه از آن جهت  که سمت و سوی آشکار فعالیت علامه مصباح در حوزه اندیشه و سیاست به چشم  می&zwnj;آمد و ابعاد اخلاقی در پشت این روشنگری&zwnj;های نظری و سیاسی پنهان.</font></p>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">پس  از رحلت بهجت زمان، هر آنکس که سر و سری با او داشت، خاطراتی گفتنی را به  زبان و قلم آورده و در تبیین جایگاه والای او به جامعه عرضه کرد هرچند که  بسیاری از خاطرات مگو هم در سینه دوستان و دوستدارانش باقی ماند.</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000"><br />
</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">شاید  یکی از خواندنی&zwnj;ترین خاطرات از مرحوم آیت الله بهجت، خاطرات علامه مصباح  یزدی از این استاد بزرگ اخلاق است. خواندن این خاطرات سوای محتوای پر مغز  آن، از سر و سرّ استاد و شاگرد حکایت دارد.&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000"><br />
</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">رجانیوز&nbsp;&nbsp;بخش&zwnj;هایی از خاطرات علامه مصباح یزدی پیرامون مرحوم بهجت را که&nbsp;هفته نامه نه دی&nbsp;منتشر کرده است.&nbsp;به مناسبت فرارسیدن سالگرد ارتحال عارف بزرگ دوران معاصر مرحوم آیت الله بهجت منتشر می&zwnj;کند:</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000"><strong>درس خارج پشت حجره در بسته</strong></font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">خدمت ایشان رسیدیم و درخواست کردیم که  درس فقهی شروع بفرمایند و ما استفاده کنیم، ایشان هم بزرگواری فرمودند و  قبول کردند و در یکی از حجرات مدرسه فیضیه این درس را ما شروع کردیم و بعد  از درس مرحوم آیت الله بروجردی(رض)که ایشان مقیّد بودند همیشه درس ایشان  شرکت کنند بعد از درس تشریف می بردند مدرسه فیضیه و ما هم چند نفری بودیم  آنجا در خدمتشان کتاب طهارت را شروع کردیم. گاهی اتفاق می افتاد که صاحب  حجره نبود حالا مسافرتی رفته بود یا بیماریی چیزی داشت ،ایشان در یکی از  صفّه های حجره همان جا کنار مدرسه می نشستند و ما هم روی زمین دور ایشان می  نشستیم و درس خارج فقه به این صورت برگزار می شد.</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000"><strong>&nbsp;داستان هایی که سرّش را بعداً فهمیدیم</strong></font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">ما پیش از درس مقیّد بودیم زودتر برویم  پیش از وقت درس بلکه از ارشادات معنوی ایشان به یک نحوی استفاده کنیم،  ایشان هم تشریف می آوردند پیش از وقت درس، گاهی یکی دو نفر بودیم که پیش از  درس و به طور متفرّق مطالبی همان طور که عرض کردم گاهی حدیثی می خواندند  گاهی داستانی نقل می کردند از اساتید و بزرگان دیگران، ابتدا ما فکر می  کردیم انتخاب این حدیث یا داستان اتفاقی است.</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">بعدها با دوستان صحبت کردیم گفتیم که  بیان این حدیث ها و یا داستان ها مثل اینکه جهت دار است، آن دوست ما گفت که  اتفاقاً من حس می کنم که ایشان وقتی یک مطلبی را نقل می کنند مثل اینکه من  را مخاطب قرار می دهند، به جهتی مربوط به من دارند می گویند منتها به زبان  یک حدیث یا داستان، فرض کنید من اگر یک لغزشی کردم و کس دیگری هم نمی داند  حالا در خانه مربوط به خانواده ام و یا مربوط به دیگری ایشان یک داستانی  نقل می کردند یا حدیثی می گفتند که تنبیهی بر آن جهت و اشاره ای داشت مثلاً  یک چنین اشتباهی کردید شما کار بدی کردید مثلاً و راهنمایی بود که چه کار  کنید. این زیاد اتفاق می افتاد که وقتی داستان نقل می کردند یک نگاه خاصی  هم به طرف می کردند، بعدها دیگر کم کم ما باور کردیم که اینها جهت دار است  همین جوری و به طوراتفاقی چیزی نقل نمی کنند. از جمله گاهی مطالبی را می  فرمودند که ناظر به جهات اجتماعی و سیاسی و اینها بود و آن وقت ها هم مصادف  شده بود با اوایل جریان نهضت روحانیت و حمله کماندوهای شاه به مدرسه فیضیه  و گاهی مطالبی می فرمودند ارتباط پیدا می کرد با این مسائل.</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;<strong>تأکید آیت الله بهجت بر بُعد فرهنگی نهضت</strong></font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">روز به روز وقتی جریانات مبارزات داغ  تر می شد و مزاحمتی که برای روحانیون و منبری ها و زندان و تبعید و اینها  پیش می آمد به این مناسبت ها ایشان هم اشاراتی می فرمودند یا اشاره ای که  مثلاً چه باید کرد، گاهی حرفهای خیلی ساده ایشان می توانست فتح بابی باشد  برای یک نوع فعالیت و بعضی از دوستانی که در درس ایشان شرکت می کردند بخاطر  همین تأکیدات ایشان رفتند سراغ فعالیت های اجتماعی و سیاسی، بخصوص در بخش  کارهای تبلیغاتی و فرهنگی، یعنی مبارزاتی که از آن زمان شروع شد به رهبری  حضرت امام(س) و سایر مراجع یک بعدش ضعیف بود و آن بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش  بود و اتفاقاً ایشان روی این بعد از مبارزات تکیه می کردند، ما را سوق می  دادند به اینکه این جهتش را جبران کنید تقویت کنید و همین باعث شد که ما در  این فعالیت ها در حدّ توان و بضاعت خودمان شرکت کنیم و بخصوص به بعد  تبلیغاتی و فرهنگی اش اهمیت بدهیم. اینکه من عرض کردم محرّک من در شروع این  فعالیت ها همین جهت بود که ایشان تأکید می کردند برای تقویت بعد فرهنگی و  تبلیغاتی مبارزه، ما هم روی حسن ظنّی که به فرمایشات ایشان داشتیم این را  یک وظیفه مؤکدی برای خودمان می دانستیم و در حدّی که ازعهده ما برمی آمد  دنبال می کردیم.</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: center; "><font size="2" color="#000000"><img src="http://www.rajanews.com/Files_Upload/57760.jpg" alt></font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000"><strong>امام می فرمود با اصرار از ایشان بخواهید</strong></font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">مرحوم آیه الله مشکینی(رض) که رئیس  مجلس خبرگان بودند نقل می فرمودند که ما خدمت حضرت امام(س) شاید هم گفتند  بارها برای مسائل اخلاقی و اینها مطرح کردیم و گفتیم به کی مراجعه کنیم در  این گونه مسائل و ایشان می فرمودند به آقای بهجت مراجعه کنید، عرض می کردیم  ایشان نمی پذیرند اباء دارند از اینکه مثلاً به این عنوان شناخته بشوند و  مطرح بشوند و اینها، امام(س) می فرمودند که باز می فرمودند به ایشان مراجعه  کنید اصرار کنید. مرحوم امام(س) کس دیگری را به این عنوان معرفی نکردند.  بنده هم از مرحوم آقا مصطفی(ره)شنیدم که می گفتند که حضرت امام(س) نظر خاصی  به آقای بهجت دارند و گاهی برای بعضی حاجات و مشکلاتشان به ایشان ارجاع می  دادند، حالا نمی دانم ذکر این مطلب چه اندازه بجاست: جناب آقای مسعودی که  تولیت آستانه حضرت معصومه(س) را داشتند ایشان بخاطر اینکه اهل خمین بودند و  به منزل امام(س)، زیاد رفت و آمد داشتند نقل می کردند که بارها اتفاق  افتاد مشکلی برای امام(س) پیش آمد یا بیماری سختی مثلاً بستگانشان داشتند،  ایشان مرا می فرستادند پیش آقای بهجت که برو ببین آقای بهجت چه می گویند و  مکرّر اتفاق افتاد که ایشان می فرمودند بروید قربانی کنید گاهی یکی گاهی دو  تا گوسفند قربانی کنید و من بلافاصله به دستور آقای بهجت و با پیشنهاد  حضرت امام(س) می آمدم پیش فلان قصابی و گوسفند می گرفتم.</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000"><strong>&nbsp;آنچه نمی دانیم عمل کنیم</strong></font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">بنده خیال می کنم چیزی که در زندگی  ایشان کاملاً بیّن بود و هر کس اندکی با ایشان معاشرت پیدا می کرد یا از  فرمایشات ایشان استفاده می کرد متوجه می شد این بود که ایشان تمام سخنانشان  و رفتارشان روی یک محور متمرکز بود وآن اینکه تقرب به خدای متعال یا کمال  حقیقی برای انسان جز در سایه اطاعت خدا و عمل به دستورات شریعت حاصل نمی  شود. تکیه کلام ایشان انجام واجبات و ترک محرمات بود. هرکه از ایشان می  پرسید چه باید بکنیم چه دستور اخلاقی شما توصیه می کنید محورش همین بود  انجام واجبات ترک محرمات، تکیه کلام ایشان در تمام مدتی که ما خدمت ایشان  می رسیدیم و گاهی صحبت از مسائل اخلاقی و معنوی می شد، مسلّمات شریعت بود،  این مطلب را بارها تکیه می کردند که اگر ما آنچه از شریعت می دانیم عمل  کنیم خدا آنچه لازم باشد به ما خواهد فهماند، لزومی ندارد که بگردیم دنبال  یک چیزهایی که خیلی مجهول هست و یک اسراری هست کسانی می دانند و هیچ کس نمی  داند! می فرمودند هرچه در شریعت بیشتر روی آن تأکید شده، آیات قرآن و  روایات، بیشتر به آن تأکید کرده دلیل آن است که آن راه ،راه تقرب به خداو  مهمتر و مؤثرتر است.</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: center; "><font size="2" color="#000000"><img src="http://www.rajanews.com/Files_Upload/57761.jpg" alt><strong>&nbsp;</strong></font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000"><strong>مبارزه آیت الله بهجت با عرفان های التقاطی</strong></font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">مرحوم آقای بهجت برای خودشان کأنّه یک  رسالتی قائل بودند که در مقابل خرافات و دکان داری هایی که در این زمینه  وجود دارد و کسانی به نام عرفان و مسائل اخلاقی و قطبی و مرشدی و این حرفها  دکان داری می کنند و مردم را سرگرم می کنند برای خودشان یک رسالتی قائل  بودند که با اینها مبارزه بکنند منتها مبارزه مثبت، یعنی به جای اینکه  بگویند فلان کس دارد خطا می کند یا فلان فرقه چنین و چنانند ایشان این جهت  را بیان می کردند که راه صحیح، پیروی از اهل بیت و عمل به دستورات شریعت  است راه دیگری نیست.</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">بطور کلی سایر فرقه ها و راه ها و بدعت  ها و همه اینها را نفی می کردند به صورت مبارزه مثبت یعنی با تثبیت اینکه  راه فقط پیروی از اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین هست، سایر چیزها را نفی  می کردند و شاید این روز را می دیدند ، آن وقت ها البته فرقه تصوف و اینها  بود ولی این عرفانهای کاذب به این وسعت نبود اینها تازه رواج پیدا کرده  هرگوشه ای یک کسی یک مغازه ای باز کرده و شاید به خاطر همین ها بود که  ایشان این مسأله را خیلی روی آن تأکید می کردند که تنها عمل به دستورات  شرع، انجام واجبات و ترک محرمات است که انسان را می تواند به سعادت برساند و  از ویژگی های ایشان این بود که همیشه در فعالیت ها جنبه مثبت را تقویت می  کردند یعنی به جای اینکه یکی یکی با این مکاتب انحرافی و خرافی مبارزه  بکنند و اسم ببرند آن مکتب غلط است و فلان است، در مقابلش آن جهت مثبت را  ارائه می دادند که اینها صحیح است و ما باید این جوری رفتار بکنیم.</font></div>
<div style="text-align: justify; "><font size="2" color="#000000">&nbsp;<br />
<br />
<br />
<br />
</font></div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">134@http://www.chamran-lahijan.ir</guid>
<dc:subject>نوشته ها</dc:subject>
<dc:date>28-2-1391</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط sajjadkhosropour</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>واکاوی ریشه هاى فتنه در خطبه حماسی فاطمی</title>
