.
                        
نمایه


وب سایت پایگاه مقاومت بسیج

شهید
دکتر چمران


شهرستان لاهیجان




آدرس: انتهای خیابان کاشف شرقی - جنب مسجد حضرت ابوالفضل(ع)


Email: Info@chamran-lahijan.ir


توجه:
برای دسترسی موضوعی و همچنین آرشیو مطالب به
" بخش خبری "

 از منوی اصلی مراجعه نمایید.





برای بازدید از سایت ترجیحا از مرورگرهای Google Chrome یا Mozilla Firefox استفاده نمایید.



منوی اصلی
لینکهای سریع
دیگر بخشها
بخش کاربری
مطالب سایت
بخش خبری
امکانات سایت
عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
صوت


www.chamran-lahijan.ir

آمارگیر
   
   
 
امام آمد
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
پنجشنبه، 13 بهمن ماه ، 1390

دهه فجر انقلاب اسلامی مبارک باد



وبلاگ "اسکالپل" در آخرین مطلب خود نوشته است:

توی وبلاگش نوشته خاک بر سرش که حالا که بعد از مدتها دویدن و حرص و جوش مال دنیا را خوردن به آرزوی چندین ساله خود یعنی خریدن خانه رسیده است الان خالی از هرگونه احساس مثبت است و شده است یک آدم بی‌ذوق و شوق. بعد، برای اینکه این را خوب به خواننده خود تفهیم کند خود را با امام خمینی (ره) مقایسه کرده و نوشته است مثل «آن شخصی» که وقتی بعد از سالها به شهرش برگشت، گفت که هیچ احساسی ندارد از این بازگشت!

کل آرشیو را که بگردی، تنها جمله‌ سیاسی این وبلاگ همین است و بقیه، یادداشتهای روزمرگی نویسنده است. نویسنده، همین جمله را هم از سر روزمره‌زدگی نوشته، اما ما دوستانی داریم که وقتی به ما یادآوری می‌کنند که امام (ره) در هواپیما در پاسخ سؤال آن خبرنگار گفته است «هیچی»، مرادشان این است که ما را شیرفهم کنند که حرف امام (ره) چقدر غرور وطن‌پرستی آنان را خدشه‌دار کرده است. چقدر در مورد امام (ره) کم می‌دانند! گفته شده که وقتی خبر سقوط خرمشهر را به امام (ره) دادند امام (ره) بین نماز مغرب و عشاء بود. وقتی شنید، گفت: «جنگ است دیگر!» لذا امام (ره) ما همان امامی است که نه تنها از بازگشت به وطن «هیچ» احساسی نداشت، از سقوط خرمشهر هم «هیچ» احساسی به او دست نداد. و اگر بخواهی او را بهتر بشناسی لازم است بدانی که او فرزند حسین (ع) است که وقتی سر به تیغ بلا سپرده بود «هیچ» احساسی نداشت و پیرو ابراهیم (ع) است که وقتی داشتند او را به آتش می‎‌انداختند «هیچ» احساسی نداشت.

اگر فکر کرده‌اید که من می‌توانم مبانی نظری آن «هیچی» را که امام (ره) در پاسخ آن خبرنگار فرموده توضیح بدهم، سخت در اشتباهید! اما شکی در این گفته عرفا ندارم که همه عالمیان را همین گمراه کرده که دوستان خدا را با خودشان مقایسه کرده‌اند؛ «کار پاکان را قیاس از خود مگیر/ گرچه ماند در نوشتن شیر، شیر/ جمله عالم زین سبب گمراه شد/ کم کسی ز ابدال حق آگاه شد» اما اگر خواستیم و خواستید بدانید امام (ره) از کدامین جرگه است کافیست بدانیم و بدانید در حالیکه وقتی رنگ ماشین من و تو خراش بر میدارد، دل من و تو هم خراش بر میدارد، دل این جرگه از فزع روز قیامت هم تکان نمی‌خورد؛ «لا یحزنهم الفزع الاکبر». و اگر خواستیم و خواستید بفهمید که «لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم» یعنی چه، اول لازم است بدانیم و بدانید که والله امام (ره) از بازگشت به وطن «هیچ» احساسی نداشت! او حتی وقتی داشت می‌رفت هم «هیچ» احساسی نداشت و نوشت که با «قلبی مطمئن» میرود و قلب مطمئن همان است که صاحبش را امر به «فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» می‌کنند و این بهشت کمی فرق دارد با بهشتی که گلابی‌های بزرگ دارد!

آن «هیچی» مبنای نظری «همه چیز» انقلاب اسلامی است. اگر امام (ره) می‌گفت آمریکا «هیچ» غلطی نمی‌تواند بکند این از همان «هیچی» آب می‌خورد، اگر برای حاج همت «هیچ» فرقی نداشت که بکشد یا کشته شود، این باز از همان «هیچی» آب می‌خورد و تربت پاک شهیدان ما که تا روز قیامت دارالشفای آزادگان جهان و مزار دلسوختگان و عاشقان و عارفان است و نه هیچ تربت دیگری، این باز از همانجا آب می‌خورد و اگر در «هیچ» کجای جهان بی‌نام خمینی (ره) این انقلاب را نمی‌شناسند، این به همان «هیچی» بر می‌گردد و اگر «هیچ» شیطانی حریف ولی فقیه نیست این باز به آن «هیچی» بر می‌گردد. راستی روزی چند بار می‌گوئی «لا اله الا الله»؟!

اصلا وقتی زمین مال «صالحین» است، چرا باید امام (ره) برای آمدن از فرانسه به ایران احساسی داشته باشد؟! من و تو نمی‌فهمیم، چون «صالح» نیستیم و الا ایران که هیچ، همه زمین مال او بود.

 

پنجشنبه، 13 بهمن ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
ما درشرایط بدر و خیبرهستیم
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
پنجشنبه، 6 بهمن ماه ، 1390


چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟

رهبر انقلاب در دیدار با مردم قم شرایط امروز كشورمان را این‌چنین توصیف كردند: «یك روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید كه با شِعب ابى‌طالب و محاصره‌ى اقتصادى مسلمآنها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاه‌هاى بدمحاسبه‌گر خیال می‌كنند ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم.»1 اما شرایط بدر و خیبر با شرایط شعب ابی‌طالب چه تفاوت‌هایی دارد؟ حجت‌الاسلام‌والمسلمین مهدی طائب، كارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام به بیان این تفاوت‌ها پرداخته است.

 محاصره‌ی شعب ابی‌طالب یكی از نقاط حساس و سرنوشت‌ساز تاریخ اسلام است. لطفاً درباره‌ی چرایی وقوع این محاصره و اثرات آن توضیح دهید.
 خدای متعال در قرآن به مسلمانانی كه در مواجهه با فضای عملیات روانی دشمن قرار داشتند -دشمنی كه می‌كوشید مؤمنین را مأیوس كند و آنها را به این باور برساند كه راهی جز تسلیم ندارند و مقاومت یا اقدامات تقابلی یا تهاجمی‌شان بی‌اثر است- می‌فرماید «و اذكُرُوا»؛ به‌یاد آورید كه «إذ أنتُم قلیلٌ» شما كم بودید و اصلاً قدرتی نداشتید و «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ»2، مشركان شما را مثل دانه از زمین برمی‌داشتند، زیر پا لگدمال می‌كردند و اگر بادی می‌آمد، مانند همان دانه‌ی بی‌ارزش، در هوا این طرف و آن طرف می‌شدید. به یاد بیاورید كه خداوند متعال شما را زیاد كرد تا این‌كه به نیرویی تبدیل شده‌اید كه دیگر دشمن روی شما حساب می‌كند. پس معلوم می‌شود، مؤمنینی كه كنار رسول‌الله صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله بودند، دوران ضعف بسیار مأیوس‌كننده‌ای را سپری كردند كه اگر خدای متعال در معادله‌ی آن دوران نبود، از بین رفتن آنها حتمی بود.

 اوج آن «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاس» هنگامی بوده است كه پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله‌ در مكه بودند و همان تعداد اندك مؤمنین به ایشان، در اثر اِعمال محدودیت‌ها و تعرضا‌ت مشركین، به حبشه مهاجرت كرده بودند. آنهایی هم كه در مكه مانده بودند، یا امكان مهاجرت نداشتند یا به دلایلی مانند عدم تضعیف هسته‌ی دینی حاضر در مكه، صلاح نبود كه مهاجرت كنند. در مكه به دلیل حضور بنی‌هاشم، مشركین اجازه نمی‌یافتند به شخص پیامبر تعرضی كنند، چون ابوطالب كه ظاهراً به اسلام نگرویده بود، به عنوان رئیس قبیله‌ی قریش و طایفه‌ی بنی‌هاشم، با آداب و سنن و تعصب‌های قومی از پیامبر صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله محافظت می‌كرد. البته به غیر از این، مشركین می‌توانستند سایر محدودیت‌ها را علیه مسلمانان اعمال كنند.

 مشركین در این مقطع یك محاصره‌ی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همه‌جانبه را علیه مؤمنین طراحی و اجرا كردند. آنها طبق این برنامه‌ی تحریم، تمام ارتباطات مسلمین را قطع كردند. مسلمانان كه حتی از سرپناهی در مقابل گرمای تابستان محروم شده‌بودند، تقریباً سه سال از دارایی‌های خودشان خوردند و امكان فعالیت اقتصادی نداشتند، به گونه‌ای كه در اواخر دوران شِعب ابی‌طالب، حتی برای بچه‌هایشان هم غذایی یافت نمی‌شد. مؤمنین در آن سه سال بسیار تكیده و فرسوده شدند؛ تا حدی كه اگر محاصره شكسته نمی‌شد، تنها یك قدم تا مرگ فاصله داشتند.






 
 البته موضوع این‌ تحریم، تهدید جانی و حذف فیزیكی مسلمانان نبود؛ تنها اعمال فشار اقتصادی شدید و گرسنگی مطرح بود. وضعیت به جایی رسید كه دیگر هیچ كاری از دست پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله برنمی‌آمد. در این وضعیت طبیعتاً جذب مردم به اسلام هم كم شد. یعنی اینهایی كه پیرامون هستند، وقتی می‌دیدند ورود به اسلام هزینه‌ی خیلی بالایی دارد، خیلی اشتیاق نشان نمی‌دادند. البته بعضی‌ها هم ممكن بود بگویند كه دیگر رها كنیم و برویم. پس برای یك مكتب، تهدیدی بالاتر از این متصور نیست كه ریزشش بالا برود و رویشش كم شود؛ این یعنی از بین رفتن. بنابراین «یتَخَطَّفَكُم» را به حد اعلا رسانده بودند كه خداوند متعال خودش وارد میدان ‌شد و آن موریانه را مأمور خوردن و از بین بردن نامه كرد.

  چرا مشركین حاضر شدند تنها به دلیل از بین رفتن نامه، محاصره‌ی شعب را پایان دهند؟
 در آن زمان آیه‌ای نازل شد و خداوند فرمود «وَ لَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ» در درگیری با اینها سست نشوید، زیرا «إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ» اگر شما در درگیری با آنها درد می‌كشید، آنها هم مثل شما درد می‌كشند و البته یك تفاوتی با هم دارید «تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یرْجُونَ»3 شما امیدی به خدا دارید كه آنها ندارند.

 در آن وضعیت سخت، یكی از منابع مالی ارزشمند برای مسلمانان، همان تجارت حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها و اموالش بود. مشركین برای تكمیل محاصره‌شان تمام معاملات تجاری حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها را قطع كردند تا هیچ كس به مسلمین جنس نفروشد. در نتیجه مسلمانان مجبور بودند كه اجناس را به چهار برابر و پنج برابر قیمت بخرند. ضمن این‌كه مشركین برای جلوگیری از دادو ستد اجناس كاروآنهای تجاری با مسلمانان داخل شعب، مجبور بودند اجناس را گران‌تر بخرند. وقتی اجناس را گران می‌خریدند، دیگر در مكه كسی خریدار این اجناس گران نبود. در نتیجه طی این سه سال، تراز مالی بسیار بالایی از مكه خارج شد.

 بنابراین مشركین احساس كردند ادامه‌ی این سیاست، مكه را هم دچار فقر می‌كند و تجار مكه هم از بین می‌روند. یعنی همان‌طور كه مسلمین در شعب زیان می‌دیدند، تجار مكه هم زیان شدیدی را تحمل می‌كردند، منتها آنهایی كه داخل شعب بودند، می‌گفتند ما خدا را داریم، اما آنهایی كه بیرون بودند، هیچ اعتمادی به خدا نداشتند. لذا شعب و بیرون شعب مانند دو كُشتی‌گیر در حال مسابقه، نفس‌هایشان رو به اتمام بود و كسی برنده بود كه یك قدم بیشتر مقاومت می‌كرد. بنابراین وقتی موریانه آن كاغذ را خورد، یك‌باره راهی برای مشركین هم پیدا شد كه خودشان را نجات دهند.

رهبر انقلاب:
 ما در شرایط بدر و خیبر هستیم


 اگر بخواهیم به جنگ بدر بپردازیم، این جنگ یك بهانه‌ی اقتصادی داشت و آن هم مسدود كردن راه كاروان تجاری ابوسفیان بود. برخی شبهه می‌كنند كه پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله راه تمامی كاروآنهای مكه را می‌بستند. نظر شما در این باره چیست؟

 نه، این یك اشتباه تاریخی است كه برخی گمان كرده‌اند پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله راه تجاری مردم مكه را بستند. خیر، چنین نبوده است. به این دلیل كه وقتی حضرت از جنگ احد برمی‌گشتند، خداوند متعال به ایشان فرمان داد كه برو و ابوسفیان را تعقیب كن و فقط هم با كسانی برو كه دیروز در جنگ فرار نكردند. همه‌ی آنهایی كه مانده بودند، به‌ غیر از زخمی‌ها حدود هفتاد نفر بودند. حضرت كه از مدینه حركت كردند، در راه با كاروان تجاری «نائب بن مسعود اشجعی» ملاقات كردند كه از شام راهی مكه بود. نایب بن مسعود مشرك بود، اما پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را دوست داشت. به ایشان عرض كرد «من از این وضعیتی كه برای شما پیش آمده، خوشحال نیستم، آیا كمكی از دست من برمی‌آید؟» پیامبر فرمودند «در این مسیر اگر دیدی كه ابوسفیان با لشگرش به سوی ما می‌آید كاری كن كه برگردد و نیاید.» سؤال این است كه  نایب بن مسعود عازم كجا بود؟ مكه. چه داشت؟ آذوقه. اگر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم راه تجاری اهل مكه‌ را بسته بود، پس این كاروان چطور از مكه به شام رفت و آمد كرده بود؟

 دلیل دوم نقض ادعای فوق این است ‌كه وقتی نعیم به ابوسفیان گفت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم با یك سپاه فراوان به تعقیب تو آمده است، ابوسفیان برای این‌كه ایشان را از ادامه‌ی حركت بازدارد، به یك كاروان تجاری دیگر كه از مكه راهی شام بود و بار آذوقه داشت گفت «شما وقتی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را دیدید، بگویید كه ابوسفیان با یك لشكر به سمت شما می‌آید.» به آنها گفت وقتی برگشتید مكه، من بار گندم به شما می‌دهم. پس اگر پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله راه تمام كاروان‌های مكه را می‌بسته بود، این كاروان چگونه می‌خواسته عبور كند؟ بنابراین ایشان راه كاروانی را ‌بست كه اموال مشركین تجهیزكننده‌ی جنگ علیه مسلمانان در آن بود.

 اما تفاوت این بستن راه چه بود؟ مشركین در شعب ابی‌طالب، حضرت و مسلمانان را محاصره كردند، اما این محاصره برای خودشان هم ضرر مالی داشت. در حالی كه پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله راه كاروان تجهیزی مشركین را بست، اما اولاً ضرر مالی برای مسلمانان نداشت، چون این كاروانی نبود كه بخواهد با مدینه معامله‌ی تجاری داشته باشد. ثانیاً خود كاروان برای مدینه سود بود. ثالثاً زمین‌گیر كردن دشمن باعث ارتقای توان عملیاتی مسلمانان بود.

 در شُرُف وقوع عملیات بدر، برخی مسلمان‌ها در برابری دو نیروی متقابل تردید داشتند. یعنی برخی از آنها گمان می‌كردند كه ما بنا بود برویم و كاروان را مصادره كنیم، اما به جای كاروان با رؤسا و مالكین كاروان روبه‌رو هستیم. قوت نظامی آنها هم به گونه‌ای است كه ما توان مقابله نداریم؛ پس ما باید برای تجدید قوا عقب‌نشینی كنیم. این عده چرا به چنین جمع‌بندی رسیدند؟ زیرا ظاهر توانمند مشركان را می‌دیدند و این‌ ظاهربینی، نتیجه‌‌ی غفلت از همراهی خدا بود. اما پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند اگر شما ایستادگی كنید، با این‌كه عدد شما با آنها برابر نیست، ولی از نظر عملیاتی هم موفق می‌شوید. یعنی اگر آنها سه برابر شما نیرو و تجهیزات دارند، شما هم مؤید به نصرت خداوند هستید. «وَ مَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ»4 اصلاً پیروزی دست خداوند است.
یكی از ویژگی‌های دو نبرد بدر و خیبر این بود كه معادله‌ی میان مسلمین و مشركین را معكوس كرد. تا قبل از عملیات بدر و خیبر، معادله به نفع مشركین و دشمنان بود و آنها از حربه‌های «ضربه زدن»، «مصادره‌ی اموال» و «تنگنای اقتصادی» استفاده می‌كردند، اما بدر و خیبر معادله را برعكس كرد و این حربه‌ها را از دست آنها بیرون آورد.

 موقعیت مسلمانان در جنگ خیبر چگونه بود و چه تفاوتی با موقعیت آنان در جنگ بدر داشت؟
 در غزوه‌ی خیبر، آن جبهه‌ی یهودی كه طراح اصلی و مغز متفكر مشركین بود، خود را علنی كرد و همه‌ی دار و ندارش را در منطقه‌ی خیبر جمع كرد تا با پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله مقابله كند. در این هنگام مؤمنین كه تا پیش از این نفسشان به شماره افتاده بود و به هیچ عنوان در مدینه و حومه با یهودیان درگیر نمی‌شدند، در موقعیتی قرار گرفتند كه توانستند استحكامات یهودیان را دویست كیلومتر دورتر از مدینه محاصره كنند و این یعنی تفاوت موقعیت؛ یك روزی درون شهرشان محاصره می‌شدند، اما حالا دشمن را در منطقه‌ی خودش محاصره كرده بودند.

 وقتی دشمنان در خیبر شكست خوردند، دو ضربه‌ی اساسی به آنها وارد آمد؛ اول این‌كه متفكرهایشان مثل «علی بن أخطب» ضربه خوردند. دوم این‌كه ثروت عظیمی در اختیار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم قرار گرفت، به گونه‌ای كه پس از آن، اوضاع مادی مدینه كاملاً تغییر كرد؛ اصحاب صُفّه دارای خانه و امكانات شدند، سپاه پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله دارای زره و اسب و امكانات شدند و مدینه از آن فقر پیشین درآمد.

 پس یكی از ویژگی‌های دو نبرد بدر و خیبر این بود كه معادله‌ی میان مسلمین و مشركین را معكوس كرد. تا قبل از عملیات بدر و خیبر، معادله به نفع مشركین و دشمنان بود و آنها از حربه‌های «ضربه زدن»، «مصادره‌ی اموال» و «تنگنای اقتصادی» استفاده می‌كردند، اما بدر و خیبر معادله را برعكس كرد و این حربه‌ها را از دست آنها بیرون آورد.
  
 امروزه چگونه می‌توان موقعیت جمهوری اسلامی ایران را با وضعیت پس از غزوات خیبر و بدر مقایسه كرد؟
 درست است كه دشمنان ما طی سی سال گذشته تحریم‌هایی را علیه ما اعمال كرده‌اند، اما امروز ما به موقعیتی مانند شرایط پس از خیبر رسیده‌ایم. یعنی موقعیت ما در برابر دشمن معكوس شده است. ما دیگر در درون خودمان از نظر امكانات نیازمند آمریكایی‌ها نیستیم و اگرچه در مقاطعی اذیت می‌شویم، اما چرخ‌ ما نسبت به 30 سال قبل به بهترین وجه می‌چرخد. هم‌اكنون ما اگر سختی داریم، نسبت به ایده‌آل‌ها سختی داریم و نه نسبت به دوران ستم‌شاهی. آن موقع نه پزشك داشتیم، نه مهندس داشتیم، نه جاده داشتیم؛ «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاس» بودیم، اما داستان امروز ما داستان پس از خیبر است.

 در اثر مقاومت ایران در برابر سی سال اعمال فشارهای دشمنان، چشمان مردم منطقه باز شده است. اكنون دیگر مسلمانان منطقه بیدار شده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند كه آمریكا نمی‌تواند كاری بكند. بنابراین هم‌اكنون جهان اسلام در موقعیت پس از خیبر است. مثلاً گاز اسرائیل از مصر تأمین می‌شد و وقتی حركت بیداری اسلامی در مصر به پیروزی رسید، مردم مصر ‌گفتند ما می‌خواهیم با اسرائیل قطع رابطه كنیم. گاز مصر كه از تنگه‌ی هرمز عبور نمی‌كند كه ما جلویش را بگیریم! اما چون در مصر بیداری اسلامی رخ داده، انگار تنگه‌ی هرمز آن‌جا هم بسته شده است. مردم مصر مصمم می‌گویند كه ما دیگر به اسرائیل گاز نمی‌دهیم. بنابراین اگر در زمان رسول‌الله صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله خیبر شكسته شد، حالا هم این خیبر بزرگ در حال شكستن است. ما در زمان فروریختن خیبر صهیونیسم جهانی هستیم و طنین رسای این پیروزی ما و شكست آنان در همه‌ی جهان پیچیده است.
  
پی‌نوشت‌ها:
 1. بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مردم قم، 90/10/19
 2. سوره‌ی مباركه‌ی انفال، آیه‌ی 36؛ «وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ یتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآواكُمْ وَ أَیدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّیباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ و به یاد آورید زمانی را كه گروهی اندك و ضعیف‌ شده در زمین بودید و می‌ترسیدید كه مردم شما را بربایند و خدا با نصرت خود شما را یاری و تأیید نمود و ازپاكیزه‌ها شما را روزی داد تا شاید شكر بگزارید.
 3. سوره‌ی مباركه‌ی نساء، آیه‌ی 104؛ «وَ لَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یرْجُونَ وَ كَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَكِیمًا»؛ و در تعقیب كفار سستى نكنید، چون اگر شما رنج مى‌برید، آنان نیز مانند شما رنج مى‌برند؛ با این تفاوت كه شما از خدا امید پاداش دارید و آنان ندارند و همانا خداوند دانا و حكیم است.
 4. سوره‌ی مباركه‌ی آل‌عمران، آیه‌ی 126؛ «وَ مَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِیزِ الْحَكِیمِ»؛ و خدا آن را جز مژده‌اى براى شما قرار نداد تا دل‌هاى شما به آن آرامش یابد، و یارى جز از جانب خداوند تواناى حكیم نیست.





پنجشنبه، 6 بهمن ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
ريشه‌شناسي حماسه 9 دي
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
جمعه، 9 دي ماه ، 1390
تعابير و ريشه‌شناسي حماسه 9 دي از نگاه رهبر معظم انقلاب؛
قوي‌ترين و آخرين ضربه ملت/ روزي كه خدا حجت را تمام كرد

 









 



دو سال پيش حماسه بزرگ 9 دي در چنين روزي در شرايطي رقم خورد كه به تعبير رهبر معظم انقلاب، يادآور روزهاي اول انقلاب و صدر اسلام بود. خودجوش بودن اين حماسه بزرگ، يك‌پارچگي ملت و ايمان قلبي و ديني آن‌ها به انقلاب، تمام شدن حجت بر همه از مسئولين گرفته تا فتنه‌گران و دشمنان خارجي، زمان شناسي و لحظه‌شناسي برخي از ويژگي‌هاي اين حماسه بود.

رجانيوز، در سالروز اين قيام، بخش‌هايي از بيانات رهبر معظم انقلاب در اين زمينه را بازنشر مي‌دهد، چراكه شايد هيچ‌كس به اندازه ايشان در بصيرت‌دهي به جامعه و ايجاد زمينه براي اين حماسه نقش نداشت و بر همين اساس، بيش از همه نيز بر ابعاد و آثار آن اشراف داشتند.

بيانات در ديدار اعضای ستاد بزرگداشت حماسه 9 دی 21/9/90

«نهم دی 88، حادثه كوچكی نیست بلكه آن حركت عظیم و ماندگار مردمی، شبیه حركت بزرگ ملت در روزهای اول انقلاب است و باید تلاش شود در سالگرد این حماسه، حرف اصلی ملت ایران، یعنی حركت در سایه دین و تحقق وعده‌های الهی تبیین شود.»

«در هر نقطه‌ی از جهان چنانچه مردم با هدف و شعار مشخص و ایمان و عمل متناسب، به عرصه بیایند، هیچ عاملی قادر به مقاومت نیست و این یك نسخه كلی برای تمام ملت‌هاست، كه امام خمینی(ره) به آن عمل كرد و ملت ایران هم با اعتماد به امام راحل عظیم‌الشان، آن را بصورت عملی اثبات كرد.»

«آن معجزه‌گری كه همه مردم را بسیج كرده، به صحنه می‌آورد و با وجود همه سختی‌ها آنان را در صحنه نگه می‌دارد، ایمان قلبی و دینی است چرا كه بر اساس ایمان دینی، شما در هر شرایطی پیروز خواهید بود و شكست معنایی ندارد.»

«در این روز، مردم براساس وظیفه دینی خود به میدان آمدند تا نشان دهند بر خلاف تبلیغات فتنه‌گران، مردم ایران ضمن پایبندی به نظام جمهوری اسلامی از عزم و اراده دینی استوار برخوردارند.»

 

 

 

 

جمعه، 9 دي ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
مناسبت های: پوستر بصیرت-9دی
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
سه شنبه، 6 دي ماه ، 1390
پوستر 9دی - بصیرت - مقام معظم رهبری - کیفیت بالا


سه شنبه، 6 دي ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
سردار شهید حسن تهرانی مقدم
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
شنبه، 28 آبان ماه ، 1390
همرزم شهید حسن طهرانی مقدم با بیان خاطراتی از در دوران دفاع مقدس گفت: وقتی در عملیات خیبر با مشکلات فراوانی مواجه شدیم شهید حسن مقدم با اقدامی مبتکرانه موشک هواپیما را بر روی خودرو تویتا نصب کرد.



به گزارش ندای انقلاب اسماعیل کوثری در گفتگو با مهر، با بیان خاطراتی از شهید بزرگوارحسن طهرانی مقدم در ایام دفاع مقدس و نحوه آشناییا ب وی اظهار داشت: آشنایی بنده با شهید طهرانی مقدم مربوط به سال ۶۲ و عملیات خیبر می شود.


وی افزود: سال ۶۲ هردوی ما جوان بودیم و پرتلاش؛ درآن مقطع زمانی بچه های رزمنده سعی می کردند تا ابتکارات و خلاقیت های خود را در مقابل دشمن به کار بگیرند و شهید بزرگوار طهرانی مقدم نیز از جمله رزمندگان خوش فکر و مبتکر بود که در بخش فنی اداوات جنگی به خصوص توپخانه سپاه به کمک شهید شفیع زاده کاری کرد که باعث شگفتگی خیلی ها شد.

راه اندازی اولین توپخانه سپاه با غنیمت های جنگی

این همرزم شهید با ذکر خاطره ای از دوران دفاع مقدس این شهید بزرگوار اظهار داشت: شهیدان حسن طهرانی مقدم و شفیع زاده در دوران دفاع مقدس با غنیمت گرفتن قبضه های توپ ارتش بعث عراق در عملیت های مختلف مانند ثامن الا ائمه، طریق القدس ، بیت المقدس و فتح المبین، توپخانه سپاه را راه اندازی کردند.

وی در ادامه خاطر نشان کرد: راه اندازی توپخانه ثمرات زیادی برای سپاه داشت. چراکه در ایام دفاع مقدس هیچ کشوری حاضر به فروش تسلیحات نظامی به جمهوری اسلامی نبود، و همین توپخانه باعث شد تا نیروهای زیادی جذب ان شده ودر مسائل فنی و موشکی متخصص شوند.

فرمانده سابق لشکر ۲۷ محمد رسول الله شهید حسن مقدم را انسانی با روح بلند خواند و اظهار داشت: او دائما به فکر اینده و پیشرفت در کار خود بود. همین امر باعث شد تا وی در تلاش برای رسیدن به تکنولوژ های روز برای ساخت موشک های جدید باشد تا دشمنان نتوانند به راحتی کشورمان را تهدید کرده و زورگویی کنند.

کوثری همچنین افزود: پشتکار، پیشرفت و انگیزه بالای شهید طهرانی مقدم سبب شد تا بتواند با همکاری سایر رزمندگان سپاهی و بسیجی در سال های ۶۵ و ۶۶ برای اولین بار موشک های بومی را در داخل کشورمان طراحی کرده و بسازند.

این همرزم شهید در ادامه تصریح کرد: سعی و تلاشاین شهید بزرگوار و همکارانش موجب شد تا جمهوری اسلامی ایران به موشک هایی با برد بالای دو هزار کیلومتر با تکنولوژی بومی دست پیدا کند.

کوثری همچنین ضمن بیان این ویژگی مهم شهید مقدم که با کمترین امکانات موجود بزرگ ترین ابداعات و خلاقیت ها را از خود نشان می داد گفت: در زمان عملیات خیبر که با مشکلاتی در طلائیه مواجه بودیم، شهید طهرانی مقدم گفت من مشکل را حل می کنم و بعد با نصب موشک هواپیما بر روی تویتا یک عمل مبتکرانه انجام داد که حیرت همگان را برانگیخت.

تشییع شهید تهرانی مقدم

این فرمانده دوران دفاع مقدس با اشاره به نبوغ شهید طهرانی مقدم در موضوع طراحی وساخت موشک گفت: اینکه گفته می شود ایشان پدر موشکی ایران است است غلو نبوده و صحیح است.