<link>http://www.chamran-lahijan.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=133</link>
<description><![CDATA[<div align="justify" style="MARGIN: 0cm">
<div>
<div align="center"><font size="2"><strong><img width="493" height="362" alt src="http://www.zitova.com/gallery/images/160/1_7.jpg"></strong></font><br />
</div>
<font size="2"> </font></div>
<font size="2"><strong><br />
فاجعه  سقیفه و در پى آن، غصب ظالمانه فدك سنگ بناى تمام ظلم&nbsp;ها و ستمگرى&nbsp;ها در  طول تاریخ اسلام گردید; اما آیا فاجعه&nbsp;اى چنان هایل، تنها محصول سیاست&nbsp;بازى  و غوغاسالارى پیشوایان سقیفه بود؟!&nbsp; </strong></font></div>
<div align="justify" style="MARGIN: 0cm"><font color="#000000" size="2"><strong><strong>چرا از دلاورمردان صحنه شجاعت و شهامت جز سایه&nbsp;اى از ننگ و ضلالت خبرى نبود؟! </strong><strong>آن بیعت كنندگان بى&nbsp;شمار با على مرتضى علیه السلام در روز غدیر خم به كدامین لانه خزیده بودند؟!</strong></strong></font></div>
<div align="justify"><font color="#000000" size="2"><strong> </strong></font></div>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2"><strong></strong>آن آگاهان از بى&nbsp;كرانْ فضایلِ فاطمه زهرا علیهاالسلام چگونه رضایت دادند تا در حق او جسارت شود و قطعى&nbsp;ترین حق او غصب گردد؟!</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">چگونه مى&nbsp;شود كه پیشاپیش چشم دلاوران و غیرتمندان مهاجر و انصار  روشن&nbsp;ترین و قطعى&nbsp;ترین حقوق به تاراج رود و نواى حتى یك اعتراض از جمع آنان  برنخیزد؟!</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">چگونه مى&nbsp;شود ملكى را كه پیامبر به دخترش بخشیده و به اعلان همگان  رسانده است، پیش چشمان تمام مسلمانان غارت نمایند و جز نواى سكوتى مرگبار  از آنان به گوش نرسد؟!</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">ریشه&nbsp;هاى این فاجعه عظیم چه بود؟!</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">&nbsp;</font></p>
<font size="3">سربرآورى نفاق&nbsp;ها و كینه&nbsp;هاى خفته</font>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">خطبه حماسى فاطمه علیهاالسلام پس از حمد و ثناى الهى، اشاره به حكمت  برخى از دستورات خدایى، گذرى بر تاریخ ذلت&nbsp;بار جاهلى و نگاهى به سیر  عزت&nbsp;یابى عرب از رهگذر رسالت نبوى و رشادت&nbsp;هاى على علیه السلام، با تحلیل  ریشه&nbsp;هاى فتنه سقیفه دنبال مى&nbsp;شود: </font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">&nbsp;&laquo;آن هنگام كه خداى تعالى همسایگى پیامبران را براى رسول خویش برگزید  دورویى&nbsp;ها آشكار و كالاى دین كهنه و بى&nbsp;خریدار گشت. خشم فروخورده گمراهان  زبانه كشید و كمترین گمنامان به سالارى رسید. </font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">پیشواى اهل باطل آواز درداد و یكه&nbsp;تاز میدان شما گردید. شیطان از  كمین&nbsp;گاه خویش سر برآورد و شما را به خود دعوت كرد و دید كه چه زود اجابتش  نمودید و در دام فریبش خزیدید. چون شما را به حق&nbsp;كشى فراخواند، لبیك شما را  دریافت و چون شما را در مقابل حق به خشم و غضب در آورد، شما را غضبناك  یافت&raquo;. (1)</font></p>
<div align="justify" class="GeneralSooTitr">
<div style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: auto" class="SooTitrContent">
<p><font color="#000000" size="2">چه كسى جز زهرا علیها السلام مى توانست فریاد برآورد كه هر چند بهانه ها  و شعارهایتان مردم فریب و زیبا; اما حقیقت كارتان زشت و نازیباست؟! هر چند  خود را خاموش كنندگان فتنه مى خوانید; اما فتنه افروزان حقیقى شمایید. هر  چند خود را قرآن گرا مى دانید; اما در عمل، به دامن شیطان گریزانید.  شعارهایتان جملگى دروغ و نیرنگ و كارهایتان برافروزاننده فتنه و ننگ</font></p>
</div>
</div>
<p align="justify"><font size="2"><strong>حضرت زهرا علیها السلام ریشه&nbsp;اى&nbsp;ترین عامل شعله ورى فتنه را نفاق&nbsp;هاى در نهان خفته معرفى مى&nbsp;كند.</strong></font></p>
<p align="justify"><font size="2">&nbsp;</font><font color="#000000" size="2">قساوتمندان به ظاهر مسلمان شده، عقب&nbsp;ماندگان به ظاهر رشدیافته، گمراهان  به ظاهر هدایت&nbsp;شده، آتش تعصب&nbsp;ها و كینه&nbsp;هاى قومى ـ قبیله&nbsp;اى را در نهاد  خویشتن فرو ننشانده&nbsp;اند، به تهذیب و تزكیت نفوس خویش نپرداخته&nbsp;اند، سطح  معرفت&nbsp;هاى خود را ترقى نداده&nbsp;اند ولیكن داعیه دین و ایمان را پوششى براى  ظلمت و قساوت درونى&nbsp;شان قرار داده، همواره مترصد فرصتى گشته&nbsp;اند تا از پشت  بر اسلام خنجز بزنند.</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">&nbsp;چه كسى باور مى&nbsp;كرد كه پیشتازان جنگ و جهاد، سوداگران جان و  انفاق&nbsp;كنندگان مال، در نهان دلهایشان دورویى بپرورانند؟! چه كسى باور  مى&nbsp;كرد كه پیشتازان بیعت با امام على علیه السلام در روز غدیر از او  كینه&nbsp;ها و نفرت&nbsp;ها به دل داشته باشند؟! در آن زمان چه كسى جرأت مى&nbsp;كرد  داعیه&nbsp;داران جانبازى در راه خدا را منافق خطاب نماید؟! چه كسى شهامت آن را  داشت كه فداسازان جان و مال در راه خدا را فریب&nbsp;خوردگان شیطان بخواند؟! چه  كسى مى&nbsp;توانست پرده&nbsp;هاى دروغین دین و ایمان را فرو افكند و باطن ظلمت و  ضلالت را برملا نماید؟!</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">چه كسى مى&nbsp;توانست جز زهراى اطهر؟! چه كسى جز زهرا علیهاالسلام مى&nbsp;توانست  فریاد برآورد كه هر چند بهانه&nbsp;ها و شعارهایتان مردم فریب و زیبا; اما  حقیقت كارتان زشت و نازیباست؟! هر چند خود را خاموش&nbsp;كنندگان فتنه  مى&nbsp;خوانید; اما فتنه&nbsp;افروزان حقیقى شمایید. هر چند خود را قرآن&nbsp;گرا  مى&nbsp;دانید; اما در عمل، به دامن شیطان گریزانید. &nbsp;شعارهایتان جملگى دروغ و  نیرنگ و كارهایتان برافروزاننده فتنه و ننگ: </font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2"><strong>&laquo;هنوز از عهد و قرار چیزى نگذشته و  سوز سینه ما خاموش نگشته بود; زخم دل ما التیام نگرفته و پیامبر هنوز دفن  نگردیده بود كه آنچه نبایست كردید و آنچه ازآنتان نبود، بردید و بدعتى بزرگ  پدید آوردید. بهانه آوردیدكه از فتنه مى&nbsp;ترسیم; اما بدانید كه خود را به  قعر آتش فتنه افكندید; چرا كه آتش دوزخ، كافران را از هر سو فرا مى&nbsp;گیرد. </strong></font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">شما كجا و فتنه&nbsp;خواباندن كجا؟! دروغ مى&nbsp;گویید و راهى جز راه حق  مى&nbsp;پویید! وگرنه این كتاب خداست در میان شما! نشانه&nbsp;هایش به كم و كاست  هویدا و امر و نهى آن روشن و آشكاراست! شما به چنین كتابى پشت نموده&nbsp;اید.  واى بر شما! آیا مى&nbsp;خواهید از آن رو گردانید یا به غیر آنچه در آن است، حكم  نمایید؟! كسى كه جز تسلیم محض در مقابل خداوند، آیینى پذیرد، روى رضاى  پروردگار نبیند و در آخرت با زیانكاران نشیند &raquo;.(2)</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2"><strong></strong>&nbsp;</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>سطحى&nbsp;نگرى&nbsp;ها و بى&nbsp;غیرتى&nbsp;هاى غافلانه </strong></font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">همه مصیبت&nbsp;ها و انحطاط&nbsp;ها در اسلام از سهل&nbsp;گیرى، سطحى&nbsp;نگرى، ساده&nbsp;لوحى و  خوش&nbsp;باورى مردمان در همان اجتماع مسجد پیامبر شروع شد. &nbsp;فاطمه علیهاالسلام  با خطبه حماسى و آتشین خویش، انصار و یاوران پیامبر را به قیام و خیزش  علیه پیشوایان نفاق و ضلالت فرا مى&nbsp;خواند; در حالى كه آنان در سایه امن  بى&nbsp;غیرتى و سهل&nbsp;انگارى، در سكوتى مرگبار خفته بودند:&nbsp;</font></p>
<div align="justify" class="GeneralSooTitr">
<div style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: auto" class="SooTitrContent">
<p><font color="#000000" size="2">امان از راحت طلبى! و امان از سهل انگارى! كه به فرموده حضرت زهرا علیها  السلام تمام فسادها، انحراف ها و فتنه ها از آن سرچشمه گرفته است. امان از  بى مسؤولیتى كه نتیجه تن پرورى و سطحى نگرى است. امان از بى غیرتى كه  انسان را در مقابل غصب آشكاراترین حقوق نیز به ننگ سكوت و عافیت طلبى فرا  مى خواند </font></p>
</div>
</div>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">&laquo;واى بر شما! اى پسران قیلَه! (3) از شما چه دور است كه پیش چشمانتان  میراث پدرم را ظالمانه ببرند و حرمتم را ننگرند و شما همچون بیهوشان فریاد  نصرت&nbsp;طلبى مرا نشنیده گذارید!! دادخواهى من به شما مى&nbsp;رسد، در حالى كه  اجتماعتان منسجم است، ساز و برگ فراوان دارید و اثاث و خانه&nbsp;هاى آبادان;  اما فریاد مرا نشنیده مى&nbsp;گیرید و به یارى&nbsp;ام نمى&nbsp;شتابید... ، به خدا سوگند  شما را مى&nbsp;بینم كه به تن&nbsp;آسایى و راحت&nbsp;طلبى خو كرده&nbsp;اید. آن را كه سزاوار  منصب رهبرى امور است، از جایگاهش دور نموده&nbsp;اید. از دین برگشته&nbsp;اید و از  جهاد در راه خدا خسته گشته&nbsp;اید. آگاه باشید كه اگر تمام اهل زمین نیز كافر  گردند خداوند از همه آنها بى&nbsp;نیاز است&raquo;. (4)</font></p>
<div align="justify"><font size="2"><strong><strong><strong>
<p><strong>اما  هزاران دریغ كه از هُرم گدازنده كلام فاطمه، فولاد سخت هیچ دلى تأثیر  نپذیرفت و از زلزله عرش&nbsp;لرزان سخنِ او، سنگ قبر هیچ دلى نلرزید و از جا  كنده نشد. هم از جا تكانشان نمى&nbsp;داد؟! </strong></p>
<p><font color="#000000"><strong>مگر بى&nbsp;غیرتى، بى&nbsp;مسؤولیتى و آسایش&nbsp;جویى با انسان چه مى&nbsp;كند كه  مى&nbsp;تواند پاره تن رسول خدا را در چنگال كفتاران، گرفتار بیند و به قیام  برنخیزد؟!</strong></font>  </p>
</strong>
<p><font color="#000000"><strong></strong></font> </p>
</strong>
<p><font color="#000000"><strong></strong>امان از راحت&nbsp;طلبى! و امان از  سهل&nbsp;انگارى! كه به فرموده حضرت زهرا علیهاالسلام تمام فسادها، انحراف&nbsp;ها و  فتنه&nbsp;ها از آن سرچشمه گرفته است. امان از بى&nbsp;مسؤولیتى كه نتیجه تن&nbsp;پرورى و  سطحى&nbsp;نگرى است. امان از بى&nbsp;غیرتى كه انسان را در مقابل غصب آشكاراترین حقوق  نیز به ننگ سكوت و عافیت&nbsp;طلبى فرا مى&nbsp;خواند; حتى اگر این حق، حق امامت  براى على مرتضى علیه السلام و یا حق مالكیت فدك براى فاطمه زهرا علیها  السلام باشد. این همه از آن نشأت مى&nbsp;گرفت كه شناخت و آگاهى كافى وجود  نداشت. غرض ورزان و مریض&nbsp;دلان، عرصه تركتازى یافته بودند و توده مردم هم كه  غرض و مرضى نداشتند، ساده&nbsp;لوحى و ظاهربینى چشم عقلشان را كور ساخته بود و  ساده&nbsp;انگارى و سطحى&nbsp;نگرى، به خواب خوش بى&nbsp;غیرتى و غفلت فروشان برده بود.  </font></p>
<p align="center"><font color="#000000">كجا یك تن تواند غصب كردن حق مولا را &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;سكوت خلق و همراهى دشمن كشت زهرا را</font></p>
<p><strong>صحیفه تاریخ این چنین در پیش روى  ما گشوده شده و كلمات آگاهى&nbsp;بخش فاطمه علیها السلام این چنین در گوش جان&nbsp;ها  طنین&nbsp;انداز گشته است. و این ثمره، به بهاى اندكْ محقق نشده است. بهاى این  روشنگرى&nbsp;ها، درهم شكسته شدن سینه و پهلوى زهراى اطهر علیها السلام،  سیلى&nbsp;خوردن و نیلى&nbsp;شدن آن چهره مطهر و 25 سال مظلومیت و سكوت كشنده حیدر  علیه السلام است. فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِى الْأَبْصَرِ(حشر/2) پس پند و  عبرت بگیرید اى صاحبان اندیشه!</strong></p>
<p><font color="#000000">&nbsp;</font></p>
<p><font color="#000000">پی نوشت:</font></p>
<p><font color="#000000">1) فَلَمَّا اخْتارَاللّهُ لِنَبیِّهِ دارَ اَنْبِیائِهِ وَ مَأْوى  اَصْفِیائِهِ ظَهَرَ فیكُمْ حَسیكَةُ النِّفاقِ وَ سَمَلَ جَلْبابُ  الدِّینِ وَ نَطَقَ كاظِمُ الْغاوِینَ وَ نَبَغَ خامِلُ الْاَقَلِّینَ وَ  هَدَرَ فَنِیقُ الْمُبْطِلِینَ فَخَطَرَ فى عَرَصاتِكُمْ وَ اَطْلَعَ  الشَّیْطانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغرِزِه هاتِفاً بِكُمْ فَاَلْفاكُمْ  لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِبینَ وَ لِلِغِرَّةِ فیهِ مُلاحِظِینَ، ثُمَّ  اسْتَنْهَضَكُمْ فَوَجَدَكُمْ خِفافاً وَاَحْمَشَكُمْ فَأَلْفاكُمْ  غِضاباً؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 16، ص 233؛ دلائل الامامة، ص  39.</font></p>
<p><font color="#000000">2) فَوسَمْتُمْ غَیْرَ اِبِلِكُمْ وَ أَوْرَدْتُمْ غَیْرَ مَشْرَبِكُمْ.  هذا! وَ الْعَهْدُ قَریبٌ وَ الْكَلْمُ رَجیبٌ والْجَرْحُ لَمّا  یَنْدَمِلْ وَ الرَّسوُلُ لَمّا یُقْبَرْ إِعْتِذاراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ  الفِتْنَةِ &laquo;اَلَا فِى الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ اِنَّ جَهَنَّمَ  لَمُحِیطَةٌ بِالْكَافِریِنَ(توبه/ 49) فَهَیْهاتَ مِنْكُمْ؟ وَ كَیْفَ  بِكُمْ؟ وَ اَنّى تُؤْفَكُونَ؟ وَ كِتابُ اللّهِ بَیْنَ اَظْهُرِكُمْ،  اُموُرُهُ ظاهِرَةٌ وَ اَحْكامُهُ زاهِدَةٌ وَ اَعْلامُهُ باهِرَةٌ وَ  زَواجِرُهُ لائِحَةٌ وَ اَوامِرُهُ واضِحَةٌ، وَ قَدْ خَلَّفْتُمُوهُ  وَراءَ ظُهُورِكُمْ، اَرَغْبَةً عَنْهُ تُریدُونَ اَمْ بِغَیرِهِ  تَحْكُمُون؟ بِئْسَ لِلظّالِمینَ بَدَلا &laquo;وَ مَن یَبْتَغِ غَیْرَ  الْإِسلَامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الْآَخِرَةِ مِنَ  الْخَاسِریِنَ.&raquo; (آل عمران/85)؛ الاحتجاج، ص 108؛ دلائل الإِمامة، ص 39.</font></p>
<p><font color="#000000">3) منظور از &laquo;پسران قیله&raquo;، انصار مى&nbsp;باشند كه از دو قبیله اوس و خزرج  بودند و نَسبِ مشتركشان، به زنى به نام &laquo;قیله&raquo;، در چندین نسل قبل، منتهى  مى&nbsp;شد.</font></p>
<p><font color="#000000">4) اَیهاً بَنى قَیْلَةَ! أَ اُهْضَمُ تُراثَ أَبى؟ وَ اَنتُمْ بِمَرأىً  مِنّى وَ مَسْمَع تَلْبَسُكُم الدَّعْوَةُ... ، أَلا وَ قَدْ أَرى اَنْ  قَدْ أَخْلَدْتُمْ اِلَى الْخَفْضِ وَ أَبَْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ اَحَقُّ  بِالْبَسْطِ وَ القَبْض. وَرَكَنتُمْ اِلىَ الدَّعَةِ فَعُجْتُمْ عَنِ  الدّینِ وَ مَجَجْتُمُ الّذى وَعَیْتُمْ وَدَسَعْتُمُ&nbsp;الَّذى سَوَّغْتُمْ.  &laquo;فَاِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الاَرْضِ جَمیعاً فَاِنَّ اللَّه  لَغَنِىٌ حَمِیدٌ&raquo; (ابراهیم/6)</font></p>
<p><font color="#000000">بلاغات النساء، ص 30؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 16، صص 213-  236؛ مناقب، ج 2، ص 206، بحارالانوار، ج 43، ص 158؛ كشف الغمّة، ج 1، ص  491؛ الاحتجاج، ص 102؛ دلائل الامامة، ص 37.</font></p>
<font color="#000000"><strong>
<p align="left"><strong>بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان</strong></p>
</strong></font>
<p><font color="#000000"><strong></strong></font> </p>
<hr>
<p><font color="#000000">منبع: استاد مصباح یزدی، کتاب &laquo;جامی از زلال کوثر&raquo;، صص 168-188.</font></p>
</strong></font></div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">133@http://www.chamran-lahijan.ir</guid>
<dc:subject>نوشته ها</dc:subject>
<dc:date>18-1-1391</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط sajjadkhosropour</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>بانویی همراز جبرئیل</title>
<link>http://www.chamran-lahijan.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=132</link>
<description><![CDATA[<p align="justify"><font size="2"><font color="#000000">&laquo;من راجع به حضرت صدیقه علیها&rlm;السلام خودم را قاصر می&rlm;دانم ذكری بكنم  فقط اكتفا می&rlm;كنم به یك روایت كه در كافی شریف است و با سند معتبر نقل شده  است؛ و آن روایت این است كه </font><strong><strong>حضرت  صادق علیه&rlm;السلام می&rlm;فرماید: &laquo;فاطمه علیها&rlm;السلام بعد از پدرش هفتاد و پنج  روز زنده بودند، در این دنیا بودند و حزن و شدّت بر ایشان غلبه داشت؛ و  جبرئیل امین می&rlm;آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می&rlm;كرد و مسایلی از  آینده نقل می&rlm;كرد.&raquo;(1)</strong></strong></font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong><font color="#000000">ظاهر روایت این  است كه در این هفتاد و پنج روز مراوده&rlm;ای بوده است؛ یعنی رفت و آمد جبرئیل  زیاد بوده است... البته آن وحی به معنای آوردن احكام، تمام شد به رفتن رسول  اكرم....</font></strong></font></p>
<strong>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">در هر صورت، من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی كه برای حضرت زهرا  ذكر كرده&rlm;اند: ـ با این كه آنها هم فضایل بزرگی است ـ این فضیلت را من  بالاتر از همه می&rlm;دانم كه برای غیر انبیا: آن هم نه همه انبیا، برای طبقه  بالای انبیا و بعضی اولیایی كه در رتبه آنهاست، برای كسی دیگر حاصل نشده&raquo;.  (امام خمینی، 11/12/64) (2)</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><font color="#000000">امام خمینی (ره) این جرعه نوش كوثر ولایت، با نقل روایتی معتبر از اصول  كافی به عظمت معنوی فاطمه علیها&rlm;السلام ـ كه همان محدّثه بودن است ـ اشاره  می&rlm;كند و آن را مهمترین فضیلت بانوی نمونه اسلام می&rlm;شمارد. فضیلتی كه جز  برای طبقه اول انبیاء برای دیگری حاصل نشده است. گفتگو با جبرئیل به مدّت  هفتاد و پنج روز و سخن گفتن با فرشتگان كه به خاطر مكرمت و عظمت فاطمی به  حضورش می&rlm;شتافتند. امام صادق علیه &rlm;السلام در پاسخ فردی كه می&rlm;پرسد: محدّث  چیست؟ می&rlm;فرماید:</font> <strong>&laquo;یأتیه ملك فینكت فی قلبه كیت و كیت&raquo;</strong><font color="#000000"> .(محدّث كسی است كه فرشته به سویش می&rlm;آید و به قلب او لطایف و نكات آسمانی را یادآور می&rlm;شود. (3)</font></font></p>
<p align="justify"><font size="2">همچنین <strong>امام باقر علیه &rlm;السلام می&rlm;فرماید: محدّث كسی است كه فرشته را نمی&rlm;بیند؛ اما سخن او را در بیداری می&rlm;شنود</strong>.(4)</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">وجود فردی كه محدَّث و گوش فرادهنده به حدیث فرشتگان باشد، مورد اتفاق  تمامی دانشمندان شیعه و سنّی است و از اختصاصات شیعه شمرده نمی&rlm;شود. مرحوم  علاّمه امینی در بحث &laquo;المحدّث فی الاسلام&raquo; نصوص فراوانی از اهل سنّت ذكر  می&rlm;كند كه وجود محدّث را پذیرفته&rlm;اند و بر افرادی تطبیق كرده&rlm;اند.(5)</font></p>
<p align="justify"><font size="2">&nbsp;</font></p>
</strong>
<font size="3">محدّثه یا پیامبر؟</font>
<strong>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">درباره حضرت صدّیقه در روایات، دو جهت گفتگو مطرح شده است: یكی گفتگو با فرشتگان و دیگری حضور جبرئیل نزد آن حضرت.</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><font color="#000000">حضرت امام صادق علیه &rlm;السلام می&rlm;فرماید:</font> <strong>&laquo;فاطمةُ بنت رسول اللّه&rlm; صلی&rlm; الله&rlm; علیه &rlm;و&rlm;آله كانت محدّثة و لم تكن نبیّة&raquo;</strong><font color="#000000">، فاطمه دختر رسول خدا، محدّثه بود نه پیامبر.</font></font></p>
<div align="justify" class="GeneralSooTitr">
<div style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: auto" class="SooTitrContent"><font color="#000000" size="2">وجود  فردی كه محدَّث و گوش فرادهنده به حدیث فرشتگان باشد، مورد اتفاق تمامی  دانشمندان شیعه و سنّی است و از اختصاصات شیعه شمرده نمی&rlm;شود. مرحوم علاّمه  امینی در بحث &laquo;المحدّث فی الاسلام&raquo; نصوص فراوانی از اهل سنّت ذكر می&rlm;كند  كه وجود محدّث را پذیرفته&rlm;اند و بر افرادی تطبیق كرده&rlm;اند </font></div>
</div>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">سپس در ادامه توضیح می&rlm;دهد كه فاطمه علیها&rlm;السلام را از این جهت محدّثه  نامیده &rlm;اند كه فرشتگان از آسمان بر او نازل می&rlm;شدند و همان گونه كه با  مریم دختر عمران گفتگو داشتند، با او چنین سخن می&rlm;گفتند: </font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">&laquo;یا فاطمه، خدای متعال تو را پاك گردانید و از میان تمام زنان عالم برگزید.&raquo; </font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">شبی حضرت صدّیقه علیها&rlm;السلام به فرشتگان فرمود: آیا آن زن كه از جمیع زنان عالم برتر است، مریم دختر عمران نیست؟ </font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">جواب دادند: نه، مریم فقط سیّده زنان عالم در زمان خویش بود؛ ولی خدای  تعالی تو را بزرگ بانوان جهان در تمام زمانها از اوّلین و آخرین قرار داده  است.(6)</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">اما باید توجه داشت که روایتی كه امام خمینی (ره) از آن یاد كرده، به  شأن و منزلت نبوّت ارتباط ندارد؛ زیرا در قرآن كریم از حضرت مریم و سخن  گفتن جبرئیل با او یاد می&rlm;كند. با اینكه آن حضرت، پیامبر نبود. </font></p>

<div class="GImg"><font color="#000000" size="2"><img align="right" alt="فرشته" src="http://img.tebyan.net/big/1390/06/11221912410884212111941121791589022416086250.gif"></font></div>
<font size="3">بررسی دو نظریه </font>
</strong><strong>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">آمدن جبرئیل نزد حضرت صدّیقه از عظمت و تعالی روحی و اوج معنوی آن  بزرگوار حكایت می&rlm;كند؛ زیرا درباره كیفیّت ایجاد رابطه جبرئیل و فرشتگان با  انسان دو نظریّه است. </font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2"><strong></strong>&nbsp;</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>نظریه عروج معنوی</strong></font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">نظریه&rlm;ای كه فلاسفه بر آن تأكید دارند، این است كه می&rlm;گویند: انسان تا  در طبیعت و مادهّ است، در حجاب است و نمی&rlm;تواند به ملأ اعلی دست یابد. همین  كه خود را از معاصی و لذّات و تعلّقات نفسانی آزاد ساخت، نور معرفت و  ایمان به خدا و ملكوت اعلی در قلبش تجلّی می&rlm;كند. این نور در بالاترین  مرتبه خویش همان جوهر قدسی است كه در اصطلاح فلاسفه عقل فعّال و در زبان  شریعت نبوی روح قدسی نامیده می&rlm;شود. با ظهور این نور، آنچه در آسمانها و  زمینهاست برایش روشن می&rlm;گردد. و حقایق اشیا را می&rlm;بیند، همان گونه كه نور  مادّی را در صورتی كه حجاب نباشد، مشاهده می&rlm;كند. در این زمینه به آیاتی  نیز استشهاد شده است؛ برای نمونه خداوند می&rlm;فرماید:</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>&laquo;بل ران علی قلوبهم ماكانوا یكسبون&raquo;</strong> <font color="#000000">؛ گناهانی كه انجام دادند بر دلهای آنان غلبه كرده است.( مطفّفین/14)</font></font></p>