کوثری شهید طهرانی مقدم را در ابعاد مختلف علمی ، اخلاقی، معنوی و ولایت پذیری ممتاز خواند و افزود: این شهید عزیز هیچ گاه به دنبال مطرح کردن نام و سابقه خود نبود و تمام تلاش خود را برای تحقق فرامین رهبری به کار می برد؛ لذا رهبری معظم انقلاب نیز علاقه شدیدی نسبت به ایشان داشت و شاهد بودیم که در مراسم تشییع این شهید نیز حضور پیدا کردند.

وی همچنین در خصوص پشتکار شهید مقدم در به نتیجه رساندن پروژه هایش گفت: انگیزه الهی و بسیار بالای شهید طهرانی مقدم باعث می شد تا هرگاه پروژه ای را در زمینه موشکی شروع می کرد تا به نتیجه نهایی رسیدن آن دست از کار وتلاش نکشد.

همرزم شهید طهرانی همچنین در خصوص اخلاق این شهید بزرگوار اظهار داشت: شهید طهرانی مقدم اخلاق بسیار خوبی داشت و همیشه خندان و با روحیه بود و این روحیه شاداب ایشان نشات گرفته از انگیزه بالای وی بود. شهید مقدم همچنین با زیر دستانش بسیار متواضعانه برخورد می کرد و ارتباط وی با فرزندانش بیشتر از آن که رابطه پدر و فرزندی باشد رابطه دوستانه بود.

شهید طهرانی مقدم علاقه زیادی به ورزش فوتبال داشت

کوثری با اشاره به اینکه شهید طهرانی مقدم با این همه مشغله کاری ورزش را فراموش نمی کرد افزود: ایشان علاقه زیادی به ورزش فوتبال داشت و مکرر دوستان و همکاران را تشویق به ورزش می کرد.

فرمانده سابق لشکر ۲۷ محمد رسول الله شهید طهرانی مقدم را مرد تئوری و عمل خواند و گفت: هرگاه ایشان کاری را شروع می کرد و به نتیجه نمی رسید خودش وارد میدان عمل می شد و در صحنه آزمایش نیز حضور پیدا می کرد، حتی در مواردی هم که بنده را برای مشاهده آزمایش ها دعوت می کردند می دیدم که این شهید چگونه با همکارانش با انگیزه خیلی بالا آزمایش های خود را انجام می دهند.

وی با بیان اینکه شهید طهرانی مقدم عاشق شهادت بود افزود: بعد از شهادت شهید کاظمی ایشان برای شهادت روز شماری می کرد و سرانجام نیز به آرزوی دیرینه خود دست یافت.

این همرزم شهید طهرانی مقدم، با اشاره به اینکه آخرین دیدارش با این شهید در ستاد کل نیروهای مسلح بود افزود: شهید طهرانی مقدم هرگاه رزمندگان دفاع مقدس را می دید با شوخی های به جا و لطیفه گویی هم به آنها روحیه می داد و هم خودش طراوت و شادابی خاصی پیدا می کرد .

کوثری در پایان با بیان اینکه شهید طهرانی مقدم اخلاق فوق العاده ای در برخورد با دیگران و همچنین تاکید ویژه ای بر انجام فرایض دینی داشت افزود: ایشان در بعد علمی و تخصص خود در بحث موشکی یک نخبه و نابغه فوق العاده بود.
شنبه، 28 آبان ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
جنبش وال استریت آغاز سقوط سرمایه داری
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
شنبه، 21 آبان ماه ، 1390

جنبش وال استریت چگونه شکل گرفت؟ آیا سقوط وال استریت کلید خورده است؟ آینده جنبش ۹۹ درصد چه خواهد شد؟ گزارش های ویژه مشرق را برای رازگشایی از این سوالات دنبال کنید....

 

*جنبش 99 درصد و آغاز سقوط

آغاز این جنبش با فراخوانی بود که یک گروه کانادایی با عنوان "تسخیر صلح آمیز وال‌استریت" به راه انداخت و به یکباره فراگیر شد.
گروه مذکور، "اد باسترز" (Ad Busters) نام دارد. این بنیاد بیش از هرچیز به خاطر مجله "ضدمصرف‌گرا"ی خود که همان اسم بنیاد را نیز یدک می‌کشد، معروف بود. دلیل آن هم رایگان بودن تبلیغ در این مجله می‌باشد.

این مجله، تصمیم فوق را بدین دلیل اتخاذ کرد تا اعتراضی کرده باشد به دخالت روزافزون شرکت‌ها در سیاست، تحت تاثیر قرار گرفتن دموکراسی و نتیجتا تجمع ثروت و قدرت تنها در دست یک درصد از مردم.

این مجله اعلام کرد: "ما تنها با یک درخواست ساده جنبشی برای ساختن یک آمریکای جدید به راه انداختیم؛ یعنی تشکیل کمیته‌ای از سوی رئیس‌جمهور برای جداسازی سیاست از پول."



 

 
مجله اد باسترز
 
تنها با یک درخواست ساده، جنبشی برای ساختن یک آمریکای جدید به راه انداخت

 


*خصوصی بودن مالکیت پارک "زاکتی" عامل شکل‌گیری تحصن


باید اذعان داشت که شانس با جنبش کاملا یار بود چراکه پارک "زاکتی" یک ملک خصوصی شده و در نتیجه پلیس نمی‌تواند کسی را مجبور به خروج از آن کند مگر با اذن صاحب ملک. البته گفتنی است معترضان، هم‌اینک از نام قدیم پارک استفاده می‌کنند، یعنی "لیبرتی پلازا".



*خواسته‌های عمومی معترضان


هرچند هیچ لیست مدونی از خواسته‌های این جنبش وجود ندارد اما به هر حال می‌توان چند نمونه از خواسته‌های عمومی را ذکر کرد:


1- بالابردن مالیات ثروتمندان

2- حمایت از اتحادیه‌گرایی در تجارت
3- حمایت از بیمه درمان و اجتماعی
4- اعمال نظارت و حسابرسی بر بانک مرکزی و یا حذف آن
5- از بین بردن صنایع نظامی و خاتمه دادن به تمام جنگ‌ها
6- پائین آمدن هزینه‌های درمانی
و ...

 

 


*ناتوانی دولتمردان در موج‌سواری بر روی امواج این جنبش


نکته‌‌ای که باید بدان تاکید کرد آنست که این جنبش خواسته‌هایی بسیار جدی مطرح می‌سازد و انحراف آن از سوی مقامات آمریکایی و یا رسانه‌ها بسیار دشوار خواهد بود. به عنوان نمونه باید به اظهارات مشاور پیشین کاخ سفید، وان جونز اشاره کرد. او از اکتبر امسال با عنوان " اکتبر تهاجمی" نام برد تا به "بازسازی رویای آمریکایی" بپردازد. اما اعضای گروه هکرهای "گمنام" به وی از طریق اینترنت اعلام کردند: "خفه شو".


در این بین برخی مقامات آمریکایی خواستند با موج‌سواری بر روی امواج این جنبش، خود را نیز عضو آن "99درصد" معرفی کنند. اما اظهارات‌شان به قدری با تاخیر و با استدلال‌های ضعیف مطرح شد که کسی نمی‌تواند باور کند این سیاستمداران، اهمیتی برای سرنوشت آن 99 درصد قائل باشند. برای مثال اوباما می‌گوید که این سرخوردگی مردم که از افسردگی بزرگ 1929 تاکنون بی‌سابقه بوده را درک می‌کند اما باید گفت اساسا این خود اوباما بود که با کمک مالی به بانک‌ها و موسسات مالی ورشکسته موافقت نمود؛ خود این مساله که مردم در حال از دست دادن خانه‌های خود هستند و ثروتمندان در حال دریافت کمک از دولت اوباما، یکی از بزرگترین موارد اعتراض تظاهرکنندگان می‌باشد. بایدن نیز به یکباره به یاد طبقه متوسطی می‌افتد که در حال محو شدن است. حال سوالی که می‌بایست از وی پرسید اینست که مگر شما دومین فرد پرقدرت کابینه دولت آمریکا نیستید؟ اگر به چنین چیزی واقف بودید چرا به اوباما در طول این دو سال هشدارهای لازم را ندادید؟


البته در این بین افرادی همچون راس فین‌گلد نیز هستند که از فرصت استفاده کرده و به تی‌پارتی جمهوری‌خواهان می‌تازد. وی اظهار داشت جنبش اخیر اعضای گروه تی‌پارتی را "واقعا می‌فرستد بروند چای بخورند." همانطور که در این اظهارات نیز معلوم است این مقام آمریکایی نیز همچنان در پی منافع حزبی خود است و به آنچه مردم در پی آنند نه می‌پردازد و نه دغدغه‌ای درباره این موضوع دارد.

در این میان باید به نانسی پلوسی نیز اشاره کرد که خود را عضو این جنبش دانسته و اظهار می‌دارد که مردم از کنگره آزرده هستند. حال باید به این تناقض پاسخ داد که این خانم که خود ریاست همان کنگره را در اختیار دارد چرا تاکنون لب به شکایت از آن مجمع نگشوده و بالعکس برای ریاست آن نیز تلاش (بخوانید لابی) کرده است؟

در این بین برخی با لحن بسیار بی ادبانه، منویات درونی خود را آشکار کرده اند.
راش لیمبو تحلیل گر سیاسی وابسته به محافظه کاران در خصوص معترضین وال استریتی گفت: "این معترضین که در واقع شمارشان نیز اندک است، تابحال به هیچ دردی نخورده‌اند. آنها انگل جامعه‌اند؛ انگل‌های واقعی. بیشترشان آدم‌هایی هستند بی‌حوصله‌ای که از کمک‌های دولتی استفاده می‌کنند و عقده "برای خود کسی شدن" را در دل دارند؛ افراد بی‌خودی که فقط می‌خواهند جلب توجه کنند."

 

 

راش لیمبو: معترضین انگل جامعه‌اند؛ انگل‌های واقعی.


باید به سخنان کاندیدای ریاست جمهوری حزب جمهوری‌خواه، ران پل نیز توجه نمود. وی با کمال گستاخی در حال یاد دادن راه و رسم اعتراض به مردم زخم‌خورده است. وی می‌گوید در صورتی این تظاهرات قابل‌پذیرش خواهد بود که به صورت صلح‌‌آمیز برگزار شود. حال آنکه اساس این تظاهرات تاکنون صلح‌آمیز بوده و بهتر بود به جای آنکه به صدور دستورالعمل اجرایی برای تظاهرکنندگان بپردازد، به دلایل به وجود آمدن چنین حرکتی می‌پرداخت.
البته در میان این افراد، هستند سیاستمدارانی که بی پرواتر سخن گفته و اساس جنبش را زیر سوال می‌برند. از این جمله باید به هرمان کین، نامزد ریاست جمهوری از حزب جمهوری‌خواه اشاره کرد. وی طی اظهاراتی از وال‌استریت کاملا حمایت کرده و معترضان را "ضدکاپیتالیست" خوانده است. او در جایی دیگر گفته است: "اگر کاری ندارید و ثروتمند نیستید، بانک‌ها را سرزنش نکنید، بلکه خود را مورد عتاب قرار دهید."
از این جمله سیاستمداران نیز کم نیستند. میت رامنی، دیگر نامزد جمهوریخواهان برای ریاست جمهوری 2012 نیز اعتراضات را "خطرناک" خوانده و از آن به عنوان "جنگ طبقاتی" نام برده است. 


 

 

 

 

 
میت رامنی:
 
اعتراضات خطرناک است و به جنگ طبقاتی منجر می شود.
 
هرمان کین:
اگر ثروتمند نیستید، بانک‌ها را سرزنش نکنید، بلکه خودتان را سرزنش کنید.


مایکل بلومبرگ، شهردار نیویورک نیز از همین جمله افراد است. او اعتراضات اخیر را "غیرسازنده" و بی حاصل خوانده است و معترضان را سرزنش می‌کند. او می‌گوید معترضان چرا افرادی که در شهر کار می‌کنند (ثروتمندان وال‌استریت) را مسوول بیکاری خود می‌دانند؟ حال آنکه شاید به ظاهر آن افراد تنها ثروتمندانی ساده باشند که به فکر سود خود هستند، اما همین افرالد برای کسب سودهای بیشتر وارد سیاست شده و خط مشی‌های کشور را بر اساس منویات خود تنظیم می‌کنند؛ منویاتی که در آن بیکاری آن 99 درصد حتی مطرح هم نمی‌شود.


 

 
مایکل بلومبرگ، شهردار یهودی نیویورک، اعتراضات را بی حاصل خواند.


باید گفت علی‌رغم اظهارات گاها عجیب مقامات سیاسی آمریکا، توده‌های آمریکایی همچنان در حال پیوستن به این جنبش هستند. از جمله اتحادیه کارگران حمل و نقل آمریکا، اتحادیه بین‌المللی کارمندان خدماتی متروی نیویورک و بسیاری دیگر. جا دارد از جمله این حمایت‌ها به نمونه‌ای جالب اشاره شود. روز 3 اکتبر، رانندگان اتوبوس اتحادیه کارگران حمل و نقل، پلیس نیویورک را تحت پیگرد قرار دادند که چرا برای انتقال بازداشت شدگان ماجرای پل بروکلین از اتوبوس‌های‌ آنها استفاده شده است؟


آنچه از تحلیل‌ها و رصدهای پیاپی وضعیت این روزهای امریكا قابل برداشت است، تلاش و رقابت سه گروه عمده در امریكا برای مصادره احتمالی جنبش جنبش وال استریت است.

الف- دولت اوباما و طرفدارانش (با توجه به نزدیكی انتخابات ریاست جمهوری و ناموفق دانستن اوباما در اكثر نظرسنجی‌ها) و همچنین سازمان جاسوسی سیا و ان.اس.ای (با توجه به سابقه طولانی سازمان‌های جاسوسی امریكایی در سركوب، منحرف كردن و حتی ایجاد جنبش‌های اعتراضی مصنوعی)

ب- گروه‌‎های چپ و سوسیالیستی و یا گروه‌های آنارشیستی مانند "جامعه باز روكوس"

ج- گروه‌های دست راستی جمهوری خواه و یا هواداران "رون پال" كاندیدای جمهوریخواه برای انتخابات بعدی ریاست جمهوری


*عمیق بودن نارضایتی تظاهرکنندگان


مجله نیویورکر طی یک نظرسنجی از معترضین حاضر در صحنه به نتایج جالبی دست یافت: در حدود 40 درصد آنان معتقد بودند سیستم کاپیتالیستی دیگر دوام نخواهد آورد و در سوال دیگری که پرسیده شد آیا در انتخابات میان‌دوره‌‌ای سال 2010 شرکت کردید یا نه ، 60 درصد پاسخگویان گفتند که نه شرکت نکرده بودیم.  

باید گفت می‌توان از همه طیف‌ها در میان راه‌پیمایان مشاهده نمود؛ محافظه‌کار، لیبرال، مستقل، سوسیالیست، آنارشیست و حتی طرفداران محیط زیست. برخی جنبش "تسخیر وال‌استریت" را نسخه چپ اما واقعی جنبش "تی‌پارتی" می‌دانند.

 

 
 
برخی جنبش "تسخیر وال‌استریت" را نسخه چپ اما واقعی جنبش "تی‌پارتی" می‌دانند.

 


*میکروفون انسانی


از نکات بسیار جالبی که در این تظاهرات اتفاق می‌افتد "بلندگوی انسانی" است. بر اساس قوانین شهری در نیویورک برای استفاده از آمپلی‌فایر در اماکن عمومی می‌بایست مجوز بگیرید. اما "تسخیر وال‌استریت" دارای مجوز نمی‌باشد و به همین دلیل تظاهرکنندگان امکان استفاده از دستگاه‌های صوتی الکتریکی را در سخنرانی‌های خود ندارند. به همین دلیل و برای رساندن صدای خود به همه حاضران در آنجا، سخنران پس از ایراد چند جمله سکوت کرده و منتظر می‌ماند افرادی که در ردیف جلو نشسته‌اند شنیده‌‌های خود را به افراد پشت‌سری و آنها هم به پشت‌سری خود منتقل کنند؛ و بدین ترتیب همه حاضران از آنچه که گفته می‌شود می‌توانند آگاهی یابند. نام این کار "میکروفون انسانی" است. البته به عقیده خود تظاهرکنندگان این محدودیت ارتباطی نتیجه‌ای عکس داشته و منجر به نزدیکتر شدن معترضان به یکدیگر گردیده است. تظاهرکنندگان حتی یک مرکز رسانه‌ای خیابانی نیز دارند که در آن کامپیوتر، لپ‌تاپ، دوربین و مودم اینترنت بی‌سیم به همراه ژنراتور گازوئیلی برای تامین برق موجود است.


از اقدامات دیگر حاضران نیز که بیش از پیش بی‌نیازی‌شان به دیگران را نشان می‌دهد آب دادن به گل و بوته پارک بوسیله روش "آبپاشی خاکستری" است. در این روش آنها یک سیستم تصفیه آب بنا کرده‌اند که هر آبی که کثیف و بدرد نخور باشد را از طریق آن دستگاه تصفیه نموده و به خورد گل و بوته می‌دهند.


 

 
بلندگوی انسانی


*روزشمار جنبش وال‌استریت  


لازم به ذکر است در طول چند هفته‌ای که از آغاز جنبش وال‌استریت سپری می‌شود، به گفته ریموند کلی از پلیس نیویورک، تا 7 اکتبر این جنبش هزینه‌ای بالغ بر 1.9 میلیون دلار دربرداشته است. جنبشی که در هفته اول خود و در روز 17 سپتامبر 17 هزار تظاهرکننده را به خود دید که 100 الی 200 نفرشان شب را به تبعیت از تحصن میدان التحریر قاهره در وال‌استریت به صبح رساندند. در روز 19 سپتامبر، هفت نفر دستگیر شدند.


در هفته دوم و در روز 24 سپتامبر راه‌پیمایی‌ها ادامه یافت و برای اولین بار از اسپری فلفل استفاده شد. در این روز حداقل 80 تن از معترضان دستگیر شدند. همچنین پلیس نیز برای ایزوله و منزوی کردن معترضان شروع به استفاده از تاکتیک "قرنطینه" (kettling) نمود. در این تاکتیک پلیس معترضان را وادار به کوچک شدن و محدود شدن در مکان‌هایی می‌کند که مثلا تنها یک راه خروج (آن هم راهی که پلیس درنظر گفته) از آنجا وجود دارد و یا معترضان در آن محدوده کوچک و به دور از دیگر ان آنقدر نگاه می‌دارد که معترضان خسته شده و به دلیل مشکلای همچون گرسنگی و نیاز به سرویس بهداشتی دست از راه‌پیمایی بردارند.

نبا بر گزارش ها،  در روز بیست‌چهارم سپتامبر به صورت سه زن به طور مستقیم اسپری فلفل فشانده شد. در فیلمی که در اینترنت از این حادثه پخش شده مشخص می‌شود که پلیس پس از انجام کتلینگ تنی چند ار معترضان زن، بدون هیچ دلیلی و به یکباره بر صورت آنها اسپری می‌افشاند.

 
در فیلمی دیگر از کاربرد فلفل توسط پلیس عکاسی را می‌بینیم که با آنکه پوشش "خبرنگاری" بر تن دارد، بازهم نمی‌تواند از حمله فلفلی پلیس جان سالم به‌در برد.
در روز 25 سپتامبر گروه هکر‌های موسوم به "گمنام" پلیس نیویورک را به خاطر این حوادث تهدید به هک کردن سایتش نمود. از ترس این اقدام هکرها، دایره امور داخلی پلیس نیویورک و اداره وکلای منطقه منهتن شروع به انجام تحقیقاتی در خصوص کاربرد فلفل از سوی ماموران خود نمودند.
اما در هفته سوم و روز اول اکتبر سال 2011 بود که بیشترین تعداد بازداشتی‌ها رقم خورد. در این روز بیش از 700 نفر از تظاهرکنندگانی که به سمت پل بروکلین حرکت کرده بودند تا تنها، بنر خود را از آن پل آویزان کنند، توسط پلیس دستگیر شدند.
در روز 5 اکتبر با پیوستن اعضای اتحادیه‌های کارگری و دیگر اتحادیه‌ها، دانشجویان و آنهایی که شغلی نداشتند، جنبش به یکباره در تظاهرات خود عدد 15 هزار نفر را تجربه کرد. در این روز هم 28 نفر بازداشت شدند.
در هفته چهارم و در روز 9 اکتبر به تقلید از جنبش وال‌استریت، فراخوانی در 25 کشور برای برگزاری تظاهرات عمومی در تاریخ 15 اکتبر داده شد. فعال‌ترین صفحاتی که در فیسبوک برای فراخوان فوق تشکیل شدند، در اسپانیا و ایتالیا بود. بیشترین میزان مشارکت مجازی در این زمبنه در این صفحه ها رخ می دهد: حدود 42 هزار نفر به طور مستقیم و 20 هزار نفر غیرمستقیم.
 
در روزهای اخیر بر تعداد دستگیری‌ها و در عین حال گرویدن گروه‌ها به این جنبش افزایش یافته است. در همين راستا، گروهي از مسلمانان آمريکا در محل تجمع معترضان جنبش تسخير وال استريت در منهتن، ضمن برپايي نماز جماعت، حمايت رسمي خود از اين جنبش و آرمان هاي عدالتخواهانه آن اعلام کردند.
اين مسلمانان که از اعضاي دفتر محلي شوراي روابط اسلامي آمريکا در نيويورک و شوراي مديريت اسلامي محلي بودند، ضمن حضور در ميان معترضان به نظام سرمايه داري و زياده طلبي مؤسسات مالي فاسد در آمريکا، حمايت خود را از عدالت اجتماعي و آرمان هاي عدالتخواهانه اعلام کردند.

ناگفته نماند که حدود 30 معترض نیز طی دو روز گذشته دستگیر شده‌اند. پلیس نیز در یک تلاش ناموفق سعی کرد حتی برخی خبرنگاران را نیز بازداشت کند. در میان بازداشت‌شدگان، اساتید دانشگاه نیز دیده می‌شوند. "کرنل وست"، استاد دانشگاه و فعال سیاسی آمریکایی، روز گذشته در حالی که به همراه اعضای جنبش "تسخیر وال استریت" مشغول تظاهرات در مقابل یک حوزه محلی پلیس در نیویورک بود، بار دیگر دستگیر شد.

با این اوصاف به نظر می‌رسد اخبار مربوط به وال‌استریت هر روز به روز شده و تا آینده نزدیک از صدر رسانه‌ها پائین نخواهد آمد.

 

 

اد پرلماتر نماینده دموکرات کنگره البته از معدود افرادی است که در کنار معترضین حاضر شده است و تنها به اعلام حمایت بسنده ننموده است. وی شنبه شب در دنور و در جریان تظاهرات جنبش اعتراضی وال استریت به معترضان پیوست. وی گفت علیرغم اینکه می‌داند با پیوستن به معترضان موقعیت شغلی اش به عنوان نماینده کنگره به خطر می‌افتد، به مخالفان پیوسته است.

پرلماتر ضمن اینکه از معترضان می‌خواست تا به صورت مسالمت‌آمیز به تظاهرات خود ادامه دهند، همراه با آنان به راه‌پیمایی پرداخت. معترضان با تاکید بر مسالمت آمیز بودن ماهیت جنبش وال‌استریت از عملکرد حزب دموکرات انتقاد کردند، و از اینکه در طی شش هفته گذشته تنها یکی از نمایندگان کنگره در بین آنها حاضر شده، اظهار نارضایتی نمودند.

همزمان با دیگر نقاط جهان که به این جنبش پیوسته‌اند باید به جنبش تصرف شهر دونيدين در نيوزيلند نیز اشاره کرد. این جنبش نیز به عنوان حمايت از جنبش تسخير وال استريت، اخیرا با صدور اعلاميه‌اي از هواداران خود درخواست كرد با ايجاد حلقه اي در اطراف ميدان اوكتاگون اين شهر از اين جنبش حمايت كنند نمايندگان شوراي شهر ديندوين نيز اعلام كرده‌اند در صورتي كه تجمع‌كنندگان تا ساعت 8 امشب به تجمعات خود پايان ندهند با جريمه نقدي تا 1000 دلار و يا حبس تا 6 ماه مواجه خواهند شد




*ژیژک و جنبش تسخیر وال‌استریت

 
از چهره‌های برجسته‌ای که در جمع تظاهرکنندگان "تسخیر وال‌استریت" سخن گفت، اسلاوی ژیژک، فیلسوف و جامعه‌شناس فرهنگی معروف می‌باشد. گفته‌های او شاید بتواند به‌طور کامل اما موجز کلیت داستانی را که با آن مواجهیم جمع‌بندی کرده و پیش چشم ما نهد. وی در روز 9 اکتبر با حضور در میان معترضان ضمن حمایت از جنبش اخیر، از سیستم کاپیتالیستی و شرکت‌های بزرگ انتقاد کرده و اظهار داشت:

"آنها ما را خیال‌پرداز می نامند. اما
خیال پردازانِ واقعی کسانی هستند که فکر می‌کنند این سیستم می‌تواند برای مدت نامعلوم به همین شکل ادامه پیدا کند. ما خیال پرداز نیستیم. ما داریم آن ها را از خواب خوش‌شان که دارد به یک کابوس تبدیل می‌شود بیدار می‌کنیم. ما چیزی را نابود نمی‌کنیم. ما تنها شاهد هستیم که چه طور سیستم، خودش را نابود می‌کند. تصویر آشنای کارتون‌های‌مان را به یاد بیاوریم. یک گربه (در کارتون تام و جری) به سر پرتگاه می‌رسد اما بی‌حواس به مسیرش ادامه می‌دهد. بی‌خیالِ این که زیرش خالی شده است. تنها وقتی پایین را نگاه می‌کند و می‌بیند چیزی زیرش نیست، می‌اُفتد. این دقیقا همان کاری است که ما داریم این جا انجام می‌دهیم. ما داریم به سرمایه‌دارانِ وال‌استریتی می‌گوییم آهای! زیر پای‌تان را نگاه کنید!
 
در آوریل 2011 دولت چین دستور داد که فیلم‌ها و داستان‌هایی که واقعیت‌های جایگزین یا خیال‌پردازی‌هایی مثل ماشین زمان را نمایش می‌دادند ممنوع شود. این یک نشانه خوب برای چین است. این یعنی مردمانِ چین هنوز به جایگزین‌ها فکر می‌کنند و دولت چین مجبور می‌شود که آن را ممنوع کند. ما این جا با ممنوعیت سر و کار نداریم. چرا که سیستم مستقر حتی توانایی ما را برای خیال پردازی سرکوب کرده است. به فیلم‌هایی که هر روز می‌بینیم نگاه کنیم. همه‌چیز در آن ممکن است. می‌توان تصور کرد که یک شهاب سنگ به زمین می‌خورد و زندگی پایان می‌یابد و غیره. اما انگار نمی‌توان پایان سرمایه‌داری را حتی در خیال متصور شد.

بگذارید یک داستان از دوران کمونیسم برای‌تان بگویم. مردی از آلمان شرقی به سیبری فرستاده شد تا آن جا کار کند. این مرد می‌دانست که نامه‌هایش را سانسورچی‌‌ها می‌خوانند. به همین خاطر قراری با دوستانش گذاشت. گفت که اگر نامه‌ای که از من می گیرید به جوهر آبی نوشته شده باشد یعنی آن چه که من در نامه نوشته‌ام درست است. اگر با جوهر قرمز نوشته باشم نادرست. بعد از یک ماه، دوستانش اولین نامه را از طرف وی دریافت کردند. همه متن با جوهر آبی نوشته شده بود. در نامه آمده بود: "همه چیز این جا عالی است. مغازه‌ها پر از غذاهای خوشمزه است. سینماها فیلم‌های خوب غربی پخش می‌کند. آپارتمان‌ها بزرگ و مجلل است. اما تنها چیزی که این جا نمی‌توان خرید، جوهر قرمز است."




 
مشکل اصلی فساد و زیاده‌خواهی نیست.
 

مشکل اصلی
، سیستم است.
 

سیستمی که ما را تا مرز تسلیم می راند.
همه چیز در جهان ممکن است

 اما انگار نمی‌توان پایان سرمایه‌داری

 را حتی در خیال هم متصور شد.

این شیوه زندگی ماست. ما از همه آزادی‌هایی که می خواهیم برخورداریم. اما آن چه نداریم جوهر قرمز است. یعنی زبانی نداریم که که با آن بتوانیم عدمِ آزادی‌مان را بیان کنیم. آن شکلی که ما یاد گرفته‌ایم درباره آزادی صحبت کنیم جنگ برای آزادی را مقابل تروریسم قرار می‌دهد. این، معنای واقعی آزادی را تحریف می‌کند. و شما اشغال‌کنندگان وال‌استریت دارید آن کار بزرگ را انجام می‌دهید: شما دارید جوهر قرمز را به ما می‌دهید.

یک خطر وجود دارد. ما نباید شیفته خودمان بشویم. ما این جا روزهای خوشی را کنار هم می‌گذرانیم. اما یادمان نرود! کارناوال‌‌های شادی زودگذرند. آن چه که مهم است اتفاقی است که روز بعد می‌افتد. زمانی که ما به زندگی عادی برمی‌گردیم. آیا آن زمان تغییری رخ داده است؟ من نمی‌خواهم که شما این روزها را به یاد بیاورید و بگویید آه! ما جوان بودیم! چه روزهای زیبایی بود! یادمان باشد که پیام اصلی ما این است: ما حق داریم به جایگزین‌ها فکر کنیم.
ما در بهترین دنیایِ ممکن زندگی نمی‌کنیم. اما یک راه طولانی در پیش است. پرسش‌های به راستی دشواری پیش روی ماست. ما می‌دانیم چه نمی‌خواهیم. اما آیا می دانیم چه می‌خواهیم؟ چه نظام اجتماعی می‌تواند جایگزین سرمایه‌داری شود؟ رهبران جدید چه خصوصیت‌هایی باید داشته باشند؟ یادمان نرود: مشکل اصلی فساد و زیاده‌خواهی نیست. مشکل اصلی سیستم است. سیستمی که ما را تا مرز تسلیم هل می‌دهد. تنها از دشمنان حذر نکنیم. حواس‌مان به دوستان نارفیقی که می‌خواهند جان حرکت ما را بگیرند نیز باشد.