<p align="justify"><font size="2"><font color="#000000">پس از آنكه فرد از این حجابها دور شد، باطن او معراج معنوی خویش را آغاز  می&rlm;كند؛ سرّ ملكوت بر او آشكار شده، آیات بزرگ خداوند را مشاهده می&rlm;كند.  چنانكه خداوند می&rlm;فرماید:</font> <strong>&laquo;لقد رأی من آیات ربّه الكبری&raquo;</strong><font color="#000000"> ( نجم/18)</font></font></p>
<div align="justify" class="GeneralSooTitr">
<div style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: auto" class="SooTitrContent"><font color="#000000" size="2">كه  روح ولیّ یا پیامبر سبب نزول فرشتگان نیست، بلكه خداوند فرشته را مأمور  می&rlm;كند در پیشگاه ولیّ خدا قرار بگیرد و مسایل را بازگوید. ظواهر ادّله نیز  بر درستی این نظر گواهی می&rlm;دهد. بر اساس این نظریه، تا ظرفیت معنوی و  تناسب روحی كامل بین ولیّ الهی و فرشته نباشد، این نزول ممكن نخواهد شد </font></div>
</div>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">سپس همین روح قدسی در روح بشری و دنیایی&rlm;اش تأثیر می&rlm;نهد. و حقایقی كه  شهود كرده، در حواس ظاهری مانند بینایی و شنوایی متمثّل و آشكار می&rlm;سازد.  بدین ترتیب، شخص حقایق ملكوتی را، كه در آن عالم حقیقی خارجی و مشخص است،  به صورت محسوس مشاهده می&rlm;كند.</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">بر اساس این نظریّه، تكامل و عروج معنوی و روحی انسان سبب ارتباط با حقایق ملكوت می&rlm;شود.</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2"><strong></strong>&nbsp;</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>نظریه تناسب روحی</strong></font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">نظریّه دوم این است كه روح ولیّ یا پیامبر سبب نزول فرشتگان نیست، بلكه  خداوند فرشته را مأمور می&rlm;كند در پیشگاه ولیّ خدا قرار بگیرد و مسایل را  بازگوید. ظواهر ادّله نیز بر درستی این نظر گواهی می&rlm;دهد. بر اساس این  نظریه، تا ظرفیت معنوی و تناسب روحی كامل بین ولیّ الهی و فرشته نباشد، این  نزول ممكن نخواهد شد. قرآن كریم در این زمینه می&rlm;فرماید:</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>&laquo;اللّه&rlm; اعلم حیث یجعل رسالته&raquo;</strong><font color="#000000">(انعام/124)؛ خداوند آگاه&rlm;تر است كه پیامبری و رسالت خویش را در كدامین جایگاه قرار دهد.</font></font></p>
<div align="justify"><font size="2"><strong>
<p><strong>در شأن نزول این آیه می&rlm;خوانیم كه: ولید ابن مغیره می&rlm;گفت: چون ثروتمند هستم و سنّ بیشتری دارم، باید بر من وحی نازل شود.</strong></p>
</strong></font></div>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2"><strong><strong>خداوند متعال می&rlm;فرماید: شایستگی&rlm;ها را خداوند می&rlm;داند. برای این در آیه دیگر صبر و یقین را عامل وصول به مقام امامت معرفی می&rlm;نماید </strong></strong>و می&rlm;فرماید:</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><strong>&laquo;و جعلنامنهم ائمّةً یهدون بامرنا لمّا صبروا و كانوا بآیاتنایوقنون&raquo;</strong></font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">از آنان پیشوایانی قرار دادیم كه به فرمان ما هدایت می&rlm;كنند؛ و این بدان  سبب است كه آنان صبر پیشه كردند و به آیات ما یقین داشتند.(16)</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">امام خمینی قدس&rlm;سره در این زمینه می&rlm;فرماید: مسأله آمدن جبرئیل برای كسی  یك مسأله ساده نیست. خیال نشود كه جبرئیل برای هر كسی می&rlm;آید و امكان دارد  بیاید. این یك تناسب لازم است بین روح آن كسی كه جبرئیل می&rlm;خواهد بیاید و  مقام جبرئیل كه روح اعظم است. چه ما قایل بشویم به این كه قضیّه تنزیل،  تنزّل جبرئیل، به واسطه روح اعظم خود این ولیّ است یا پیغمبر است، او تنزیل  می&rlm;دهد او را و وارد می&rlm;كند تا مرتبه پایین یا بگوییم كه خیر، حقّ تعالی  او را مأمور می&rlm;كند كه برو و این مسایل را بگو. چه آن قسم بگوییم كه بعض  اهل نظر می&rlm;گویند. و چه این قسم بگوییم كه بعض اهل ظاهر می&rlm;گویند تا تناسب  ما بین روح این كسی كه جبرئیل می&rlm;آید پیش او و بین جبرئیل كه روح اعظم است  نباشد امكان ندارد این معنا... . این فضیلت را من بالاتر از همه می&rlm;دانم كه  برای غیر انبیا علیهم &rlm;السلام آن هم نه همه انبیا برای طبقه بالای انبیا  علیهم&rlm;السلام و بعض از اولیایی كه در رتبه آنها هست، برای كسی دیگر حاصل  نشده.(8)</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">امید آنكه پرتوی از فیض كوثر قرآن صدیقه طاهره، دل و جانمان را روشن  سازد و با شناخت هرچه بیشتر آن بانو، گلواژه&rlm;های تقوا و ایمان را در اجتماع  خویش متجلّی سازیم.</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">&nbsp;</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">پی نوشت:</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">1) &laquo;انّ فاطمة مكثت بعد رسول اللّه&rlm; خمسةً و سبعین یوماً و قدكان دخلها  حزنٌ شدید علی ابیها و كان جبریلُ یأتیها فَیُحْسِنُ عزاها علی أبیها و  یُطیّب نفسها و یُخبرها عن ابیها و مَكانِهِ و یُخبرها بما یكون بعدها فی  ذُرّیّتها و كان علیٌّ یَكْتُبُ ذالك فهذا مُصحفُ فاطمة&raquo;؛ اصول كافی، ج 1، ص  241، (ترجمه: فاطمه بعد از رحلت پیامبر اكرم صلی &rlm;الله &rlm;علیه &rlm;و&rlm;آله بیش  از هفتاد و پنج روز زنده نماند. داغ پدر اندوهی سخت بر قلبش وارد ساخته  بود؛ به این جهت جبرئیل پی در پی به حضورش می&rlm;آمد و او را در عزای پدر  تسلیت می&rlm;گفت. خاطر غمین زهرا را تسلّی می&rlm;بخشید و از مقام و منزلت پدرش و  حوادثی كه بعد از رحلت او بر فرزندانش وارد می&rlm;گردید، خبر می&rlm;داد.  امیرمؤمنان علیه&rlm;السلام آنچه جبرئیل می&rlm;گفت به رشته تحریر در می&rlm;آورد.  مجموع این سخنان &laquo;مصحف فاطمه&raquo; را شكل می&rlm;دهد)</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">2) جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص 42 و 43.</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">3) بحارالانوار، ج 22، ص 327.</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">4) اصول كافی، ج 1، ص 176.</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">5) الغدیر، ج 5، ص 42.</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">6) جایگاه &rlm;زن&rlm;دراندیشه &rlm;امام خمینی، ص 42 ؛ بحارالانوار، ج 43، ص 78 و 79. </font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">7) امام خمینی در این زمینه می&rlm;نویسد: در قرآن كریم آیاتی هست كه دلالت  می&rlm;كند بر آنكه اشخاصی كه پیغمبر نبودند، ملائكه؛ بلكه جبرئیل را دیدند و  با او سخن گفتند. ما نمونه&rlm;ای از آن را اینجا یاد می&rlm;كنیم: &laquo;و اذ قالتِ  الملائكة یا مریمُ انّ اللّه&rlm; اصطفیكِ و طهّركِ وَاصطفیكِ علی نساء  العالمین&raquo;(آل عمران/ 42)</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">یعنی چون ملائكه گفتند به مریم كه خدا تو را برگزیده و پاكیزه كرده و  فضیلت داد بر زنهای جهان، پس از آن خدای تعالی حكایت مریم را نقل می&rlm;كند از  &laquo;آیه 44&raquo; بسیاری از حالات عیسی مسیح و معجزات او را ملائكه برای مریم نقل  می&rlm;كنند و از غیب به او اخبار می&rlm;دهند؛ و در سوره مریم (آیه 17) می&rlm;گوید:  &laquo;فارسلناالیها روحنافتمثّل لها بشراً سویّاً&raquo;؛ و قضیّه مراوده ملائكه و  جبرئیل با مریم در بسیاری از آیات قرآن مذكور است و خبرهایی كه از غیب به  او دادند، خداوند نقل می&rlm;كند.</font></p>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">8) جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص 42 و 43. </font></p>
<div align="justify"><font color="#000000" size="2"><strong>
<p align="left"><strong></strong></p>
</strong></font><font color="#000000" size="2"><strong>
<p align="left"><strong></strong></p>
</strong></font></div>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2"><strong></strong></font> </p>
<hr>
<p align="justify"><font color="#000000" size="2">منبع: ماهنامه كوثر، شماره 30.</font></p>
</strong>]]></description>
<guid isPermaLink="false">132@http://www.chamran-lahijan.ir</guid>
<dc:subject>نوشته ها</dc:subject>
<dc:date>18-1-1391</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط sajjadkhosropour</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>عکس سفره هفت سین درجبهه-سال63</title>
<link>http://www.chamran-lahijan.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=131</link>
<description><![CDATA[<p style="TEXT-ALIGN: center"><font size="3">&nbsp;<img width="421" height="435" src="http://qafeleh.ir/Files/44.jpg" alt="هفت سین در جبهه - قافله شهدا" style="VERTICAL-ALIGN: middle"><br />
</font><font size="2" color="#000000">بچه ها تحویل سال<br />
یادش  بخیر شلمچه<br />
چیده بودیم تو سفره<br />
<font color="#000000" style="background-color: rgb(0, 255, 0);">سربند</font></font><font color="#000000"> </font><font size="2" color="#000000"> و  یک <font color="#000000" style="background-color: rgb(0, 255, 0);">سرنیزه </font><br />
بچه ها خیلی گشتن</font><font color="#000000"> </font><font size="2" color="#000000"><br />
تو جبهه  <font color="#000000" style="background-color: rgb(0, 255, 0);">سیب</font> نداشتیم<br />
بجای سیب تو سفره<br />
کمپوتشو  گذاشتیم<br />
تو اون سفره گذاشتیم<br />
یه کاسه <font color="#000000" style="background-color: rgb(0, 255, 0);">سکه</font>  و <font color="#000000" style="background-color: rgb(0, 255, 0);">سنگ</font><br />
<font color="#000000" style="background-color: rgb(0, 255, 0);">سمبه</font> </font><font color="#000000" style="background-color: rgb(0, 255, 0);"> </font><font size="2" color="#000000">به جای سنجد<br />
یه سفره ی رنگارنگ<br />
اما یه  سین کم اومد<br />
همه تو فکری رفتیم<br />
مصمم و با خنده<br />
همه یکصدا گقتیم<br />
به جای  هفتمین سین<br />
تو سفره<strong> <font color="#FF0000">&quot;سر&quot; </font></strong> میذاریم<br />