ما کمونیست نیستیم. اگر کمونیسم آن نظامی است که در سال 1990 سقوط کرد یادمان باشد که آن کمونیست ها امروز بی‌رحم ترین سرمایه‌داران هستند. ما امروز در چین یک نظام سرمایه‌داری داریم که حتی پویاتر از سرمایه‌داری امریکایی است. اما آن جا دموکراسی نیست. این یعنی وقتی دارید سرمایه‌داری را نقد می‌کنید از تهدید کسانی که می‌گویند شما مخالف دموکراسی هستید نترسید. پیوند بین سرمایه‌داری و دموکراسی پایان یافته است.

تغییر، ممکن است. ما این روزها چه چیزهایی را ممکن می‌دانیم؟ به رسانه‌ها گوش کنیم. از یک طرف در حوزه تکنولوژی و سکسوالیته همه چیز ممکن است. شما می توانید به ماه سفر کنید. می‌توانید با بیوژنتیک زندگی ابدی داشته باشید. می‌توانید با حیوانات سکس داشته باشید و امثالهم. اما به حوزه اقتصاد و اجتماع نگاه کنیم. می‌گویند که هر تغییری غیرممکن است. ما می‌خواهیم مالیات بر ثروتمندان اندکی افزایش پیدا کند؛ می گویند محال است، رقابت از دست می رود. ما می‌خواهیم پول بیشتری صرف سلامت شود؛ می گویند امکان ندارد، یک دولت توتالیتر سر کار می آید. چه طور می‌شود به ما وعده زندگی ابدی می‌دهند اما نمی توانند اندکی بیشتر صرف سلامت کنند؟ یک جای کار می‌لنگد. بیایید اولویت‌های‌مان را همین جا تعیین کنیم. ما استاندارهای بالاتری برای زندگی نمی خواهیم. ما استاندارهای بهتری برای زندگی می خواهیم.

ما باید صبر داشته باشیم. تنها چیزی که من از آن می ترسم این است که یک روز به خانه‌های‌مان برویم، سالی یک بار یکدیگر را ملاقات کنیم، چیزی بنوشیم و نوستالژیک‌وار این روزها را به یاد آوریم. بیایید به یکدیگر قول بدهیم که این اتفاق نمی‌افتد. ما می‌دانیم که مردم اغلب نسبت به چیزی اشتیاق دارند اما واقعا آن را نمی خواهند. بیایید نترسیم و چیزی را که به آن اشتیاق داریم واقعا بخواهیم. متشکرم.



*مایکل مور: هرگز مايوس نمي‌شويم


 

مایکل مور، فیلم‌ساز مطرح امریکایی نیز که به این جنبش پیوسته، در جمع معترضان به نظام سرمایه‌داری در کالیفرنیا گفت: واكنش پليس در قبال مردم وحشتناك است.


 

مايكل مور در جمع بيش از هزار معترض در اوکلند اظهار داشت: حوادثي را طي يك هفته اخير در"اوكلند" شاهد بوديم پليس بايد به عنوان "نقطه عطف" اقدامات خود در كارنامه كاري ثبت كند!

مایکل مور با اشاره به وضعیتي یكي از سربازان آمريكايي كه در درگيري‌ با پلیس دچار شكستگي جمجمه شده و توانایی تكلم را از دست داده، گفت: هرگز مايوس نمي‌شويم و هر روز شمار بيشتري از كهنه سربازان به جنبش ضدسرمايه‌داري ملحق مي‌شوند.




 
شکسته شدن جمجمه معترض آمریکایی توسط پلیس
 

درحال حاضر با رشد سريع جنبش "وال استريت را تسخير كنيد" و آگاهي مردم آمريكا نسبت به سيستم فاسد اقتصادي آمريكا، "مايكل مور" اعلام كرده، مستند جديد خود را حول موضوع اقتصاد آمريكا و جنبش وال استريت را روي پرده مي برد. زماني كه وی مستند "كاپيتاليسم: يك داستان عاشقانه" را ساخت، اعلام كرد تا زماني كه مردم آمريكا نسبت به سيستم اقتصادي اين كشور واكنش نشان ندهند، مستند ديگري نخواهد ساخت.

«مایکل مور»، قیام وال استریت را فریاد نسل جوان بر سر بی‌عدالتی موجود در جامعه آمریکا می‌داند که به زودی سراسر آمریکا را در بر خواهد گرفت.




*مقایسه پوشش خبری دو رویداد "تی‌پارتی" و "تسخیر وال‌استریت"


نکته جالب دیگر در مورد تظاهرات وال‌استریت، پوشش خبری درباره آن و مقایسه آن با [به اصطلاح] "جنبش تی‌پارتی" است که جمهوری‌خواهان ترتیب دهنده‌اش بوده‌اند. نمودارها نشان می‌دهند که پوشش رسانه‌ای این دو جنبش به‌هیچ‌وجه یکسان نبوده است. با آنکه تی‌پارتی از همان ابتدا پوشش وسیعی از سوی رسانه‌های آمریکا یافت، اما جنبش تسخیر وال‌استریت در ابتدا اصلا از آن پوشش بهره‌مند نبود.


در نمودار زیر نحوه پوشش این دو واقعه را به لحاظ زمانی می‌توان دید:

 
 

مقایسه پوشش خبری دو رویداد "تی‌پارتی" و "تسخیر وال‌استریت"


 
در نمودار دیگری نیز می‌توان حوادثی را که رسانه‌های آمریکا را ناچار به انعکاس جنبش وال‌استریت کرد، مشاهده می‌کنیم.
 
 

 
همانطور که نمودار بالا نشان می دهد سه رویداد: 1) کاربرد اسپری فلفل برای نخستین بار، 2) بازداشت گسترده و 700 نفری پل بروکلین و 3) برخوردهای شدید پلیس با معترضین در روزهای آتی، همان حوادثی هستند که رسانه را واراد به انعکاس این جنبش نمودند.


سخن آخر

اینکه حرکت اخیر تا چه حد اصیل بوده و برآمده از مردم عادی و دردکشیده آمریکاست، بر ما پوشیده است چراکه گاه نشانه‌های متناقضی بعضا از این جنبش به چشم می‌خورد؛ از جمله این نشانه‌های مشکوک باید به حمایت معنوی و در عین حال مادی بنیاد معروف سوروس از این جنبش اشاره کرد. البته یقینا دردهایی در بطن جامعه وجود داشته که منجر به ایجاد چنین جنبش عظیمی در سطح آمریکا و جهان گردیده است. جنبشی که روز به روز در حال عمیق‌تر و گسترده‌تر شدن بوده و ملت‌های بیشتری را جذب خود می‌کند.
 به هر حال باید منتظر بود و دید که این جنبش تاچه حد اصیل است! به عبارت بهتر تا به کی اصیل باقی خواهد ماند؟  


 

*آيا اقتصاد اسلامي راه‌حل جنبش وال استريت است؟

يكي از بحث‌هاي مطرح در شبكه‌هاي اجتماعي، پاسخ به اين سوال است كه در صورتي كه بپذيريم نظام سرمايه‌داري باعث بروز بحران شديد اقتصادي در آمريكا و ديگر كشورهاي جهان شده است، جايگزين مناسب براي نظام سرمايه‌داري چيست؟

براساس اين گزارش، جواب‌هاي زيادي از سوي نخبگان منتقد نظام سرمايه‌داري به اين سوال داده شده است اما در ميان سكوت نخبگان ايراني، جواب يك پژوهشگر مسلمان به اين سوال قابل توجه است.

اين پژوهشگر مسلمان در مقاله‌اي با عنوان «تنها نظام اقتصادی کامل»، با برشماري نقایص و نقاط ضعف نظام سرمایه‌داری که مبتنی بر بهره بیشتر است، به تبليغ نظام اقتصادی اسلامي كه مخالف ربا و بهره است، پرداخته است.

وي با بيان اين‌كه نوع تكامل‌يافته نظام اقتصادي اسلام در حال حاضر در مالزي اجرا شده است، معترضان آمريكايي را دعوت كرده كه با بررسي وضعيت فعلي كشور مالزي، خواهان استقرار نظام اقتصادي اسلام به جاي نظام سرمايه‌داري در آمريكا شوند.

در بخشي از اين مقاله كه حاوي ارجاعات نويسنده به آيات قرآن است، وي با اشاره به آیاتي از دومين سوره قرآن، به دشمني شديد اسلام با ربا اشاره كرده و آن را باعث وقوع بحران جهاني دانسته است.

نویسنده در ادامه با ارجاع به آيات ديگر قرآن، به بیان دلایل استحکام و پایداری نظام اقتصادی اسلام و سستی نظام اقصادی سرمایه‌داری پرداخته است.


*چه خواهد شد؟


جنبش اشغال وال استریت، صرف‌نظر از هیاهوهای تبلیغاتی و خبری که در اطراف خود دارد، یک نوع اعتراض مدنی به مشکلات رو به گسترش در معیشت مردم آمریکاست.

قدر مسلم این جنبش تنها یک ابراز خشم نیست و برخی اعضای آن تلاش می‌کنند تا برای بهبود وضعیت زندگی مردم آمریکا دست‌آوردی داشته باشند. تظاهرات خیابانی و جنبش‌های اعتراضی در آمریکا سابقه‌دار است و در گذشته نیز مردم آمریکا در اعتراض به استمرار جنگ ویتنام و یا نابرابری‌های اجتماعی و تبعیض نژادی، دست به اعتراضات بسیار گسترده‌ای زده بودند که در زمان خود دستاوردهای قابل توجهی در پی داشت. در حال حاضر نیز نحوه عملکرد دولتمردان آمریکایی با این جنبش، تا حد زیادی آینده جنبش و اثرات را آن در جامعه مشخص می‌سازد.

البته نکات مشکوکی هم وجو دارد که باید با دقت بررسی شود. مثلا برخی گروه‌های خاص كه در اعتراض‌ها وارد شده‌اند، توسط موسسه تایدز حمایت مالی می‌شوند. او می‌گوید شواهد محكمی وجود دارد كه موسسه تایدز حدود هفت میلیون دلار از جرج سوروس دریافت كرده است. وی همچنین عنوان كرده كه مجله ادباسترز كه تبلیغ "روز خشم امریكایی" را چاپ و از مردم برای شركت در آن دعوت كرد، توسط موسسه تایدز حمایت مالی می‌شود كه در یك قلم، كمك مالی حدود 330 هزار دلار از تایدز دریافت كرده است.

این در حالی است كه موسسه تایدز طبق یك تبصره مخصوص دولتی در سازمان مالیات امریكا، از ارائه حساب‌های مالی خود معاف شده است. بنابراین به احتمال قریب به یقین، میزان كمك‌های با واسطه سوروس به گروه‌های اجیرشده توسط دولت برای رخنه در صفوف معترضین امریكایی، بیش از مبالغ مطرح شده به صورت رسمی است.

البته این تنها جرج سوروس نیست كه موضوع تلاش وی برای مصادره اعتراضات اخیر به نفع دولت امریكا افشا شده است بلكه ردپای پاتریك گسپارد مشاور امور سیاسی اوباما نیز در این میان به چشم می‌خورد. مجله حزب امریكایی های طرفدار خانواده های زحمتكش كه گسپ

شنبه، 21 آبان ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
13 آبان 1389-لاهیجان
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
شنبه، 14 آبان ماه ، 1390
 
جمعي از دانش آموزان لاهيجان كه در راهپيمايي يوم الله 13 آبان ماه شركت كرده بودند، اظهار داشتند: آگاهانه و قاطعانه و در سايه تبعيت از منويات رهبر معظم انقلاب از آرمان هاي والاي انقلاب اسلامي پاسداري مي كنيم.

به گزارش روز جمعه ايرنا، راهپيمايي يوم‌الله 13 آبان باشكوه تر از سال هاي گذشته در لاهيجان برگزار شد.

اقشار مختلف مردم و مسوولان لاهيجان به ويژه دانش‌آموزان و دانشجويان همگام با سراسر كشور در 13 آبان‌ با برگزاري راهپيمايي باشكوه، روز ملي مبارزه با استكبار جهاني را گرامي داشتند.

مردم لاهيجان در اين روز ملي با در دست داشتن پلاكادرهايي با مضمون شعارهاي مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل در اين راهپيمايي شركت كردند و با فريادهايي كه از وجودشان بر مي‌خواست، انزجار خود را از آمريكا و كشورهاي استكباري اعلام و همراهي و همگامي خويش را با آرمان‌هاي انقلاب اسلامي فرياد زدند.

راهپيمايان با سر دادن شعارهايي از جمله 'سيزدهم آبان‌ماه يوم‌الله يوم‌الله'، 'مرگ بر آمريكا'، 'مرگ بر اسرائيل'، 'اي رهبر آزاده آماده‌ايم آماده' برضرورت عدم عقب نشيني در مقابل تهديدات دشمنان و زورگويي‌هاي غرب تاكيد كردند.

در حاشيه برگزاري راهپيمايي 13 آبان يكي از دانش آموزان لاهيجاني در گفتگو با خبرنگار ايرنا بيان داشت: براي نهادينه شدن ارزش‌هاي انقلاب بين نسل‌هاي سوم بايد دانش‌آموزان هر ساله در اين مراسم حضور داشته باشند و تكرار شدن اين روز موجب زنده شدن ارزش‌ها و آرمان‌هاي كساني مي‌شود كه براي پاسداري از انقلاب مجاهدت نمودند .

حسين كاظمي افزود : شايد تصور شود كه نوجوانان و جوانان با ارزش‌هاي انقلاب بيگانه‌اند ‌اما وقتي از آنها سئوال شود جواب‌هاي قاطع براي حضور خود در حماسه‌هاي انقلاب دارند.

يكي ديگر از دانش‌آموزان دبيرستاني لاهيجان نيز در باره حضورش در راهپيمايي 13 آبان به خبرنگار ايرنا گفت: آمده‌ام تا دين خود را به شهدا ادا كنم و نگذارم اهداف آنها كمرنگ شود .

حميدرضا جمال اميدي با اشاره به اينكه ما دانش آموزان به آرمان‌ها و اهداف انقلاب اعتقاد كامل داريم، بيان داشت: ما پشتيبان ولايت فقيه هستيم و با پايبندي به آرمان هاي انقلاب به آنها عمل مي‌ كنيم .

سينا حميدي ديگر دانش آموز لاهيجاني نيز گفت: راهپيمايي 13 آبان امسال به دليل خيزش‌هاي اسلامي در منطقه و جنبش وال استريت در كشورهاي اروپايي و آمريكا از اهميت خاصي برخوردار است.

وي تصريح كرد : ملت ايران مي‌داند كه عزت و شرفش، ايستادگي در مقابل استكبار است و ما پيرو سيدالشهداء هستيم كه فرياد 'هيهات من الذله ' سر مي داد.

وي ادامه داد: به حول و قوه الهي روزي مي‌رسد كه سران استكبار بويژه آمريكا ، همانند ديكتاتورهاي منطقه سرنگون شوند.

به گزارش ايرنا در پايان راهپيمايي نيز قطعنامه روز 13 آبان قرائت شد و شركت كنندگان پس از آن در مراسم عبادي سياسي نماز جمعه لاهيجان حضور يافتند
     
         

شنبه، 14 آبان ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
پاورپوینت|خطرات پیشِ ‌روی بیداری اسلامی
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
سه شنبه، 12 مهر ماه ، 1390
پاورپوینت | خطرات پیشِ ‌روی بیداری اسلامی 8/7/1390




دریافت نسخه پاورپوینت  | خطرات پیشِ ‌روی بیداری اسلامی
 [ حجم فایل : 2424 کیلوبایت ]




سه شنبه، 12 مهر ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
نمودار درختی|فرمان8ماده‌ای مبارزه بافساد
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
سه شنبه، 12 مهر ماه ، 1390
نمودار درختی | فرمان 8 ماده‌ای مبارزه با فساد 11/7/1390



دریافت نسخه PDF - نمودار درختی | فرمان 8 ماده‌ای مبارزه با فساد [ حجم فایل : 80 کیلوبایت ]
دریافت نسخه تصویر - نمودار درختی | فرمان 8 ماده‌ای مبارزه با فساد [ حجم فایل : 561 کیلوبایت ]

 

 

 


سه شنبه، 12 مهر ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
سخنرانی امام خامنه ای در جبهه-جدید
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
سه شنبه، 5 مهر ماه ، 1390
به مناسبت هفته دفاع مقدس کلیپی از سخنرانی امام خامنه ای در جبهه برای دانلود آماده شده است که آن را می توانید از لینک های زیر دانلود کنید.

http://www.mobarezclip.ir/clip/6.90/aftab%20-%20Copy.jpg

۸ مگابایت
دانلود کلیپ تصویری مستقیم


۳۴ مگابایت/با کیفیت
دانلود کلیپ تصویری مستقیم



شادی روح امام و شهدا صلوات

منبع:مبارز کلیپ
سه شنبه، 5 مهر ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
سخنان پیامبر(ص)درباره ماه مبارك رمضان
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
جمعه، 21 مرداد ماه ، 1390
ماه رمضان

1. سید قدس سره در (اقبال) از كتاب (بشارة المصطفى لشیعة المرتضى ) با استناد آن به ((حسن بن على بن فضال )) از امام رضا از پدرانش ، از امیرالمؤ منین - درود و سلام بر آنان - روایت نموده كه حضرت فرمودند: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روزى براى ما سخنرانى نمود و فرمود:

((مردم ! ماه خدا با بركت و رحمت و بخشش گناهان نزدیك است ؛ ماهى كه نزد خدا برترین ماه ها، روزهایش برترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعتهاى آن بهترین ساعتهاست ؛ ماهى است كه در آن به میهمانى خدا دعوت شده و شما را در این ماه از كسانى قرار داده اند كه شایسته كرامت خدا هستند. نفس كشیدن شما در آن تسبیح و خوابیدنتان در آن عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعاى شما در آن مستجاب است . پس با نیتهایى راست، و دلهایى پاك از خدا بخواهید شما را موفق به روزه آن ، و خواندن كتابش نماید. بدبخت كسى است كه از آمرزش خدا در این ماه بزرگ محروم شود.

با تشنگى و گرسنگى خود در آن ، گرسنگى و تشنگى روز قیامت را بیاد آورید. به فقیران خود صدقه بدهید؛ بزرگان خود را در آن احترام كنید؛ كوچكترها را مورد رحمت خود قرار دهید و صله رحم بجا آورید. زبانهاى خود را حف0كرده ، دیدگان خود را از آنچه نگاه به آن حلال نیست و گوشهاى خود را از آنچه گوش دادن به آن حلال نیست ، نگهدارید. با یتیمان مردم مهربانى كنید تا با یتیمان شما مهربانى شود. به درگاه خداوند از گناهان خود توبه كنید. هنگام نماز دستهایتان را با دعا بطرف بالا بلند كنید؛ زیرا این وقت بهترین اوقات است و خداوند در آن هنگام با نظر رحمت به بندگانش نگاه كرده و هنگامى كه از او بخواهند و با او مناجات نمایند، جواب آنان را مى دهد. و اگر او را صدا بزنند، به آنان لبیك مى گوید. و اگر دعا كنند، دعایشان را مستجاب مى كند.

مردم! شما زندانى اعمال خود مى باشید، با استغفار خود را آزاد كنید. پشتهایتان از گناه سنگین است با طولانى نمودن سجده هاى خود آن را سبك نمایید. بدانید خداوند به عزت خود سوگند خورده است كه سجده كنندگان و نمازگزاران را عذاب نكند و در روزى كه مردم براى پروردگار جهانیان بر مى خیزند، آنان را با آتش نترساند.

مردم ! كسى كه به مؤمن روزه دارى افطار بدهد، ثواب آزاد كردن یك بنده و آمرزش گناهان گذشته خود را دارد. عرض كردند: رسول خدا! همه ما نمى توانیم این كار را انجام دهیم . حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: از آتش بپرهیزید، گر چه با نیم دانه خرمایى . از آتش بپرهیزید گر چه با جرعه آبى .

مردم ! هر كدام از شما كه اخلاق خود را در این ماه اصلاح كند، روزى كه در صراط پاها مى لغزد، جوازى بر صراط خواهد داشت . و هر كدام از شما كه بر بنده و كنیز خود آسان بگیرد، خداوند در حساب بر او آسان خواهد گرفت ؛ و كسى كه شر خود را در آن باز دارد، خداوند در روزى كه او را ببیند غضب خود را از او باز مى دارد. كسى كه یتیمى را بزرگ بدارد، خداوند در روزى كه او را ببیند او را بزرگ خواهد داشت ؛ و كسى كه در این ماه صله رحم كند، خداوند روزى كه او را ببیند او را به رحمت خود وصل مى كند. كسى كه در آن قطع رحم كند، خداوند روزى كه او را مى بیند رحمت خود را از او قطع خواهد نمود. و كسى كه یك نماز مستحبى بخواند خداوند براى او خلاصیى از آتش مى نویسد. و كسى كه عمل واجبى انجام دهد ثواب كسى كه هفتاد واجب را در ماهى غیر از این ماه انجام دهد، خواهد داشت . و كسى كه در این ماه زیاد بر من صلوات بفرستد، روزى كه ترازوها سبك است ، خداوند ترازوى او را سنگین مى نماید. و كسى كه یك آیه از قرآن بخواند، مانند پاداش كسى كه قرآن را در ماهى غیر از این ماه ختم كند، خواهد داشت .

ماه رمضان

مردم ! درهاى بهشت در این ماه باز است ، از پروردگار خود بخواهید آن را به روى شما نبندد؛ درهاى جهنم نیز بسته است از پروردگار خود بخواهید آن را به روى شما باز نكند؛ شیاطین هم در زنجیرند، از پروردگار خود بخواهید آنان را بر شما مسلط نكند.

امیرالمؤمنین (علیه السلام ) فرمود: برخاستم و عرض كردم یا رسول خدا! برترین اعمال در این ماه چیست ؟ فرمودند: اباالحسن ! برترین اعمال در این ماه دورى گزیدن از حرام هاى خداى عزیز و بزرگ است . سپس گریه كرد. عرض كردم چرا گریه مى كنى رسول خدا؟ فرمود: على ! بخاطر حلال شمردن تو در این ماه است ؛ گویا با تو هستم و تو براى پروردگارت نماز مى خوانى و بدبخت ترین اولین و آخرین ، همانند ((پى كننده شتر ثمود)) ضربه اى به جلو سرت مى زند كه موى صورتت با آنان رنگین مى شود.

امیرالمؤمنین (علیه السلام ) فرمود: عرض كردم : رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم )! آیا در آن حال دینم سالم است ؟ فرمود: آرى دینت سالم است . سپس فرمود: على ! كسى كه تو را بكشد مرا كشته و كسى كه با تو دشمنى كند با من دشمنى نموده و كسى كه به تو ناسزا بگوید، به من ناسزا گفته ، زیرا تو مانند نفس من هستى روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است ؛ خداى عزیز و بزرگ مرا آفرید؛ تو را نیز آفرید و مرا برگزید! و تو را؛ من را براى پیامبرى انتخاب نمود و تو را براى امامت اختیار كرد.

بنابراین كسى كه امامت تو را انكار كند پیامبرى من را انكار كرده . على ! تو وصى من ، پدر فرزندانم ، همسر دخترم و جانشین من در میان امتم در زندگى من و بعد از مرگ من هستى . امر تو امر من و نهى تو نهى من است . به كسى كه مرا به پیامبرى برانگیخته و مرا بهترین مردم قرار داد، قسم مى خورم كه تو حجت خدا بر خلق او و امین او بر رازش ، و جانشین او در میان بندگانش مى باشى .))

2. از رساترین بشارتهایى كه درباره ماه رمضان وارد شده ، نفرین پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر كسى كه در آن آمرزیده نشود، مى باشد، آنجا كه فرمود: ((كسى كه ماه رمضان را بگذراند و آمرزیده نشود، خدا او را نیامرزد.)) زیرا این نفرین با توجه به این كه او به پیامبرى برانگیخته شد تا رحمتى براى جهانیان باشد، مژده بزرگى براى گستردگى رحمت و عمومى بودن آمرزش در این ماه مى باشد. و اگر غیر از این بود - با توجه به این كه رحمتى براى جهانیان است - مسلمانى را، گر چه گناهكار باشد، نفرین نمى كرد.

3. از مهمترین روایاتى كه در این مورد وارد شده روایات زیادى است كه درباره زنجیر شدن شیاطین متمرد، باز شدن درهاى بهشت ، گشودن درهاى رحمت ، بسته شدن درهاى آتش ، ایستادن خداوند در مقابل دشمنان جنّى و صداى منادى خدا از اول ماه تا آخر آن وارد شده است ؛ چیزى كه مانند آن در هیچ ماهى نیامده است . زیرا در مورد سایر ماه ها وارد شده كه فقط در ثلث آخر شب چنین منادیى ندا مى كند مگر در شب جمعه كه از اول شب تا صبح این منادى ندا مى كند و همینطور در ماه رجب ؛ ولى در ماه رمضان این ندا از ماه آخر آن و تمام شبها و روزهایش ‍ وارد شده است .

جمعه، 21 مرداد ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
سخن و وصیتنامه شهید حاج حسین خرازی
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
يكشنبه، 9 مرداد ماه ، 1390
تا کاشف غربت شهیدان گشتیم
دنبال پلاک و استخوان در دشتیم
 
مهدی عجل اله فرجه به خدا اگر مجوز می داد
دنبال مزار مادرش می گشتیم
 
 
 
سخن و وصیتنامه شهید حاج حسین خرازی

خطاب به فرماندهان و رزمندگان اسلام :

ما لشگر امام حسینیم ، حسین وار هم باید بجنگیم ، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین (ع) را در آغوش بگیریم كلامی‌ و دعایی جز این نباید داشته
 باشیم : « اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد . »

اگر در پیروزی‌ها خودمان را دخیل بدانیم این حجاب است برای ما ، این شاید انكار خداست .

اگر برای خدا جنگ می‌كنید احتیاج ندارد به من و دیگری گزارش كنید . گزارش را نگه دارید برای قیامت . اگر كار برای خداست گفتنش برای چه ؟

در مشكلات است كه انسانها آزمایش می‌شوند . صبر پیشه كنید كه دنیا فانی است و ما معتقد به معاد هستیم .

هر چه كه می‌كشیم و هر چه كه بر سرمان می‌آید از نافرمانی خداست و همه ریشه در عدم رعایت حلال و حرام خدا دارد .

سهل‌انگاری و سستی در اعمال عبادی تاثیر نامطلوبی در پیروزی‌ها دارد .

همه ما مكلفیم و وظیفه داریم با وجود همه نارسایی‌ها بنا به فرمان رهبری ، جنگ را به همین شدت و با منتهای قدرت ادامه بدهیم زیرا ما بنا بر احساس
وظیفه شرعی می‌جنگیم نه به قصد پیروزی تنها .

مطبوعات ما جنگ را درشت می‌نویسد ، درست نمی‌نویسد .

مسأله من تنها جنگ است و در همانجا هم مسأله من حل می‌شود .

همواره سعی‌مان این باشد كه خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یك الگو در نظر داشته باشیم كه شهدا راهشان راه انبیاست
و پاسداران واقعی هستند كه در این راه شهید شدند .

من علاقمندم كه با بی‌آلایشی تمام ، همیشه در میان بسیجی‌ها باشم و به درد دل آنها برسم .
 
شهید حاج حسین خرازی
سمت : فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین (ع)
تاریخ تولد : ۱۳۳۶
تاریخ شهادت : ۸ / ۱۲ /۱۳۶۵
عملیات : کربلای ۵
محل دفن : گلستان شهدای اصفهان
 
 

 
یا شهید
يكشنبه، 9 مرداد ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
سالگردشهادت شهیددکترمصطفی چمران+مناجات
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
دوشنبه، 30 خرداد ماه ، 1390


من اعتقاد دارم که خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی که در راه خدا تحمل کرده است پاداش می دهد، و ارزش هر انسانی به اندازه درد و رنجی است که در این راه تحمل کرده است، و می بینیم که مردان خدا بیش از هر کس در زندگی خود گرفتار بلا و رنج و درد شده اند، علی بزرگ را بنگرید که خدای درد است که گویی بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسین را نظاره کنید که در دریایی از درد و شکنجه فرو رفت که نظیر آن در عالم دیده نشده است ، و زینب کبری را ببینید که با درد و رنج انس گرفته است .

درد دل آدمی را بیدار می کند ، روح را صفا می دهد ، غرور و خود خواهی را نابود می کند. نخوت و فراموشی را از بین می برد ، انسان را متوجه وجود خود می کند .

انسان گاهگاهی خود را فراموش می کند ، فراموش می کند که بدن دارد، بدنی ضعیف و ناتوان که، در مقابل عالم و زمان کوچک و ناچیز و آسیب پذیر است ، فراموش می کند که همیشگی نیست، و چند صباحی بیشتر نمی پاید، فراموش می کند که جسم مادی او نمی تواند با روح او هم پرواز شود، لذا این انسان احساس ابدیت و مطلقیت و غرور و قدرت می کند، سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود ، بی خبر از حقیقت تلخ و واقعیتهای عینی وجود ، به پیش می تازد و از هیچ ظلم وستم رو گردان نمی شود. اما درد آدمی را به خود می آورد ، حقیقت وجود او را به آدمی می فهماند و ضعف و زوال و ذلت خود را درک می کند و دست از غرور کبریایی برمی دارد ، و معنی خودخواهی و مصلحت طلبی و غرور را می فهمد و آن را توجه نمی کند .

خدایا تو را شکر می کنم که با فقر آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را  بفهمم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم .

خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است .

خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم ظلم چه گناه نابخشودنی است .

خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا کسی که انصاف ندارد ، شرف ندارد .

خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کیفر خدای بزرگ است. خدایا مرا از بلای غرور وخودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم .

خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق وبرق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند .

خدایا من کوچکم ، ضعیفم ، ناچیزم ، پر کاهی در مقابل طوفانها هستم . به من دیده عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال ترا براستی بفهمم و بدرستی تسبیح کنم .