سر کمه، هر چی داریم<br />
پای رهبر میذاریم</font><font size="3"><br />
</font></p>
<font size="3"><br />
</font>
<p style="TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><strong>پی نوشت: <br />
</strong><font size="2">- برای دیدن عکس در سایز اصلی، عکس رو تو سیستمتون سیو  کنین. <br />
- به بهونه آخر سال و یاد کردن پیر بسیجی ها، حاجی بخشی؛ اینم به عنوان  عیدی پیش از سال: کلیپ مستندی از حاجی بخشی  بالای پیکر پسر شهیدش - خیلی زیباست حتما نگاه  کنین. <a target="_blank" href="http://www.aparat.com/v/3d2e724ed3ac93408af3b8bf75f66ed6154664">(با کیفیت بالا حدود 58 مگ)</a> - <a target="_blank" href="http://s1.picofile.com/file/7331143438/bakhshi_Qafeleh_ir_.3gp.html">(با کیفیت پایین حدود 14 مگ)<br />
</a>-  و حرف آخرمون تو این سال این باشه: سال نود هم گذشت اما....</font></font></p>
<p><font size="3"></font></p>

<p><font size="3"> </font></p>

<p style="text-align: center;"><strong><font size="2" color="#000000">یابن  الحسن(عج)<br />
سالی گذشت و زمین گشت در مدار تو</font><font color="#000000"> </font><font size="2" color="#000000"><br />
اما نداشت خاتمه  ای انتظار تو<br />
امسال هم همه ی هفته ها گذشت<br />
یک جمعه اش نبود زمان قرار  تو<br />
<font color="#FF0000">با این شکوفه ها دل من خوش نمی شود</font></font><font color="#FF0000"> </font><font size="2" color="#000000"><font color="#FF0000"><br />
آید پس  از کدام زمستان، بهار تو؟</font><br />
قلب مرا ز خانه تکانی معاف کن</font><font color="#000000"> </font><font size="2" color="#000000"><br />
بگذار بماند  به رویش غبار تو<br />
این روزها همه به سفر فکر می کنند<br />
من قصد کرده ام بمانم کنار  تو<br />
امسال که من به درد ظهورت نخورده ام<br />
<font color="#FF0000">سال  جدید کاش بیایم به کار تو</font></font><font color="#000000"> </font><font size="2" color="#000000"><br />
<br />
به  امید رسیدن بهار واقعی....</font><font color="#000000">  </font><font size="2" color="#000000"><br />
بهار ظهور....<br />
<br />
التماس دعاااا برای فرج  آقا(عج)</font></strong> </p>
<p style="TEXT-ALIGN: center"><font size="3"></p>
<font size="3"><br />
<br />
</font>]]></description>
<guid isPermaLink="false">131@http://www.chamran-lahijan.ir</guid>
<dc:subject>مناسبات</dc:subject>
<dc:date>28-12-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط sajjadkhosropour</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>سال نو و گذر عمر...</title>
<link>http://www.chamran-lahijan.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=130</link>
<description><![CDATA[<div align="center">&laquo;بسم الله الرحمن الرحيم&raquo;</div>
<p style="LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3" color="#000000">آقای من...<br />
مهدی جان...</font></p>
<p style="LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3"><font color="#000000">روزهایم همچنان از پی هم به سرعت در حال &zwnj;گذرند... <br />
انگار همین دیروز بود که</font> <em>محول الحال</em> <font color="#000000">خواندیم و از خدا خواستیم تا کمک&zwnj;مان کند، برای با شما بودن...<br />
انگار همین دیروز بود که بر سر سفره&zwnj;ای از هفت سین، نشستیم، یا</font> <em>مقلب القلوب</em></font><font size="3" color="#000000"> خواندیم و از خدا خواستیم تا دلهایمان را دگرگون کند و به سمت شما سوق دهد...</font></p>
<p style="LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3" color="#000000">آقاجان...</font></p>
<p style="LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3"><font color="#000000">اما هر سال بهانه&zwnj;ای و باز هم گذر زمان...</font><br />
روزهای جوانی به سرعت باد می&zwnj;گذرد...<br />
روزهای زندگی...<br />
فرصت&zwnj;ها...</font></p>
<p style="LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3" color="#000000">پس کی می&zwnj;خواهیم قدر نعمت جوانی&zwnj;مان را بدانیم؟ <br />
پس کی میخواهیم شروع به تلاش کنیم؟ <br />
پس کی می&zwnj;خواهیم با شما بودن را تمرین کنیم؟<br />
پس کی می&zwnj;خواهیم از خودخواهی دست برداریم؟</font></p>
<p style="LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3">همش امروز و فردا می&zwnj;کنیم!</font></p>
<p style="LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3">هر روز میخواهیم از فردا شروع کنیم!</font></p>
<p style="LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3">اما این فردا چرا نمی&zwnj;خواهد بیاید نمی&zwnj;دانم؟</font></p>
<p style="LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3" color="#000000">گل نرگسم؛</font></p>
<p style="LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3" color="#000000">خسته شدم بس که هر سال شرمنده شدم و عذر شرمندگی آوردم...</font></p>
<p style="LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3" color="#000000">چیزی نمانده تا زیر کوله&zwnj;بار سنگینم خفه شوم...</font></p>
<p style="LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3" color="#000000">گل نرگسم.....</font></p>
<p style="LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="3" color="#000000">شما برای ما دعا کنید...</font></p>
<p align="center" style="TEXT-ALIGN: center; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal">&nbsp;<img align="middle" hspace border alt="یا مهدی..." src="http://www.tabrizkey.com/blog/wp-content/uploads/2012/03/YaMahdi-300x165.jpg"></p>
<p align="center" style="TEXT-ALIGN: center; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal">از همه بهتر آن است كه سرعت سير عمر را بداند و آمادۀ رفتن شود. <br />
<font color="#000000">(نصایح، موعظه&zwnj;های پیامبر اسلام، ص5)</font></p>
<p align="center" style="TEXT-ALIGN: center; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal">التماس دعا</p>
<p align="center" style="text-align: center; line-height: normal; margin: 0cm 0cm 6pt;" dir="rtl" class="MsoNormal">اللهم عجل لوليک الفرج</p>
<p align="center" style="text-align: center; line-height: normal; margin: 0cm 0cm 6pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"> </p>
<p align="right" style="TEXT-ALIGN: center; LINE-HEIGHT: normal; MARGIN: 0cm 0cm 6pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="2" face="Tahoma">منبع:&nbsp;&nbsp; http://narjes.blogfa.com </font><br />
</p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">130@http://www.chamran-lahijan.ir</guid>
<dc:subject>مناسبات</dc:subject>
<dc:date>26-12-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط sajjadkhosropour</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>امام آمد</title>
<link>http://www.chamran-lahijan.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=129</link>
<description><![CDATA[<div align="center"><br />
<p><font size="6" color="#000000" face="Times New Roman">دهه فجر انقلاب اسلامی مبارک باد</font><font color="#000000"><br />
</font></p>
<br />
<img alt src="http://rajanews.com/Files_Upload/48962.jpg"><br />
<div align="right">
<p style="text-align: justify"><strong><font size="2" color="#000000">وبلاگ &quot;اسکالپل&quot; در آخرین مطلب خود نوشته است:</font></strong></p>
<p style="text-align: justify"><font size="2" color="#000000">توی وبلاگش نوشته خاک بر سرش که حالا که  بعد از مدتها دویدن و حرص و جوش مال دنیا را خوردن به آرزوی چندین ساله خود  یعنی خریدن خانه رسیده است الان خالی از هرگونه احساس مثبت است و شده است  یک آدم بی&zwnj;ذوق و شوق. بعد، برای اینکه این را خوب به خواننده خود تفهیم کند  خود را با امام خمینی (ره) مقایسه کرده و نوشته است مثل &laquo;آن شخصی&raquo; که وقتی  بعد از سالها به شهرش برگشت، گفت که هیچ احساسی ندارد از این بازگشت!</font></p>
<p style="text-align: justify"><font size="2" color="#000000">کل آرشیو را که بگردی، تنها جمله&zwnj; سیاسی  این وبلاگ همین است و بقیه، یادداشتهای روزمرگی نویسنده است. نویسنده، همین  جمله را هم از سر روزمره&zwnj;زدگی نوشته، اما ما دوستانی داریم که وقتی به ما  یادآوری می&zwnj;کنند که امام (ره) در هواپیما در پاسخ سؤال آن خبرنگار گفته است  &laquo;هیچی&raquo;، مرادشان این است که ما را شیرفهم کنند که حرف امام (ره) چقدر غرور  وطن&zwnj;پرستی آنان را خدشه&zwnj;دار کرده است. چقدر در مورد امام (ره) کم  می&zwnj;دانند! گفته شده که وقتی خبر سقوط خرمشهر را به امام (ره) دادند امام  (ره) بین نماز مغرب و عشاء بود. وقتی شنید، گفت: &laquo;جنگ است دیگر!&raquo; لذا امام  (ره) ما همان امامی است که نه تنها از بازگشت به وطن &laquo;هیچ&raquo; احساسی نداشت،  از سقوط خرمشهر هم &laquo;هیچ&raquo; احساسی به او دست نداد. و اگر بخواهی او را بهتر  بشناسی لازم است بدانی که او فرزند حسین (ع) است که وقتی سر به تیغ بلا  سپرده بود &laquo;هیچ&raquo; احساسی نداشت و پیرو ابراهیم (ع) است که وقتی داشتند او را  به آتش می&lrm;&zwnj;انداختند &laquo;هیچ&raquo; احساسی نداشت.</font></p>
<p style="text-align: justify"><font size="2" color="#000000">اگر فکر کرده&zwnj;اید که من می&zwnj;توانم مبانی  نظری آن &laquo;هیچی&raquo; را که امام (ره) در پاسخ آن خبرنگار فرموده توضیح بدهم، سخت  در اشتباهید! اما شکی در این گفته عرفا ندارم که همه عالمیان را همین  گمراه کرده که دوستان خدا را با خودشان مقایسه کرده&zwnj;اند؛ &laquo;کار پاکان را  قیاس از خود مگیر/ گرچه ماند در نوشتن شیر، شیر/ جمله عالم زین سبب گمراه  شد/ کم کسی ز ابدال حق آگاه شد&raquo; اما اگر خواستیم و خواستید بدانید امام  (ره) از کدامین جرگه است کافیست بدانیم و بدانید در حالیکه وقتی رنگ ماشین  من و تو خراش بر میدارد، دل من و تو هم خراش بر میدارد، دل این جرگه از فزع  روز قیامت هم تکان نمی&zwnj;خورد؛ &laquo;لا یحزنهم الفزع الاکبر&raquo;. و اگر خواستیم و  خواستید بفهمید که &laquo;لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم&raquo; یعنی  چه، اول لازم است بدانیم و بدانید که والله امام (ره) از بازگشت به وطن  &laquo;هیچ&raquo; احساسی نداشت! او حتی وقتی داشت می&zwnj;رفت هم &laquo;هیچ&raquo; احساسی نداشت و نوشت  که با &laquo;قلبی مطمئن&raquo; میرود و قلب مطمئن همان است که صاحبش را امر به  &laquo;فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی&raquo; می&zwnj;کنند و این بهشت کمی فرق دارد با بهشتی  که گلابی&zwnj;های بزرگ دارد!</font></p>