ای حیات با تو وداع می کنم با همه زیباییهایت ، با همه مظاهر جلال و جبروت ، با همه کوهها و آسمانها و دریاها و صحراها ، با همه وجود وداع می کنم . با قلبی سوزان و غم آلود به سوی خدای خود می روم و از همه چیز چشم می پوشم. ای پاهای من ، می دانم شما چابکید، می دانم که در همه مسابقه ها گوی سبقت از رقیبان ربوده اید ، می دانم فداکارید ، می دانم که به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت صاعقه وار به حرکت در می آئید ، اما من آرزوئی بزرگتر دارم ، من می خواهم که شما به بلندی طبع بلندم ، به حرکت در آئید ، به قدرت اراده آهنینم محکم باشید ، به سرعت تصمیمات و طرحهایم سریع باشید . این پیکر کوچک ولی سنگین از آرزوها ونقشه ها وامیدها ومسئولیتها  را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید .ای پاهای من در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید . شما سالهای دراز به من خدمت کرده اید ، از شما می خواهم که در این آخرین لحظه نیز وظیفه ی خود را به بهترین وجه ادا کنید . ای پاهای من سریع وتوانا باشید ، ای دستهای من قوی ودقیق باشید ، ای چشمان من تیزبین وهوشیار باشید ، ای قلب من ، این لحظات آخرین را تحمل کن ، ای نفس ، مرا ضعیف وذلیل مگذار ، چند لحظه بیشتر  با قدرت واراده صبور وتوانا باش. به شما قول می دهم که چند لحظه دیگر همه شما در استراحتی عمیق وابدی آرامش خود را برای همیشه  بیابید وتلافی این عمر خسته کننده واین لحظات سخت و سنگین را دریافت کنید. چند لحظه دیگر به آرامش خواهید رسید،آرامشی ابدی.دیگر شما را زحمت نخواهم داد.دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد. دیگر فشار  عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد.دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد. و برای همیشه در بستر نرم خاک، آرام و آسوده خواهید بود. اما این لحظات حساس ،لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.

خدایا! وجودم اشک شده ، همه وجودم از اشک می جوشد ، می لرزد ، می سوزد و خاکستر می شود. اشک شده ام و دیگر هیچ ، به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک ریخته شوم واز وجود اشکم غنچه ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان وفداکاری از آن سرچشمه بگیرد .

خدایا تو را شکر می کنم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشوده ای تا هنگامی که همه راهها بسته است و هیچ  راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است مسح توان دست به این باب شهادت زد و پیروزمند و پر افتخار به وصل خدائی رسید.


خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود  در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.
 
توکل و رضا
" ترا شکر می کنم که از پوچی ها ، ناپایداری ها ، خوشی ها و قید و بندها آزادم کردی و مرا در طوفانهای خطرناک حوادث رها ننمودی، و درغوغای حیات، در مبارزه با ظلم و کفر غرقم کردی، لذت مبارزه را به من چشاندی ، مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی... فهمیدم که سعادت حیات در خوشی و آرامش و آسایش نیست ، بلکه در جنگ و درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم و بالاخره در شهادت است.
خدایا ترا شکر می کنم که به من نعمت " توکل " و " رضا" عطا کردی، و در سخت ترین طوفانها و خطرناکترین گردابها، آنچنان به من اطمینان و آرامش دادی که با سرنوشت و همه پستی ها و بلندیهایش آشتی کردم و به آنچه تو بر من مقدر کرده ای رضا دادم.
خدایا در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی ، تو در کویر تنهایی، انیس شبهای تار من شدی، تو در ظلمت ناامیدی، دست مرا گرفتی و کمک کردی... که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه پیش بینی نبود، تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مرا مسلح نمودی، و در میان ابرهای ابهام و در مسیری تاریک، مجهور و وحشتناک مرا هدایت کردی."

می خواستم شمع باشم
" همیشه می خواستم که شمع باشم ، بسوزم ، نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم . می خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. می خواستم در دریای فقرغوطه بخورم و دست نیاز به سوی کسی دراز نکنم. می خواستم فریاد شوق و زمین وآسمان را با فداکاری و آسمان  پایداری خود بلرزانم. می خواستم میزان حق و باطل باشم و دروغگویان ومصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنم. می خواستم آنچنان نمونه ای در برابر مردم به وجود آورم که هیچ حجتی برای چپ و راست نماند،  طریق مستقیم روشن و صریح و معلوم باشد، و هر کسی در معرکه سرنوشت مورد امتحان سخت قرار بگیرد و راه فرار برای کسی نماند..."

در سرزمین کفر ، تو بودی
" خدایا می دانی که در زندگی پرتلاطم خود، لحظه ای تو را فراموش نکردم.همه جا به طرفداری حق قیام کرده ام. حق را گفته ام. از مکتب مقدس تو در هر شرایطی دفاع کرده ام. کمال و جمال و جلال تو را به همه مخالفان و منکران وجودت عرضه کرده ام و از تهمت ها و بدگویی ها و ناسزاهای آنها ابا نکردم. در آن روزگاری که طرفداری ازاسلام به ارتجاع و به قهقراگری تعبیر می شد و کمتر کسی جرأت می کرد که از مکتب مقدس تو دفاع کند، من در همه جا، حتی در سرزمین کفر، علم اسلام را بر می افراشتم و با تبلیغ منطقی و قوی خود، همه مخالفین را وادار به احترام می کردم و تو ای خدای بزرگ! خوب می دانی که این فقط بر اساس اعتقاد و ایمان قلبی من بود و هیچ محرک دیگری جز تو نمی توانست داشته باشد."

دنیا
" دنیا میدان بزرگ آزمایش است که هدف آن جز عشق چیزی نیست. در این دنیا همه چیز در اختیار بشر گذاشته شده، وسایل و ابزار کار فراوان است، عالیترین نمونه های صنعت، زیباترین مظاهرخلقت، از سنگریزه ها تا ستارگان، از سنگدلان جنایتکار تا دلهای شکسته یتیمان، از نمونه های ظلم و جنایت تا فرشتگان حق و عدالت، همه چیز و همه چیز در این دنیای رنگارنگ خلق شده است. انسان را به این بازیچه های خلقت مشغول کرده اند. هر کسی به شأن خود به چیزی می پردازد، ولی کسانی یافت می شوند که سوزی در دل  و شوری در سر دارند که به این بازیچه راضی نمی شوند. این نمونه های زیبای خلقت را دوست دارند و می پرستند.

تو مرا عشق کردی
" خدایا تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم. تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم. تو مرا آه کردی که از سینه بینوایان و دردمندان به آسمان صعود کنم. تو مرا فریاد کردی که کلمه حق را هر چه رساتر برابر جباران اعلام نمایم. تو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی و در کویر فقر و حرمان تنهایی سوزاندی. خدایا تو پوچی لذات زودگذر را عیان نمودی، تو ناپایداری روزگار را نشان دادی. لذت مبارزه را چشاندی. ارزش شهادت را آموختی."

سه طلاقه
" من دنیا را طلاق دادم. خدای بزرگ مرا در آتش عشق و محبت سوزاند. مقیاسها و معیارهای جدید بر دلم گذاشت و خواسته های عادی و مادی و شخصی در نظرم حذف شد. روزگاری گذشت که دنیا و مافیها را سه طلاقه کردم و ازهمه چیز خود گذشتم. از همه چیز گذشتم و با آغوش باز به استقبال مرگ رفتم و این شاید مهمترین و اساسی ترین پایه پیروزی من در این امتحان سخت باشد."

آرامش غروب
" خوش دارم آزاد از قید و بندها درغروب آفتاب بر بلندای کوهی بنشینم و فرو رفتن خورشید را در دریای وجود مشاهده کنم و همه حیات خود را به این زیبایی خدایی بسپارم و این زیبایی سحرانگیز، با پنجه های هنرمندش با تار و پود وجودم بازی کند، قلب سوزانم را بگشاید، آتشفشان درد و غم را آزاد کنم، اشک را که عصاره حیات من است، آزادانه سرازیرنمایم، عقده ها و فشارهایی را که بر قلب و روحم سنگینی می کنند بگشایم . غم های خسته کننده ای را که حلقومم را می فشرند و دردهای کشنده ای که قلبم را سوراخ سوراخ می کند، با قدرت معجزه آسای زیبایی تغییر شکل دهد و غم را به عرفان و درد را به فداکاری مبدل کند و آنگاه حیاتم را بگیرد و من دیوانه وار همه وجودم را تسلیم زیبایی کنم و روحم به سوی ابدیتی که نورهای زیبایی می گذرد پرواز کند و در عالم آرامش و طمأنینه از کهکشانها بگذرم و برای لقاء پروردگار به معراج روم و از درد هستی و غم وجود بیاسایم و ساعتها و ساعتها در همان حال باقی بمانم و از این سیر ملکوتی لذت ببرم."

آفرینش دریا
" خدایا تو را شکر می کنم که دریا را آفریدی ، کوهها را آفریدی و من می توانم به کمک روح خود در موج دریا بنشینم و تا افق بی نهایت به پیش برانم و بدین وسیله از قید زمان و مکان خارج شوم و فشار زندگی را ناچیز نمایم. خدایا تو را شکر می کنم که به من چشمی دادی که زیباییهای دنیا را ببینم و درک زیبایی را به من رحمت کردی تا آنجا که زیباییهایت را و پرستش زیبایی را جزیی از پرستش ذاتت بدانم."

سوگند
" خدایا به آسمان بلندت سوگند، به عشق سوگند، به شهادت سوگند، به علی سوگند، به حسین سوگند، به روح سوگند، به بی نهایت سوگند، به نور سوگند، به دریای وسیع سوگند، به امواج روح افزا سوگند، به کوههای سر به فلک کشیده سوگند، به شیپور جنگ سوگند، به سوز دل عاشقان سوگند، به فداییان از جان گذشته سوگند، به درد دل زجرکشیده گان سوگند، به اشک یتیمان سوگند، به آه جانسوز بیوه زنان سوگند، به تنهایی مردان بلند سوگند که من عاشق زیبائیم. چه زیباست همدردعلی شدن، زجر کشیدن، از طرف پست ترین جنایتکاران تهمت شنیدن، از طرف کینه توزان بی انصاف نفرین شنیدن، چه زیباست در کنار نخلستان های بلند در نیمه های شب، سینه داغدار را گشودن و خروشیدن و با ستارگان زیبای آسمان سخن گفتن، چه زیباست که دراین موهبت بزرگ الهی که نامش غم و درد است، شیعه تمام عیارعلی شدن."

قربانی فرزند آدم
" ای خدای بزرگ ، ای آنکه نمونه ی بزرگی چون حسین علیه السلام را به جهان عرضه کرده ای، ای آنکه برای اتمام حجت به کافران وجودت... سیاهی ها و تباهی ها را به آتش وجود حسین ها روشن نموده ای، ای آنکه راه پرافتخار شهادت را، برای آخرین راه حل انسانها باز کرده ای، ای خدا، ای معشوق من، ای ایده آل آرزوهای مردم عارف، به من توفیق ده تا مثل مخلصان و شیفتگان ، در راهت بسوزم و ازین خاکستر مادی آزاد گردم. ای حسین علیه السلام، من برای زنده ماندن تلاش نمی کنم و از مرگ نمی هراسم ، بلکه به شهادت دل بسته ام و از همه چیز دست شسته ام ، ولی نمی توانم بپذیرم که ارزشهای الهی و حتی قداست انقلاب بازیچه دست سیاستمداران و تجار ماده پرست شده است.
قبول شهادت مرا آزاد کرده است، من آزادی خود را به هیچ چیز حتی به حیات خود نمی فروشم.
خدایا ابراهیم را گفتی که عزیز ترین فرزندش را قربانی کند، و او اسماعیل را مهیای قربانی کرد...
هنگامی که پدر کارد را به گلوی فرزندش نزدیک می کرد، ندا آمد دست نگه دار . ابراهیم آزمایش خود را داد، ولی اسماعیل هنوز به آن درجه تکامل نرسیده بود که قربانی شود، زمان زیادی گذشت تا قربانی کاملی که عزیزترین فرزندان آدم بود، به درجه ارزش قربانی شدن رسید، و در همان راه خدا قربانی شد و او حسین بود. خدایا تو به من دستور دادی که در راه تو قربانی شوم، فوراً اجابت کردم و مشتاقانه به سوی قرارگاه عشق حرکت کردم... اما تو می خواستی که این قربانی هر چه باشکوه تر باشد، لذا دوستانم را و فرزندم را و عزیزترین کسانم را به قربانی پذیرفتی... و مرا در آتش اشتیاق منتظر گذاشتی..."

شرف شیعه
" خدایا تو را شکر می کنم که شیعیان را با اسلحه شهادت مجهز کردی که علیه طاغوتها وستمگران و تجاوزگران قیام کنند و با خون سرخ خود ، ذلت هزار ساله را از دامن تشیع پاک کنند و ارزش و اهمیت شهادت را در معرکه حیات بفهمند و با ایمان خدایی و اراده آهنین، خود را از لجنزار اسارت جسدی و روحی نجات بخشند. علی وار زندگی کنند و در راه سرخ حسین علیه السلام قدم بگذارند و شرف و افتخار راستین تشیع را که قرنها دستخوش چپاول ستمگران بود دوباره کسب کنند."

افزایش ظرفیت
" خدایا از تو می خواهم که طبع ما را آنقدر بلند کنی که در برابر هیچ چیز جز خدا تسلیم نشویم. دنیا ما را نفریبد، خودخواهی ما را کور نکند. سیاهی گناه و فساد و تهمت و دروغ وغیبت ، قلب های ما را تیره و تار ننماید. خدایا! به ما آنقدر ظرفیت ده که در برابر پیروزی ها سرمست و مغرور نشویم. خدایا به من آنقدر توان ده که کوچکی و بیچارگی خویش را فراموش نکنم و در برابرعظمت تو خود را نبینم."

فقر مرا پروراند
" فقر و بی چیزی بزرگترین ثروتی بود که خدای بزرگ به من ارزانی داشت. همت و اراده مرا آنقدر بلند کرد که زمین و آسمان ها نیز در نظرم ناچیز شدند. هنگامی که شهیدی خون پاکش را در اختیارم می گذارد و فقر اجازه نمی دهد که یتیمانش را نگبهانی کنم. هنگامی که مجروحی در آخرین لحظات حیات به من نگاه می کند و با نگاه خود از من تقاضای کمک دارد ، من می سوزم، آب می شوم و قدرت ندارم کمکش کنم. هنگامی که در سنگر خونین ترین قتالها و جنگ آوری، از گرسنگی شکمش خشک شده و نمی تواند آب را از گلو فرو بدهد من که اینها را می بینم و صبر می کنم دیگر ترس و وحشتی از فقر ندارم. این قفس آهنین را شکسته ام و آنقدر احساس بی نیازی می کنم که زیر سخت ترین ضربه ها و کوبنده ترین هجوم ها از هیچ کس تقاضای کمک نمی کنم. "

گذشت
" من اینقدر احساس بی نیازی می کنم که در زیر شدیدترین حملات هم از کسی تقاضای کمک نمی کنم ، حتی فریاد بر نمی آورم حتی آه نمی کشم در دنیای فقر آنقدر پیش می روم که به غنای مطلق برسم و اکنون اگر این کلمات دردآلود را از قلب مجروحم بیرون می ریزم برای آنست که دوران خطر سپری شده است و امتحان به سر آمده و کمر فقر شکسته و همت و اراده پیروز شده است."