<p style="text-align: justify"><font size="2" color="#000000">آن &laquo;هیچی&raquo; مبنای نظری &laquo;همه چیز&raquo; انقلاب  اسلامی است. اگر امام (ره) می&zwnj;گفت آمریکا &laquo;هیچ&raquo; غلطی نمی&zwnj;تواند بکند این از  همان &laquo;هیچی&raquo; آب می&zwnj;خورد، اگر برای حاج همت &laquo;هیچ&raquo; فرقی نداشت که بکشد یا  کشته شود، این باز از همان &laquo;هیچی&raquo; آب می&zwnj;خورد و تربت پاک شهیدان ما که تا  روز قیامت دارالشفای آزادگان جهان و مزار دلسوختگان و عاشقان و عارفان است و  نه هیچ تربت دیگری، این باز از همانجا آب می&zwnj;خورد و اگر در &laquo;هیچ&raquo; کجای  جهان بی&zwnj;نام خمینی (ره) این انقلاب را نمی&zwnj;شناسند، این به همان &laquo;هیچی&raquo; بر  می&zwnj;گردد و اگر &laquo;هیچ&raquo; شیطانی حریف ولی فقیه نیست این باز به آن &laquo;هیچی&raquo; بر  می&zwnj;گردد. راستی روزی چند بار می&zwnj;گوئی &laquo;لا اله الا الله&raquo;؟!</font></p>
<font size="2" color="#000000"> </font>
<p style="text-align: justify;"><font size="2" color="#000000">اصلا وقتی زمین مال &laquo;صالحین&raquo; است، چرا باید  امام (ره) برای آمدن از فرانسه به ایران احساسی داشته باشد؟! من و تو  نمی&zwnj;فهمیم، چون &laquo;صالح&raquo; نیستیم و الا ایران که هیچ، همه زمین مال او بود.</font></p>
<p style="text-align: justify;"><font size="2" color="#000000"></font></p>
<p style="text-align: justify;">&nbsp;</p>
</div>
</div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">129@http://www.chamran-lahijan.ir</guid>
<dc:subject>مناسبات</dc:subject>
<dc:date>13-11-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط sajjadkhosropour</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>ما درشرایط بدر و خیبرهستیم</title>
<link>http://www.chamran-lahijan.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=128</link>
<description><![CDATA[<div align="justify">
<div align="center"><img width="489" height="307" alt src="http://www.nedayeenghelab.com/images/docs/000029/n00029053-r-b-000.jpg"><br />
</div>
<font size="2" color="#000000"><br />
<strong>چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟</strong><br />
<br />
رهبر انقلاب در دیدار با مردم قم شرایط امروز كشورمان را این&zwnj;چنین توصیف كردند: &laquo;یك روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید كه با شِعب ابى&zwnj;طالب و محاصره&zwnj;ى اقتصادى مسلمآنها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاه&zwnj;هاى بدمحاسبه&zwnj;گر خیال می&zwnj;كنند ما امروز در شرائط شِعب ابى&zwnj;طالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابى&zwnj;طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم.&raquo;1 اما شرایط بدر و خیبر با شرایط شعب ابی&zwnj;طالب چه تفاوت&zwnj;هایی دارد؟ حجت&zwnj;الاسلام&zwnj;والمسلمین مهدی طائب، كارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام به بیان این تفاوت&zwnj;ها پرداخته است.<br />
<br />
&nbsp;محاصره&zwnj;ی شعب ابی&zwnj;طالب یكی از نقاط حساس و سرنوشت&zwnj;ساز تاریخ اسلام است. لطفاً درباره&zwnj;ی چرایی وقوع این محاصره و اثرات آن توضیح دهید.<br />
&nbsp;خدای متعال در قرآن به مسلمانانی كه در مواجهه با فضای عملیات روانی دشمن قرار داشتند -دشمنی كه می&zwnj;كوشید مؤمنین را مأیوس كند و آنها را به این باور برساند كه راهی جز تسلیم ندارند و مقاومت یا اقدامات تقابلی یا تهاجمی&zwnj;شان بی&zwnj;اثر است- می&zwnj;فرماید &laquo;و اذكُرُوا&raquo;؛ به&zwnj;یاد آورید كه &laquo;إذ أنتُم قلیلٌ&raquo; شما كم بودید و اصلاً قدرتی نداشتید و &laquo;یتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ&raquo;2، مشركان شما را مثل دانه از زمین برمی&zwnj;داشتند، زیر پا لگدمال می&zwnj;كردند و اگر بادی می&zwnj;آمد، مانند همان دانه&zwnj;ی بی&zwnj;ارزش، در هوا این طرف و آن طرف می&zwnj;شدید. به یاد بیاورید كه خداوند متعال شما را زیاد كرد تا این&zwnj;كه به نیرویی تبدیل شده&zwnj;اید كه دیگر دشمن روی شما حساب می&zwnj;كند. پس معلوم می&zwnj;شود، مؤمنینی كه كنار رسول&zwnj;الله صلوات&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله بودند، دوران ضعف بسیار مأیوس&zwnj;كننده&zwnj;ای را سپری كردند كه اگر خدای متعال در معادله&zwnj;ی آن دوران نبود، از بین رفتن آنها حتمی بود.<br />
<br />
&nbsp;اوج آن &laquo;یتَخَطَّفَكُمُ النَّاس&raquo; هنگامی بوده است كه پیامبر اكرم صلوات&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله&zwnj; در مكه بودند و همان تعداد اندك مؤمنین به ایشان، در اثر اِعمال محدودیت&zwnj;ها و تعرضا&zwnj;ت مشركین، به حبشه مهاجرت كرده بودند. آنهایی هم كه در مكه مانده بودند، یا امكان مهاجرت نداشتند یا به دلایلی مانند عدم تضعیف هسته&zwnj;ی دینی حاضر در مكه، صلاح نبود كه مهاجرت كنند. در مكه به دلیل حضور بنی&zwnj;هاشم، مشركین اجازه نمی&zwnj;یافتند به شخص پیامبر تعرضی كنند، چون ابوطالب كه ظاهراً به اسلام نگرویده بود، به عنوان رئیس قبیله&zwnj;ی قریش و طایفه&zwnj;ی بنی&zwnj;هاشم، با آداب و سنن و تعصب&zwnj;های قومی از پیامبر صلوات&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله محافظت می&zwnj;كرد. البته به غیر از این، مشركین می&zwnj;توانستند سایر محدودیت&zwnj;ها را علیه مسلمانان اعمال كنند.<br />
<br />
&nbsp;مشركین در این مقطع یك محاصره&zwnj;ی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همه&zwnj;جانبه را علیه مؤمنین طراحی و اجرا كردند. آنها طبق این برنامه&zwnj;ی تحریم، تمام ارتباطات مسلمین را قطع كردند. مسلمانان كه حتی از سرپناهی در مقابل گرمای تابستان محروم شده&zwnj;بودند، تقریباً سه سال از دارایی&zwnj;های خودشان خوردند و امكان فعالیت اقتصادی نداشتند، به گونه&zwnj;ای كه در اواخر دوران شِعب ابی&zwnj;طالب، حتی برای بچه&zwnj;هایشان هم غذایی یافت نمی&zwnj;شد. مؤمنین در آن سه سال بسیار تكیده و فرسوده شدند؛ تا حدی كه اگر محاصره شكسته نمی&zwnj;شد، تنها یك قدم تا مرگ فاصله داشتند.<br />
<br />
<br />
<br />
<img width="506" height="441" alt src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/18669/badr.jpg"><br />
<br />
<br />
&nbsp;<br />
&nbsp;البته موضوع این&zwnj; تحریم، تهدید جانی و حذف فیزیكی مسلمانان نبود؛ تنها اعمال فشار اقتصادی شدید و گرسنگی مطرح بود. وضعیت به جایی رسید كه دیگر هیچ كاری از دست پیامبر اكرم صلوات&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله برنمی&zwnj;آمد. در این وضعیت طبیعتاً جذب مردم به اسلام هم كم شد. یعنی اینهایی كه پیرامون هستند، وقتی می&zwnj;دیدند ورود به اسلام هزینه&zwnj;ی خیلی بالایی دارد، خیلی اشتیاق نشان نمی&zwnj;دادند. البته بعضی&zwnj;ها هم ممكن بود بگویند كه دیگر رها كنیم و برویم. پس برای یك مكتب، تهدیدی بالاتر از این متصور نیست كه ریزشش بالا برود و رویشش كم شود؛ این یعنی از بین رفتن. بنابراین &laquo;یتَخَطَّفَكُم&raquo; را به حد اعلا رسانده بودند كه خداوند متعال خودش وارد میدان &zwnj;شد و آن موریانه را مأمور خوردن و از بین بردن نامه كرد.<br />
<br />
&nbsp; چرا مشركین حاضر شدند تنها به دلیل از بین رفتن نامه، محاصره&zwnj;ی شعب را پایان دهند؟<br />
&nbsp;در آن زمان آیه&zwnj;ای نازل شد و خداوند فرمود &laquo;وَ لَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ&raquo; در درگیری با اینها سست نشوید، زیرا &laquo;إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ&raquo; اگر شما در درگیری با آنها درد می&zwnj;كشید، آنها هم مثل شما درد می&zwnj;كشند و البته یك تفاوتی با هم دارید &laquo;تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یرْجُونَ&raquo;3 شما امیدی به خدا دارید كه آنها ندارند.<br />
<br />
&nbsp;در آن وضعیت سخت، یكی از منابع مالی ارزشمند برای مسلمانان، همان تجارت حضرت خدیجه سلام&zwnj;الله&zwnj;علیها و اموالش بود. مشركین برای تكمیل محاصره&zwnj;شان تمام معاملات تجاری حضرت خدیجه سلام&zwnj;الله&zwnj;علیها را قطع كردند تا هیچ كس به مسلمین جنس نفروشد. در نتیجه مسلمانان مجبور بودند كه اجناس را به چهار برابر و پنج برابر قیمت بخرند. ضمن این&zwnj;كه مشركین برای جلوگیری از دادو ستد اجناس كاروآنهای تجاری با مسلمانان داخل شعب، مجبور بودند اجناس را گران&zwnj;تر بخرند. وقتی اجناس را گران می&zwnj;خریدند، دیگر در مكه كسی خریدار این اجناس گران نبود. در نتیجه طی این سه سال، تراز مالی بسیار بالایی از مكه خارج شد.<br />
<br />
&nbsp;بنابراین مشركین احساس كردند ادامه&zwnj;ی این سیاست، مكه را هم دچار فقر می&zwnj;كند و تجار مكه هم از بین می&zwnj;روند. یعنی همان&zwnj;طور كه مسلمین در شعب زیان می&zwnj;دیدند، تجار مكه هم زیان شدیدی را تحمل می&zwnj;كردند، منتها آنهایی كه داخل شعب بودند، می&zwnj;گفتند ما خدا را داریم، اما آنهایی كه بیرون بودند، هیچ اعتمادی به خدا نداشتند. لذا شعب و بیرون شعب مانند دو كُشتی&zwnj;گیر در حال مسابقه، نفس&zwnj;هایشان رو به اتمام بود و كسی برنده بود كه یك قدم بیشتر مقاومت می&zwnj;كرد. بنابراین وقتی موریانه آن كاغذ را خورد، یك&zwnj;باره راهی برای مشركین هم پیدا شد كه خودشان را نجات دهند.<br />
<br />
<font color="#FF0000">رهبر انقلاب:</font><br />
</font>
<div align="center"><font size="2" color="#000000"><strong>&nbsp;ما در شرایط بدر و خیبر هستیم</strong></font><br />
</div>
<font size="2" color="#000000"><br />
<br />
&nbsp;اگر بخواهیم به جنگ بدر بپردازیم، این جنگ یك بهانه&zwnj;ی اقتصادی داشت و آن هم مسدود كردن راه كاروان تجاری ابوسفیان بود. برخی شبهه می&zwnj;كنند كه پیامبر اكرم صلوات&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله راه تمامی كاروآنهای مكه را می&zwnj;بستند. نظر شما در این باره چیست؟<br />
<br />
&nbsp;نه، این یك اشتباه تاریخی است كه برخی گمان كرده&zwnj;اند پیامبر اكرم صلوات&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله راه تجاری مردم مكه را بستند. خیر، چنین نبوده است. به این دلیل كه وقتی حضرت از جنگ احد برمی&zwnj;گشتند، خداوند متعال به ایشان فرمان داد كه برو و ابوسفیان را تعقیب كن و فقط هم با كسانی برو كه دیروز در جنگ فرار نكردند. همه&zwnj;ی آنهایی كه مانده بودند، به&zwnj; غیر از زخمی&zwnj;ها حدود هفتاد نفر بودند. حضرت كه از مدینه حركت كردند، در راه با كاروان تجاری &laquo;نائب بن مسعود اشجعی&raquo; ملاقات كردند كه از شام راهی مكه بود. نایب بن مسعود مشرك بود، اما پیامبر صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;وآله&zwnj;وسلم را دوست داشت. به ایشان عرض كرد &laquo;من از این وضعیتی كه برای شما پیش آمده، خوشحال نیستم، آیا كمكی از دست من برمی&zwnj;آید؟&raquo; پیامبر فرمودند &laquo;در این مسیر اگر دیدی كه ابوسفیان با لشگرش به سوی ما می&zwnj;آید كاری كن كه برگردد و نیاید.&raquo; سؤال این است كه&nbsp; نایب بن مسعود عازم كجا بود؟ مكه. چه داشت؟ آذوقه. اگر پیامبر صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;وآله&zwnj;وسلم راه تجاری اهل مكه&zwnj; را بسته بود، پس این كاروان چطور از مكه به شام رفت و آمد كرده بود؟<br />
<br />
&nbsp;دلیل دوم نقض ادعای فوق این است &zwnj;كه وقتی نعیم به ابوسفیان گفت پیامبر صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;وآله&zwnj;وسلم با یك سپاه فراوان به تعقیب تو آمده است، ابوسفیان برای این&zwnj;كه ایشان را از ادامه&zwnj;ی حركت بازدارد، به یك كاروان تجاری دیگر كه از مكه راهی شام بود و بار آذوقه داشت گفت &laquo;شما وقتی پیامبر صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;وآله&zwnj;وسلم را دیدید، بگویید كه ابوسفیان با یك لشكر به سمت شما می&zwnj;آید.&raquo; به آنها گفت وقتی برگشتید مكه، من بار گندم به شما می&zwnj;دهم. پس اگر پیامبر اكرم صلوات&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله راه تمام كاروان&zwnj;های مكه را می&zwnj;بسته بود، این كاروان چگونه می&zwnj;خواسته عبور كند؟ بنابراین ایشان راه كاروانی را &zwnj;بست كه اموال مشركین تجهیزكننده&zwnj;ی جنگ علیه مسلمانان در آن بود.<br />
<br />
&nbsp;اما تفاوت این بستن راه چه بود؟ مشركین در شعب ابی&zwnj;طالب، حضرت و مسلمانان را محاصره كردند، اما این محاصره برای خودشان هم ضرر مالی داشت. در حالی كه پیامبر اكرم صلوات&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله راه كاروان تجهیزی مشركین را بست، اما اولاً ضرر مالی برای مسلمانان نداشت، چون این كاروانی نبود كه بخواهد با مدینه معامله&zwnj;ی تجاری داشته باشد. ثانیاً خود كاروان برای مدینه سود بود. ثالثاً زمین&zwnj;گیر كردن دشمن باعث ارتقای توان عملیاتی مسلمانان بود.<br />
<br />
&nbsp;در شُرُف وقوع عملیات بدر، برخی مسلمان&zwnj;ها در برابری دو نیروی متقابل تردید داشتند. یعنی برخی از آنها گمان می&zwnj;كردند كه ما بنا بود برویم و كاروان را مصادره كنیم، اما به جای كاروان با رؤسا و مالكین كاروان روبه&zwnj;رو هستیم. قوت نظامی آنها هم به گونه&zwnj;ای است كه ما توان مقابله نداریم؛ پس ما باید برای تجدید قوا عقب&zwnj;نشینی كنیم. این عده چرا به چنین جمع&zwnj;بندی رسیدند؟ زیرا ظاهر توانمند مشركان را می&zwnj;دیدند و این&zwnj; ظاهربینی، نتیجه&zwnj;&zwnj;ی غفلت از همراهی خدا بود. اما پیامبر اكرم صلوات&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله فرمودند اگر شما ایستادگی كنید، با این&zwnj;كه عدد شما با آنها برابر نیست، ولی از نظر عملیاتی هم موفق می&zwnj;شوید. یعنی اگر آنها سه برابر شما نیرو و تجهیزات دارند، شما هم مؤید به نصرت خداوند هستید. &laquo;وَ مَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ&raquo;4 اصلاً پیروزی دست خداوند است.<br />
یكی از ویژگی&zwnj;های دو نبرد بدر و خیبر این بود كه معادله&zwnj;ی میان مسلمین و مشركین را معكوس كرد. تا قبل از عملیات بدر و خیبر، معادله به نفع مشركین و دشمنان بود و آنها از حربه&zwnj;های &laquo;ضربه زدن&raquo;، &laquo;مصادره&zwnj;ی اموال&raquo; و &laquo;تنگنای اقتصادی&raquo; استفاده می&zwnj;كردند، اما بدر و خیبر معادله را برعكس كرد و این حربه&zwnj;ها را از دست آنها بیرون آورد.<br />
<br />
&nbsp;موقعیت مسلمانان در جنگ خیبر چگونه بود و چه تفاوتی با موقعیت آنان در جنگ بدر داشت؟<br />
&nbsp;در غزوه&zwnj;ی خیبر، آن جبهه&zwnj;ی یهودی كه طراح اصلی و مغز متفكر مشركین بود، خود را علنی كرد و همه&zwnj;ی دار و ندارش را در منطقه&zwnj;ی خیبر جمع كرد تا با پیامبر اكرم صلوات&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله مقابله كند. در این هنگام مؤمنین كه تا پیش از این نفسشان به شماره افتاده بود و به هیچ عنوان در مدینه و حومه با یهودیان درگیر نمی&zwnj;شدند، در موقعیتی قرار گرفتند كه توانستند استحكامات یهودیان را دویست كیلومتر دورتر از مدینه محاصره كنند و این یعنی تفاوت موقعیت؛ یك روزی درون شهرشان محاصره می&zwnj;شدند، اما حالا دشمن را در منطقه&zwnj;ی خودش محاصره كرده بودند.<br />
<br />
&nbsp;وقتی دشمنان در خیبر شكست خوردند، دو ضربه&zwnj;ی اساسی به آنها وارد آمد؛ اول این&zwnj;كه متفكرهایشان مثل &laquo;علی بن أخطب&raquo; ضربه خوردند. دوم این&zwnj;كه ثروت عظیمی در اختیار پیامبر صلی&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;وآله&zwnj;وسلم قرار گرفت، به گونه&zwnj;ای كه پس از آن، اوضاع مادی مدینه كاملاً تغییر كرد؛ اصحاب صُفّه دارای خانه و امكانات شدند، سپاه پیامبر اكرم صلوات&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله دارای زره و اسب و امكانات شدند و مدینه از آن فقر پیشین درآمد.<br />
<br />
&nbsp;پس یكی از ویژگی&zwnj;های دو نبرد بدر و خیبر این بود كه معادله&zwnj;ی میان مسلمین و مشركین را معكوس كرد. تا قبل از عملیات بدر و خیبر، معادله به نفع مشركین و دشمنان بود و آنها از حربه&zwnj;های &laquo;ضربه زدن&raquo;، &laquo;مصادره&zwnj;ی اموال&raquo; و &laquo;تنگنای اقتصادی&raquo; استفاده می&zwnj;كردند، اما بدر و خیبر معادله را برعكس كرد و این حربه&zwnj;ها را از دست آنها بیرون آورد.<br />
&nbsp;&nbsp; <br />
&nbsp;امروزه چگونه می&zwnj;توان موقعیت جمهوری اسلامی ایران را با وضعیت پس از غزوات خیبر و بدر مقایسه كرد؟<br />
&nbsp;درست است كه دشمنان ما طی سی سال گذشته تحریم&zwnj;هایی را علیه ما اعمال كرده&zwnj;اند، اما امروز ما به موقعیتی مانند شرایط پس از خیبر رسیده&zwnj;ایم. یعنی موقعیت ما در برابر دشمن معكوس شده است. ما دیگر در درون خودمان از نظر امكانات نیازمند آمریكایی&zwnj;ها نیستیم و اگرچه در مقاطعی اذیت می&zwnj;شویم، اما چرخ&zwnj; ما نسبت به 30 سال قبل به بهترین وجه می&zwnj;چرخد. هم&zwnj;اكنون ما اگر سختی داریم، نسبت به ایده&zwnj;آل&zwnj;ها سختی داریم و نه نسبت به دوران ستم&zwnj;شاهی. آن موقع نه پزشك داشتیم، نه مهندس داشتیم، نه جاده داشتیم؛ &laquo;یتَخَطَّفَكُمُ النَّاس&raquo; بودیم، اما داستان امروز ما داستان پس از خیبر است.<br />
<br />
&nbsp;در اثر مقاومت ایران در برابر سی سال اعمال فشارهای دشمنان، چشمان مردم منطقه باز شده است. اكنون دیگر مسلمانان منطقه بیدار شده&zwnj;اند و به این نتیجه رسیده&zwnj;اند كه آمریكا نمی&zwnj;تواند كاری بكند. بنابراین هم&zwnj;اكنون جهان اسلام در موقعیت پس از خیبر است. مثلاً گاز اسرائیل از مصر تأمین می&zwnj;شد و وقتی حركت بیداری اسلامی در مصر به پیروزی رسید، مردم مصر &zwnj;گفتند ما می&zwnj;خواهیم با اسرائیل قطع رابطه كنیم. گاز مصر كه از تنگه&zwnj;ی هرمز عبور نمی&zwnj;كند كه ما جلویش را بگیریم! اما چون در مصر بیداری اسلامی رخ داده، انگار تنگه&zwnj;ی هرمز آن&zwnj;جا هم بسته شده است. مردم مصر مصمم می&zwnj;گویند كه ما دیگر به اسرائیل گاز نمی&zwnj;دهیم. بنابراین اگر در زمان رسول&zwnj;الله صلوات&zwnj;الله&zwnj;علیه&zwnj;و&zwnj;آله خیبر شكسته شد، حالا هم این خیبر بزرگ در حال شكستن است. ما در زمان فروریختن خیبر صهیونیسم جهانی هستیم و طنین رسای این پیروزی ما و شكست آنان در همه&zwnj;ی جهان پیچیده است.<br />
&nbsp;&nbsp; <br />
<font size="2">پی&zwnj;نوشت&zwnj;ها:<br />
&nbsp;1. بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مردم قم، 90/10/19<br />
&nbsp;2. سوره&zwnj;ی مباركه&zwnj;ی انفال، آیه&zwnj;ی 36؛ &laquo;وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ یتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآواكُمْ وَ أَیدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّیباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ&raquo;؛ و به یاد آورید زمانی را كه گروهی اندك و ضعیف&zwnj; شده در زمین بودید و می&zwnj;ترسیدید كه مردم شما را بربایند و خدا با نصرت خود شما را یاری و تأیید نمود و ازپاكیزه&zwnj;ها شما را روزی داد تا شاید شكر بگزارید.<br />
&nbsp;3. سوره&zwnj;ی مباركه&zwnj;ی نساء، آیه&zwnj;ی 104؛ &laquo;وَ لَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یرْجُونَ وَ كَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَكِیمًا&raquo;؛ و در تعقیب كفار سستى نكنید، چون اگر شما رنج مى&zwnj;برید، آنان نیز مانند شما رنج مى&zwnj;برند؛ با این تفاوت كه شما از خدا امید پاداش دارید و آنان ندارند و همانا خداوند دانا و حكیم است.<br />
&nbsp;4. سوره&zwnj;ی مباركه&zwnj;ی آل&zwnj;عمران، آیه&zwnj;ی 126؛ &laquo;وَ مَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِیزِ الْحَكِیمِ&raquo;؛ و خدا آن را جز مژده&zwnj;اى براى شما قرار نداد تا دل&zwnj;هاى شما به آن آرامش یابد، و یارى جز از جانب خداوند تواناى حكیم نیست.</font></font><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
</div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">128@http://www.chamran-lahijan.ir</guid>
<dc:subject>حضرت امام خ</dc:subject>
<dc:date>6-11-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط sajjadkhosropour</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>ريشه&zwnj;شناسي حماسه 9 دي</title>
<link>http://www.chamran-lahijan.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=127</link>
<description><![CDATA[<div align="center"><strong><font size="2" color="#000000">تعابير و ريشه&zwnj;شناسي حماسه 9 دي از نگاه رهبر معظم انقلاب؛</font></strong><br />
<strong><font size="2" color="#000000">قوي&zwnj;ترين و آخرين ضربه ملت/ روزي كه خدا حجت را تمام كرد</font></strong><br />
<p align="justify"><font size="2" color="#000000"><img hspace="5" border align="left" src="http://www.rajanews.com/%5CFiles_Upload/46583.jpg" alt></font></p>
</div>
<div align="justify"> 			</div>
<div align="center"><font size="2">&nbsp; 				 				</font><br />
</div>
<div align="justify"><font size="2" color="#000000"> 			  			</font></div>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000"><br />
</font></p>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000"><br />
</font></p>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000"><br />
</font></p>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000"><br />
</font></p>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000"><br />
</font></p>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000"><br />
</font></p>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000"><br />
</font></p>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000"><br />
</font></p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000"><br />
</font></p>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000"><br />
</font></p>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000">دو سال پيش حماسه بزرگ 9 دي در چنين روزي در شرايطي رقم خورد  كه به تعبير رهبر معظم انقلاب، يادآور روزهاي اول انقلاب و صدر اسلام بود.  خودجوش بودن اين حماسه بزرگ، يك&zwnj;پارچگي ملت و ايمان قلبي و ديني آن&zwnj;ها به  انقلاب، تمام شدن حجت بر همه از مسئولين گرفته تا فتنه&zwnj;گران و دشمنان  خارجي، زمان شناسي و لحظه&zwnj;شناسي برخي از ويژگي&zwnj;هاي اين حماسه بود.</font></p>