بی نیاز
" خدایا از آنچه کرده ام اجر نمی خواهم و به خاطر فداکاریهای خود بر تو فخر نمی فروشم، آنچه داشته ام تو داده ای و آنچه کرده ام تو میسرنمودی، همه استعدادهای من، همه قدرتهای من، همه وجود من زاده اراده تو است، من از خود چیزی ندارم که ارائه دهم، از خود کاری نکرده ام که پاداشی بخواهم.

خدایا هنگامی که غرش رعد آسای من در بحبوحه طوفان حوادث محو می شد و به کسی نمی رسید، هنگامی که فریاد استغاثه من در میان فحش ها و تهمت ها و دروغ ها ناپدید می شد... تو ای خدای من، ناله ضعیف شبانگاه مرا می شنیدی و بر قلب خفته ام نورمی تافتی و به استغاثه من لبیک می گفتی. تو ای خدای من، در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی، تو در تنهایی، انیس شبهای تار من شدی، تو در ظلمت نا امیدی دست مرا گرفتی و هدایت کردی. در ایامی که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه نبود، تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مرا مسلح نمودی... خدایا تو را شکر می کنم که مرا بی نیاز کردی تا از هیچکس و از هیچ چیز انتظاری نداشته باشم.

مغموم
خدایا عذر می خواهم از اینکه در مقابل تو می ایستم و از خود سخن می گویم و خود را چیزی به حساب می آورم که تو را شکر کند و در مقابل تو بایستد و خود را طرف مقابل به حساب آورد! خدایا آنچه می گویم از قلبم می جوشد و از روحم لبریز می شود. خدایا دل شکسته ام، زجر کشیده ام، ظلم زده ام، از همه چیز ناامید و از بازی سرنوشت مأیوسم، در مقابل آینده ای تیره و مبهم و تاریک فرو رفته ام، تنها ترا می شناسم ، تنها به سوی تو می آیم، تنها با تو راز و نیاز می کنم.

خدایا ، فقط تو
" هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم."

من آه صبحگاهم
" من فریادم! که در سینه مجروح جبل عامل در خلال قرنها ظلم و ستم محفوظ شده ام. من ناله دلخراش یتیمان دل شکسته ام که درنیمه های شب از فرط گرسنگی بیدار می شوند و دست محبتی وجود ندارد که برای نوازش آنها را لمس کند، از سیاهی و تنهایی می ترسند. آغوش گرمی نیست که به آنها پناه بدهد. من آه صبحگاهم که از سینه پر سوز بیوه زنان سرچشمه می گیرم و همراه نسیم سحری به جستجوی قلبها و وجدانهای بیدار به هر سو می روم و آنقدر خسته می شوم که از پای می افتم. نا امید و مأیوس به قطره اشکی مبدل می شوم و به صورت شبنمی در دامن برگی سقوط می کنم. من اشک یتیمانم که دل شکسته در جستجوی پدر و مادر به هر سو می دوند، ولی هر چه بیشتر می دوند کمتر می یابند. وای به وقتی که یتیمی بگرید که آسمان به لرزه در می آید."

 

دوشنبه، 30 خرداد ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
يكشنبه، 29 خرداد ماه ، 1390



همه ما مسلمان هستيم و خود را مومن خدا مي دانيم ولي آيا ميدانيد صفات يك مومن چيست؟
حديثي كه اينجا پست مي كنم از كلام امام علي (ع) است و از كتاب اصول كافي نقل مي كنم.
اميد است كه ما هم گوشه اي از اين صفات را داشته باشيم.

امام صادق عليه السلام فرمودند :
مرديكه نامش همام و خداپرست و عابد و رياضتكش بود ، در برابر اميرالمومنين عليه السلام كه سخنراني مي فرمود برخاست و گفت : يا اميرالمومنين !
اوصاف مومن را براي ما آنطور بيان كن كه گويا در برابر چشم ماست و به او مي نگريم ، فرمود:
اي همام ، مومن همان انسان زيرك و باهوشي است كه شاديش بر چهره و اندوهش در دلش باشد ، فراختر دل تر از همه چيز و متواضعتر از همه كس است ، از هر نابودي گريزان و به سوي هر خوبي شتابانست ، كينه و حسد ندارد ، به مردم نمي پرد و دشنام نمي دهد ، عيبجو نيست و غيبت نمي كند ، گردن فرازي را نمي خواهد و شهرت را ناپسند شمرد ، اندوهش دراز و همتش بلند و خاموشيش بسيار است ، با وقار است و متذكر ، صابر است و شاكر ، از فكر خود غمناك است و از فقر خويش شادان ، خوش خلق و نرم خو است ، با وفا و كم آزار است ، دروغزن و پرده در نيست.

اگر بخندد دهن ندرد و اگر خشم كند سبكسري نورزد ، خنده اش بر لبهاست و پرسشش براي دانستن و دوباره پرسيدنش براي فهميدن ، دانشش بسيار و برباريش بزرگ و مهربانيش زياد است ، بخل نورزد و شتاب نكند ، دلتنگي نكند و مستي ننمايد ، در قضاوت خلاف حق نگويد و در علمش بيراه نرود ، از سنگ خارا محكمتر است و در كسب و كار از عسل شيرين تر ، نه حريص است و نه بي تاب و نه خشن و نه پر مدعي و نه متكلف و نه پر كنجكاو ( در امر دنيا ) ، نزاع كردنش نيكو و مراجعه كردنش شرافتمندانه است ، عادلست اگر خشم ورزد ، ملايمست اگر چيزي خواهد ، بي باك و پرده در و زور گو نيست ، دوستيش صميمانه وپيمانش محكم و در قرار داد باوفاست.

مهربان و چسبان و بردبار و گمنام و كم زواﺌد است ، از خداي عزوجل راضي و مخالف هواي نفس خويش است ، بزير دستش درشتي نكند و در آنچه به او مربوط نيست وارد نشود ، ياور دين وحامي مومنين و پناه مسلمين است ، ستايش مردم از او گوشش را ندرد ( فريفته اش نسازد ) و طمع دلش را نخراشد ، بازي هاي كودكانه حكمتش را نگرداند و مر نادان به دانشش پي نبرد.

مي گويد و به كار مي بندد ، دانشمند است و دور انديش ، ناسزا نگويد و سبكي نكند و صلحه رحم كند و بر آن ها گرانبار نشود ، بخشش كند بدون اسراف ، نيرنگ باز و حيله گر نيست ، پيگير عيب كسي نباشد و بر هيچكس ستم نكند ، با مردم ملايمت دارد و ( براي قضاﺀ و حواﺌج آنها ) در روي زمين كوشش مي كند ، ياور ناتوانست و دادرس بيچاره ، پرده اي را ندرد و رازي را آشكار نسازد ، گرفتاريش زياد و شكايتش اندك است ، اگر خوبي بيند به ياد آورد و اگر بدي بيند نهان كند ، عيب را بپوشد و غيب نگهدارباشد ( آبروي مردم را در نبودشان نگهدارد ) ، از خطا در گذرد و از لغزش چشم پوشي كند ، به نصيحتي آگاه نشود كه آنرا رها كند و هيچ كج روي را اصلاح نكرده نگذارد ، امين است و باوفا و پرهيزكار و پاكدامن و بي عيب وپسنديده ، نسبت به مردم عذر پذير است و از آنها به نيكي ياد مي كند و حسن ظن دارد و در نهان خود را ‌( و خود را به عيب ) متهم مي كند.

از روي فهم و دانش براي خدا دوست شود و با دور انديشي و تصميم براي خدا از مردم كناره گيرد ، شادماني نابخردش نسازد و خوشحالي بسيار عقلش را نبرد ، يادآور دانا باشد و معلم نادان ، كسي از او انتظار شر ندارد و از بلايش نترسد ( زيرا شر و بلا به كسي نرساند ) ، كار وكوشش هر كس را از خود خالص تر داند و نفس هر كس را از نفس خويش صالحتر شناسد ، عيب خود را ميداند و گرفتار غم خويش است ، جز به پروردگارش به چيزي اعتماد نكند ، غريب و يكتا و بي علاقه ( و اندوهگين است ) ، براي خدا دوستي كند و در راه خدا جهاد نمايد تا از خوشنودي او پيروي كرده باشد ، خودش به خاطر خويش انتقام نگيرد ( بلكه انتقام را به خدا واگذارد ) و در مورد خشم پروردگارش دوستي نكند.

با فقرا بنشيند و با راستان راست باشد و اهل حق را ياري كند ، ياور خويشاوند است و پدر يتيم و شوهر بيوه زنان و مهربان به مستمندان ، در گرفتاري ها آرزوي او كشند و در سختي ها به او اميدوارند ، با نشاط است و خشرو ، نه عيبجو و ترش رو ، محكم است و فرو خورنده خشم ، خندان لب است و دقيق نظر و بسيار پرهيز ( ناداني نكند و در برابر ناداني ديگران بردباري ورزد ) بخل نكند و در برابر بخل ديگران صبر كند ، تعقل كند تا شرم ورزد و قناعت كند تا بي نياز گردد.

شرمش بر شهوتش برتري دارد و دوستيش بر حسدش و گذشتش بر كينه اش ، جز سخن درست نگويد و جز لباس اقتصاد نپوشد ، با تواضع راه رود و در اطاعت پروردگارش خاضع باشد، در همه احوال از خدا راضي است ، نيتش خالص است و اعمالش بي غش و نيرنگ بازي ، نگاهش عبرت است و سكوتش فكرت و سخنش حكمت ، خير خواه و بخشنده و برادر است ،در نهان و آشكار نصيحت كند ، از برادرش دوري نكند و غيبت ننمايد و با او مكر نورزد ، بر آنچه از دستش رفته افسوس نخورد و بر مصيبتي كه به اورسيده اندوهگين نشود ، توقع بيجا ندارد و هنگام سختي سست نشود ، در زمان خوشي مست نگردد ، بردباري را با دانش آميزد و عقل را با صبر ، تنبلي را از او دور بيني ونشاطش را پيوسته ، آرزويش نزديك و لغزشش كم است ، منتظر مرگ است و دلش خاشع ، به ياد خداست و نفسش قانع و جهلش زدوده و كارش آسان است ، براي گناهش غمگين است و شهوتش مرده و خشمش فرو خورده و خلقش نا آلوده ، همسايه اش از او آسوده است و بر سر خود پسندي نيست ، به آنچه برايش مقدر شده قانع است ، بردباريش متين و كارش محكم و تفكرش بسيار است.

با مردم در آميزد كه دانا شود وسكوت كند كه سالم ماند و بپرسد كه بفهمد و تجارت كند كه سود برد ، گوش دادنش به سخن خوب براي باليدن به ديگران نيست ( پست حساس را نپذيرد كه آن را وسيله گناه و زشت كاري سازد ) و سخن گفتنش براي زورگويي به ديگران نيست ، خودش از خويش در زحمت است و مردم از او در راحت ، خودش را براي آخرتش به زحمت افكنده و مردم را از شر وآزار خود راحت ساخته ، اگر بر او ستمي شود صبر كند تا خدا برايش انتقام گيرد ، دوريش از هركه دوري مي كند بغض و كناره گيري از آلودگي است و نزديكي اش به هر كه نزديك ميشود ملايمت و مهرباني است ، دوريش براي خود پسندي و بزرگ فروشي نيست و نزديكي اش براي فريب ونيرنگ نيست بلكه از پيشينيان اهل خير پيروي كند و خود پيشواي نيكان پس از خود باشد.

راوي گويد : همام فريادي كشيد و بيهوش بيفتاد ، اميرالمومنين (ع) فرمود : همانا به خدا من از بيتابي او ترسان بودم . سپس فرمود : اندرزهاي رسا با اهل اندرز چنين ميكند.

شخصي عرض كرد : شما را چه شده ؟ ( كه فرياد نكشي و بيهوش نشوي ) فرمود : هركسي را اجلي است كه از آن نگذرد و سببي است كه از آن تجاوز نكند ، آرام باش و ديگر مگو كه شيطان اين سخن را به زبانت دميد.
يكشنبه، 29 خرداد ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
شهید برونسی و حضرت آقا+عکس
نگارش یافته توسط sajjadkhosropour  
پنجشنبه، 26 خرداد ماه ، 1390

ویژه نامه طولانی و مفصل روزنامه خراسان به مناسبت چهلمین روز دفن شهید در بهشت رضا  بسیار جالبه از دست ندهید


۵،۷ مگابایت

دانلود ویژه نامه پی دی اف غیرمستقیم



http://s1.picofile.com/file/6813810860/Agha_Boroonsi.jpg

 

 

شادی روح امام و شهدا صلوات...





پنجشنبه، 26 خرداد ماه ، 1390 نظرات
ادامه مطلب
 
 
 
 
آمار کاربران
نظرسنجی
نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 27
نظرات : 4
لینکدونی سایت

شبکه خبری مهندس نیوز

رو به سوی خدا

ماهنامه فرهنگی خاکریز

پایگاه اینترنتی دانشجویان بسیجی

پایگاه مقاومت شهید عرشی

نورمبین پایگاه ختم متون اسلامی

عمار

جمعیت پیروان روح الله

وبلاگ فرهنگی دینی هیئت ثارالله رشت

لبیک یا خامنه ای

هیئت محبان اباعبدالله الحسین لاهیجان

هیئت حضرت رقیه (سلام الله علیها) لاهیجان

پایگاه اینترنتی حجت الاسلام رنجبر

پایگاه 10شهدا’ قم

پایگاه مقاومت بسیج شهید نعمت زاده

* ديار رنج *

کانون بسیج جوانان شهرستان لاهیجان

رعد.ا

خضيب

قطب عالم

علمدار صبح

قضاوت با شما ای دوست

انتظار نور.....گیلان

تا آخر هستیم

دريچه اي به سوي ملكوت

فطرس

@@@سکوت دل@@@

پايگاه اطلاع رساني امام المهدي (ع)

يا ابا صالح المهدي(ع)

مسندخورشید

سپيدار سبز

پایگاه امدادی نجاتگر

حمايت از غزه Gaza.ir

طلبه تخريب چي

دل نوشته هاي قاصدك

دفاع مقدس(8سال دفاع)

كانون وبلاگ نويسان مذهبي

درد شكفتن(يادآوري عظمت من و تو)

دل نوشته هاي دو دختر شهيد

نمایشگاه بین المللی کاریکاتور هولوکاست

http://narjes.blogfa.com/

صفحات انتظار در فراق گل نرگس

سايت اطلاع رساني آيت الله بهجت

مركز جهاني اطلاع رساني آل البيت(ع)

majestymilitary

وب سایت بسيجيان

ميدون مين

پژوهشكده تحقيقات اسلامي طوبي

طب نظامي دكتر رحمت سخني

پايگاه اطلاع رساني امام خميني

کانون فرهنگی رهپویان وصال

شهید دکتر مصطفی چمران

پایگاه اطلاع رسانی دارالقرآن

مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی

مرکز نشر اعتقادات

پایگاه اطلاع رسانی دفاع مقدس ساجد

پایگاه اطلاع رسانی دفاع مقدس سبک بالان

اشعار دفاع مقدس

دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

پایگاه اطلاع رسانی تبیان












Design:IMAN64(محمود نامور)