<div align="justify"> </div>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000">رجانيوز، در سالروز اين قيام، بخش&zwnj;هايي از بيانات رهبر معظم انقلاب در  اين زمينه را بازنشر مي&zwnj;دهد، چراكه شايد هيچ&zwnj;كس به اندازه ايشان در  بصيرت&zwnj;دهي به جامعه و ايجاد زمينه براي اين حماسه نقش نداشت و بر همين  اساس، بيش از همه نيز بر ابعاد و آثار آن اشراف داشتند.</font></p>
<div align="justify"> </div>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000"><strong>بيانات در ديدار اعضای ستاد بزرگداشت حماسه 9 دی 21/9/90</strong></font></p>
<div align="justify"> </div>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000">&laquo;نهم دی 88، حادثه كوچكی نیست بلكه آن <strong>حركت عظیم و ماندگار مردمی، </strong>شبیه  حركت بزرگ ملت در روزهای اول انقلاب است و باید تلاش شود در سالگرد این  حماسه، حرف اصلی ملت ایران، یعنی حركت در سایه دین و تحقق وعده&zwnj;های الهی  تبیین شود.&raquo;</font></p>
<div align="justify"> </div>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000">&laquo;در هر نقطه&zwnj;ی از جهان چنانچه مردم با هدف و شعار مشخص و ایمان و عمل  متناسب، به عرصه بیایند، هیچ عاملی قادر به مقاومت نیست و این یك نسخه كلی  برای تمام ملت&zwnj;هاست، كه امام خمینی(ره) به آن عمل كرد و ملت ایران هم با  اعتماد به امام راحل عظیم&zwnj;الشان، آن را بصورت عملی اثبات كرد.&raquo;</font></p>
<div align="justify"> </div>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000">&laquo;آن معجزه&zwnj;گری كه همه مردم را بسیج كرده، به صحنه می&zwnj;آورد و با وجود همه سختی&zwnj;ها آنان را در صحنه نگه می&zwnj;دارد، <strong>ایمان قلبی و دینی </strong>است چرا كه بر اساس ایمان دینی، شما در هر شرایطی پیروز خواهید بود و شكست معنایی ندارد.&raquo;</font></p>
<div align="justify"> </div>
<p align="justify"><font size="2" color="#000000">&laquo;در این روز، مردم براساس وظیفه دینی خود به میدان آمدند تا نشان دهند  بر خلاف تبلیغات فتنه&zwnj;گران، مردم ایران ضمن پایبندی به نظام جمهوری اسلامی  از عزم و اراده دینی استوار برخوردارند.&raquo;</font></p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">127@http://www.chamran-lahijan.ir</guid>
<dc:subject>حضرت امام خ</dc:subject>
<dc:date>9-10-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط sajjadkhosropour</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>پوستر بصیرت-9دی</title>
<link>http://www.chamran-lahijan.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=126</link>
<description><![CDATA[<div align="center"><strong>پوستر 9دی - بصیرت - مقام معظم رهبری - کیفیت بالا<br />
<br />
<img width="494" height="326" alt src="http://mellate-ebrahim.persiangig.com/image/1390-09-30/9%20dey%2090.jpg"><br />
</strong></div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">126@http://www.chamran-lahijan.ir</guid>
<dc:subject>مناسبات</dc:subject>
<dc:date>6-10-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط sajjadkhosropour</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>سردار شهید حسن تهرانی مقدم</title>
<link>http://www.chamran-lahijan.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=125</link>
<description><![CDATA[<div align="justify"><font size="2" color="#000000">همرزم شهید حسن طهرانی مقدم با بیان خاطراتی از در دوران دفاع مقدس گفت:  وقتی در عملیات خیبر با مشکلات فراوانی مواجه شدیم شهید حسن مقدم با اقدامی  مبتکرانه موشک هواپیما را بر روی خودرو تویتا نصب کرد.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font>
<div align="center"><img width="433" height="301" src="http://www.rajanews.com/Files_Upload/42490.jpg" alt><br />
</div>
<font size="2" color="#000000"><br />
به گزارش  ندای انقلاب اسماعیل کوثری در گفتگو با مهر، با بیان خاطراتی از شهید  بزرگوارحسن طهرانی مقدم در ایام دفاع مقدس و نحوه آشناییا ب وی اظهار داشت:   آشنایی بنده با شهید طهرانی مقدم مربوط به سال ۶۲ و عملیات خیبر می شود.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">وی  افزود: سال ۶۲ هردوی ما جوان بودیم و پرتلاش؛ درآن مقطع زمانی بچه های  رزمنده سعی می کردند تا ابتکارات و خلاقیت های خود را در مقابل دشمن به کار  بگیرند و شهید بزرگوار  طهرانی مقدم نیز از جمله رزمندگان خوش فکر و مبتکر  بود که در بخش فنی اداوات جنگی به خصوص توپخانه سپاه به کمک شهید شفیع  زاده کاری کرد که باعث شگفتگی خیلی ها شد.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">راه اندازی اولین توپخانه سپاه با غنیمت های جنگی</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">این  همرزم شهید با ذکر خاطره ای از دوران دفاع مقدس این شهید بزرگوار اظهار  داشت: شهیدان حسن طهرانی مقدم و شفیع زاده در دوران دفاع مقدس با غنیمت  گرفتن قبضه های توپ ارتش بعث عراق در عملیت های مختلف مانند ثامن الا ائمه،  طریق القدس ، بیت المقدس و فتح المبین، توپخانه سپاه را راه اندازی کردند.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">وی  در ادامه خاطر نشان کرد: راه اندازی توپخانه ثمرات زیادی برای سپاه داشت.  چراکه  در ایام دفاع مقدس هیچ کشوری حاضر به فروش تسلیحات نظامی  به جمهوری  اسلامی نبود، و همین توپخانه باعث شد تا نیروهای زیادی جذب ان شده ودر  مسائل فنی و موشکی متخصص شوند.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">فرمانده سابق لشکر ۲۷  محمد رسول  الله شهید حسن مقدم را انسانی با روح بلند خواند و اظهار داشت:  او دائما  به فکر اینده و پیشرفت در کار خود بود. همین امر باعث شد تا وی در تلاش  برای رسیدن به تکنولوژ های روز برای ساخت موشک های جدید باشد تا دشمنان  نتوانند به راحتی کشورمان را تهدید کرده و زورگویی کنند.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">کوثری  همچنین افزود: پشتکار، پیشرفت و انگیزه بالای شهید طهرانی مقدم سبب شد تا  بتواند با همکاری سایر رزمندگان سپاهی و بسیجی در سال های ۶۵ و ۶۶ برای  اولین بار موشک های بومی را  در داخل کشورمان طراحی کرده و بسازند.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">این  همرزم شهید در ادامه تصریح کرد: سعی و تلاشاین شهید بزرگوار و همکارانش  موجب شد تا جمهوری اسلامی ایران به موشک هایی با برد بالای دو هزار کیلومتر  با تکنولوژی بومی دست پیدا کند.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">کوثری همچنین ضمن بیان این ویژگی  مهم شهید مقدم که با کمترین امکانات موجود بزرگ ترین ابداعات و خلاقیت ها  را از خود نشان می داد گفت: در زمان عملیات خیبر که با مشکلاتی در طلائیه  مواجه بودیم، شهید طهرانی مقدم گفت من مشکل را حل می کنم و بعد با نصب   موشک هواپیما بر روی تویتا یک عمل مبتکرانه انجام داد که حیرت همگان را  برانگیخت.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font></div>
<div align="center"><font size="2" color="#000000"><img width="450" height="275" src="http://www.gerdab.ir/files/fa/news/1390/8/23/17364_391.jpg" alt="تشییع شهید تهرانی مقدم"></font><br />
</div>
<div align="justify"><font color="#000000"><br />
</font><font size="2" color="#000000">این  فرمانده دوران دفاع مقدس با اشاره به نبوغ شهید طهرانی مقدم در موضوع  طراحی وساخت موشک گفت: اینکه گفته می شود ایشان پدر موشکی ایران است است  غلو نبوده و صحیح است.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">کوثری شهید طهرانی مقدم را در ابعاد مختلف  علمی ، اخلاقی، معنوی و ولایت پذیری ممتاز خواند و افزود: این شهید عزیز  هیچ گاه به دنبال مطرح کردن نام و سابقه خود نبود و تمام تلاش خود را برای  تحقق فرامین رهبری به کار می برد؛ لذا رهبری معظم انقلاب نیز علاقه شدیدی  نسبت به ایشان داشت و شاهد بودیم که در مراسم تشییع این شهید نیز حضور پیدا  کردند.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">وی همچنین در خصوص پشتکار شهید مقدم در به نتیجه رساندن  پروژه هایش گفت: انگیزه الهی و بسیار بالای شهید طهرانی مقدم باعث می شد تا  هرگاه پروژه ای را در زمینه موشکی شروع می کرد تا به نتیجه نهایی رسیدن آن  دست از کار وتلاش نکشد.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">همرزم شهید طهرانی همچنین در خصوص اخلاق  این شهید بزرگوار اظهار داشت: شهید طهرانی مقدم اخلاق بسیار خوبی داشت و  همیشه خندان و با روحیه بود و این روحیه شاداب ایشان نشات گرفته از انگیزه  بالای وی بود. شهید مقدم همچنین با زیر دستانش بسیار متواضعانه برخورد می  کرد و ارتباط وی  با فرزندانش بیشتر از آن که رابطه پدر و فرزندی باشد  رابطه دوستانه بود.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">شهید طهرانی مقدم علاقه زیادی به ورزش فوتبال داشت</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">کوثری  با اشاره به اینکه شهید طهرانی مقدم با این همه مشغله کاری  ورزش را  فراموش نمی کرد افزود: ایشان علاقه زیادی به ورزش فوتبال داشت و مکرر  دوستان و همکاران را تشویق به ورزش می کرد.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">فرمانده سابق لشکر ۲۷  محمد رسول الله شهید طهرانی مقدم را مرد تئوری و عمل خواند و گفت: هرگاه  ایشان کاری را شروع می کرد و به نتیجه نمی رسید خودش وارد میدان عمل می شد و  در صحنه آزمایش نیز حضور پیدا می کرد، حتی در مواردی هم که بنده را برای  مشاهده آزمایش ها دعوت می کردند می دیدم که این شهید چگونه با همکارانش با  انگیزه خیلی بالا آزمایش های خود را انجام می دهند.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">وی با بیان  اینکه شهید طهرانی مقدم عاشق شهادت بود افزود: بعد از شهادت شهید کاظمی  ایشان برای شهادت روز شماری می کرد و سرانجام نیز به آرزوی دیرینه خود دست  یافت.</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">این همرزم شهید طهرانی مقدم، با اشاره به اینکه آخرین دیدارش  با این شهید در ستاد کل نیروهای مسلح بود افزود: شهید طهرانی مقدم هرگاه  رزمندگان دفاع مقدس را می دید با شوخی های به جا و لطیفه گویی  هم به آنها  روحیه می داد و هم خودش طراوت و شادابی خاصی پیدا می کرد .</font><font color="#000000"><br />
<br />
</font><font size="2" color="#000000">کوثری در  پایان با بیان اینکه شهید طهرانی مقدم اخلاق فوق العاده ای در برخورد با  دیگران و همچنین تاکید ویژه ای بر انجام فرایض دینی داشت افزود: ایشان در  بعد علمی و تخصص خود در بحث موشکی  یک نخبه و نابغه فوق العاده بود.</font></div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">125@http://www.chamran-lahijan.ir</guid>
<dc:subject>شهدا</dc:subject>
<dc:date>28-8-1390</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط sajjadkhosropour</dc:creator>
<language>ar</language></item>

</channel>
</rss>

